- چقدر حرف ميزني دخترم... خوب خبري نبود...
داشت به خودش لعنت ميفرستاد ... آخه تو كه برا بچه لالايي مي خوني چرا خوابت نمي بره...تصميم خودش رو گرفت... چهارراه بعدي كنار كانكس راهنمايي و رانندگي ايستاد ، رفت پايين و رو به افسر پليس:
- جناب سروان من چهارراه قبلي از چراغ خطر گذشتم...
مامور راهنمايي كه اقرار چنين جرمي برايش نامفهوم بود حدس زد با يك شوخي شهروندي طرفه... لبخندي زد و گفت:
- بايد بخندم؟
- نه جناب سروان...اين اجبار دخترمه كه اعتراف كنم... توي ماشين..
افسر خم شد و دختر كوچولو را توي ماشين ديد زد...
دخترك از ديدن پليس ذوق زده شد :
آقاي پليس خودش گفت هر كي از چراغ خطر رد بشه بايد جريمه بشه...
افسر پليس روي برگه باطله اي جمله اي نوشت و امضايي كرد و به مرد داد...
- اين هم جريمه...
لبخندي زد و گفت : حركت كن...
روي برگه نوشته شده بود: حداقل براي فرهنگ سازي نسل آينده كوشا باشيم...
با آهنگ هاي شادي كه مي خواند انتظار براي مردم خوشايند شده بود.
آوازه خوان دوره گرد نمي دانست كه كارگرداني نامي در يكي از ماشينها او را زير نظر گرفته و براي ايفاي نقشي پسنديده است. اما چراغ اين بار چه زود سبز شد و كارگردان قبل از آنكه بتواند او را صدا بزند به ناچار حركت كرد و رفت.
هنرمند دوره گرد هيچ وقت نفهميد كه فاصله سبز شدن يك چراغ قرمز چه قدر مي توانست در عوض كردن رنگ زندگي او اثر داشته باشد.
نویسنده : مصطفي چترچي - روزنامه همشهری
ژرالدين دخترم:
امشب شب نوئل است . در خانه کوچک ما همه اهل خانه خفته اند
برادر و خواهر تو و حتی مادرت ...
ادامه مطلب
به دانشجویان کلاسی گفته شده بود
کوتاهترین داستان ممکن رابنویسند
و در نوشتن این داستان باید نکات زیر را رعایت نمایند:
مذهب!
رابطه جنسی!
اسرار امیزی!
و کوتاهترین داستان، که توسط یکی از دانشجویان نوشته شده بود
و موفق به دریافت نمره20شده بود، به شرح زیر بود
خدای بزرگ!من حامله شده ام، اما نمی دانم از کی!
بحث مراقبت از نرم افزار شامل اقداماتي است که از دستکاري و يا کپي برداري غير قانوني در مقابل افراد مجاز و يا غير مجاز جلوگيري مي کند. به عبارت ديگر به اين مي پردازيم که:
- چگونه نرم افزار از اجزاء خود به صورت يکپارچه مراقبت نمايد. (مبحث جامعيت (Integrity) از عوامل کيفي نرم افزار)
- افراد غير مجاز نتوانند به درون نرم افزار نفوذ کنند (مبحث امنيت (Security) نرم افزار)
- افراد مجاز قادر نباشند با اقدامات غير مسؤولانه و يا ورود اطلاعات غلط، به بخشي از سيستم آسيب برسانند. (مبحث توانمندي و يا استحکام (Robustness) نرم افزار)
- نتوان نرم افزار را بدون اجازه مالک آن کپي کرد و از آن استفاده مجدد داشت (رعايت Copy Right نرم افزار)
سه مورد اول جزء طبيعاتي است که يک نرم افزار تجاري بايد به آنها مجهز باشد (عواملي که يک سيستم تجاري را از يک سيستم دانشگاهي يا آزمايشي جدا مي کنند) اما همانگونه که گفتم ، آخري به ضعف قانون و يا ضعف اجراي قانون رعايت حقوق مولف بر مي گردد.
هر توليد کننده اي با توجه به نوع محصولي که توليد مي کند، فنآوري مورد استفاده، دانش و تجربه و قيمت نرم افزار، روشي را براي مديريت مراقبت از نرم افزار خود به عنوان يک سرمايه خود بکار مي گيرد. از قفل هاي نرم افزاري گرفته، تا قفل هاي سخت افزاري، رمزگذاري فايل ها، مخفي سازي اطلاعات حساس، استفاده از بمب هاي منطقي (Logical Bomb) ، قفل گذاري روي CD ، استفاده از مبحث Licensing يا ليسانس نرم افزار، ثبت وقايع، تهيه مداوم نسخه هاي پشتيبان يا Mirror از اطلاعات و يا برنامه ها، انواع قفل هاي تلفني ، اينترنتي، فايل هاي کد کليد ، توکارکردن نرم افزار ها در داخل سخت افزارها، کارتهاي هوشمند، مديريت کاربران قوي، تغيير دوره اي رمز عبور، مکانيسم هاي تشخيص اثر انگشت، انواع سيستمهاي هشدار دهنده سرقت و نفوذ (Hack) و يا حمله (Attack) و .....
اينکه شما از کدام استفاده مي کنيد همانطور که گفتم به شما و نوع و قيمت محصولتان بسته است.
در اين نوشته مي خواهم شروع کننده نظريه اي باشم که شايد بتوان در آينده آن را تکميل کرد و به عنوان يک روش در محافظت از نرم افزارها بکار گرفت. آن اينکه از روي حيات وحش الگو گرفت، اينکه جانوران مختلف از خود چگونه مراقبت مي کنند و در مقابل دشمنان خود چگونه ايستادگي نشان مي دهند، آن را الگو بگيريم و با توجه به نرم افزار و ماهيت آن (و شناسايي عوامل آسيب رسان به آن) ، نرم افزار در موقع خطر به همان شکل از خود واکنش نشان دهد. بگذاريد مثالهاي ذکر کنم:
-لاکپشت: يک لاک سخت دارد و چند جاي سوراخ براي خروج دست و پا و سرش، هر وقت خطري احساس کند، داخل آن لاک مي رود.(لاک پشت که ديده ايد!؟) خوب ما هم ترم افزاري بسازيم که در موقع دسترسي غير مجاز، کپي کردن غير قانوني و يا احساس خطر براي آسيب، خود را در داخل يک لايه محافظ (بخوانيد Firewall) مخفي کند و اجازه همه دسترسي ها را قطع کند تا شرايط به شکل عادي تبديل شود. براي مثال نوع برخورد دستگاه هاي پرداخت پول (ATM) و يا وب سايت هاي امنيتي را مشاهده کنيد. به محض احساس خطر، خود را از کار انداخته، ورودي ها و خروجي هاي سيستم را غير فعال مي کنند.
-خارپشت: که در هنگام خطر ، خارهاي پشتش (برخلاف سطح شکمي ضعيف و قابل نفوذش) به دردش مي خورد و آن را به سمت عامل خطر پرتاب مي کند. استفاده از بمب هاي منطقي، ويروس هاي هدفمند و يا آسيب زدن به سيستم عامل و يا فايل هاي کاربر سرقت کننده اطلاعات ايده جديدي نيست، به نظر شما شبيه خارپشت نيسند اينگونه نرم افزارها.
-راسو (؟) : جانور شناس نيستم، اما فکر مي کنم يک نوع راسو يا چيز شبيه آن است که به محض ديدن خطر، بوي بدي از خود متصاعد مي کند! نمي شود نرم افزاري ساخت که اگر غير مجاز کپي شد و يا نفوذي در آن صورت گرفت چنين واکنشي نشان دهد (منظورم آن نيست که بوي بد بدهد!) براي مثال نسخه هاي Shareware نرم افزار ها را نگاه کنيد، پس از مدتي آنقدر ضدحال مي زنند که ترجيح مي دهيد يا از شرشان خلاص شويد و يا بخريدشان، آنقدر اعلان هاي مختلف، فرمهاي مختلف، کند شدن سيستم و .... مي دهند که شما مجبوريد اين روش را خاتمه دهيد. يک کم غليظش کنيد، مي شود همان راسوي قصه ما.
-مارمولک: مشهور است که مارمولک در هنگام خطر دم خود را قطع مي کند و فرار مي کند. مهاجم گول مي خورد که به هدف رسيده است، غافل از آنکه آن دم تله است و سمي و با خوردن آن .... مي شود نرم افزاري ساخت که دزد را گول بزند، مثلا اجازه بدهد از نسخه قفل شکسته استفاده کند و يا تا حدي دسترسي غير مجاز را فراهم کند اما در پس زمينه مانند يک اسب تروا (Trojan Horse) کاري کند و سازنده را مطلع سازد و يا خرابکاري نمايد.
....
زياد است از اين دست، شايد سعي کردم يک نوشته يا يک کتاب بنويسم در اين مورد، اينکه چطور از ديدن برنامه هاي رازبقا در توسعه نرم افزار تاثير بگيريم ...!
باز هم در اين مورد -محافظت از نرم افزار- خواهم نوشت.
همين!
به نظر می رسد که شما مواد معدنی را فقط روی جدول تناوبی مشاهده می کنید و هیچ اثری از آنها در برنامه ی غذاییتان نیست. اما جالب است بدانید که مواد معدنی نیز به اندازه ویتامین ها برای حفظ سلامتی شما مهم هستند. مواد معدنی برحسب ترکیبات خود، بر فعالیت آنزیم ها، انقباض ماهیچه ها، و عملکرد سلول ها تاثیر میگذارند، و حتی سلامت غده ی تیروئید بدن را نیز تضمین می کنند.
اما لازم نیست برای اطمینان یافتن از اینکه بدنتان مواد معدنی مورد نیاز را دریافت میکند، به جدول تناوبی رجوع کنید. دنبال کردن یک برنامه غذایی سالم کافی است. از اینرو، در این مقاله میخواهیم لیستی از مهمترین مواد معدنی را برایتان معرفی کنیم.
یُد
فواید: این ماده ی معدنی مفید، به تنظیم متابولیسم بدن و تولید هورمون های تیروئید کمک می کند.
منابع: نمک (نوع یُد دار)، ماست و علف دریایی
علائم کمبود: کمبود یُد باعث کاهش فعالیت تیروئید، و در نتیجه پایین آمدن متابولیسم بدن می شود.
منیزیم
فواید: منیزیم به ارسال تکانه های عصبی و انتقال انرژی بین سلول ها کمک می کند. همچنین در سنتز پروتئین و فعال سازی آنزیم های خاص مفید است.
منابع: حبوبات، دانه ها و سبزیجات، و همچنین فراورده های سبوس دار، آجیل و آب معدنی
علائم کمبود: پایین بودن سطح منیزیم بدن باعث می شود فرد مستعد بیماری های قلبی-عروقی، اختلالات کلیه، حالت تهوع، و نارسایی رشد شود. همچنین فرد ممکن است دچار کج خلقی، بیخوابی، انقباض عضلانی و در موارد حاد، حتی توهم شود.
سدیم
فواید: سدیم به تنظیم فشار و غلظت خون بدن کمک می کند و عملکرد ماهیچه ها و اعصاب را بهبود می بخشد.
منابع: نمک، سُس سویا و غذاهای پرنمک و همچنین مواد غذایی فراورده ای
علائم کمبود: کمبود سدیم در بدن منجر به ضعف عضلانی، کاهش اشتها، و حالت تهوع می شود. مصرف بیش از حد سدیم نیز باعث بروز مشکلاتی چون فشار خون و نگهداشته شدن مایعات می شود.
پتاسیم
فواید: پتاسیم به تنظیم توازن اسیدی، تنظیم متابولیسم و سنتز پروتئین در بدن کمک می کند.
منابع: ماهی یکی از بهترین منابع پتاسیم به شمار می رود، اما در سایر فراورده های گوشتی نیز یافت می شود. سیب زمینی، سبزیجات، آوکادو، و میوه های تازه مثل موز، سیب و زردآلو نیز حاوی پتاسیم هستند.
علائم کمبود: اگر به میزان کافی پتاسیم به بدن نرسد، ممکن است باعث ایجاد خستگی، ضعف عضلانی، حالت تهوع، کاهش ضربان قلب، فلج، سرگیجه، و قطع ریتم قلبی شود.
کلسیم
فواید: بیشتر مردم می دانند که کلسیم برای حفظ قوت استخوانها و دندانها بسیار مفید است، اما خوب است بدانید که به کنترل تکانه های عصبی و انقباض عضلانی نیز کمک میکند.
منابع: فراورده های لبنی و استخوان ماهی سرشار از این ماده ی معدنی است، اما کسانی که علاقه ای به این فراورده ها ندارند می توانند آن را در توفو (خمیر سویا)، آب پرتقال، و سبزیجات تازه بیابند.
علائم کمبود: کمبود کلسیم ممکن است باعث ضعف استخوان ها شود.
فلوراید
فواید: این ماده ی معدنی از بروز پوسیدگی دندانها جلوگیری می کند و همچنین استحکام و ساختار استخوانها را نیز حفظ می کند.
منابع: این ماده ی معدنی به آب لوله کشی اضافه می شود، به این سبب اکثر غذاهایی که با آن آب درست می شوند، این ماده ی معدنی را در خود دارند. چای، ژلاتین، و ماهی نیز منابع خوبی از فلوراید به شمار می روند.
علائم کمبود: کمبود فلوراید در بدن احتمال کرم خوردگی دندان را افزایش داده و استحکام استخوانها و دندانها را کاهش می دهد.
مواد معدنی، دوست بدن
گاهی مواد معدنی را به همراه آمینو اسیدها بلوک های سازنده زندگی می نامند. بدون مصرف کافی از مواد معدنی، عملکرد سلول ها دچار اشکال می شود و حتی سلامت اعصاب شما نیز به مخاطره می افتد. ما با وجود اهمیت این مواد، هیچ نیازی به مصرف مکمل های آن نیست، چون به اندازه ی کافی در مواد غذایی طبیعی از آن یافت می شود.
منبع : گروه مبین ۸۳۷
بدین وسیله من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم و مسئولیتهای یک کودک هشت ساله را قبول می کنم .
می خواهم به یک ساندویچ فروشی بروم و فکر کنم که آنجا یک رستوران پنج ستاره است .
می خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است، چون می توانم آن را بخورم !
می خواهم زیر یک درخت بلوط بزرگ بنشینم و با دوستانم بستنی بخورم .
می خواهم درون یک چاله آب بازی کنم و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم .
می خواهم به گذشته برگردم، وقتی همه چیز ساده بود، وقتی داشتم رنگها را،جدول ضرب را و شعرهای کودکانه را یاد می گرفتم، وقتی نمی دانستم که چه چیزهایی نمی دانم و هیچ اهمیتی هم نمی دادم .
می خواهم فکر کنم که دنیا چقدر زیباست و همه راستگو و خوب هستند.
می خواهم ایمان داشته باشم که هر چیزی ممکن است و می خواهم که از پیچیدگیهای دنیا بی خبر باشم .
می خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم، نمی خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری، خبرهای ناراحت کننده، صورتحساب، جریمه و ..
می خواهم به نیروی لبخند ایمان داشته باشم، به یک کلمه محبت آمیز، به عدالت، به صلح، به فرشتگان، به باران، و به ...
