تبليغاتX
☻☺یادداشت های وبی☻☺

☻☺یادداشت های وبی☻☺

مطالب خوانده شده روزانه در فضای مجازی

ای کاش می توانستم...

با چشمها ز حیرت این صبح نا بجا

خشکیده بر دریچه خورشید چهارطاق

بر تارک سپید این روز پا به زای

دستان بسته ام را آزاد نمودم از زنجیرهای خواب

فریاد کشیدم: اینک چراغ معجزه مردم

تشخیص نیمه شب از فجر، در چشمهای کوردلیتان

سویی بجای مانده است آنقدر،تا از کیسه تان نرفته

تماشا کنید خوب، در آسمان شب،پرواز آفتاب را

با گوشهای ناشنوایی تان این طرفه بشنوید

در نیم پرده شب آواز آفتاب را

دیدیم گفتند خلق نیمی: پرواز روشنش را آری

نیمی به شادی از دل فریاد کشیدند:

با گوش جان شنیدیم آواز روشنش را

باری من با دهان حیرت گفتم:ای یاوه،یاوه،یاوه...

خلایق! مستید و منگ؟ یا به تظاهر تزویر می کنید؟

از شب هنوز مانده دو دانگی

ور طاعبید و پاک و مسلمان

نماز را از چاوشان نمانده بانگی

هر گاو گندچاله دهانی،آتشفشان روشن خشمی شد

این غول بین که روشنی آفتاب از ما دلیل می طلبد

طوفان خنده ها .....

خورشید را گذاشته می خواهد با اتکا به ساعت شماته دار خویش

بیچاره خلق را متقاعد کند که شب،از نیمه نیز بر نگذشته است

طوفان خنده ها .....

من درد در رگانم،حسرت در استخوانم،چیزی نظیر آتش،در جانم پیچید

سرتاسر وجود مرا گویی چیزی به هم فشرد،تا قطره ای

 به تفتگی خورشید جوشید از دو چشمم

از تلخی تمامی دریاها در اشک ناتوان خود ساغری زدم

آنان به آفتاب شیفته بودند

زیرا که آفتاب،تنهاترین حقیقتشان بود

احساس واقعیتشان بود

با نور و گرمی اش مفهوم بی ریای رفاقت بود

با تابناکی اش مفهوم بی فریب صداقت بود

ای کاش می توانستند از آفتاب یاد بگیرند

که بی دریغ باشند در دردها و شادیهاشان

حتی با نان خشکشان

و کاردهایشان را جز از برای قسمت کردن بیرون نیاورند

افسوس که آفتاب مفهوم بی دریغ عدالت بود

وآنان به عدل شیفته بودند و اکنون

با آفتاب گونه ای آنان را اینگونه دل فریفته بودند

ای کاش می توانستم ،خون رگان خود را من

قطره قطره قطره بگریم تا باورم کنند

ای کاش می توانستم،یک لحظه می توانستم ای کاش

بر شانه های خود بنشانم این خلق بی شمار را

و گرد حباب خاک بگردانم

تا با دو چشم خویش ببینند که خورشیدشان کجاست

وباورم کنند

ای کاش می توانستم.....

"شاملو"

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/23ساعت 10:59  توسط مهدی طلایی  | 

يادي از سعدي

من ندانستـم از اول كه تـو بـی مهـر و وفايی
عـهـد نابستـن از آن بـه كه ببنـدی و نپايـی

دوستـان عـيب كننـدم كه چـرا دل به تو دادم
بايـد اول به تو گفتـن كه چنين خوب چرايـی

ای كـه گفتـی مـرو انـدر پـی خـوبـان زمــانـه
مـا كجـاييـم در ايـن بحـر تفـكـر تـو كـجـايـی

آن نه خالسـت و زنخـدان و سر زلـف پريشان
كه دل اهل نظر برد كه سرّی است خدايـی

پـرده بــردار كـه بـيگـانه خـود ايـن روی نبينـد
تــو بزرگــی و در آيـيـنــه كــوچـك ننـمـايـی

حلقــه بر در نتــوانم زدن از دســــت رقيبــان
ايـن توانـم كـه بيـايـم بـه محلـت به گدايـی

عشق و درويشی و انگشت نمايی و ملامت
همـه سهل است تحمـل نكنـم بـار جدايـی

روز صحرا و سماعسـت و لب جوی و تماشـا
در همه شهر دلی نيست كه ديگر بـربـايـی

گفته بـودم چو بيـايـی غـم دل با تـو بـگـويـم
چه بگويم كه غـم از دل برود چون تو بيـايـی

شمع را بـايد از اين خانه به دربردن و كشتن
تا به همسايـه نگويـد كه تـو در خانه مـايـی

سعدی آن نيست كه هرگـز ز كمندت بگريزد
 كه بدانست كه دربند تو خوشتر كه رهـايـی

منبع : سعدي!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/13ساعت 14:54  توسط مهدی طلایی  | 

ارزيابي

پسر كوچكي وارد مغازه اي شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روي جعبه رفت تا دستش به دكمه هاي تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره. مغازه دار متوجه پسر بود و به مكالماتش گوش مي داد.
پسرك پرسيد: «خانم، مي توانم خواهش كنم كوتاه كردن چمن هاي حياط خانه تان را به من بسپاريد؟»
زن پاسخ داد: «كسي هست كه اين كار را برايم انجام مي دهد.»
پسرك گفت: «خانم، من اين كار را با نصف قيمتي كه او مي دهد انجام خواهم داد.»
زن در جوابش گفت كه از كار اين فرد كاملا راضي است.
پسرك بيشتر اصرار كرد و پيشنهاد داد: «خانم، من پياده رو و جدول جلوي خانه را هم برايتان جارو مي كنم. در اين صورت شما در يكشنبه زيباترين چمن را در كل شهر خواهيد داشت.» مجددا زن پاسخش منفي بود.
پسرك در حالي كه لبخندي بر لب داشت، گوشي را گذاشت. مغازه دار كه به صحبت هاي او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: «پسر...، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اينكه روحيه خاص و خوبي داري دوست دارم كاري به تو بدهم.»
پسر جوان جواب داد: «نه ممنون، من فقط داشتم عملكردم را مي سنجيدم. من همان كسي هستم كه براي اين خانم كار مي كند.»


منبع : گروه روزنه

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/02ساعت 12:43  توسط مهدی طلایی  | 

سه در هزار

درباره كيفيت محصولات و استانداردهاي كيفيت در ژاپن بسيار شنيده ايد. اين داستان هم كه در مورد شركت آي بي ام اتفاق افتاده در نوع خود شنيدني است. چند سال پيش، آي بي ام تصميم گرفت كه توليد يكي از قطعات كامپيوترهايش را به ژاپنيها بسپارد. در مشخصات توليد محصول نوشته بود: سه قطعه معيوب در هر 10000
قطعه اي كه توليد مي شود قابل قبول است. هنگاميكه قطعات توليد شدند و براي آي بي ام فرستاده شدند، نامه اي همراه آنها بود با اين مضمون «مفتخريم كه سفارش  شما را سر وقت آماده كرده و تحويل مي دهيم. براي آن سه قطعه معيوبي هم كه خواسته بوديد خط توليد جداگانه اي درست كرديم و آنها را هم ساختيم. اميدواريم
اين كار رضايت شما را فراهم سازد.»