این دسته چک من، کلید ماشین، کارت اعتباری و بقیه مدارک، مال شما .
من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم
نویسنده: سانیتا سالگا
(امام علي)
2) راه نفوذ در ديگران، دانستن آرزوهايشان است.
(ويل کارنگي)
3) اگر آينه نبود، هميشه خود را جوان مي دانستم.
(پيکاسو)
4) افسوس که جوان نمي داند و پير نمي تواند.
(محمد حجازي)
5) گروهي از ما، آنچنان حواسمان به چيزهايي که نداريم معطوف است که ديگر نمي توانيم از آنچه داريم لذت ببريم.
(جودي تاتل مام)
6) من همه چيزم را به گرسنگي و مشقت هاي ايام جواني مديونم.
(ناپلئون بناپارت)
7) اتلاف وقت، گران بهاترين خرج هاست.
(بالزاک)
8) احتياط، تنها براي پيران نيست، جواناني که احتياط نکنند بدانند که هرگز به پيري نخواهند رسيد.
(باخ)
9) عجيب است که انسان نه مي تواند براي تولدش شادي کند و نه براي مرگش عزا بگيرد.
(ژرژ سيمنون)
10) ازدواج، تنها زنجيري است که همگان به رضا و و رغبت آن را به دست و پاي خود مي بندند.
(فرانسوا مورياک)
11) حرفي را بزن که بتوني بنويسي، چيزي را بنويس که بتوني امضا کني، چيزي را امضا کن که بتوني پاش وايسي.
(ناپلئون بناپارت)
12) دنيا به قدري بزرگ است که براي همه جا هست به جاي آنکه جاي ديگران را بگيريد سعي کنيد جاي خود را بيابيد.
(چارلي چاپلين)
13) زندگي آن چيزي است که براي تو اتفاق مي افتد، در حالي که تو سرگرم برنامه ريزي هاي ديگري هستي.
(جان لنون)
14) نيکوست، که ثروتمند باشي و پرتوان، اما نيکوتر است که دوستت بدارند.
(اورپيدس)
15) عاشق بودن، همان است که بداني ديگري کامل نيست. بتواني بخش هاي نازيبا را ببيني ولي بر بخش هايي که دوست مي داري تاکيد کني و شادمانه هر دو را بپذيري.
(ترزا. ام. ريچيز)
16) کسي که راهي را با عشق مي پيمايد، هرگز راه را تنها نپيموده است.
(سي تي ديويس)
17) نفرت هرگز با نفرت پايان نمي يابد،نفرت تنها و تنها تسليم عشق خواهد شد.
(بودا)
18) اگر تنها بتواني چنانکه بايد عشق بورزي، شادترين و تواناترين موجود در جهان خواهي بود.
(امه فوکس)
19) دنيا جاي زيبايي براي ماندن نيست.
(نيکي جيوواني)
20) انتخاب همسفر درست، مهم ترين گام در تضمين شادي و سرور سفر است.
(آنديان اندرسون)
21) طبيعت والاترين حاصل ها را با ساده ترين ابزار مي آفريند:
آفتاب، گل ها، آب و عشق.
(هاينريش هاينه)
22) سرمايه خود را از چيزهايي که از ذات تو خارج بود، مساز.
(افلاطون)
23) با کارهاي بد به سمت انجام کارهاي خوب مرو.
(افلاطون)
24) شما به همان اندازه که بخواهيد کوچک، و به همان اندازه آرزو کنيد بزرگ مي شويد.
(جيمز آلن)
25) بگذار تا شيطنت عشق چشمان تو را به عرياني خويش بگشايد شايد هر چند آنجا جز رنج و پريشاني نباشد اما کوري را به خاطر آرامش تحمل نکن.
(دکترعلي شريعتي)
شما آروغ میزنید، تف می کنید، گاز معده خود را رها می کنید و – سردسته تمام این کارها - آب بینی خود را با سرعت یک موشک به بیرون پرتاب می کنید. انجام چنین کارهایی آن هم در ملا عام بسیار ناخوشایند و دور از ادب می باشد. اگر خانمی که با شما زندگی می کند تمام مدت راه برود و گازهای آتشفشانی را از دهان خود خارج کند و از نشیمن گاه خود نیز گازهای بی صدا ولی کشنده روده ای معده ای آزاد کند، آیا شما دیوانه نمی شوید؟ پس بهتر است که به دستشویی بروید و عادات کوچک خصوصیتان را برای خودتان نگه دارید. ما خانم ها که این کار را انجام میدهیم، آیا اینطور نیست؟
2- تنظیم تعلقات شخصی
من در مورد ماشین شخصی شما صحبت نمی کنم، بلکه در مورد بعضی از اندام های بدنتان به ویژه اندام تناسلی صحبت می کنم که هیچ گاه نمی توانید از شر آنها خلاص شوید. اصلا نگران نباشید آنها هیچ كجا نخواهند رفت. اگر مجبور شدید آنها را بخارانید بهتر است این کار را با احتیاط بیشتری انجام دهید. این خارش های گاه و بی گاه برای خانم ها نیز اتفاق می افتد اما شما تا به حال ندیده اید که به راحتی دستمان را از دامن هایمان بالا ببریم و به سرعت چیزی را درست کنیم و در سر جای خودش قرار دهیم. مجددا از دستشویی استفاده کنید. ( البته مراقب باشید که روی صفحه اول روزنامه ها شاهد چنین تیتری نباشیم:" جمع کثیری از مردها به دلیل مراجعه بیش از حد به دستشویی اخراج شدند" )
3- شنیدن... هنگامیکه به نفع آنهاست
جریان شنیدن های گاه و بی گاه و انتخابی چیست؟ آیا آقایون چیزی مثل یک فیلتر در مغز خود کار گذاشته اند که تنها زمانی از خود عکس العمل نشان می دهد که حرفی در مورد مسائل مورد علاقه آنها گفته شود مثل غذا، روابط جنسی و هر چیزی که به نفع آنهاست؟ یا اینکه نه فقط نوعی بی علاقگی نسبت به چیزهایی است که خانم ها می گویند؟
من خودم قبول دارم که خانم ها از این در و آن در صحبت میکنند و کلا موجودات پرحرفی هستند اما مردها نیز نباید تمام گفته های آنها را نادیده گرفته و تنها بر طبق علایق خود عمل کنند. شاید لازم باشد که در یک رابطه در مورد خیلی از مسائل با یکدیگر مشورت کنید، پس نباید حرف هایی که در نظر شما جزء مهملات و چرندیات به حساب می آیند را به راحتی دور بریزید.
4- بی توجهی کردن
من واقعا به این یکی علاقه دارم. این کوچه علی چپی که شما می روید کجاست؟ من خیلی کنجکاو هستم که بدانم چون خیلی دوست دارم که گاهی اوقات خودم هم به آنجا سری بزنم. شما با این کار خیلی راضی به نظر می رسید و ذهن خود را تماما بر روی آن متمرکز می کنید مثل اینکه اصلا چیزی تا به حال وجود نداشته است، کاملا آرام و خونسرد. اما از سوی دیگر خانم ها هیچگاه نمی توانند نسبت به محیط اطرافشان بی اهمیت باشند و در آن واحد به 10 موضوع مختلف فکر می کنند.
این که شما به راحتی به خواب و خیال فرو میروید و برای محیط اطراف خود ارزش قائل نیستید واقعا ناراحت کننده است. ما خانم ها زمانی راضی می شویم که مردها به چیزهایی که ما می خواهیم توجه کنند.
5- باقی گذاشتن آثار
آقایون چه بخواهند دوش بگیرند، چه آشپزی کنند، حیاط را تمیز کنند و یا اینکه بر روی یک پروژه مهم کار کنند، صفی طولانی از بقایای وسایل مورد استفاده را در پشت سر خود درست می کنند. از لباس های پرت و پلا از اتاق خواب تا در حمام شما متوجه می شوید که آنها داخل حمام هستند. اگر بخواهند به شما در تهیه شام " کمک" کنند شما در آشپزخانه تلی از بشقاب ها و قابلمه ها و ماهی تابه ها را مشاهده خواهید کرد. به همین دلیل خانم ها همیشه به راحتی می توانند تشخیص دهند که شما کجا هستید و چه کاری انجام می دهید. آیا شما به این خاطر از خود رد پا به جای می گذارید تا بتوانید آسانتر راه برگشت را پیدا کنید؟ شاید شما بیش از حد در رویاها و افسانه های شخصیتان غرق شده اید
6- کوتاه کردن و تراشیدن
اگر به دستشویی بروید می بینید که تکه های کوچک موی پا و زیر بغل همه جا هست. جمع کردن موها کار پردردسری است. خوب، زمانیکه موهای خردشده را بر روی لبه های دستشویی و ناخن های کوتاه شده را روی زمین پیدا می کنیم نه تنها برایمان خوشایند نیست بلکه رنجش آور و آزار دهنده نیز می باشد. بعد از اینکه کارتان تمام شد بهتر است همه جا را تمیز کنید.
7- نادیده گرفتن شرایط بدیهی
خیلی جالب است که برخی عادات آزاردهنده آقایون کاملا منطبق بر هم و با هم روی می دهند. البته متوجه نشدن کوتاه کردن موها و یا لباس جدیدی که خانم خریداری کرده است جزء موارد ابتدایی به شمار می روند. آقایون بهتر است زندگی خود را کمی دقیق تر بررسی کنید و در زندگی توجه بیشتری را به خانم ها معطوف کنید.
چه کسی اهمیت می دهد که اگر یک فرش جدید در اتاق نشیمن پهن شده باشد و یا اینکه همسرتان از یک عطر جدید استفاده کرده است؟ شاید چندان هم مهم به نظر نرسد اما یک چنین جزییاتی هستند که زندگی را جالب و پرفروغ می کنند. بنابراین برای چیزهای جزئی و کوچک نیز اهمیت قائل شوید. این یک سرمایه گذاری اساسی بر روی خانم هایی است که دوستشان می دارید.
8- سندرم " من مریضم، ازم مراقبت کن"
به نظر می رسد که بیشتر مردها هنگام مریضی تمایل بسیار زیادی دارند که تبدیل به یک کودک تمام عیار شوند. آنها آه و ناله می کنند، از همه چیز شکایت می کنند و هیچ گاه هیچ چیز در نظر آنها "درست" به نظر نمی رسد. همسرتان با مراقبت و نگهداری از شما هیچ مشکلی ندارد. اما به جای ناله و زاری چرا سعی نمی کنید که از کارهایی که او برای شما انجام می دهد تشکر کنید.
9- چشم چرانی
عده ای از مردها وجود دارند که دارای چشم های جادویی تنبلی هستند، آنها تصادفا به خانم های دیگر تا زمانی که همسرشان متوجه نشود خیره می شوند.
البته گروه دیگری از مردها هم هستند که از روی بی مبالاتی برای خانم هایی که در حال راه رفتن در خیابان هستند سوت می زنند و یا تکه پرانی می کنند. عده ای از مردها نیز سعی می کنند چشم های خود را موقع شناس و با نزاکت تربیت کنند اما به نظر میرسد که باز هم نمی توانند به طور کامل جلوی آن را بگیرند.
چشم های آنها طوری کار می کند که انگار می خواهند جای دیگری را نگاه کنند اما متاسفانه جهت نگاه آنها به طور ناخودآگاه به سمت دیگری کشیده می شود و درست مثل شخصیتهای کارتونی عمل می کنند. بهتر است تا حرکات خود را مجددا باز بینی کنید. این عادت را که می خواهید سر تا پای ما را بر انداز کنید ترک کنید و کنترل نگاههای هرز خود را به دست گیرید. و در آخر نیز رعایت ادب و نزاکت را بیاموزید.
شما در یک خیابان دو طرفه قرار دارید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رفتار خانمها هم غیر قابل پیش بینی میباشد. آنها نیز به نوبه خود رفتارهاي آزار دهنده ای را دارند اما اگر بتوانیم تا اندازه ای با خصوصیات جنس مخالف خود آگاه شویم، از این طریق می توانید قدم های موثری را در برطرف کردن دل آزردگی ها و رنجش ها بر دارید.
من از روی تجربه شخصی به شما پیشنهاد می کنم که اگر تنها به خاطر یک بازی کامپیوتری به همسر خود بی توجهی می کنید بهتر است از این کار دست بردارید تا آنها نیز از عادات ناراحت کننده خود دست بردارند. همچنین اگر از گرفتن بینی و خاراندن بخش هایی از بدن خود به صورت آشکارا دست بر دارید، خانم ها نیز دیگر احساس نمی کنند که لازم است دائما دست های خود را بشویند.
هنگامی که ماه عسل تمام می شود رفتارهای آزار دهنده دو طرف آشکار می شود پس بهتر است هر دوی شما برای متوقف کردن آنها تلاش کنید. اگر شما با تماشای تلویزیون نسبت به او بی توجهی نکنید او هم کاری انجام نمی دهد تا شما خیلی بیشتر اذیت شوید. ما باید در این راه با یکدیگر همکاری کنیم، مگه نه؟!
شماره 10
ـــــــــــــــــــــــ
خانم ها وانمود می کنند که پاک و معصوم هستند
چیزی که در تعداد بسیار زیادی از خانم ها دیده می شود این است که قصد دارند تا وانمود کنند در زیر یک نور الهی هستند و همیشه از شما خیلی پاک تر هستند. هیچ وقت حاضر نیستند تا اعتراف کنند که به خیابان گردی می روند و تعداد دوست پسرهایشان از 5 نفر هم بیشتر است. البته آن دسته از خانمهایی که واقعا پاک و معصوم می باشند قابل تحسین هستند اما بقیه باید از سرپوش گذاشتن روي کارهایشان دست بردارند. این حق مسلم خانم هاست که به اندازه آقایون سرگرمی داشته باشند و از زندگی خود لذت ببرند و نهایتا هم مردی را برای زندگی آینده خود پیدا کنند که قادر به درک تمام این موارد باشد.
ـــــــــــــــــــــــ
شماره 9
ـــــــــــــــــــــــ
از سایر خانم ها انتقاد می کنند
برای چه هیچ خانمی نمی تواند از خانم دیگر تعریف کند؟ اونها دوست دارند از تمام مسائل مربوط به خانم های دیگر ایراد بگیرند حال از وزن و مدل مو گرفته تا... تنها یک خانم می تواند تشخیص دهد که كفش خانم دیگری با کیفش ست نیست و با همین مطلب می تواند او را به خاک سیاه بنشاند.
البته عده بسیار معدودی از خانم ها می توانند جذابیت خانم های دیگر را بپذیرند (و خوشبختانه او را به جمع دوستانه شان دعوت کنند) اما بسیاری از آنها دوست ندارند همسرانشان جذب زیبایی و محبوبیت خانم های دیگر شوند. اما با وجود تمام این حرف ها آقایون به طور ناخودآگاه خانم های زیبا و جذاب را خواهند دید.
ـــــــــــــــــــــــ
شماره 8
ـــــــــــــــــــــــ
حسودي می کنند
بیشتر اوقات تنها اشاره به اسم یک خانم دیگر می تواند برای شما مرگ را به همراه داشته باشد. حال تصور کنید چگونه می خواهید در جنگی که به دلیل رفتن شما به کلاب رقص شبانه به وجود آمده آست پیروز شوید؟!
ـــــــــــــــــــــــ
شماره 7
ـــــــــــــــــــــــ
خود را نیازمند نشان می دهند
بعضی از خانمها همیشه چند خط مشی بسیار سری را دنبال می کنند. آنها از همسرانشان انتظار دارند که تمام توجهشان را به آنها معطوف کنند، آنها را تر و خشک کنند و به آنها بگویند که تا چه حد وجودشان استثنایی و ویژه است. آنها می خواهند مردها را به یک صندوقچه احساسات تبدیل کنند و از آنها انتظار پشتیبانی اخلاقی، ذهنی و عاطفی دارند.
در این قسمت یک تضاد جدی بین آن دسته از خانم ها که ذکر شد و دسته دیگری که به بیرون از خانه رفته، کار می کنند و خود را مستقل نشان می دهند وجود دارد. دسته دوم جزء گروهی هستند که هنگام عاشقی واقعا متزلزل می شوند. البته شاید دانستن این مطلب برای شما خالی از لطف هم نباشد که آقایون خانم های سرسخت را ترجیح می دهند زیرا حداقل در این حالت می توانند اندکی آرامش ذهنی خود را حفظ کنند.
ـــــــــــــــــــــــ
شماره 6
ـــــــــــــــــــــــ
رمزی صحبت ميكنند
جمله قدیمی " نظر تو چیه؟" یکی از مثال هایی است که خانم ها برای تست کردن احساسات و روحیات آقایون به کار می برند. آنها می خواهند به این طریق متوجه احساسات واقعي مردها نسبت به خودشان شوند. آنها در مورد نقاط ابهام سوال می کنند و بر اساس طرز تفکر آنها ما باید پاسخ سوالات را درست مطابق آنچه در ذهن آنهاست بدهیم در غیر این صورت جزئی از روح آنها به شمار نخواهیم رفت و به عبارتی نیمه گمشده آنها نخواهیم بود.
می توانید این منظره رقت آور را تصور کنید: مردی که آماده پردازش سوالات همسر خود است، او به دنبال پاسخ مناسب می گردد ولی هیچ چیز به ذهنش نمی رسد، همسرش دست به کمر در جلوی او ایستاده و از فاصله نسبتا زیادی به او خیره شده و و پای خود را مرتبا به زمین می زند. آقایون عزیز هیچ راه فراری جز ارائه جواب ندارید فقط باید امیدوار باشید که سرانجام کارتان به بیرون از خانه در کنار زباله ها کشیده نشود!
ـــــــــــــــــــــــ
شماره 5
ـــــــــــــــــــــــ
تجاوز به حریم شخصی
همه خانم ها این تمایل غریزی و نا خودآگاه را دارند که هر طور می خواهند با مردها رفتار می کنند و تمام وسایل شخصی آنها را مال خود می کنند.
به عنوان مثال هنگامیکه لباسی را دوست ندارند، به راحتی به خود اجازه می دهند که بر سر کشوی لباسهای ما رفته و آن را زیر و رو کنند تا چیزی را که مناسب حالشان است پیدا کنند و مثلا ژاکت جدید مورد علاقه ما را بر میدارند و می پوشند. حال تصور کنید که شما به متعلقات شخصی آنها نزدیک شوید و یا نه، فقط در مورد مدل مویشان نظر بدهید، آنچنان جهنمی برپا خواهد شد که شعله های آن همه جا را فرا می گیرد. بنابراین شما فکر نمی کنید که زندگی یک زمین بازی جوانمردانه است؟
ـــــــــــــــــــــــ
شماره 4
ـــــــــــــــــــــــ
بیش از اندازه احساساتي می شوند
آنها به خاطر هر چیزی گریه می کنند: یک فیلم غم انگیز ( و یا حتی شاد)، شکستن ناخنشان، خراب شدن مدل موها و ... و بدتر از همه اینها زمانی است که از ما انتظار همدردی دارند، تنها کاری که باید انجام دهید سرو کله زدن با خانمی است که به شما چسبیده و گریه و زاری راه انداخته است.
البته منظور من این نیست که آقایون بی عاطفه هستند و هیچ گونه احساسی ندارند اما مشکل اینجاست که خانم ها بیش از اندازه "مامانی" هستند و متاسفانه بسیاری از آقایون کوچکترین نکته ای در مورد تسلی خاطر به خانم ها نمی دانند. البته این حقیقت که خانم ها اندکی ظریف و آسیب پذیر هستند نکته جالبی است زیرا شما به راحتی می توانید آنها را دلداری دهید تا موضوع را فراموش کنند. شما که نمی خواهید سیلی از اشکهای او در خانه شما جاری شود؟
ـــــــــــــــــــــــ
شماره 3
ـــــــــــــــــــــــ
آنقدر خريد می کنند تا از حال بروند
هنگامی که زمان خرید فرا می رسد در طول روز زمان کافی برای خانم ها وجود ندارد. حال از گشت و گذار در مراکز خرید و تماشای ویترین مغازه ها گرفته تا خرج کردن تمام موجودی همسرانشان. آنها می توانند ساعت های طولانی را در پشت ویترین یک مغازه کفش فروشی صرف کنند و اصلا هم به آب و غذا و دیگر مسئولیت هایی که در زندگی بر دوش آنهاست فکر نکنند.
اما تا اینجا همه چیز قابل تحمل است فقط دعا کنید آنروز فرا نرسد که آنها تصمیم بگیرند تا شما را نیز به همراه خود ببرند. ما همراهشان می رویم از این مغازه به آن مغازه، سرگردانی های بی هدف، چند قدم به جلو و دوباره به عقب تا زمانیکه تمام جزئیات البته بجز برچسب قیمت مورد بررسی قرار گیرد.
ـــــــــــــــــــــــ
شماره 2
ـــــــــــــــــــــــ
پیوسته صحبت می کنند
متاسفانه "کریس راک" نیز این تجربه تلخ را داشته است. روزی در یک مصاحبه تلویزیونی یک سوال از خانمی پرسید که او برای 45 دقیقه در مورد آن توضیح داد! بیشتر خانمها عاشق صحبت کردن هستند و هنگامیکه به آنها میدان دهید بدون توقف پیش خواهند رفت. البته تصور نکنید که گفته های آنها برای ما اهمیت ندارد ما فقط نمی خواهیم گزارش ثانیه به ثانیه تمام جزئیات را بدانیم.
ـــــــــــــــــــــــ
شماره 1
ـــــــــــــــــــــــ
از روابط جنسی به عنوان یک سلاح استفاده می کنند
در جدال جنسی همه چیز بر سر کسی خراب می شود که شلوار بر تن دارد. اغلب خانمها برای نشان دادن برتری خود نسبت به مردها به آنها از موضع روابط جنسی حمله می کنند.
البته من به نوبه خود به کارگیری این روش موذیانه را تحسین می کنم ولی این واقعا منصفانه نیست که آنها از ابتدایی ترین نیازهای انسانی اینطور سوء استفاده کنند.
یاد بگیرید آنها را تحمل کنید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگر با کفایت و تدبیر کافی با مسائل مربوط به خانم ها برخورد کنید رفتارهای آزاردهنده آنها چندان هم غیرقابل تحمل به نظر نمی رسد. تنها شانس شما این است که خود را با آنها وفق دهید شما هم رفتارهای رنجش آور و آزار دهنده مخصوص به خود را دارید، هیچ انسانی کامل نیست، و من فکر می کنم این مطلب تنها چیزی است که هم خانم ها و هم آقایون می توانند بر سر آن به توافق رسند.
یکی از اساتید دانشگاه درکلاس درس فرموده بودند:" انسان در این دنیا مسافری بیش نیست... و روزه بر مسافر واجب نیست!"!!
*
کسی را می شناسم که هرسال اول ماه رمضان می گوید:" امسال سه روز اول ماه را روزه نمی گیرم... اگر حالم بد نشد بقیه اش را هم نمی گیرم!"!!
*
درجایی این حدیث نقل می شد که :"هرکس سه روزآخرماه شعبان را روزه بگیرد و به این ترتیب شعبان را به رمضان وصل کند مثل این است که دوماه روزه گرفته باشد."
یک نفرپرسید:" اگرکسی ماه رمضان را روزه نگیرد و به این ترتیب شعبان را به شوال وصل کند چطور؟!"!!
*
طنزپردازی می گفت:" من روزه نمی گیرم چون روزه من را می گیرد و حالم بد می شود!"
*
بعضی ها می گویند:" روزه مال پولدارهاست که ۱۱ ماه می خورند و می آشامند. ما فقیر فقرا که در تمام سال روزه ایم!"
دراین اوضاع و احوال که بعضی ها در" ضیافت خدا " هم به دنبال اسباب پذیرایی! می گردند و بعضی ها روزه می گیرند تا لاغر بشوند و بیایند روی فرم و بعضی ها هم روزه اند فقط برای آن که آتش جهنم جیزشان نکند!، فلسفه واقعی روزه چه می شود؟؟
خود خـواهـي عـامل اصلي در بـچـه دار شدن اكثر قريب به اتـفـاق مردم ميبــاشد. مادر و پدر شدن كار بسيار آساني اسـت امــا پدري كردن و مـادري كـردن كـاري بـس دشـوار.
مـحصول رابطه جنسي لذت جويانه ممكن است به زايمان و تـولد كودكي منجر گردد اما آيا همين امر كافيست كه زن و مـرد دخـيل در ايـن فـرايند را پدر و مادر بناميم؟ پس بهتر اسـت كه عبارت كليشه اي "بهشت زيرپاي مادران است" را اين گـونه بـاز گويي كنيم: "بهشت زير پاي زنانيست كه بـراي فــرزندانشـــان مادري مي كـنـند." هـر زن بـچه داري شـايسته نام مادري نيست.
پيش از آنكه اقدام به بچه دار شـدن كنـيد بـهـتر است ببينيد صلاحيت اين كار را داريد يا خـير. شما مي بايسـت از مـال، دانـش و بـلـوغ جســمي، اجتماعي و هيجاني كافي برخوردار باشيد تا بتوانيد نيازهاي فرزند خود را از لحاظ مادي، معنوي و فكري تامين كنيد. اما عملا خلاف اين قاعده عمل ميگردد بطوري كه افرادي كه هيچ گونه صلاحيت پرورش كودك را ندارند تعداد فرزندانشان بيشتر از سايرين است! و كساني كه توانايي و صلاحيت بچه دار شدن را دارا ميباشند تمايلي به داشتن فرزند از خود نشان نميدهند. انگيزه هاي خودخواهانه در اين رابطه را بررسي كنيد:
1- انگيزه هاي زيستي و براي حفظ بقاء: انگيزه اي ناخودآگاه و تحميلي ميباشد كه بدون تفكر صورت ميگيرد. غرايز خود را كنترل كنيد.
2- نوه آوردن براي والدين: مختص افرادي است كه استقلال فكري نداشته و كماكان نيازمند تاييد از سوي والدين خود ميباشند. بهتر است براي خودتان زندگي كنيد.
3- دوست داشتن بچه:نمودي از خودخواهي انسانهاست. عوض آن كودكي را به فرزند خواندگي بپذيريد. و يا معلم كودكان گرديد.
4- به تصور برتر بودن ميخواهند ژنهاي خود را منتقل كنند: نمودي از خود بزرگ بيني مفرط. اگر تصور ميكنيد انسان باهوش و مهمي مي باشيد اعمال بزرگ را خودتان به انجام رسانيد و آن را به نسل آينده خود واگذار نكنيد.
5- منبع درآمد و كمك خرج خانه: استخدام ارزانترين كارگر. استفاده ابزاري از فرزندان.
6- كسي باشد كه در دوران سالخوردگي عصاي دستشان باشد: اين طرز تفكر ترس از پيري را آشكار ميسازد. نگرش والدين سوء استفاده گر و خودخواه به فرزندانشان.
7- بارداري و زايمان از تجارب زندگي هستند: بهتر است از اين تجارب خودخواهانه صرفنظر كرده و از ساير تجارب زندگي لذت ببريد.
8- بدون فرزند اركان خانوداه سست ميگردد: نشانگر عدم امنيت اجتماعي در فرد است. بهتر است با ارتباطات دوجانبه موثر روابط خود را استحكام بخشيد.
9- جبران مشكلات كودكي: اين افراد آرزوها و تخيلات سركوب شده خود را با بچه دار شدن و با برآورده ساختن تمام نيازهاي فرزندشان (در واقع نيازهاي كودكي خودشان) تسكين ميبخشند. در واقع قصد دارند الگوي يك پدر و يا مادر خوب را به جامعه و اطرافيان خود نشان دهند.
10- افتخار آفريني كاذب: اين گونه افراد فرزندان خود را مجاب ميكنند تا به دانشگاه رفته و مدرك تخصصي دريافت كنند و يا به ورزش و يا فعاليت دلخواه خودشان بپردازند و مايه مباهات آنان گردند. مختص افراد بي كفايت كه خود قادر به انجام كاري نيستند.
11- زنده نگه داشتن نام خانوادگي: و يا ترس از انقراض نسل. يك نوع تفكر ساده لوحانه و متكبرانه.
12- كنجكاوي از ظاهر و چهره فرزند: ميخواهند بدانند فرزندشان چه شكلي خواهد بود. خود شيفتگي وخودخواهي محض. و عدم رضايت از خود.
13- دستورات مذهبي و قومي: در واقع اطاعت بدون انديشه از اصول تعصب آميز، نژاد پرستانه و نامعقول ميباشد.
14- همسرم خواهان بچه است: تحكيم رابطه و ترس از دست دادن همسر. بهتر است با افزايش اعتماد بنفس خود با آن غلبه كنيد. استفاده ابزاري از فرزند.
15- مي خواهيم مانند ديگران باشيم: نوعي شرطي سازي فرهنگي. عدم اعتماد بنفس و عزت نفس. ترس از طرد شدن.
16- مادر شدن آرزوي هر زنيست: تسليم افكار عمومي شدن. براي مادر شدن نياز به بچه دار شدن نيست كودكان بي سرپرست بسياري منتظر مهر مادرانه شما هستند.
17- تبعيض جنسيت: برخي خواهان پسر و برخي خواهان دختر ميباشند. نشان از استفاده ابزاري از فرزندان براي دستيابي به آرزوها و پيروي از فرهنگ و آداب وسنن متحجرانه. بهتر است قدر دان افرادي كه در حال حاظر در كنارتان هستند باشيد.
18- ساعت بيولوژيكي زنان: در سن 30 تا 40 سالگي ميل جنسي در زنان افزايش مي يابد. اما برقراري رابطه جنسي حتما نبايد به حاملگي منجر گردد.
19- بي دليل: افراد بسياري وجود دارند كه هيچ دليلي براي بچه دار شدن ندارند تنها مانند چارپايان توليد مثل ميكنند.
20- بارداريهاي ناخواسته و برنامه ريزي نشده: سهل انگاري در استفاده از وسايل جلوگيري كننده از بارداري به علت استفاده نادرست از آنها و يا استفاده نكردن به دلايل گوناگون همچون لذت بيشتر. در كشورهاي توسعه يافته سالانه 28 ميليون حاملگي روي ميدهد كه 50 درصد آنها نا خواسته بوده و 26 درصد آنها به سقط جنين مي انجامد. در كشورهاي در حال توسعه سالانه 182 ميليون حاملگي روي ميدهد كه 40 درصد آنها ناخواسته بوده و 20 درصد آنها به سقط جنين منجر ميگردد.