منبع : گروه روزنه

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/02ساعت 12:41  توسط مهدی طلایی  | 

در هر دقيقه 20 ساعت !

هر دقیقه، ۲۰ ساعت ویدئو در یوتیوب آپلود می‌شود: این خبری است که وبلاگ تک‌کرانچ نقل کرده است. خودتان حساب کنید که هر روز، چند ساعت ویدئو در یوتیوب آپلود می‌شود!

منبع alirezamajidi@gmail.com از خوانندگان گروه مبين شماره 1089

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/02ساعت 12:2  توسط مهدی طلایی  | 

قربانی عزیزترین پاره وجود


روزی پسر بچه ای نزد شیوانا عارف بزرگ آمد و گفت : ” مادرم قصد دارد برای راضی ساختن خدای معبد و به خاطر محبتی که به کاهن معبد دارد. خواهر کوچکم را قربانی کند. لطفا خواهر بیگناهم را نجات دهید .” شیوانا سراسیمه به سراغ زن رفت و با حیرت دید که زن دست و پای دختر خردسالش را بسته و در مقابل در معبد قصد دارد با چاقو سر دختر را ببرد. جمعیت زیادی زن بخت برگشته را دوره کرده بودندو کاهن معبد نیز با غرور و خونسردی روی سنگ بزرگی کنار در معبد نشسته و شاهد ماجرا بود. شیوانا به سراغ زن رفت و دید که زن به شدت دخترش را دوست دارد و چندین بار او را در آغوش می گیرد و می بوسد. اما در عین حال می خواهد کودکش را بکشد. تا بت اعظم معبد او را ببخشد و برکت و فراوانی را به زندگی او ارزانی دارد. شیوانا از زن پرسید که چرا دخترش را قربانی می کند. زن پاسخ داد که کاهن معبد گفته است که باید عزیزترین پاره وجود خود را قربانی کند تا بت اعظم او را ببخشد و به زندگی اش برکت جاودانه ارزانی دارد. شیوانا تبسمی کرد و گفت : ” اما این دختر که عزیزترین بخش وجود تو نیست.
چون تصمیم به هلا کش گرفته ای. عزیزترین بخش زندگی تو همین کاهن معبد است که به خاطر حرف او تصمیم گرفته ای دختر نازنین ات را بکشی. بت اعظم که احمق نیست. او به تو گفته است که باید عزیزترین بخش زندگی ات را از بین ببری و اگر تو اشتباهی به جای کاهن دخترت را قربانی کنی . هیچ اتفاقی نمی افتد و شاید به خاطر سرپیچی از دستور بت اعظم بلا و بدبختی هم گریبانت را بگیرد !” زن لختی مکث کرد. دست و پای دخترک را باز کرد. او را در آغوش گرفت و آنگاه درحالی که چاقو را محکم در دست گرفته بود به سمت پله سنگی معبد دوید.اما هیچ اثری از کاهن معبد نبود. می گویند از آن روز به بعد دیگر کسی کاهن معبد را در آن اطراف ندید

 منبع : rajaby@live.com از خوانندگان گروه مبين شماره 1089
+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/02ساعت 11:58  توسط مهدی طلایی  | 

کتاب ها و آدم ها

“آدمها مثل کتابها هستند”
بعضی از آدم ها جلد زركوب دارند. بعضی جلد ضخیم و بعضی جلد نازك.
بعضی از آدم ها با كاغذ كاهی چاپ می‌شوند و بعضی با كاغذ خارجی.
بعضی از آدم ها ترجمه شده‌اند.
بعضی از آدم ها تجدید چاپ می‌شوند و بعضی از آدمها فتوكپی آدمهای دیگرند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/02/19ساعت 12:5  توسط مهدی طلایی  | 

پستانک

سینه

چندی پیش در روزنامه ها ، طی بخشنامه ای اعلام شده بود که پزشکان می بایست از این به بعد به جای کلمه «سرطان پستان» از عنوان «سرطان سینه» استفاده نمایند . پزشک محترمی نیز طی مقاله ای در همان روزنامه معترض شده بود که در علم آناتومی ، «پستان» و «سینه» دو مقوله ی جدا از هم هستند . سینه قسمتی از بدن است که ریه و قلب زیر آن قرار دارد و پستان روی آن . بنابر این نمی توان به جای «پستان» گفت «سینه» و در نهایت هم به ریش مبتکر این واژه گزینی خندیده بود .

یادم نیست این بخشنامه را وزارت بهداری صادر کرده یا پیشنهاد فرهنگستان زبان بود . کاری هم به این نداریم که آن آقای دکتر تا چه حد راست می گفت یا نه ، ولی این را می دانم که این مقوله سر دراز دارد و ابعاد آن خیلی گسترده تر از این حرف هاست .

مثلا معلوم نیست تکلیف واژه های دیگری که ترکیب مشترک دارند چیست . می پرسید یعنی چه ؟ حالا توضیح می دهم :

از این به بعد به «پستانک» چه باید گفت ؟ «سینه اََک»؟ یا واژه ی دیگری پیشنهاد می شود . یا لغاتی که مشابه و نزدیک به آن هستند ، مثل «پیستون» یا «پسته». چون اگر معتقد باشیم که «ان» آخر پستان ،«ان» تثنیه است ، بنابر این پسته که مفرد آن است را چه باید نامید ؟

از پسته بگذریم ، ما جزو داروهای گیاهی ، گیاهی داریم به نام «سه پستان» که معمولا ً با عناب تجویز و مصرف می شود . آیا از این پس وقتی به عطاری می رویم ، باید سراغ «عناب سه سینه» را بگیریم ؟ اگر جناب عطار در جریان این بخشنامه نباشد تکلیف چیست ؟

از آن بالاتر ، تکلیف گروه پستانداران در علم جانور شناسی چه می شود ؟ آیا «سینه داران» جایگزین مناسبی است یا «شیردان داران» را باید پیشنهاد کرد؟ مثلا ً تصور کنید گوساله که از اول خلقتش تا حالا برای خوردن شیر مادر به سراغ پستان گاو در بین پاهای عقب رفته ، حال باید به سراغ سینه ی گاو در بین پاهای جلو برود . تازه چی گیرش می آید که بخورد؟

بعد می رسیم به لغات هم عرض ، مثلاً در صنعت ما واشری داریم به نام «ممه یی» که به سر شیلنگ یا لوله وصل می شود . آیا ممه یی نیز ممنوع است یا اشکالی ندارد ؟

از همه ی این ها که بگذریم ، تاثیر چنین بخشنامه ای در ادبیات بسیار مشکل آفرین است . تصور کنید دیوان تمام شاعران باید بازخوانی و باز نویسی شود .

مثلا ً باید بگوییم :

گویند مرا چو زاد مادر / سینه به دهان گرفتن آموخت

 

به همین ترتیب بسیاری از اشعار فورکلور باید اصلاح شود . از جمله باید خواند :

اتل متل توتوله

گاو حسن چه جوره

نه شیر داره نه سینه

شیرشو بردن به گینه

حالا اگر در هندوستان قحطی شیر هم شد که شد .

هکذا ضرب المثلهای زیادی که باید اصلاح شوند که فعلاً با آن ها کاری نداریم .

اما مشکل بعدی ، بعد از اصلاح شعر شعرا ، در نسل بعدی ظاهر می شود . یعنی جوان های نسل آینده که بچه های کنونی ما باشند ، وقتی به واژه ی تبدیلی اصلاح شده (یعنی سینه) بر می خورند نمی دانند واقعا منظور شاعر همان سینه است یا این سینه قبلا پستان بوده است . مثلاً وقتی شاعر می گوید :

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق

یا می گوید :

خدایا سینه ای ده آتش افروز

واقعاً منظور اولیه ی شاعر همان سینه بوده است یا چیز دیگری .

همچنین واژه هایی مثل : سینه ریز ، سینه خیز رفتن، سینه سپر کردن ، سینه چاک و قس علی هذا. _ قس علی هذایش این است که اگر در رستوران گارسون پرسید : ران مرغ می خورید یا سینه ی مرغ ؟ معلوم نیست حرف بدی دارد می زند یا بیچاره منظوری ندارد .

توجه دارید که در چنین شرایطی آدم به همه چیز شک می کند . مثلاً وقتی مترجمی «انشراح صدر» را «فراخی سینه» ترجمه کرده است ، معلوم نیست این بخشنامه دست و پای او را در ترجمه بسته یا این که واقعاً فراخی این سینه ، فراخی سینه بوده است نه فراخی ... .

ملاحظه می فرمایید یک سرطان پسـ... ببخشید ، سرطان سینه ی ناقابل ، چه الم شنگه ها ممکن است به دنبال داشته باشد ؟

سینه سوخته ی همه ی شما ، هالو (محمدرضا عالی پیام)

 
منبع : گروه روزنه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/16ساعت 17:34  توسط مهدی طلایی  | 

قرعه ‌کشي

چاک از يک مزرعه‌دار در تکزاس يک الاغ خريد به قيمت ۱۰۰ دلار. قرار شد که مزرعه‌دار الاغ را روز بعد تحويل بدهد. اما روز بعد مزرعه‌دار سراغ چاک آمد و گفت: «متأسفم جوون. خبر بدي برات دارم. الاغه مرد.»

چاک جواب داد: «ايرادي نداره. همون پولم رو پس بده.»
مزرعه‌دار گفت: «نمي‌شه. آخه همه پول رو خرج کردم.»
چاک گفت: «باشه. پس همون الاغ مرده رو بهم بده.»
مزرعه‌دار گفت: «مي‌خواي باهاش چي کار کني؟»
چاک گفت: «مي‌خوام باهاش قرعه‌کشي برگزار کنم.»
مزرعه‌دار گفت: «نمي‌شه که يه الاغ مرده رو به قرعه‌کشي گذاشت!»
چاک گفت: «معلومه که مي‌تونم. حالا ببين. فقط به کسي نمي‌گم که الاغ مرده است.»
يک ماه بعد مزرعه‌دار چاک رو ديد و پرسيد: «از اون الاغ مرده چه خبر؟»
چاک گفت: «به قرعه‌کشي گذاشتمش. ۵۰۰ تا بليت ۲ دلاري فروختم و ۸۹۸ دلار سود کردم.»
مزرعه‌دار پرسيد: «هيچ کس هم شکايتي نکرد؟»
چاک گفت: «فقط هموني که الاغ رو برده بود. من هم ۲ دلارش رو پس دادم.»


منبع :  mahdianmohammadjaffar@yahoo.ca  گروه همترانه
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/16ساعت 16:47  توسط مهدی طلایی  | 

يارو عجب چرچيليه

در مجلس عيش‌ حکومتى، وقتى چرچيل حسابى مست کرده بود؛ يکى ار حضار، که خبرنگار هم بود، از روى حس کنجکاوى حرفه ايش (فضولى براى سوژه تراشى) پيش او رفت که حالا ديگه حسابى پاتيل پاتيل شده بود، و در حالى که چرچيل سرش رو پايين انداخته بود و در عالم مستى چيزهاى نامفهومى زير لب زمزمه مى‌کرد و مى‌خنديد؛ گفت: آقاى چرچيل! (چرچيل سرش را بلند نکرد). بلندتر تکرار کرد: آقـاى چرچيل (خبرى از توجه چرچيل نبود)
(در شرايطى که صداش توجه دور و برى‌ها رو جلب کرده بود، براى اينکه بيشتر ضايع نشه بلافاصله سرش رو بالا گرفت و ادامه داد) شما مست هستيد، شما خيلى مست هستيد، شما بى اندازه مست هستيد، شما به طور وحشتناکى مست هستيد!
چرچيل سرش رو بلند کرد در حاليکه چشمهاش سرخ رنگ شده بودن و کشـــدار حرف مى‌زد) به چشمهاى خبرنگار خيره شد و گفت:
خانم …. (براى حفظ شئونات بخوانيد محترم!) شما زشت هستيد، شما خيلى زشت هستيد، شما بى اندازه زشت هستيد، شما به طور وحشتناکى زشت هستيد! مستى من تا فردا صبح مى‌پره، مى‌خوام ببينم تو چه غلطى مى‌کنى ..!

 منبع : hoseinbadpa@yahoo.com خوانندگان مبین شماره ۱۰۸۰

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/10ساعت 12:55  توسط مهدی طلایی  | 

9 اشتباه در غذا خوردن

غذا خوردن كه پيش از اين يك اولويت مهم محسوب مي‌شد، امروزه به موضوعي جنبي تبديل شده كه توجه زيادي به آن نمي‌شود.
و معمولا در لابه لاي كارهاي روزانه ديگر گنجانده مي شود. علاوه بر اين برخي از عادت هاي غذايي كه تصور مي كنيد موجب كاهش وزن مي شوند، در واقع ممكن است منجر به افزايش وزن شوند. در اينجا در راستاي توصيه هايي در جهت سلامت شما دوستان عزيز به برخي از اين عادت هاي نادرست تغذيه اي اشاره اي داريم كه به شرح زير است :

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/07ساعت 15:48  توسط مهدی طلایی  | 

نتیجه بازدید !