يك نسل كشي پنهان و فرزنداني كه بي دليل زاده شده اند. محصول ناخواسته رابطه جنسي.
21- ترس از انگ نازابودن: اينگونه افراد به صرف اينكه بارور بودن خود را به اثبات برسانند بچه دار ميشوند. نشانه اعتماد بنفس پايين و رفتار منفعلانه.
22- بچه نمك زندگي است: براي مقابله با زندگي يكنواخت و كسالت بار خودشان. كودكان ابزار سرگرمي نيستند.
23- القاء حس بزرگ شدن: مانند افرادي كه تصور مي كنند چون سيگار مي كشند ديگر بزرگ شده و در جرگه بزرگسالان جاي گرفته اند.
:Before Marriage
. He: Yes. At last. It was so hard to wait
? She: Do you want me to leave
. He: NO! Don't even think about it
? She: Do you love me
! He: Of course! Over and over
? She: Have you ever cheated on me
? He: NO! Why are you even asking
? She: Will you kiss me
! He: Every chance I get
? She: Will you hit me
! He: Are you crazy! I'm not that kind of person
? She: Can I trust you
. He: Yes
! She: Darling
After marriage - - - simply read from bottom to top.
منبع : گروه ایران عشق
2-اسب: 50 سال
3-افعی: 10 سال
4-بلبل: 12 سال
5-پروانه: 2 ماه
6-پشه: 6 ماه
7-جغد: 35 سال
8-چکاوک: 18 سال
9-خرس: 50 سال
10-خرگوش: 20 سال
11-روباه: 5 سال
12-زنبور عسل: 1 سال
13-سگ: 20 سال
14-سمور: 5 سال
15-سوسک: 3 سال
16-شتر: 40 سال
17-شتر مرغ: 30 سال
18-شیر: 50 سال
19-طوطی: 60 سال
20-عقاب: 30 سال
21-غاز: 40 سال
22-فیل: 90 سال
23-قناری: 15 سال
24-قرقاول: 15 سال
25-قورباغه: 25 سال
26-قو: 50 سال
27-کبوتر: 20 سال
28-کبک: 15 سال
29-کرگدن: 60 سال
30-کک: 2 ماه
31-کلاغ: بیش از 100 سال
32-گاو: 25 سال
33-گاو وحشی: 35 سال
34-گربه: 15 سال
35-گوزن: 40 سال
36:گوسفند: 10 سال
37-لک لک: 35 سال
38-لاک پشت: 400 سال
39-ماهی: 100 سال
40-مرغ: 15 سال
41-مگس: 4 ماه
42-ملخ: 1 سال
43-مورچه: 1 سال
44-موش: 5 سال
45-میمون: 40 سال
46-نهنگ: 100 سال
یک آلمانی، یک فرانسوی و یک ایرانی.
قرار شد با تک تک آنان مصاحبه شود برای انتخاب نهایي مصاحبه گراز آلمانی پرسید: برای اين کار چقدر پول میخواهید؟ او گفت من صد هزار دلار، این را میدهم به زنم که اگر از این واکسن مردم یا فلج شدم، زنم بی پول نماند.
مصاحبه گر او را مرخص کرد و همین سوال را از فرانسوی نمود. او گفت من دویست هزار دلار میگیرم، صدهزار تا برای زنم و صد هزار تا برای دوست دخترم …
وقتی او هم رفت، ایرانی گفت من سیصد هزار دلار می خواهم .
صد هزار برای خودم
صد هزار تا هم حق حساب شما
صد هزار تاش هم میدیم به آلمانی که واکسن را بهش بزنیم
من «دوشيزه مکرمه» هستم، وقتي زن ها روي سرم قند مي سابند و همزمان قند
توي دلم آب مي شود.
من «مرحومه مغفوره» هستم، وقتي زير يک سنگ سياه گرانيت قشنگ خوابيده ام و احتمالاً هيچ خوابي نمي بينم.
من «والده مکرمه» هستم، وقتي اعضاي هيات مديره شرکت پسرم براي خودشيريني بيست آگهي تسليت در بيست روزنامه معتبر چاپ مي کنند.
من «همسري مهربان و مادري فداکار» هستم، وقتي شوهرم براي اثبات وفاداري اش- البته تا چهلم- آگهي وفات مرا در صفحه اول پرتيراژترين روزنامه شهر به چاپ مي رساند.
من «زوجه» هستم، وقتي شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضي دادگاه خانواده قبول مي کند به من و دختر شش ساله ام ماهيانه بيست و پنج
هزار تومان فقط، بدهد.
من «سرپرست خانوار» هستم، وقتي شوهرم چهار سال پيش با کاميون قراضه اش از گردنه حيران رد نشد و براي هميشه در ته دره خوابيد.
من «خوشگله» هستم، وقتي پسرهاي جوان محله زير تير چراغ برق وقت شان را بيهوده مي گذرانند.
من «مجيد» هستم، وقتي در ايستگاه چراغ برق، اتوبوس خط واحد مي ايستد و شوهرم مرا از پياده رو مقابل صدا مي زند.
من «ضعيفه» هستم، وقتي ريش سفيدهاي فاميل مي خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگيرند.
من «...» هستم، وقتي مادر، من و خواهرهايم را سرشماري مي کند و به غريبه مي گويد «هفت ...» دارد- خدا برکت بدهد.
من «بي بي» هستم ، وقتي تبديل به يک شيء آرکائيک مي شوم و نوه و نتيجه هايم تيک تيک از من عکس مي گيرند.
من «مامي» هستم، وقتي دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازي مي کند.
من «مادر» هستم، وقتي مورد شماتت همسرم قرار مي گيرم.- آن روز به يک مهماني زنانه رفته بودم و غذاي بچه ها را درست نکرده بودم.
من «زنيکه» هستم، وقتي مرد همسايه، تذکرم را در خصوص درست گذاشتن ماشينش در پارکينگ مي شنود.
من «ماماني» هستم، وقتي بچه هايم خرم مي کنند تا خلاف هايشان را به پدرشان نگويم.
من «ننه» هستم، وقتي شليته مي پوشم و چارقدم را با سنجاق زير گلويم محکم
مي کنم. نوه ام خجالت مي کشد به دوستانش بگويد من مادربزرگش هستم... به آنها
مي گويد من خدمتکار پير مادرش هستم.
من «يک کدبانوي تمام عيار» هستم، وقتي شوهرم آروغ هاي بودار مي زند و کمربندش را روي شکم برآمده اش جابه جا مي کند.
دوستانم وقتي مي خواهند به من بگويند؛ «گه» محترمانه مي گويند؛ «عليا مخدره».
من «بانو» هستم، وقتي از مرز پنجاه سالگي گذشته ام و هيچ مردي دلش نمي خواهد وقتش را با من تلف بکند.
من در ماه اول عروسي ام؛ «خانم کوچولو، عروسک، ملوسک، خانمي، عزيزم، عشق من، پيشي، قشنگم، عسلم، ويتامين و...» هستم.
من در فريادهاي شبانه شوهرم، وقتي دير به خانه مي آيد، چند تار موي زنانه روي يقه کتش است و دهانش بوي سگ مرده مي دهد، «سليطه» هستم.
من در ادبيات ديرپاي اين کهن بوم و بر؛ «دليله محتاله، نفس محيله مکاره، مار، بليس، شجره مثمره، اثيري، لکاته و...» هستم.
دامادم به من «وروره جادو» مي گويد.
حاج آقا مرا «والده» آقا مصطفي صدا مي زند.
من «مادر فولادزره» هستم، وقتي بر سر حقوقم با اين و آن مي جنگم.
مادرم مرا به خان روستا «کنيز» شما معرفي مي کند.
من کيستم؟،،
منبع: خانم بلقيس سليماني - روزنامهي اعتماد پنجشنبه پنجم مهرماه .
BOISدر حقیقت نرم افزار را به سخت افزار متصل می نماید . قسمتی از بایوس روی چیپ ROM مادربرد و قسمتی دیگر روی چیپ کارتهای وفق دهنده قرار دارد که FIRE WARE (یعنی میانه افزار یا سفت افزار)نامیده می شود .
ادامه مطلب
اگه تو هم ني ني هستي ميتوني به راحتي مامانو كفري كني و حالشو ببري!
وقتي مامان تو رو ميبره مهد كودك حسابي گريه زاري كن! بد نيست يكم وجدان درد بگيره!
وقتي مامان بهت غذا ميده تف كن! وقتي بابا ميده بخور و لبخند بزن!
علم ثابت كرده اگه غذا رو بمالي به صورتت خوشمزه تر ميشه!
جغجغتو بنداز زمين ... ببين مامان چن بار خم ميشه؟! اگه ده بار كمتر بود جيغ بكش كه لاغر تر و خوشكل تر بشه!
وقتي مامان انگشتشو ميكنه تو دهنت تا ببينه دندون در آوردي يا نه گازش بگير تا بفهمه دندون درآوردي!
تو تخت خودت نخواب ... تخت مامان اينا يك حالي ميده!
ياد بگير در توالت رو از تو قفل كني و جيغ بكشي!
وقتي مامان ميپرسه چيكار ميكني هميشه بگو هيچي مامان جونم!
زمستونا وقتي مامان لباساتو تنت كرد بگو مامان ... جيش!
نذار سرتو شيره بمالن! غذاي مامان بابا خوشمزه تره!
يادت نره آدم قبل از اينكه قاشق چنگال داشته باشه انگشت داره!
حرفي رو كه مامان ميگه بي تربيتي هست رو هميشه يادت بمونه تا بعد ازش استفاده كني!
ميخواي همه بخندن؟! به مامان بگو ميترسي تنهايي سوار سرسره شي!
ميدوني يكي از كارايي كه مامان خيلي دوس داره چيه؟! لباس شستن!
هميشه دو دقيقه قبل از رسيدن به مقصد بخواب!
هر وقت دكتر بهت گفت درد نداره وقت جيغ زدنه!
مامانت چاق شده , نه! موقع غذا خوردن هی قاشقت رو بنداز زمین تا مامان خم بشه و برش داره . اگه زود زود لاغر نشد!
حواست جمع باشه که صدات توی اتاق باید از همه بلندتر باشه
اگه مامان یادش رفت ظرف شکلات رو از جلوت برداره همه رو فشار بده تا شکلات مورد علاقهات رو پیدا کنی , بعد دستت رو با رومبلی پاک کن!
اگر دلت برای مورچهها تنگ شد . شکر بپاش روی فرش !
بابا عاشق بازی بگرد و پیدا کنه ,کنترل تلویزیون رو قایم کن تا بابا خودش پیدا کنه
منبع :کتاب دایره المعارف بی نزاکتی نویسنده: آر.جی.فیچر
اگر عدد مذکور را در دو ضرب کنيم، حاصل: 285714 ميشود!-به ارزش مکاني 14 توجه کنيد
اگر اين عدد را در سه ضرب کنيم حاصل: 428571 ميشود!-به ارزش مکاني 1 توجه کنيد
اگر اين عدد را در چهار ضرب کنيم حاصل: 571428 ميشود!-به ارزش مکاني 57 توجه کنيد
اگر اين عدد را در پنج ضرب کنيم حاصل: 714285 ميشود!-به ارزش مکاني 7 توجه کنيد
اگر اين عدد را در شش ضرب کنيم حاصل: 857142 ميشود!-سه رقم اول با سه رقم دوم جا بجا شده
اگر اين عدد را در هفت ضرب کنيم حاصل: 999999 ميشود
اين عدد به تازگي کشف نشده! بلکه هزاران ساله که به عنوان يه عدد جالب مورد توجه بوده. 142857 در واقع دوره گردش عدد 1/7 هست و خاصيتهاي جالب ديگه اي هم داره
همونطور که ميبينيد، مضارب اين عدد همه يا 142857 (با گردش حلقوي) هستند يا 999999 . جالب اينجاست که براي اعداد بزرگتر هم اين روند به صورت ديگه اي ادامه داره
مثلا 8*142857 ميشه 1.142.856، حالا اگه رقم اول رو با 6 رقم بعد جمع کنيد حاصل ميشه: 142.857
و مثلا 42*142857 ميشه 5.999.994، حالا اگه رقم اول رو با 6 رقم بعد جمع کنيد حاصل ميشه: 999.999
و 142857*142857 ميشه 20.408.122.499، حالا اگه 5 رقم اول رو 6 رقم بعد جمع کنيد حاصل
ميشه: 142.857
منبع : یادم نیست!
يکي از بزرگترين مشکلاتي که ممکن است براي هر مردي بوجود بيايد، اين است که همسرش به دليل اختلالات هورموني، شروع به گريه و زاري کند. در دوره هاي ماهانه که سيستم بدني خانم ها دستخوش تغييرات هورموني قرار مي گيرد، آنها از نظر احساسي بسيار حساس مي شوند، البته نبايد تصور کرد که دليل ناراحتي و بي قراري خانم در يک چنين مواقعي تنها به واسطه اختلالات هورموني ايجاد مي شود و دليل قانع کننده ديگري در وراي آن وجود ندارد. به هر حال در اين شرايط، هر لحظه اين امکان وجود دارد که خانم آب هاي جمع شده در پشت سد را رها کرده و ساعت ها به گريه و زاري بنشيند.
بسته به شرايط روحي و رواني که براي خانم ايجاد مي شود، هر نوع عکس العملي از جانب شما به راحتي مي تواند شرايط را به طور کامل تغيير داده و آنرا بهبود بخشد. با اين کار مي توانيد خودتان را از يک انفجار احساسي نجات داده و از ايجاد هر گونه بحث و دعوا خودداري نماييد.
هورمون ها
اجازه دهيد از همين ابتدا تکليف شما را در مقابل اختلالات هوروني خانم ها روشن کنيم؛ بايد توجه داشته باشيد که در هنگام چرخه ماهانه، خانم ها نسبت به همه مسائل حساس تر مي شوند و ممکن است به هر دليلي گريه کنند. اگر احساس کرديد که در مورد يک مسئله عکس العمل شديد نشان مي دهد نبايد به احساسات خشم آلود او دامن بزنيد بلکه بايد سعي کنيد او را آرام کنيد و با او اظهار همدردي نماييد. اگر در مورد يک مسئله خاص نظرتان با او يکي نيست، نبايد اختلاف نظر خود را صراحتاً بيان کنيد. پس از سپري شدن اين دوران خودش به مرور زمان متوجه خواهد شد که واکنش نابجا از خود نشان داده و از يک مسئله کوچک براي خودش يک غول بسازد؛ اما به هر حال در آن زمان شما هيچ واکنشي نبايد نشان دهيد و فقط وارد بازي شده و در تيم او توپ بزنيد. اشتباه نکنيد: در اين دوران با او مدارا کنيد تا بعدها پاداشش را فراي آن چيزي که انتظار داريد، دريافت نماييد.