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟
 روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند.
 من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ‌تر است.
 روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر می‌دارد. شما می‌خواهید تخت‌تان کنار پنجره باشد؟

منبع : ایمیل دوستم غلامرضا امیری

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/07ساعت 14:53  توسط مهدی طلایی  | 

میم

وقتي كه "ميم" معني مريم نمي دهد                 يعني خدا به زخم تو مرهم نمي دهد

 يعني برو كه قسمت تو غربت است و بس           هرگز خدا به روح تو همدم نمي دهد

 از بس كه غصه هاي د لت سخت و كاري است    حتي دگر خدا به تو غم هم نمي دهد

گلبرگ هاي تشنه ي مريم در انتظار                    اما خدا به دست تو شبنم نمي دهد

اين امتحان سخت ا لهي ست تا ابد                   هرگز خدا به زخم تو مرهم نمي دهد

 

منبع : شعر دوست عزیزم امیر عبدی پور

+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/29ساعت 15:5  توسط مهدی طلایی  | 

خواب

آيا در تمام طول روز احساس خواب آلودگي مي کنيد؟

 هميشه در حال خميازه کشيدن هستيد؟

گيج و بي حوصله ايد؟

خوب شايد واقعاً به اندازه ي کافي نمي خوابيد! استراحت کافي يکي از ضروريات زندگيست.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/26ساعت 10:57  توسط مهدی طلایی  | 

خیال خام

خيال خـام پلنگ من ، به سوي مــاه جهيدن بود
و مـاه را زِ بلندايش ، به روي خاك كشيـــدن بود

پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پريد و پنجه به خالي زد
كه عشق ـ ماه بلند من ـ وراي دسـت رسيدن بود

گل شكفته ! خداحافظ ، اگرچه لحظــه ديـــدارت
شروع وسوسه‌اي در من ، به نام ديدن و چيدن بود

من و تو آن دو خطيـم آري ، موازيــان به ناچاري
كه هردو باورمان ز آغـاز ، به يكدگــر نرسيدن بود

اگــرچـــه هيچ گل مرده ، دوبــاره زنده نشد امّا
بهـــار در گــل شيپـوري ، مدام گرم دميدن بود


شراب خواستم و عمرم ، شرنگ ريخت به كام من
فريبكــار دغل‌پيشه ، بهانــه ‌اش نشنيـــدن بود

چه سرنوشـت غم‌انگيزي ، كه كرم كوچك ابريشم
تمام عمر قفــس مي‌بافـت ولي به فكر پريدن بود

حسین منزوی

منبع : http://www.persian-language.org/Adabiat/Poem.asp?ID=238&P=2

+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/22ساعت 14:40  توسط مهدی طلایی  | 

وایت نویز یا پارازیت سفید؛ ایجاد آرامش در منزل

White Noise، وایت نویز، وایت سوند، صدای سفید و یا همان پارازیت سفید به ترکیبی از صداهایی با فرکانسهای مختلف گفته می شود که در آن واحد و همزمان با هم توسط گوش انسان شنیده می شوند. به عبارت ساده تر هر چه که گوش انسان توانایی شنیدن آنرا داشته باشد همه با هم در یک زمان جمع شده و گوش انسان همه را باهم در همان زمان بشنود. می توان در نظر گرفت مثلا ۲۰۰۰۰ تن صدای مختلف (فرکانس) در آن واحد شنیده شود. شاید با شنیدن نمونه ای ساده از وایت نویز منظور را بهتر دریافت کنید.

دلیل نامگذاری صفت سفید در این نوع پارازیت، این است که نور ویا رنگ سفید ترکیبی از تمامی نورهای موجود در می باشد که با هم ترکیب شده و نور سفید را تشکیل داده اند. صحت این مطلب را می توان با تاباندن نور سفید در یک منشور دید که نور سفید به رنگهای دیگر تجزیه می گردد. نمونه ای از طیف فرکانس وایت نویز.

با توجه به اینکه نویز سفید دربردارنده تمامی فرکانسهاست، غالبا پوشانندۀ تمامی صداهای دیگر می باشد. مثلا اگر شخصی در یکی از اتاقهای یک هتل اقامت داشته و سر و صدای اتاق همجوار به اتاقش نفوذ می کند، می تواند با روشن کردن یک فن و یا پنکه از شنیده شدن صداهای دیگر جلوگیری کند.

موجهای مشکی رنگ نویز سفید و موجهای زرد رنگ شبیه صدای انسان است (مقایسه کنید)

چرا اینطور است ؟
با خود تصور کنید که دو نفر همزمان مشغول صحبت کردن هستند. مغز انسان قادر به دریافت و فهم و برداشت یکی از آن دو است و به صحبتهای فرد دوم نمی تواند گوش دهد و تمرکز کند. همچنین اگر سه نفر و یا بیشتر نیز با هم صحبت کنند بازهم مغز انسان قادر به دریافت و برداشت یکی از صداهاست ولی در مورد مثلا ۱۰۰۰ نفر و یا بیشتر دیگر اینطور نیست. در واقع صداهای زیاد تبدیل به وایت نویز شده و دیگر مغز انسان توانایی تفکیک صداها را ندارد.

در واقع صداهایی نظیر صدای آژیر آمبولانس، بوق خطر، موج دریا، ریزش باران، صدای فن و کولر و صداهایی از این قبیل وایت نویز یا پارازیت سفید هستند. به همین دلیل در ظهرهای تابستان وقتی کولر روشن است، خواب بهتر می چسبد. زیرا صدای دیگری نمی تواند در مغز نفوذ کند مگر اینکه شدت آن بیشتر باشد. همچنین به همین دلیل صدای بارش باران و امواج دریا آرام بخش است.ضمنا آلات موسیقی نظیر سازهای زهی به دلیل در بر داشتن ۹۹% فرکانس های موجود آرام بخش هستند.

وایت نویز بوسیله مولدهایی به نام تجاری ماشین ولیت نویز تولید می شود. این دستگاهها در واقع کمکی است برای کسانی که با کمترین صدایی از خواب بیدار شده و یا نیاز به تمرکز حواس دارند. همچنین کسانی که از استرس های محیطی رنج می برند می توانند با شنیدن وایت نویز برای خود محیطی آرام ایجاد نمایند. همچنین در حین مطالعه، وایت نویز می تواند محیطی همانند کتابخانه را بوجود آورد. وایت نویز صداهای اطراف و نویز های مختلف را غیر قابل شنیدن کرده و صدایی زمینه ای ایجاد می کند که با شدت متعادل آرام بخش می باشد.

با توجه به اینکه ماشینهای تولید وایت نویز شاید گران بوده و از نظر حجم فضایی را اشغال نمایند، ابزار مالتی مدیا نظیر سی دی ها یا نوار کاست هایی به این منظور در بازار موجود است ویا می توانید آنها را دانلود نمایید که اکثرا شامل صداهای طبیعت هستند.  

منبع : http://www.pourali.net/1387/11/340/ به نقل از ترجمه ای آزاد از منبع و منبع

 


+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/24ساعت 14:44  توسط مهدی طلایی  | 

با شنیدن شغل هر کس می گوییم :

کارمند بانک: می تونی یه وام واسه ما جور کنی؟

مهندس کامپیوتر: من کامپیوترم ویروسی شده می‌تونی ویندوزم رو عوض کنی؟

پزشک عمومی: می‌تونی برای چهارشنبه که بچه‌ام نرفته مدرسه یه گواهی بنویسی؟

دندونپزشک: بیا این دندون عقل من رو نگاه کن ببین سیاه شده باید بکشمش یا پرش کنم؟

تعمیرکار ماشین: این ماشین من نمی‌دونم چرا هی صدای اضافی می‌ده، می‌تونی بیای یه نیگا بهش بندازی؟!

بازیگر: واسه کسایی که میخوان بازیگر بشن چه نصیحتی دارید؟

مدیر یه جایی: می‌شه واسه این بهرام ما یه کار جور کنی؟

موبایل فروش: آقا این گوشی ۳۳۱۰ مارو می‌شه با یهN95 عوض کنی؟!

معلم: این حسن ما یه خورده تو ریاضی‌اش بازیگوشی می‌کنه می‌شه این پنج‌شنبه‌ی قبل از امتحان ریاضی‌اش شام تشریف بیارین خونه ما سر راه این اتحادارو هم یه بار براش بگین؟!

نماینده مجلس: این شهرام ما خیلی پسر گلیه می‌خواد زن بگیره می‌شه کمک کنید معافی این بچه‌رو بگیریم؟!

کارمند سازمان سنجش: سؤالای کنکور سال بعد رو نداری؟

نویسنده: یه روز بیا سر فرصت قصه زندگیمو برات تعریف کنم کتابش کنی!

معمار: این خونه مون باید کفش سرامیک شه و آشپزخونه‌اش اُپن، فکر می‌کنی چند روزه تموم می‌کنی؟

طلا فروش: الان اوضاع سکه چجوریاس؟

اقتصاد‌دان: بالاخره این بنزین رو می‌خوان چی‌کار کنن؟ یه سوال دیگه: می‌دونی اصلاً‌ درآمد نفتی ایران چقده؟

وکیل: من اگه بخوام حضانت بچه‌ام رو بگیرم چی‌کار باید بکنم؟

روان‌شناس: من الان یه چند وقتیه بچه‌ام شبا جاشو خیس می‌کنه، روزا هم بینبش‌فعاله، شوهرم هم شیش ماهه خونه نیومده، این اواخر همه موهاشو کنده بود،‌ خودمم فکر کنم افسردگی گرفتم، می‌خوام طلاق بگیرم، بعدشم خودکشی،‌سم هم تهیه کردم!!!!حالا چی‌کار می‌تونی برام بکنی؟

تایپیست: یه پایان نامه دارم ۹۵۸ صفحه اصلاً وقت ندارم تایپش کنم،‌ نظر تو چیه؟

واقعاً چرا اینجوریه که همیشه با دیدن بقیه یاد درد و مشکلای خودمون می‌افتیم؟

منبع : http://www.pourali.net/1387/10/105/

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/24ساعت 14:42  توسط مهدی طلایی  | 

۴۰ کار مفید که در کمتر از ۱۰ دقیقه می‌توانید انجام دهید


 بر اساس تحقیقاتی که در دانشگاه میشیگان صورت گرفته یک زندگی سالم به چهار امر مهم بستگی دارد:

۱- عدم استعمال دخانیات.
۲- پایین نگه داشتن وزن.
۳- تغذیه‌ی مناسب.
۴- ورزش.

جالب است بدانید از بین ۱۵۳۰۰۰ نفر مورد بررسی قرار گرفته شده فقط ۳٪ همه‌ی چهار مورد بالا را رعایت می‌کردند.

اکثر مردم وقتی وارد زندگی بزرگسالی می‌شوند به دلیل مشغله های مختلف دچار عادت های بد و ناسالم می‌شوند. همه‌ی ما بار ها و بارها مقالاتی مثل همین را خوانده‌ایم و تصمیم گرفته‌ایم آنها را عملی کنیم ولی نکرده‌ایم.
ولی اگر هرگز شروع نکنیم مطمئن باشید ضرر بزرگی خواهیم کرد و بعد ها افسوس خواهیم خورد. چون زمان و سلامتی و جوانی دیگر هرگز باز نخواهند گشت.
آیا عاقلانه تر نیست با کمی غلبه بر احساس تنبلی چندین سال زندگی شادتر و سالم‌تری برای خود بسازیم؟

در زیر ۴۰ کار مفید برای سلامتی آورده شده که انجام دادن آنها حداکثر ده دقیقه طول خواهند کشید ، فکر می‌کنم برای شروع یک زندگی سالم خوب باشد:
۱- مسواک بزنید.

۲- ۱۵ تا بشین پاشو بروید.

۳- صاف بنشینید.

۴- یک سیب بخورید.

۵- سرخط های مربوط به سلامتی روزنامه ها را بخوانید.

۶- بایستید و کمی به بدنتان کش و قوس بدهید.

۷- ۱۰ بار وزن را از طرفین روی یکی از پاهایتان بیاندازید.

۸- یک لیوان آب بنوشید.

۹- لبخند بزنید.


۱۰- یک نقل قول خوب و روحیه بخش توییت کنید.

۱۱- یک نفس عمیق بکشید.

۱۲- ده دقیقه زودتر از خواب بیدار شوید.

۱۳- کمربندتان را ببندید.

۱۴- دست هایتان را بشویید.

۱۵- به مادرتان تلفن کنید.

۱۶- یک دستور غذای خوب و سالم را به دوستانتان بدهید.

۱۷- خودکاری که نمی‌نویسد را دور بیاندازید.

۱۸- هنگام آگهی های بازرگانی تلویزیون ۱۰ تا شنا بروید.

۱۹- کمی فلفل به سالادتان اضافه کنید.

۲۰- کنترل تلویزیون را کمی دور بگذارید تا برای عوض کردن کانال بلند شوید.

۲۱- پنجره‌ای را باز کنید.
۲۲- نظری در یک وبلاگ بنویسید.

۲۳- فرزندانتان را بغل کنید.

۲۴- کمی کرم مرطوب کننده و ویتامینه به دستانتان بزنید.

۲۵- از کسی که لیاقتش را دارد تشکر کنید.

۲۶- لباس هایتان را برای فردا آماده کنید.

۲۷- یک بار به جای چای قهوه بنوشید.

۲۸- کلید هایتان را یک جای مشخص قرار دهید.

۲۹- نامه یا ایمیلی دوستانه برای یکی از دوستانتان بفرستید.

۳۰- به یک موسیقی آرامش بخش گوش دهید و ذهنتان را آزاد کنید.

۳۱- ۱۰ دقیقه استراحت کنید.

۳۲- میز کار و صفحه‌ی نمایشگرتان را تمیز کنید.


۳۳- کمی آجیل بخورید.

۳۴- یکی از دوستان خوبتان را برای یک شام سالم دعوت کنید.

۳۵- یک خوردنی برای فقیری تهیه کنید و به او بدهید.

۳۶- چشمانتان را ببندید و فکر کنید چه چیزهای خوبی در زندگی دارید.

۳۷- این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید.

۳۸- دست و صورتتان را بشویید و ۳ دقیقه از پنجره به دوردست نگاه کنید. (برای چشم مفید است.)

۳۹- برای پرنده ها دانه بریزید.

۴۰- یکی از کار های بالا را همین حالا انجام دهید!