سر به سر گذاشتن
خانم ها از همان سال هاي ابتدايي زندگي خود به اين نتيجه دست پيدا مي کنند که مردها در زمان مواجهه با يک خانمي که در حال گريه کردن است، احساس بدي پيدا کرده و راحت نيستند و هر کاري که لازم باشد انجام مي هند تا جلوي اشک هاي خانم را بگيرند. دليل گريه خانم هر چيزي که باشد: از شنيدن يک داستان بچه گانه که يکي از شخصيت ها در انتهاي آن مي ميرد و يا به خاطر اينکه پدر چيزي را که ميخواهد برايش نمي خرد، وقتي متوجه مي شود که با گريه مي تواند آمال و آرزوهاي خود را عملي کند، در مورد نامزد خود نيز همين کار را انجام مي دهد تا بتواند به اهدافش دست پيدا کند.
به دلايلي که در بالا به آنها اشاره کرديم، مي توان نتيجه گرفت که تشخيص اشک هاي واقعي و دروغين از يکديگر کمي مشکل است، به ويژه در مورد ارتباط ميان خانم ها و آقايون. به هر حال اگر در اوايل رابطه خود قرار گرفته ايد و نمي دانيد که چگونه مي توانيد از صداقت او اطمينان حاصل کنيد، بايد خودتان را به طريقي از اين موقعيت نجات داده و خودتان را از بحث خارج کنيد و موضوع ديگري را براي گفتگو به ميان بياوريد. اين کار تنها واکنشي است که مي تواند براي شما تضمين کند که او نه تنها از دست شما ناراحت نمي شود بلکه هيچ احساس بدي نيز نسبت به شما پيدا نخواهد کرد.
احساسات خالص و واقعي
زمانيکه مطمئن شديد ناراحتي همسرتان به خاطر دو مطلب ذکر شده در بالا ايجاد نشده است، مي توانيد اطمينان پيدا کنيد که دليل اشک هايش ناراحتي واقعي و احساسات ناخوشايند دروني است. خانم ها در مورد شرايط و موقعيت هاي مختلف بيش از اندازه احساساتي برخورد کرده و واکنش هاي عاطفي از خود نشان مي دهند، به همين دليل شايد قدري مشکل باشد که بخواهيد تشخيص دهيد دليل اصلي ناراحتي همسرتان از کجا نشات مي گيرد. تنها راهي که مي توانيد او را آرام کنيد اين است که به هر شيوه اي که شده نشان دهيد احساسات او را مي فهميد و پشتيبان و حامي اش هستيد. چه از دست کسي ناراحت باشد (و يا حتي از خود شما) يا در شرايطي قرار گرفته باشد که هيچ کنترلي بر روي آن نداشته و نااميد و درمانده باشد (به عنوان مثال مشکلاتي پيرامون مسائل شغلي) به هر حال براي تخليه احساسي گريه مي کند. در يک چنين موقعيت حساسي او به دنبال يک فرد رويايي نمي گردد که مشکلش را بلافاصله حل کند، فقط نياز به کمک کسي دارد که براي احساساتش ارزش قائل شود، و پشتيباني و حمايتي را که او براي رسيدن به موفقيت و حل مشکلات نياز دارد را از او دريغ نکند.
عصبانيت
خانم ها در مقايسه با آقايون به هنگام عصبانيت گريه مي کنند. زماني که برنامه ريزي هايشان درست از آب در نيايد، به عنوان مثال کارفرما آنها را اخراج کند و يا در مسائل زناشويي دچار مشکل شوند، عصبانيت خود را با اشک ريختن نشان مي دهند. در زمان مواجهه با يک چنين شرايطي بايد سعي کنيد که بر خلاف غريزه خود عمل کنيد. به اين معنا که به خودتان بقبولانيد که هيچ فضايي براي مقابله با خانم وجود ندارد، اگر چنين کاري را انجام دهيد، مطمئن باشيد که احتمال پيروزيتان در حد صفر است. تنها کاري که بايد انجام دهيد اين است که خودتان را به نهايت غم و غصه او برسانيد و بعد هم هر چقدر وقت مي خواهد در اختيارش قرار دهيد تا بهبود پيدا کند. اگر قصد داريد که با دليل و منطق او را قانع کنيد، بايد بگويم که چيزي جز وقت تلف کردن نيست. فقط به او فضاي لازم را بدهيد تا هر طور که دوست دارد از خود واکنش نشان دهد؛ اما آگاه باشيد که: پيش داوري و نصيحت کردن شرايط را دشوار تر کرده و خشم و عصبانيت را طولاني مدت مي کند. بايد توجه داشته باشيد که هميشه بايد ابتدا به او اجازه دهيد که هر چه در دل دارد، بيرون بريزد، زمانيکه به طور کامل از نظر احساسي تخليه شد، آنوقت مي توانيد با حرف هاي آرام و ملايم، به او آرامش دهيد.
خاطرات
شايد آقايون وقت زيادي را روي فکر کردن به مسائلي که در گذشته در زندگي برايشان اتفاق افتاده، صرف نکنند - البته بجز کارهاي خطرناکي که در دبيرستان انجام داده اند!- اما خانم ها داراي قدرت بسيار بالايي در به ياد آوردن خاطرات گذشته دارند و مي توانند ساعت ها بر روي وقايعي که قبلاً در زندگي برايشان اتفاق افتاده فکر کنند و مانند يک فيلم در ذهن خود آنها را تجسم کرده و مرتباً تکرار نمايند. اين خاطرات چه خوب باشند، چه بد، دليل موجهي براي شروع گريه هاي يک خانم محسوب مي شوند. به هر حال يک چنين امري مي تواند دليل قانع کننده اي دست خانم بدهد که اخلاق و روحياتش تغيير کند، غم زده شده و مقدمات گريه کردن را برايش فراهم آورد.
اگر متوجه شديد که خانم در حال نگاه کردن آلبوم هاي عکس قديمي است و يک جعبه دستمال کاغذي هم در کنار خود گذاشته است، اصلاً نگران نشويد و تصو نکنيد که در حال مقايسه کردن شما با خواستگارهاي قبلي اش است، سعي کنيد به او ملحق شده و سوال کنيد که چه چيزي در سرش مي گذرد. دست يافتن به عمق افکار او، آن هم زمانيکه در حال مرور خاطرات گذشته است، شايد کمي دشوار باشد، اما بهترين زماني است که شما مي توانيد اطلاعات بيشتري در مورد او و گذشته اش بدست بياوريد. با اين تکنيک مي توانيد او را طوري هدايت کنيد که اعتراف کند از زندگي فعليش کاملاً راضي است. بهترين کاري که براي جلوگيري از ايجاد ناراحتي و غم زدگي مي توانيد انجام دهيد، اين است که با او صحبت کرده و اجازه دهيد تا احساساتش را با شما در ميان بگذارد. شايد در زمان انجام يک چنين کاري احساس کنيد که در حال شکنجه شدن هستيد، اما پس از اينکه او تخليه روحي شود آنقدر به شما احساس نزديکي مي کند که بدون شک تبديل به بهترين همسر دنيا خواهد شد.
ايجاد گريه و زاري
شايد مقوله گريه کردن و اشک ريختن براي تعداد بسيار زيادي از آقايون ناخوشايند باشد. همچنين تشخيص دليل گريه هاي يک خانم نيز کار دشواري است. شايد در گام اول تصور کنيد که هيچ کاري براي آرام کردن او از دستتان بر نميآيد، اما بايد بدانيد که شما بهترين کسي هستيد که مي توانيد به او کمک کنيد. تنها کاري که بايد انجام دهيد اين است که دليل ناراحتي او را پيدا کرده و با او اظهار همدردي نماييد.
هر کاري که انجام مي دهيد، هيچ گاه به او نگوييد که دليل ناراحتي و بي قراري او اختلالات هورموني و پيش قاعدگي است. به هر حال او تقويم دارد و متوجه همه اين مسائل مي شود برخوردي مناسب داشته باشيد تا همه چيز خوب پيش برود.
منبع : http://www.mardoman.com/family/wcry.aspx
زبان آوريد
2 - براي داشتن چشمان زيبا به زيبايي هاي مردم
و خوبيهاي آنها توجه کنيد
3 - براي خوش اندام ماندن غذايتان را با
گرسنگان تقسيم کنيد
4 - براي داشتن موهاي زيبا بگذاريد کودکي هر
روز آن را نوازش کند
5 ـ براي داشتن فرم مناسب در حالي راه برويد که
ميدانيد هرگز تنها نيستيد
6 - انسانها بيشتر از اشيا احتياج به تعمير نو
شدن احيا شدن مرمت شدن و
رهاشدن دارند هيچ وقت هيچ کدام را دور نريزيد
7 - به خاطر داشته باشيد هرگاه به دست ياري
نياز داشتيد هميشه يکي در
انتهاي دست خودتان پيدا ميکنيد
همين طور که سنتان بالا ميرود شما متوجه
ميشويد که دو دست داريد يکي براي
کمک به خودتان و يکي براي ياري ديگران
8 - زيبايي يک زن به لباسهايي که ميپوشدبه
صورتش و به مدل مويش بستگي
ندارد زيبايي يک زن در چشمانش پديدار ميشود
چرا که آنها دروازه هاي باز
قلبش هستند جايي که عشقش جاي دارد
9 - زيبايي يک زن در آرايشش نيست بلکه در
زيبايي واقعي روحش اوست ، مهم
اين است که او مشتاقانه عشقش را نثار ميکند
10 - زيبايي واقعي يک زن با گذشت زمان افزايش
مي يابد
2 – اگر با پدر، مادر، برادر و خواهر خود (كه به نظر شما غير منطقي بوده يا اخلاق دلخواه شما را ندارند) ارتباط سازنده و راضي كننده نداريد و نتوانسته ايد تعامل قابل قبولي ايجاد نمائيد. (عدم تعامل و ارتباط اجتماعي صحيح با ديگران)
3 – اگر در زندگي ، مرتب شغل خود را عوض كرده ايد، با دوستان زيادي به خاطر مشكلاتي قطع رابطه نموده ايد، رشته تحصيلي خود را تغيير داده يا ترك تحصيل كرده ايد، علائق خود را نيمه كاره رها كرده ايد و ثبات فكري ، احساسي و رفتاري نداريد.( عدم ثبات فكري، احساسي و رفتاري)
4 – اگر تصور مي كنيد ؛ افكار ، احساس و رفتار همسرتان را در آينده به دلخواه خود تغيير مي دهيد. (خطاي شناختي)
5 – اگر به دنبال همسر مناسبي هستيد به نحوي كه در زندگي مشتركتان در آينده با هيچ گونه مشكلي مواجه نشويد. (خطاي شناختي)
6 – اگر در پي كسب لذت و علائق خود ، كارها و مسئوليت هايتان بر دوش ديگران قرار مي گيرد. (اصالت لذت، و عدم مسئوليت پذيري)
7 – اگر فقط منطق و طرز نگرش خويش را قبول داريد و در برابر ديگران حالت دفاعي يا حالت تهاجمي مي گيريد و قادر به درك افكار ، احساس و رفتار ديگران نيستيد. (واكنش دفاعي و خود ميان بيني)
8 – اگر نقاط ضعف و نقاط قوت خود را به صورت شفاف نمي بينيد. (عدم خودآگاهي)
9 – اگر تا كنون با نظرات، انتقادات و پيشنهادات ديگران، تغييري در رفتار هاي شما ايجاد نشده است. (عدم مديريت خود يا خود مديريتي)
10 – اگر مسائل كاري شما مانع ارتباط دوستانه ، و ارتباط دوستان شما مانع ارتباط صميمي در خانواده ( خانواده پدري) مي شود يا مسائل و مشكلات شخصي شما در تمام حوزه هاي زندگيتان تاثير مي گذارد و در هم تنيده مي گردد. (مشكل در تقسيم وظايف و تعارض نقش ها)
11 – اگر به هيچ وجه قادر به تغيير برنامه هاي از قبل طراحي شده خود نيستيد( حتي اگر شرايط تغيير كند) و بسيار متعصب ، خشك و غير قابل انعطاف هستيد. (عدم انعطاف پذيري لازم)
12 – اگر قادر به درك احساسات ، رفتار و افكار خانواده ، دوستان و همكارانتان(كه متفاوت از شما عمل مي كنند)، نمي باشيد. (عدم اگاهي اجتماعي)
13 – اگر بيشتر به جاي گوش كردن ، صحبت مي كنيد و بيشتر از آنكه سعي كنيد ديگران را بفهميد ، سعي داريد كه ديگران شما را درك كنند. (عدم مديريت رابطه)
14 – اگر بسيار هيجان طلب هستيد و صرفاً ، هيجانات شما را به سويي مي كشاند و قادر به تعويق انداختن خواسته هايتان نيستيد. (خود يا اگو ضعيف ، هوش هيجاني پائين)
15 – اگر براي رفتار ، احساس و گفتار خود روش و برنامه اي نداريد و منفعلانه و واكنشي نسبت به ديگران عكس العمل نشان مي دهيد.( رفتار بي تعقل يا انعكاسي، مشكل در شيوه حل مسئله)
16 – اگر عادت داريد به جاي حل مشكلات از آنها فرار كنيد يا اجتناب بورزيد يا واكنش شما به مسائل بي تفاوتي هست. (پاسخ اجتنابي به رويدادها)
17- اگر در آينه نگاه ديگران، شما فردي غرغرو ، سرزنش گر، وابسته، احساساتي، بدبين، گوشه گير، پرخاشگر، دمدمي مزاج، خودخواه، گوشت تلخ، غمگين يا تكانشي ( كسي كه يكباره بدون مقدمه و از روي احساس دست به عملي مي زند و پيامدهاي آن را نمي سنجد) به نظر مي آئيد. (اختلال شخصيت)
18 – اگر فكر مي كنيد، از ميان چند ميليارد ساكنين كره زمين ، فقط و فقط يك شخص مناسب شماست و ارزش ازدواج دارد و در غير اين صورت زندگي شما بي معنا شده و بايد بميريد يا تا آخر عمر مجرد بمانيد.( خطاي شناختي ، عدم كنترل احساس ، هوش هيجاني ضعيف)
19 – اگر بدون اينكه خود را دقيقاً ارزيابي كنيد و بشناسيد ،دنبال همسر مناسب مي گرديد. (عدم شناخت خود)
20 – اگر وضعيت فعلي اتان راضي كننده نيست و براي رهايي و فرار از موقعيت ، اقدام به ازدواج مي كنيد. (مشكل در شيوه حل مسئله)
منبع : گروه همترانه
حتما شما هم در ميان دوستان و اطرافيان خود كساني را ميشناسيد كه دچاراين مشكل هستند و شما هرگز به خود جسارت نميدهيد كه موضوع را با آنان در ميان بگذاريد.
خوشبختانه يا متاسفانه بيني انسان ، توانايي تطبيق و سازگاري با "بو" را دارد به همين دليل است كه اغلب افرادي كه مشكل بوي بد دهان دارند، خودشان متوجه اين وضعيت نيستند.
درباره طرز تشخيص بوي بد دهانمان و چگونگي برطرف كردن آن و پيشگيري از بد بو شدن دهان و بهداشت و نظافت دهان و دندان خبرنگار گروه علمي ايرنا با يك دندانپزشك مجرب گفت و گويي انجام داده است، بخوانيد:
* طرز تشخيص بوي بد دهان:
از آنجا كه كسي درباره بوي بد دهانمان به ما چيزي نميگويد خانم دكتر"آيدا روشن ضمير" راههايي را معرفي ميكند كه ما را متوجه وجود آن ميكند.