کار های بالا هر کدام به نحوی مفید هستند و باعث سلامتی جسمی ، اجتماعی ، روانی و… می‌شوند. انجام دادن هر کدام از آنها حداکثر ۱۰ دقیقه طول خواهد کشید. پس تنبلی را کنار بگذارید و همین الان چند تا را انتخاب کرده و انجام دهید مثلآ ابتدا لبخند بزنید سپس یک لیوان آب بنوشید سپس یک سیب را در حالی که از پنجره به بیرون نگاه می‌کنید بخورید.

[به یاری Dumb Little Man]

منبع  : زنگوله

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/15ساعت 14:5  توسط مهدی طلایی  | 

چند نکته

لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره می‌شود، می‌تواند لشکر شیران را که توسط یک گوسفند اداره می‌شود، شکست دهد. "نارسیس"

هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود ، دری دیگر باز می شود ولی ما اغلب چنان به دربسته چشم می دوزیم که درهای باز را نمی بینیم. "هلن کلر"

همیشه بهترین راه را برای پیمودن می بینیم اما فقط راهی را می پیماییم که به آن عادت کرده ایم " پائولو کوئلیو"

منبع : ایمیل دوستم : غلامرضا امیری

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/13ساعت 11:59  توسط مهدی طلایی  | 

نصايحي از شاملو

عيب كار اينجاست كه من ‌‍‍‌‍‌"آنچه هستم " را با " آنچه بايد باشم" ،

اشتباه مي كنم ، خيال ميكنم آنچه بايد باشم ، هستم ، در حاليكه آنچه هستم نبايد باشم


به خاطر داشته باشيم كه :
عمر كوتاه است رسيدن به خواسته هايمان را طولاني نكنيم،
راه ما هموار است آن را پيچيده نكنيم.
نگهداشتن دوستان خوب گرانبها است به سادگي از دست ندهيم.
سخن گفتن سهل است گوش كردن را تمرين كنيم.
طبيعت پر از لطف است نامهرباني نكنيم.
زندگي آسان است آن را مشكل نكنيم.
دنيا پر از زيبائي است چشمانمان را به سادگي نبنديم.
ذهن ما پر از جواب است سوالاتمان را بپرسيم.
رسيدن به آرزوها آسان است راه سخت تر را نرويم.

 

منبع :سرکار خانم مريم رمضاني- سایت داخلی همکاران سیستم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/01ساعت 19:34  توسط مهدی طلایی  | 

مکعب روبیک

هر سال، براي حل مكعبی رنگي به اسم مكعب روبيك (Rubik's Cube) مسابقه ای جهاني برگزار مي شود و امسال بيست و ششمين سال برگزاری این مسابقه است. بد نیست بدانید که تاکنون بيليونها راه براي حل اين مكعب كشف شده است.

جايزه اين مسابقه براي نفر اول 19 هزار دلار است. حد نصاب جهاني براي حل آن هم با چشم بسته يك دقيقه و  58.32 ثانيه و با چشم باز 11.75  ثانيه بوده است.
 
هدف: يكرنگ كردن تمام سطح ديواره در هر طرف اين مكعب.
 برای اولين بار، در سال 1353، پروفسور انرو روبيك (Erno Rubik) از بلغارستان اين مكعب را اختراع كرد؛ اما از سال 1359 شهرت جهاني پيدا كرد و به اسم خودش يعني  Rubik معروف شد و در تاریخ جهان، با 300 ميليون مكعب فروخته شده، تاکنون پرفروش ترين هديه بوده است.

 اينترنت هم بشدت به جذب علاقه مندان به اين بازي كمك كرده است. اين هم وب سايت رسمي اين بازي:

http://www.rubiks.com

منبع : http://teletext.irib.ir/UserPages/tabid/55/ContentId/3533/Default.aspx

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/17ساعت 14:57  توسط مهدی طلایی  | 

آیا ما در شرایط معمولی و ساعات نا‌مناسب، قادر به مشاهده و درک زیبایی هستیم؟

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد. این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه از بهترین قطعات باخ را نواخت. از آن‌جا که شلوغ‌ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهایشان به سمت مترو هجوم آورده بودند. سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم‌هایش کاست و چند ثانیه‌ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد. یک دقیقه بعد، ویلون‌زن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بی‌آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه‌اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد. چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت‌ سر تکیه داد، ولی ناگهان نگاهی به ساعت خود انداخت و با عجله از صحنه دور شد، کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد، کودک سه ساله‌ای بود که مادرش با عجله و کشان کشان به‌همراه می‌برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلون‌زن پرداخت، مادر محکم‌تر کشید و کودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلون‌زن بود، به‌همراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگر نیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدین‌شان بلا استثنا برای بردنشان به زور متوسل شدند.
در طول مدت ۴۵ دقیقه‌ای که ویلون‌زن می‌نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بی‌آنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویلون‌زن شد. وقتیکه ویلون‌زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، ونه کسی او را شناخت.
هیچکس نمی‌دانست که این ویلون‌زن همان (جاشوا بل) یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازنده‌ی یکی از پیچیده‌ترین قطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، می‌باشد.
جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاتر های شهر بوستون، برنامه‌ای اجرا کرده بود که تمام بلیط‌هایش پیش‌فروش شده بود، و قیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.
این یک داستان حقیقی است، نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن‌ پست ترتیب داده شده بود، و بخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و الوویت‌‌های مردم بود.

منبع : سارا شاهميري  سایت داخلی همکاران سیستم

+ نوشته شده در  شنبه 1387/11/05ساعت 12:30  توسط مهدی طلایی  | 

قالبهای گرافیکی


● Graphic Interchange Format- Gif

Gif یک قالب فایل مستقل است که محدود به نمایش ۲۵۶ رنگ می باشد که بطور طبیعی بوسیله Compuserver برای سرویسهای روی خط انتشار داده شده است . Gif برای اکثر طراحان حرفه ای وب قالب خوبی می باشد زیرا سایز آنها کوچک هستند.

بهم تابیدگی فایلهایGif بی نظیر است و بهتر است که برای فایلهای بزرگ از این نوع قالب استفاده شود . Gif به عنوان یک قالب کم ضرر در نظر گرفته می شود به این معنی که تصویر فشرده می شود در حالی که هیچ اطلاعاتی از دست نمی رود . در نتیجه یک فایل Gif نمی تواند به اندازه یک فایل Jpg فشرده شود و نیز طراح نمی تواند میزان فشردگی را محاسبه کند .

▪ Animated -Gif

در سال ۱۹۸۹ ورژنی از نرم افزار مربوط به فایلهای Gif این امکان راداد که رشته توالی از عکسها ذخیره شده یک فایل متحرک نمایش دهد. فایلهای Gif می توانند انیمیشن های کامل و افکتهای ویدئوئی بدون نیاز به Plugins را ایجاد کنند .

فایلهای Gif ممکن است شامل یک عکس ساکن باشد ، توابع متحرک Gif مانند کارتون و ...