وي ميگويد انگشت شصت خود را كمي در دهانتان نگاه داريد سپس آن را خارج كرده و بگذاريد خشك شود ، آن را بو كنيد، آيا بوي بدي دارد؟ "نخ دندان را ميان دندانهاي عقب خود ببريد و بيرون بياوريد ، نخ را بو كنيد ، بوي بدي ميدهد؟"
رو به روي آينه بايستيد نوك زبانتان را با دستمال تميز بگيريد و بيرون بياوريد آيا انتهاي زبانتان سفيد است؟ اگر اينچنين است ميتواند علامت بوي بد دهان با منشا زبان باشد.
در بسياري موارد، علت اصلي بوي بد دهان، زبان است زيرا زبان به علت حفرههايي كه دارد محل ايده آلي براي رشد انواع باكتريها است به خصوص انتهاي زبان كه به ندرت هم تميز ميشود.
* دهان كثيف ميزبان باكتريها:
دكتر روشن ضمير ميگويد مهمترين عاملي كه ميتواند بوي بد دهان را به وجود بياورد، بهداشت ضعيف است.
دهان انسان خانه ميليونها باكتري است، كه اين محيط گرم و مرطوب را محل مناسبي براي رشد و تكثير خود مييابند.
اين باكتريها نياز به غذا دارند و چه جايي بهتراز دهان انسان! باقي- مانده مواد غذايي كه در دهان ما وجود دارند، سفره رنگارنگي براي اين موجودات ميكروسكوپي است.
آنها از مواد غذايي تغذيه ميكنند و پس ماندههايي توليد ميكنند كه همان محصولات "سولفوري" است.
اين محصولات عامل اصلي بوي بد دهان هستند، اگر بعد از هر وعده غذا مسواك كنيم يا حداقل دهان مان را با آب بشوييم، مقادير زيادي از اين خردههاي غذايي پاك خواهند شد و طبيعي است كه سفره رنگين باكتري ها برچيده خواهد شد.
* بيماريهاي دندان و لثه:
دكتر روشن ضمير ميگويد عامل ديگري كه ميتواند بوي بد دهان را ايجاد كند، پوسيدگيهاي دنداني است كه بسيار شايع هستند.
وي ميگويد اگر اين پوسيدگيها به موقع درمان نشوند ، منبع عفوني هستند و سبب ايجاد بوي بد دهان ميشوند.
در بسياري موارد، زناني كه در دوران قاعدگي خود دچار التهاب لثه ميشوند، بوي بد دهان را هم در همان دوران تجربه ميكنند.
علاوه برالتهاب لثه، بيماريهاي پيشرفته لثه نيز محل مناسبي براي رشد انواع باكتريهاي ايجاد ميكند كه در نهايت به بوي بد دهان منجر ميشود.
* خشكي دهان
اين دندانپزشك ميگويد خشكي دهان از ديگر عواملي است كه موجب بوي بد دهان ميشود.
دكتر روشن ضمير خاطرنشان ميكند كه بزاق براي تميز نگه داشتن دهان لازم است و موجب پاك شدن ذرات غذايي از روي دندانها و سطح زبان ميشود.
وي ميگويد در مواردي كه كمبود بزاق وجود دارد (به طور مثال در- بيماران ديابتي) حضور نداشتن همين عامل پاككننده ، باعث ايجاد بوي بد دهان ميشود.
بوي بد دهان در صبحها نير به همين دليل است، در طول شب و هنگام خواب، ترشح بزاق كم ميشود و در نتيجه بوي بد دهان در صبحگاه رخ ميدهد كه البته تا حدي طبيعي است.
* مشكلات گوارشي
بسياري از غذاهايي كه ما ميخوريم ميتوانند بوي بدي را در دهان، البته به طور موقت ايجاد كنند.
به طور مثال سير ، پياز ، كاري و فلفل و از جمله عوال ديگر، سيگار، الكل و تنباكو است كه ميتواند سبب ايجاد بوي بد در دهان شود.
البته درمورد سير بايد اضافه كرد كه اين ماده جذب خون انسان ميشود و و مساله بو، فقط به دهان محدود نميشود.
در موارد اندكي، علت بوي بد دهان نيز وجود مشكلات معده مانند رفلاكس است ك البته اين موارد بسيار نادر هستند.
دكتر روشن ضمير ميگويد عفونتهاي گلو، ريه يا سينوس و همچنين بيماري هاي سيستميك مانند ديابت و بيماريهاي كبد و كليه هم ميتوانند باعث ايجاد بوي بد دهان شوند.
اگر هيچ مشكلي در دهان و دندان وجود نداشته باشد، اين احتمال وجود دارد كه مشكل بوي بد دهان ناشي از بيماريها ياد شده باشد.
* توصيههايي براي پيشگيري از بد بو شدن دهان
دكتر روشن ضمير ميگويد مهمترين كاري كه ميتوان انجام داد، تميز نگه داشتن دهان است.
مسواك كردن سطوح دندان ها، نخ كشيدن ميان آنها و تميز كردن سطح زبان باعث ميشود كه بوي بد دهان كم شود.
"دندانهاي مصنوعي" محل مناسبي براي تجمع انوع باكتريها است كه مي تواند موجب ايجاد بوي نامطبوعي دردهان شود، افرادي كه دندانهاي مصنوعي دارند بايد حتماآن را بعد از غذا تميز كنند و شبها هم آنها را از دهان خارج كنند.
ويزيتهاي منظم دندانپزشكي و ترميم فوري پوسيدگيها و برطرف كردن مشكلات لثه در ابتداي كار،عامل مهمي در جلوگيري از بروز بوي بد دهان است.
اين دندانپزشك عقيده دارد كه با نوشيدن مايعات فراوان از جمله "چاي" ميتوان با بوي بد دهان مقابله كرد.
آدامسهاي بدون شكر هم كمككننده است، زيرا باعث ترشح بيشتر بزاق ميشود و خوردن سبزيهاي تازه مثل هويج.
بعداز خوردن لبنيات، گوشت و ماهي دهان را با آب بشوييد.
تميز كردن زبان را فراموش نكنيد، بعضي درمانهاي خانگي نيز براي رفع اين مشكل ذكر شده است به طور مثال شستن زبان با مخلوط آب و جوش شيرين و همچنين شستن دهان با مخلوط آب ليمو و يا آب و گياهاني مانند آويشن و ميخك.
براساس مطالعهايي كه روي ماست شده ثابت شده كه ماست نيز آثار خوبي روي بوي بد دهان دارد.
قهوه زياد ننوشيد، از خوردن غذاهاي پر ادويه اجتناب كنيد و اعتماد به نفس خورد را از دست ندهيد
منبع : گروه مبین
ماسک ليمو ترش: براي تهيه ماسك ليموترش آب2 ليمو را بگيريد و با 1قاشق عسل گرم، مخلوط كنيد و روي پوست بماليد و پس از20 دقيقه آن را با پنبه آغشته به گلاب پاك كنيد.
ماسک هويج : ماسك هويج نيز به وسيله آب هويج تهيه مي شود. براي اين منظور مقداري آب هويج را با ماست مخلوط كنيد و با انگشت روي پوست بماليد و پس از20 دقيقه آن را با پنبه آغشته به گلاب پاك كنيد.
ماسک کدوحلوايي : مقداري كدو حلوايي رسيده را له كرده بصورت ماسك براي متعادل ساختن چربي پوست صورت استفاده كنيد.
ماسک سفيده تخم مرغ: يك عدد سفيده تخم مرغ را خوب بزنيد پس از كف كردن به آن نصف ليوان ليمو ترش اضافه كنيد وبه هم بزنيدو روي تمام پوست بماليدپس از 15 دقيقه با آب ولرم بشوئيد.
ماسک پرتقال و ليمو: دو قاشق آب پرتقال ويكقاشق آب ليمو ترش را خوب مخلوط نموده `بصورت بماليدوبعد از 15دقيقه با آب ولرم بشوئيد.
ماسک خيار: خيار را پخته له كنيد ،به صورت ماسك روي صورت بگذاريد وپس از20 دقيقه با آب ولرم بشوئيد.
ماسک زرده تخم مرغ وآوکادو: 1 قاشق سوپخوري خاک رس (خاک رس يا خمير پاک کننده که به شکل پودر در تمام مغازه ها و فروشگاه هاي غذايي بهداشتي موجود است) + 1 عدد زرده تخم مرغ + يک چهارم قاشق آوکادو له شده + مقداري روغن فندوق( براي اينکه يک مخلوط نرم داشته باشيم) را با هم مخلوط کرده و بر روي پوست خود به مدت 15 الي 20 دقيقه گذاشته و بعد با آب ولرم بشوييد.
(زرده تخم مرغ وآوکادو رطوبت از دست رفته پوست را دوباره باز مي گرداند ،خمير پاک کننده ترشحات چربي پوست را خشک کرده ، روغن فندق اين حالت را در پوست تعديل کرده و آن را تقويت مي کند. )
ماسک سيب : يک عدد سيب رنده شده را با 5 قاشق سوپخوري عسل مخلوط کنيد و سپس روي پوست صورتتان بماليد و پس از 10 دقيقه با آب سرد بشوييد. (آيا مي دانستيد که زنبورها ممکن است مسافت 55 هزار مايل (حدودا 101000 کيلومتر) را پرواز کنند و به روي بيش از 2 ميليون گل بنشينند و شهد جمع آوري کنند که تنها براي درست کردن تقريبا نيم کيلو عسل کافي است. عسل حاوي قندهايي مانند فروکتوز، گلوکز و همچنين آب مي باشد. علاوه بر اينها حاوي ديگر قندها، آنزيمها ، مواد معدني، ويتامين ها و اسيدهاي آمينه مي باشد.)
ماسک گوجه فرنگي: يک عدد گوجه فرنگي را خوب له کنيد و بگذاريد به مدت 15 تا 20 دقيقه روي پوستتان بماند. سپس پوستتان را با آب گرم بشوييد. پوست هاي چرب نسبت به موادپاك كننده و موادآرايشي و دارويي حساس هستند و ممكن است در اثر مصرف موادپاك كننده يا محلول هاي الكل دار دچار قرمزي، خشكي، خارش يا پوسته ريزي شوند.دراين صورت بايد مصرف هرگونه شيرپاك كن، محلول هاي طبي و داروهاي موضعي را متوقف و به پزشك مراجعه كرد تا پمادساختني (تركيبي) التيام دهنده اي را تجويزكند. روي پوست هاي چرب كه اينگونه تحريك شده اند نبايد پماد يا كرم بتامتازون، تريامسينولون، هيدروكورتيزون يا فلوسينولون ماليد و نيز دراين مواقع نبايد صابون اسيدي مصرف كرد. افرادي كه پوست چرب دارند بايد مصرف چربي و قند را به حداقل برسانند و غذاهايي مثل خرما، پسته، فندق، گردو، شكلات و موز را بسياركم مصرف كنند. اين افراد براي كنترل چربي پوست خود و برخورداري از يك پوست شاداب و خوب بايد خواب كافي، اعصاب راحت و تغذيه مناسب داشته باشند و هرچه مي توانند سبزي و ميوه مصرف كنند
منیع : گروه همترانه
مخترع اينترنت ضمن هشدار درخصوص سرنوشت شبکه اظهار داشت که تا سال 2010 آدرسهاي عددي اينترنتي که روي IPv4 عرضه ميشوند تمام خواهند شد.
«وينتون سرف» که در کنار «باب کان» اينترنت را اختراع و ايده پروتکلهاي TCP/IP را ارائه کرده، هشدار داده است که ظرف سه سال آينده تمام ترکيبات عددي که براي اختصاص آدرسهاي اينترنتي عرضه ميشود، تمام خواهند شد و ديگر هيچ آدرسي را نميتوان روي شبکه ثبت کرد.
بر مبناي پيشبينيهاي وينتون سرف، بدون شرح يک پروتکل عددي جديد خطر پايان آدرسهاي اينترنتي ميليونها نفر از کاربران وب را تهديد ميکند.
مخترع اينترنت در اين خصوص توضيح داد: اگر آدرسهاي IPv4 تمام شوند، کار اينترنت پايان مييابد. اين درحالي است که مردم يک آدرس IPv4 ميخواهند اما نميتوانند آن را داشته باشند.
در حال حاضر شبکه از سيستم اينترنت پروتکل IPv4 استفاده ميکند. اين سيستم توانايي ثبت بيش از 4 ميليارد آدرس عددي اينترنتي را دارد. اين حجم آدرس يک رقم نجومي است امام براي رشد روز افزون ابزارهاي الکترونيکي که همه روزه به اتصالات آنلاين نياز دارند، کافي نيست.
از مدتي قبل طرح متد جديد گسترش عددي آدرسهاي اينترنتي ارائه شد که در حقيقت نسخه آينده اينترنت پروتکل با عنوان IPv6 است.
اين سيستم بسيار پيشرفته ظرف 10 سال آينده آماده ميشود. اکنون رايانههاي مدرن و ساختارهاي شبکه کاملا با اين استاندارد جديد سازگار هستند، اما به اعتقاد بيشتر ارائه دهندگان اينترنت، هنوز زمان زيادي تا استفاده از IPv6 باقي مانده است.
در صورت صحت پيشبينيهاي وينتون سرف، با پايان يافتن ظرفيت اينترنت پروتکل 4 تا سال 2010 به مدت 7 سال امکان ثبت هيچ آدرس اينترنتي وجود ندارد.
استاندارد اينترنت پروتکل 6 امکان ايجاد 340 تريليون تريليون تريليون آدرس عددي اينترنتي را فراهم ميکند که اين رقم ميتواند اتصالات به شبکه را براي چند دهه تضمين کند.
براي سال 2008 افزايش استفاده از استاندارد IPv6 را پيشبيني ميکنم. از نظر معماري اينترنت پروتکل 6، اين استاندارد جديد با استاندارد فعلي سازگار نيست؛ به همين دليل ارائه دهندگان خدمات اينترنتي (آي.اس.پي.ها) مجبورند دو سيستم را به موازات هم شکل دهند که اين مسئله موجب افزايش هزينههاي اينترنت ميشود.
اتحاديه اروپا در حال ارزيايي سياستهايي براي امکان استفاده از IPv6 است، در حالي که کشورهايي مثل چين، کره و ژاپن از مدتها قبل اين کار را آغاز کردهاند
منبع : گروه مبین
شايد يکي از مهمترين و بهترين راه جلوگيري از ويروسي و هک شدن کامپيوتر در اينترنت داشتن يک ويروس کش قوي و به روز باشد.
با توجه به پيشرفت روز به روز علم کامپيوتر و دانش اينترنت تعداد ويروس کش ها يا همان آنتي ويروسها روبه رشد ميباشد.
ولي آيا هر ويروس کشي قابليت شناسايي ويروسها و تروجانهاي جديد را دارد؟خير.معمولا انتي ويروس ها به طوري تقسيم و طبقه بندي ميشوند که هر ويروس کشي که بتواند ويروسهاي بيشتر و جديد تري را شناسايي نمايد در رتبه بالا تري قرار دارد.در اين مقاله ميخواهيم به شما چند ويروس کش قوي و کارا در ايران معرفي نماييم.