فایلهای Gif ممکن است شامل فرمهای متوالی است که تقریباً از Cach مرورگر بارگذاری میشوند و بطور نا محدود تکرار میشوند و یا حلقه مجبور به حرکت تقلیدی میشود. یکی از اختیارات Gif های متحرک این است که آنها در درجه بالای تصاویر متحرک قرار دارند آنها وابسته به Client - Pull و Server – Pushنیستند. هم Client – Pull و هم Server Push نیاز به فایلی دارند که بتوانند بطوری در پی در پی با تعداد زیادی تغییرات بین کامپیوتر کاربر و کامپیوتر سرور بارگذاری شود .

● ( Server Push _Client Pull )

( Server Push _ Pull ) ترکیبی از فنون سرویس دهنده / سرویس گیرنده وب که بصورت انفرادی شامل فشردن سرویس دهنده یا کشیدن سرویس گیرنده است. در فشردن سرویس دهنده ، داده ها را در سرویس گیرنده بار گذاری میکند . اما ارتباط داده ای همچنان باز میماند . این ترکیب به سرویس دهنده امکان میدهد که در صورت که در صورت لزوم انتقال داده ها را به مرورگر ادامه دهد . در کشیدن سرویس گیرنده ، سرویس دهنده داده ها را برای سرویس گیرنده بار گذاری میکند. اما ارتباط داده ای باز باقی نمیماند. سرویس دهنده رهنمود HTML را برای مرورگر ارسال میکند و به آن اعلام میکند که این ارتباط را پس از یک فاصله زمانی مجدداً باز کند. تا داده های بیشتری را دریافت کرده یا احتمالاً URL جدیدی را باز کند.

● Gif شفاف

امتیازی که فایلهای Gif نسبت به تصاویر JPG دارند این است که طراح می تواند یک رنگ از تصاویر Gif طراحی کند که شفاف باشد و این ویژگی باعث رفع محدودیت ها در اشکالی مثل مربع یا مثلث می شود . برای مثال یک طراح می تواند یک Logo دایره ای با یک زمینه رنگ شفاف ایجاد کند . بنابراین عکس با اطلاعات شفاف و بصورت دایره ظاهر می شود .

● Joint Photographic Experts Groop -JPEG :

عکسها در قالب JPEG از رنگهای بیشتری نسبت به فایلهای Gif برخوردار هستند . اما معمولا به زمان بارگذاری بیشتری نیز نیاز دارند .

فایلهای JPG شامل اطلاعات ۲۴ بیت رنگی ( ۱۶.۷ میلیون رنگ ) می باشند و به خوبی در تصاویر یکپارچه گرافیکی و عکسبرداری ها ظاهر می شوند . باید به خاطر آورید که خیلی از کاربران فقط توانایی نمایش ۸ بیت رنگ را برای خود دارند و در نتیجه در نمایش عکس برای آنها به مقدار قابل ملاحظه ای افزایش نور ایجاد می شود . ( پدیده ای که قبلاً راجع به آن بحث شد)

فایلهای JPG به طور اتوماتیک فشرده می شوند و در هنگام ورود به صفحات وب از حالت فشردگی خارج می شوند . اثرات فشرده سازی متفاوت هستند . فشردگی بیشتر تنزل درجه بیشتری در عکس نهایی دارد . JPG را به عنوان یک فایل زیان آور و پر اتلاف در نظر می گیرند . به این معنی که فشردگی عکس را افزایش می دهد . رنگها با قطره چکان از جعبه رنگ عکس برداشته می شود و نتیجه آن تنزل در کیفیت عکس است . برای مثال یک فایل ۱۰۰ kb می تواند ۱۰ kb فشرده شود و به هر جهت این فشردگی کیفیت عکس را کم می کند . یکی از مضرات استفاده از این قالب این است که طراح کنترلی بر چگونگی تبدیل ۲۴ bit به ۲۵۶ رنگ استفاده شده با صفحه نمایش کاربر را ندارد .

همچنین تفاوت بارزی در نحوه نمایش این قالب در ۲ مرورگر IE و NetScape وجود دارد بعلاوه نحوه نمایش در PC ها نیز متفاوت تر از مکینتاش می باشد . طراح باید قبل از آنکه صفحه خود را به اتمام رسانید بداند که کدام قالب منظور وی را بهتر تامین میکند و کار خود را در دو مرورگر با سیستم عامل های مختلف آزمایش کند .

● JPEG۲۰۰۰:

قالب جدید JPEG به منظور توسعه ویژگی های فشردگی فایلهای JPEG استاندارد می باشد همانطور که قبلا بحث شد قالب اخیر JPEG که اطلاعاتی راجع به تصویری که فشرده شده است در بردار سودمند نسیت و این قضیه در نتیجه روزنه هایی را در تصویر ایجاد می کند و باعث ایجاد تصویر خالدار می گردد . در JPEG ۲۰۰۰ فشرده سازی در اثر یک تکنولوژی مواج بوجود می آید که اطلاعات را به گونه ای متفاوت ذخیره می کند که تعداد زیادی از تکه هایی که در تصاویر فشرده شدهای که از طریق JPEG بوجود آمدند را از بین می برد .

● Portable Network Graphics -PNG:

قالب PNG به عنوان یک قالب جدید برای گرافیکهای وب ظاهر شده است . برای تصاویر وب PNG بهترین ترکیب از ویژگیهای JPG و GIF را تحت یک قالب واحد دارا می باشد . فایلهای PNG زیادتر هستند و همچمین از شفافیت فایلهای GIF و از عمق رنگی JPGحمایت می کنند . فشردگی در فایلهای PNG با استفاده از فیلترهای فشردگی که تا عمق ۴۸ bit حمایت می شوند توسعه پیدا کرده است . حمایت مرورگرها از قالب PNG هنوز معمول نشده است . Netscape ۴.۷ و IE۵ با درجات مختلفی از PNG حمایت می کنند . به هر جهت کمیته www در ۱۹۹۶ فرمت PNG را پیشنهاد داد ولی فرمت استاندارد شده نیست .

● تصاویر برداری مقیاس پذیر SVG

قالب تصاویر برداری مقیاس پذیر (SVG) در فاز نقشه های کاری W۳C می باشد . SVG در XML در تشریح اشکال اصلی کاربرد دارد . مشابه بردارهای گرافیکی دیگر SVG هنگامی که با هنرهای خطی و اشکال کار می کند بهینه می شود .


منبع :http://atalebi.com/articles/show.asp?ID=738  به نقل از  آفتاب

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/30ساعت 11:47  توسط مهدی طلایی  | 

من بیدار باشم یا ...

روزي مردي رو به دربار خان زند مي آورد و با ناله و فرياد مي خواهد كه كريمخان
را فورا ملاقات كند. سربازان مانع ورودش مي شوند.. خان زند در حال كشيدن قليان
ناله و فرياد مردي را مي شنود و مي پرسد ماجرا چيست؟ پس از گزارش سربازان به
خان خان بزرگوار زند دستور مي دهد كه مرد را به حضورش ببرند.مرد به حضور خان مي
رسد. خان از وي مي پرسد كه چه شده مرد كه چنين ناله و فرياد مي كني؟ مرد با
درشتي مي گويد همه امولم را دزد برده و الان هيچ در بساط ندارم. خان مي پرسد
وقتي اموالت به سرقت ميرفت تو كجا بودي؟ مرد مي گويد من خوابيده بودم. خان مي
گويد خب چرا خوابيدي كه مالت را ببرند؟

مرد در اين لحظه پاسخي مي دهد كه فقط مردي آزاده عادل و دمكرات چون كريمخان
تحمل و توان شنيدنش را دارد. مرد مي گويد من خوابيده بودم چون فكر مي كردم تو
بيداري!

خان بزرگوار زند لحظه اي سكوت مي كند و سپس دستور مي دهد خسارتش از خزانه جبران
كنند. و در آخر مي گويد اين مرد راست مي گويد ما بايد بيدار باشيم
 

منبع : ایمیل دوستم حامد علیپور

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/22ساعت 9:46  توسط مهدی طلایی  | 

امید

هر قدیسی گذشته ای دارد و هر گناهکاری آینده ای.

منبع : http://eterafatemalake.blogfa.com/post-9.aspx

+ نوشته شده در  شنبه 1387/09/30ساعت 11:19  توسط مهدی طلایی  | 

تبدیل نقطه ظعف به نقطه قوت

The advantage of a bad memory is that one enjoys several times the same good thing for the first time.

مزیت یک حافظه بد در آنست که می توان چندین بار از یک چیز خوب برای نخستین بار لذت برد.



منبع : http://pestonak.blogfa.com/post-48.aspx

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/26ساعت 16:8  توسط مهدی طلایی  | 

خدا خواسته است

دخترت مرد از اين درد ٬خدا خواسته است

سوگواري مكن اي مرد٬ خدا خواسته است

و پدر رفت٬ شكايت كند از دكتر ها

مادرم گفت كه برگرد خدا خواسته است

خواهرم گفت پدر جان٬ يرقان يعني چه

بدن ما كه شده زرد ٬خدا خوسته است

سيل نامرد رسيد  و  دهمان و يران شد

وکدخدا باز يقين كرد ٬خدا خواسته است

من شنيدم كه خطيبي سر منبر مي گفت

چهار ده سال عقب گرد ٬خدا خواسته است

الغرض اين كه از اشعار گروهي شعرا

ميتوان صرفه نظر كرد٬ خدا خواسته است



منبع : http://nahavandam.blogfa.com/post-161.aspx

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/26ساعت 16:3  توسط مهدی طلایی  | 

پولدار یا بی پول !

 
اگر لباس تنگ و چروک و بیریخت بپوشن :
در مورد پولداره : ایول عجب لباسی معلوم نیست از کجا خریده .... اصل مارک داره  .... فکر کنم خودش از خارج خریده
در مورد بی پوله : عجب لباس جیغی .... احتمالا" بهش صدقه دادن شایدم دست دوم خریده


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/26ساعت 12:56  توسط مهدی طلایی  | 

پیشنهاد یا دستور !

گفتگویی که واقعا روی فرکانس اضطراری کشتیرانی، روی کانال ۱۰۶ سواحل (Finisterra (Galicia میان اسپانیایی ها و آمرییکایی ها در ۱۶ اکتبر ۱۹۹۷ضبط شده است.

اسپانیایی ها (با سر و صدای متن ) : A-853 با شما صحبت می کند. لطفا ۱۵ درجه به جنوب بچرخید تا از تصادف اجتناب کنید. شما دارید مستقیما به طرف ما می آیید . فاصله ۲۵ گره دریایی.

آمرییکایی ها (با سر و صدای متن) :ما به شما پیشنهاد می کنیم ۱۵درجه به شمال بچرخید تا با ما تصادف نکنید.

اسپانیایی ها : منفی. تکرار می کنیم ۱۵ درجه به جنوب بچرخید تا تصادف نکنید .

آمرییکایی ها (یک صدای دیگر): کاپیتان یک کشتی ایالات متحده آمریکا با شما صحبت می کند. به شما اخطار می کنیم ۱۵ درجه بشمال بچرخید تا تصادف نشود.

اسپانیایی ها: این پیشنهاد نه عملی است و نه مقرون به صرفه. به شما پیشنهاد می کنیم ۱۵ درجه به جنوب بچرخید تا با ما تصادف نکنید.

آمریکایی ها (با صدای عصبانی ): کاپیتان ریچارد جیمس هاوارد، فرمانده ی ناو هواپیمابر یو اس اس لینکلن با شما صحبت می کند . ۲رزم ناو ، ۵ ناو منهدم کننده، ۴ناوشکن، ۶ زیردریایی و تعداد زیادی کشتیهای پشتیبانی ما را اسکورت می کنند. به شما پیشنهاد نمی کنم، به شما دستورمی دهم راهتان را ۱۵درجه به شمال عوض کنید. در غیر اینصورت مجبور هستیماقدامات لازمی برای تضمین امنیت این ناو اتخاذ کنیم .. لطفا بلافاصله اطاعت کنید و از سر راه ما کنار روید !

اسپانیایی ها : خو آن مانوئلسالاس آلکانتارا با شما صحبت می کند. ما دو نفر هستیم و یک سگ، ۲ وعده غذا، ۲ قوطی آبجو و یک قناری که فعلا خوابیده ما را اسکورت می کنند . پشتیبانی ما ایستگاه رادیویی زنجیره ی دیال ده لا کورونیا و کانال ۱۰۶اضطراری دریایی است. ما به هیچ طرفی نمی رویم زیرا ما روی زمین قرار داریم و در ساختمان فانوس دریایی A-853 Finisterra روی سواحل سنگی گالیسیا هستیم و هیچ تصوری هم نداریم که این چراغ دریایی در کدام سلسله مراتب از چراغ های دریایی اسپانیا قرار دارد . شما می توانید هر اقدامی که به صلاحتان باشد را اتخاذ کنید و هر غلطی که می خواهید بکنید تا امنیت کشتی کثافتتان را که بزودی روی صخره ها متلاشی می شود تضمین کنید . بنابراین بازهم اصرار می کنیم و به شما پیشنهاد می کنیم عاقلانه ترین کار را بکنید و راه خودتان را ۱۵ درجه ی جنوبی تغییر دهید تا از تصادف اجتناب کنید.

آمریکایی ها: آها. باشه. گرفتیم. ممنون .



منبع : ali_mmohamadian@yahoo.com گروه همترانه

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/26ساعت 12:52  توسط مهدی طلایی  | 

آمار زمین

من به آمار زمين مشکوکم
اگر اين سطح پر از آدمهاست
پس چرا دل تنهاست ؟
من گمانم همه جا قطب جنوب است امسال
که کسي نيست و گر هست به يک دخمه يکرنگ سفيد
عاجز از عشق ... اميد...
استوا گرمترين نقطه سرد دل ماست
و دل بي کس ما
در مسيريست که پايانش نيست...




منبع : همکار عزیزم ، آقای سید محمد جعفری

شاعرش را هم نمی دانم اگر کسی می داند بگوید لطفا !

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/26ساعت 11:41  توسط مهدی طلایی  |