? اولين گام تعريفي از ويروس:
ويروس به نرم افزارها و تکه هاي اطلاعاتي گفته مي شوند که توسط افراد باهوش و با تجربه نوشته مي شود و با دوهدف تخريب و يا جاسوسي در سطح شبکه و کامپيوترهاي شخصي توزيع مي شود
? چگونگي پخش ويروس :
در اصل پخش ويروس به دو صورت جهنده و راک است پخش جهنده بدين صورت است که خود ويروس با بهره گيري از ابراز انتقال اهم از سي دي ، فلاپي ديسک و .... خودبه خود توزيع مي شود ، راکد ويروسهايي هستندکه دراصل مي بايست نسخه اي از آن در سيستم جديد کپي شود وگرنه خود جابجا نمي شود چگونگي ويروسها در اين خصوص باتوجه به طراح آن ويرويس است
? عملکرد ويروسها:
? تخريبي : در ابتدا با همين هدف ويروسها نوشته وتوزيع مي شد که به کل يا قسمتي از اطلاعات آسيب جزيي يا جدي برساندو در مواردي نادر کل اطلاعات را از بين ببرد ، فرض کنيد يک فردناآرام ويروسي را در شبکه پليس شهر پخش مي نمايد تا کليه پرونده ها را نابود سازد هدف وي از اين کار تخريب اطلاعات است ولي چرا تخريب از خودش سوال کنيد!!
? جاسوسي: به مروز اين نوع ويروسها هم شيوع پيدا نمود که به شبکه ها و اطلاعات ارزشمند و يا غير ارزشمند دسترسي پيدا نمايند همان فرد مثال ما به شبکه بانک شهر ويروس ارسال ميکند اينبارمي خواهد که اطلاعات حسابها بانکي را دريافت نموده و بعد آن را به نوع اول تخريب و دستکاري کند!!!
? کسب و کار: فکر کنم کشورلهستان بالاترين رقم درآمد از ويروس نويسي راداراست ، ساده است فردي ويروسي را آماده ميکند کمي هم در شبکه ها توزيع مي نمايد و به شرکتهاي که نرم افزار ويروس کش را مي نويسند مي فروشد ويا اينکه شرکتها راسا نسبت به اينکار اقدام مي کنند البته در برخي موارد ويروس نويس به صورت مستقيم با قرباني معامله مي کند مثلا جان شبکه ناسا راهدف قرار مي دهد و با مقامات ذيربط تماس مي گيرد که ويروس کش را در ازا مبلغي به آنها مي دهند البته در کشورها دنيا نگارش ويروس پخش و هرگونه دخالت درپديد آمدن آن جرم محسوب مي شود.
? هدف اصلي چيست:
نمي توان هدفي را تدوين نموددراصل و در نگاه نويسنده ويروس شايد دوعامل تخريبي و جاسوسي باشد ولي در مواردي هم درآمدزايي است در مجموع پس از طراح ويروس بيشتر کاربران، بدون هدف و بدون انکه آگاه باشند ويروس منتشر مي کنند
? ويروسهاي ايراني
ويروسهاي ايراني به جر چندويروس مشهور ومعروف نشدند و کمتر مورد توجه قرار گرفتند به خصوص ويروسهاي که کل اطلاعات را نابود مي نمودند و موردتنفر قرار گرفتند در دهه گذشته اخبار انتشار ويروسهاي ايراني شنيده مي شد اما اينک متخصصين اي تي بيشتر به سمت هک سايتها تمايل نشان مي دهند.
? نسل جديد ويروسها
اگر اخبار اي تي را دنبال کنيد هر هفته تعدادي ويروس جديدمنتشر و منتطقه اي را آلوده مي سازند برخي از کاربران واژه تروجان و اسب تراوا و کرمهاي را ويروس مي دانند ولي اين نرم افزارهاي جاسوسي اينترنتي بوده گرچه از نوادگان ويروس هستند ولي در واقع نمي توان در تعاريف ويروس آنها راذکر نمود.
? راه حل مواجهه با ويروسها
ساده است ويروس کشها و برنامه هاي امنتيتي شبکه !!! البته اگر شما کامپيوتر شخصي داريد نصب ويروس کش و يک فايرووال کافي است فايرووال يک برنامه امنيتي است که از نفوذ انواع نرم افزارهاي مزاحم جلوگيري مينمايد البته با نصب ويندوز ايکس پي به صورت همزمان نصب ميگردد.
اما آنتي ويروسها ، ويروس کشها متفاوتي وجود دارد که در ادامه معرفي مي شود ولي به يادداشته باشيدهميشه ويروس کشها شما به روز باشد.
? ويروس کش ها مک آفي (Mcafee)
اولين اين ويروس کش ها مک آفي (Mcafee) مي باشد.آنتي ويروس مک آفي که بر اساس آماري که اطلاعات و فناوري ايران در تابستان سال ?? گرفت مشخص شد که محبوبترين ويروس کش در ايران ميباشد.
اين ويروس کش ابتدا در ايران کارايي نداشت چون هر کس از آن استفاده ميکرد براي روز رساني اين ويروس کش با مشکل رو به رو ميشد.
به اين طور که اين ويروس کش يا بهتر شرکت سازنده مک آفي ايران را ساپورت نميکرد و هر کس ميخواست آن را آپديت کند بايد از پروکسي (اي پي نامشخص ) استفاده ميکرد.
اين کار نيز باعث ميشد که به روز رساني کندتر انجام شود.
ولي بعدها اين شرکت به گونه اي عمل کرد که ايران نيز بتواند از به روز رساني اين نرم افزار بهره ببرد.
مک آفي شايد بتوان گفت يکي از بهترين ويروس کشهاست با قابليتهايي نظير:
در به روز رساني ميتوان گفت بيشترين پوشه هاي امنيتي را ميگيرد براي همين از بهترين هاست.
داراي فايروالي قدرت مند که باعث جلوگيري از نفوذ هکر به کامپيوتر و بلاک(برگرداندن) تروجانهاي که قصد باز کردن پورت را دارند.
? ويروس کش ها نورتون:
يکي ديگر از اين نوع ويروس کش ها که در ايران بعد از مک آفي کاربران از آن استفاده ميکنند نورتون محصول شرکت سيمانتيک ميباشد.
اين نوع ويروس کش داراي کارايي بالا و آسان ميباشد و شايد همين آسان بودنش باعث شده است که کاربران بتوانند با اين ويروس کش راحت کار کنند.
همچنين روز رساني اين نرم افزار آسان ميباشد و به دو صورت اتوماتيک و دستي ميباشد.
داراي فايروال قوي و کارا که کارهاي يک فايروال را صورت کامل انجام ميدهد.
نورتون نسبت به مک آفي داراي سرعت اسکن پايين تري قرار دارد ولي اين کم شدن سرعت اسکن نشان دهنده دقت و ظرافت در اسکن اين نرم افزار ميباشد.( اسکن پيدا نمودن ويروس احتمالي در کامپيوتر را اسکن گويند در اينجا)
? نکات مهم در انتخاب ويروس کشها
هميشه براي انتخاب يک ويروس کش براي خود سعي کنيد نکاتي را مد نظر قرار دهيد:
?) ويروس کشي معروف و مطمئن انتخاب نماييد
?) بتوانيد آن را به راحتي به روز رساني نمايد
?) داراي اسکن درايوها به صورت کامل و منظم باشد
?) داراي فايروال قدرتمند باشد.
? نکات ايمني در کار با ويروس کشها
حال که انتخاب کرديد کارهاي زير را نيز بايد انجام دهيد:
?) سعي کنيد هر هفته يا حداقل هر يک ماه پوشه هاي امنيتي نرم افزار را بگيريد(به روزرساني)
?) هر هفته کل درايو مخصوصا درايو ويندوز را اسکن نماييد
?) اجازه کانکت شدن هر برنامه اجرايي که توسط فايروال شناسايي ميشود را ندهيد فقط نرم افزارهاي مورد نياز مثل:مسنجر
حال که شما يک ويروس کش مناسب براي کامپيوتر خود انتخاب کرده ايد و آن را به روز کرده ايد و بقيه کارهاي جرئي را انجام داده ايد ميتوان گفت تا حد خيلي زيادي از هک شدنتان و ويروسي شدن کامپيوترتان جلوگيري کرده ايد.
ولي اين را هميشه به خاطر داشته باشيد ويروسها و تروجانهايي هستند که از چشم ويروس کش مخفي بماند.
? چرا به روزرساني تاکيد داريم
بسيارساده است؛شايد در هر لحظه ويروس جديدي منتشر شود که اين ويروسها توسط شرکتهاي پشتيبان ويروس کشها شناسايي و انتي ويروس آن ( ويروس کش) طراحي و عرضه مي شود!! شايددر هفته نزديک به ??? ويروس جديد منتشر شود پس با به روزرساني نرم افزار آنتي ويروس خود ليست جديدي را به ليست سياه ويروسها اضافه کنيد.
? نگران نباشيد ويروسها مهربانند
شما تنها با اين فرض محال که هيچ ارتباطي با کامپيتوترهاي ديگر نداشته باشيد حتي در حد کپي يک برنامه ميتوانيد از ويروسهادرامان بمانيد وگرنه قول مي دهم کامپيوتر شما در حدود ?? ويروس داشته باشد!!
اما نگران نباشيد ويروسها حتما مخرب نيستند ويروسها نادري هستند که به صورت بدخيم به شما ازار جدي مي رسانند ولي بسياري در سيستم شما ميهماني هستند که تنها جاسوسي مي کنند مثلا به شرکتهايي اعلام مي کنند که به کدام سايتها بيشتر مراجعه مي شود .... که در نهايت باآناليز ان اطلاعات ذيقيمتي براي ان شرکتها بدست مي آيد و به شما هم آزاري نمي رسانند!!! آنچه توصيه شد را اجرا کنيد ولي خيلي هم حساس و نگران نباشيد !!! حتي اگر لحظه اي سي دي آلوده را در کامپيوتر خود بگذاريد و فايلي را باز نکنيد ممکن است بسته به نوع ويروس سيستم شما آلوده شود!! خيالتان راحت من قول مي دهم که با رعايت نکات ايمني از شر ويروسها مخرب و آزاردهنده در امان باشيد!!!
? ولي تروجان چيست؟
اگر بخواهيم براي تروجان يک تعريف ساده بيان کنيم ميتوانيم بگوييم:
"تروجان يک فايل جاسوسي ميباشد که توسط هکر با توجه به نياز به اطلاعاته قرباني آماده ميشود و براي قرباني فرستاده ميشود".
در قسمتهاي بعدي بيشتر در مورد ويروسها و تروجان و برنامه مشابه صحبت مي کنم به طور يقين خالي از لطف نخواهد بود.
? آخرين حرف گفتار :
براي داشتن کامپيوتري سالم و امن بايد در اينترنت به همه چيزهاي موجود در اينترنت شک کرد.مشکل است ولي با کمي دقت و هوشياري ميتوانيد به راحتي کامپيوترتان را امن کنيد
منبع : گروه مبین
اسيد قوي موجود در معده
يك ماده بسيار خطرناك كه هيچ فرودگاهي نميتواند شما را به خاطر همراه داشتن آن متوقف كند، اسيد هيدروكلريك يا جوهر نمك است. اين اسيد بسيار خطرناك كه ماده اي مركب و بسيار خورنده و سمي است، در معده ما يافت شده و در واقع توسط سلولهاي جداره معده ترشح ميشود. اين اسيد كه براي شستشوي فلزات به كار ميرود، به خاطر وجود مواد لزج مخاطي كه ديواره معده را ميپوشانند، نميتواند به بافت آن آسيب وارد كند، بدون هيچ خطري در سيستم گوارش باقي مانده و غذاي ما را تجزيه ميكند.
تاثير حالت بدن بر حافظه
اگر تاريخ خواستگاري خود از همسرتان را فراموش كرده ايد، بد نيست چند دقيقه با زانوي خميده و در حالت تقديم حلقه، بر زمين بنشينيد. حافظه و خاطرات تا حد زيادي در حواس شما تجسم ميابند. يك بو يا صداي خاص ميتواند بخشي از يك خاطره مربوط به ساليان دور كودكي را در ذهن ما زنده كندو اين ارتباط ميتواند واضح باشد، مثلا زنگ دوچرخه ميتواند شما را به ياد دوچرخ سواري در كوچه باغهاي محل قديميتان بياندازد، و از طرفي ممكن است دليل اين يادآوري واقعا برايتان چندان واضح نباشد.اما تحقيقات جديد نشان ميدهد كه اگر بدن ما در موقعيتي مشابه با حالتي كه در زمان وقوع يك امر داشته قرار بگيرد، ميتوانيم ماجرا را بسيار بهتر و دقيقتر به ياد آوريم.
استخوانها به خاطر تامين مواد معدني تجزيه ميشوند
استخوانها، علاوه بر اينكه تكيه گاه و حامل اعضا و جوارح و عضلات بدن هستند، به تعديل و تنظيم ميزان كلسيم بدن نيز كمك ميكنند. استخوان حاوي فسفر و كلسيم است كه اين دومي از عناصر مهم تشكيل دهنده ماهيچه ها و اعصاب به شمار ميرود. اگر ذخيره كلسيم بدن كاهش يابد، هورمونهاي خاصي ترشح شده و موجب ميشوند كه لايه هاي استخواني تجزيه شده و مقدار اين عنصر حياتي در بدن را افزايش ميدهند تا ميزان كلسيم سلولي به حد اشباع برسد.
بيشتر غذايي كه ميخوريم براي ذهن است
هرچند وزن مغز تنها 2 درصد از كل وزن بدن انسان را تشكيل ميدهد، اما با وجود كوچكي به 20 درصد از كل اكسيژن و كالري دريافتي بدن نياز دارد. سه شريان مغزي مهم براي رساندن مواد لازم به سر ميروند و مدام در حال پمپ كردن اكسيژن به مغز هستند. انسداد يا پارگي يكي از اين رگها ميتواند سلولهاي مغز را به شدت گرسنه كرده و انرژي لازم براي عملكرد صحيح را از آنان گرفته و كارايي بخشي را كه با آن رگ در ارتباط است را خراب و يا قطع كند. چنين حالتي را سكته ميناميم.
هزاران تخمك بدون استفاده
هنگامي زنان به اواخر 40 سالگي يا اوايل 50 سالگي ميرسند، قاعدگي يا عادت ماهيانه كه كنترل كننده ميزان هورمون بدن او و آماده كننده تخمكها براي باروري احتمالي است، متوقف ميشود. ميزان استروژن توليد شده توسط تخمدانها كمتر و كمتر شده و تغييرات فيزيكي و احساسي بسياري در وجود آنان رخ ميدهد و فوليكلهاي تكامل نيافته تخمك به اندازه گذشته تخمك آزاد نميكنند. يك دختر بالغ معمولي داراي 34 هزار فوليكل تكامل نيافته تخمك است كه با ميانگين يك تخمك در ماه، تنها حدود 350 عدد از آنها در طي زندگي وي به مرحله تكامل ميرسند. به اين ترتيب، فوليكلهاي تخمك استفاده نشده رو به زوال گذاشته و از بين ميروند و بدون امكان بارداري، مغز از برنامه ريزي براي آزاد ساختن تخمك دست ميكشد.
بلوغ غم انگيز و ديوانه كننده
ما ميدانيم كه تغييرات هورموني در زمان بلوغ، براي رشد و آماده ساختن بدن براي توليد مثل بسيار ضروري است. اما چرا عبور از اين مرحله و بالغ شدن از نظر احساسي تا اين حد ناگوار است؟ هورمونهايي چون تستوسترون در اصل بر رشد و توسعه نورونهاي مغز تاثير ميگذارند و تغييراتي كه در ساختار مغز ايجاد ميشود، پيامدهاي رفتاري بسياري دارد. به اين ترتيب با رشد و تكامل بخشهاي قدامي مغز، بايد منتظر احساسات غير قابل كنترل، بي عاطفگي و بر هم ريختن تواناييهاي تصميم گيري باشيم تا اينكه روند اين رشد پايان يافته و مشكل حل شود.
مژكهاي سلولي مخاط را حركت ميدهند
اكثر سلولهاي بدن ما مجهز به بخشهاي ويژه مو مانندي به نام مژك هستند كه در موارد بسياري-از گوارش گرفته تا شنوايي- مفيد واقع ميشود. مژكها در بيني به تخليه مخاط از درون مجراي تنفسي به داخل گلو كمك ميكند. هواي سرد، روند تخليه مجرا راكند كرده و موجب ميشود اين مخاط بر روي هم انباشته شده و شخص دچار آبريزش بيني شود. غشاء متورم بيني يا غليظ شدن اين مخاط نيز ميتواند موجب پر شدن مجراي تنفسي از مخاط و آبريزش بيني شود.
مغز بزرگ جاي دندان عقل را ميگيرد
تكامل چندان بي عيب و نقص و عاري از مشكلات خاص خود نبوده است. گاهي اعضا يا خصوصياتي خاص تنها به اين دليل در يك گونه باقي ميمانند كه آزار چنداني ندارند. براي مثال دندان عقل، در ابتدا تنها به عنوان وسيله درآمد دندانپزشكان وجود نداشته است، بلكه مدتها پيش، اين دندانها به عنوان گروه سوم دندانهاي آسيا و براي جويدن گوشت وجود داشته اند. اما با رشد مغز انسان، ساختار فك او نيز تغيير يافته و اكنون ما دهاني داريم كه با دندانهايي گران قيمت و بي استفاده پر شده است.
دنيا با تو ميخندد
شواهد علمي نشان ميدهد كه درست همانطور كه مشاهده خميازه يك شخص ميتواند رفتاري مشابه را در ديگران ايجاد كند، خنده نيز به ديگران سرات ميكند. در واقع شنيدن صداي خنده بخشي از مغز را كه عامل حركات چهره استف تحريك ميكند. تقليد نقش بسيار مهمي در كنشهاي متقابل اجتماعي بازي ميكند و كنشهايي چون عطسه، خنده، گريه و دهان دره همه ميتوانند راههايي براي ايجاد همبستگي اجتماعي در ميان گروه تلقي شوند.
پوست چهار رنگ دارد
پوست، بدون وجود رنگها سفيد شيري است. رگهاي خوني در نزديكي سطح پوست، آنرا تا حدي سرخ ميكنند. رنگ دانه هاي زرد نيز در تمام انواع پوست وجود دارند و در نهايت، ملانين –لكه هاي تيره رنگ- به رنگ قهوه اي تيره، در اثر تابش اشعه واورا بنفش به وجود آمده و در مقادير زياد سياه ديده ميشوند. اين چهار رنگمايه در مقادير متفاوت با يكديگر تركيب شده و پوستهايي بارنگهاي مختلف را براي افراد جهان به همراه مي آورند.
منبع : گروه همترانه
1.) Fine!: This is the word women use to end an argument when they are right and you need to shut up.
2.) Five Minutes: If she is getting dressed, this means a half an hour. Five minutes is only five minutes if you have just been given five more minutes to watch the game before helping around the house.
3! .) Nothing!: This is the calm before the storm. This means something, and you should be on your toes. Arguments that begin with "nothing" usually end in "fine".
4.) Go Ahead!: This is a dare, not permission. Don't Do It!
5.) Mmm! (Loud Sigh): This is not actually a word, but is a non-verbal statement often misunderstood by men. A loud sigh means she thinks you are an idiot and wonders why she is wasting her time standing here and arguing with you about nothing. (Refer back to #3 for the meaning of nothing.)
6.) That's Okay: This is one of the ! most dangerous statements a women can make to a man. That's okay means she wants to think long and hard before deciding how and when you will pay for your mistake.
7.) Thanks: A woman is thanking you, do not question or reply. Just say you're welcome.
8.) Whatever!: Is a women's way of saying F **K U!
9.) Don't worry about it, I got it: Another dangerous statement, meaning this is something that a woman has told a man to do several times, but is now doing it herself. This will later result in a man asking "What's wrong?" For the woman's response refer to #3.
اگر اندازه دور بازوي شما ، برابر با اندازه دور ران پاي مورچه است ...
اگر آنقدر لاغر و سبكيد كه بادهاي پاييزي به راحتي ، قادر به معلق كردن شما در هوا مي باشند ...
اگر هركس كه شما را از بغل نگاه مي كند ، با مانيتور LCD اشتباهتان مي گيرد ...
اگر براي پيدا كردن پيراهن سايز زير SMALL كه برايتان گشاد نباشد با مشكل مواجه مي شويد ...
اگر مردم در ايستگاه اتوبوس شما را با ميله تابلوي ايستگاه و در خود اتوبوس با ميله هاي تعبيه شده براي گرفتن دست ،
اشتباه مي گيرند ...
اگر به راحتي قادريد كه از لاي ميله هاي حفاظ پنجره خانه تان ، وارد آن شويد ...
اگر براي ثابت ماندن در جاي اوليه و نيفتادن شلوارتان ، هميشه مجبوريد با يك دست آنرا بچسپيد و يا از طناب و كش براي ثابت نگه داشتن آن كمك بگيريد ...
اگر بدن شما متشكل از چهار عدد استخوان و يك روكش پوستي است ...
اگر مي خواهيد ، هركسي كه شما را مي بيند با عدد ۷ اشتباه بگيردتان ...
اگر مي خواهيد ، فاصله بين پوست و استخوان خود را با ماهيچه پوشش دهيد ...
اگر مي خواهيد قطر گردنتان از اندازه سرتان بيشتر باشد ...
اگر مي خواهيد ، وقتي در تابستان ، تي شرت برادر كوچكتان را مي پوشيد و در خيابان قدم مي زنيد ، تمام سرها
به سمت شما بچرخند و ملت با حسرت به همديگر بگويند : اووووووووووه ! يَره ! بدنشو نيگا ،
كاش بدن منم اينجوري بود !
اگر مي خواهيد كه امسال در مسابقات مردان آهنين ، حَلبين ، آلومينيومين و ... شما با افتخار بر سكوي قهرماني بايستيد و مدال آب طلا ! را بر گردن بياويزيد ...
اگر مي خواهيد ، زمانيكه اتومبيلتان پنچر مي شود ، بجاي استفاده از جك ، با يك دستتان آنرا بلند كنيد و با دست ديگرتان چرخ را تعويض نماييد ...
اگر از پول زور دادن به زورگيرهاي محله به تنگ آمده ايد و مي خواهيد كه خودتان گُنده لات محل شويد ...
اگر مي خواهيد كه بجاي انعام و شيريني بچه ها و پول هاي كلان ديگري كه هرسال موقع اسباب كشي مجبوريد به چندين كارگر بدهيد ، خودتان يكنفري تمام اثاثيه منزل را جا به جا كنيد ...
اگر مي خواهيد كه فرزندانتان شما را به مانند داداش كاييكو ، ملوان زبل ، هركولس ، هالك و ... دوست داشته باشند ...
اگر مي خواهيد ، جاده صاف بدن خود را پر از دست انداز و سرعت گيرهاي ماهيچه اي كنيد ...
و اگر نمي خواهيد كه مردم بيش از اين در كوچه و خيابان شما را با اسامي نامربوطي همچون : سوخول ، ماكاروني نپخته ، لاغر مردني ، خيار ، اسكلت ، مارمولك ، لوله پوليكا ، ليسك ، ميخ ، تار عنكبوت ، سيخ كبريت ، ني قليون ، صدا بزنند ...
لحظه اي درنگ نكنيد و از همين امروز اقدام به ثبت نام خود در باشگاه ما نماييد .
باشگاه بدن نما ، با بهره گيري از اساتيد و مربيان صاحب نام پرورش اندام و قهرمانان مدال آور در سطح مسابقات قويترين مردان محله ، و با دارا بودن انواع دستگاه ها و وسايل مجهز بدنسازي ( بادي بيلدينگ )، پرورش اندام ، پاور ليفتينگ ، باسكول جهت وزن كشي و يك عالمه وسايل ديگر سالم و در حد نو ! عضله و ماهيچه را با بدن شما آشتي خواهد داد .
باشگاه بدن نما ، ارائه دهنده انواع پروتئين ها ، مكمل هاي غذايي ، هورمون ها ، مواد نيروزا و ... در اشكال : پودر ، قرص ، شربت و آمپول ، براي ورزشكاران كم صبري كه مي خواهند يك شبه ره صد ساله را بروند و هرچه زودتر ، به بار نشستن عضلاتشان را ببينند ، با كمترين عوارض جانبي از قبيل : ريزش مو ، جوش صورت ، نازايي و ... با علامت استاندارد سيروس بدن با درپوش اطمينان و برچسب شب رنگيه هالوگرام .
با ۱۰ درصد تخفيف جهت قهرمانان جهان !
با هر عدد ايران چك ۵۰۰۰۰۰ ريالي ، ما يك عدد ماهيچه به بدن شما اهدا خواهيم كرد ( تعيين جاي ماهيچه ، بر عهده مشتري است ) !
هرچقدر كه پول بيشتري بدهيد ، صاحب عضلات و ماهيچه هاي بيشتري خواهيد شد ( بدون هيچگونه محدوديت و سهميه بندي و بدون نياز به كارت ماهيچه ) !
با حضور دائمي آقايان : آرنولد شوارتزنگر ، دوريان يتس ، لاري اسكات ، روني كولمن ، علي تبريزي ، شهريار كمالي ، سامان سرابي و چندي ديگر از قهرمانان پرورش اندام آسيا ، جهان و مستر المپيا در باشگاه بدن نما ( البته فعلا از پوستر اين عزيزان بر روي ديوارهاي باشگاه ، بهره خواهيم برد ) !!!
با مديريت : ابرام سرشانه ، غلام پشت بازو ، سيا كول و كامي كاييكو
در ضمن باشگاه بدن نما ، افتخار دارد كه به اطلاع تمامي بانوان محترم محله برساند كه اين باشگاه در شيفت صبح ، با مديريت و مربي گري سركار خانوم نازي باربي ، آماده ثبت نام از بانوان محترم در رشته هاي مختلف از جمله :
انواع ورزش هاي هوازي ( ايروبيك ) ، استپ ، يوگا ، بدنسازي ، فول كونتاكت ، كيك بوكسينگ ، كيوكوشين كاراته ، كشتي كج ، بوكس ، دفاع شخصي ، مبارزه تن به تن با شوهر ، پرتاب ساتور از آشپزخانه ، جويدن خرخره ، درآوردن چشم ، ضربه فني سرعتي ، كف گرگي عشقولانه ، پول زور گيري از شوهر ، قرار دادن شوهر در مايكروويو ، پرتاپ سماور آب جوش و ...مي باشد !
ساعات كار باشگاه :
صبح خيلي زود ، مخصوص بانوان : از ۱۱صبح ! الي ۱۲
بعد از ظهر ، مخصوص آقايان ( با توجه به شغل تمام وقت آنها ! ) : از ۱۱ شب الي ۱۲
تلفن هاي تماس :
تلفن ثابت : با پرداخت به موقع شهريه ، ما را در خريدن يك خط تلفن ثابت ، ياري بفرماييد !
تلفن همراه : با پرداخت به موقع شهريه ، ما را در خريدن شارژ براي سيم كارت اعتباريمان ياري بفرماييد !
( بي صبرانه منتظريم تا بدن شما را پرورش دهيم )
منبع : گروه روزنه
سوالات را بخوانید
۱ـ جنگ صد ساله چند سال طول کشید؟
الف) ۱۱۶ سال
ب ) ۹۹ سال
ج ) ۱۰۰ سال
د ) ۱۵۰ سال
او نمیتواند به این سوال جواب دهد
۲ـ کلاه های پاناما در چه کشوری تولید میشود؟
الف) برزیل
ب) شیلی
ج) پاناما
د)اکوادور
حالا او با خجالت از تماشاگران درخواست کمک میکند
۳ـ روس ها در چه ماهی انقلاب اکتبر را جشن میگیرند؟
الف) ژانویه
ب) سپتامبر
ج) اکتبر
د) نوامبر
این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت میکند
۴ـ اسم شاه جرج سوم چه بود؟
الف) ادر
ب) آلبرت
ج) جرج
د) مانوئل
خوب بقیه حضار باید به دادش برسند
۵ـ نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده؟
الف) قناری
ب) کانگارو
ج) توله سگ
د) موش
در اینجاست که شرکت کننده ی بخت برگشته از ادامه ی مسابقه انصراف میده
فکر میکنین خیلی باهوشین و اگر خیلی خودتان را گرفته اید که همه ی جوابها را میدانید
و به این بنده ی خدا هم کلی خندیدید.. شما جواب بدین ...
ادامه مطلب
very fast for those who are scared
very long for those who lament
very short for those who celebrate
But
for those who love .time is eternity
William Shakespear
گدشت زمان برای آنان که در انتظارند بسیار کند
برای آنان که می هراسند بسیار تند
برای کسانی که زانوی غم به بغل میگیرند بسیار طولانی
و برای کسانی که سرخوشند بسیار کوتاه است
اما
برای کسانی که عشق می ورزند ..آغاز و پایانی نیست و
زمان تا ابدیت ادامه دارد .
ویلیام شکسپیر
منبع : گروه روزنه
آن ها همه چیز و همه کس را دست می انداختند و به ریش و سبیل همه می خندیدند.در این سفر هنگامی که هواپیما اوج گرفت،با یکدیگر گفتند:((بچه ها بیایید سر به سر خانم مهمان دار بگذاریم و کلافه اش کنیم.))آن گاه از این فکر شیطانی بسیار خندیدند و از شدت خنده بر جای خود لولیدند.پس،اول کلاغ دکمه ای را که بالای سرش بود فشار داد و چراغش روشن شد.این دکمه مخصوص احضار مهمان دار بود.بانویی که مهمان دار بود و زیبا و با ادب بود،آمد و در کمال مهمان نوازی گفت:((بفرمایید جناب آقای کلاغ،کاری داشتید؟))کلاغ خنده ای قارقاری کرد و گفت:((نخیر جانم!قاری نداشتم.یعنی کاری نداشتم.می خواستم ببینم این دکمه سالم است یا نه.حالا که فهمیدم سالم است کلی خوش به حالم شد.مگر نه بچه ها؟))آن گاه هر سه نفرشان بسیار خندیدند و از این شوخی لذت ها بردند.هواپیما می لغزید و سینه ی سفید ابرها را می شکافت وبه پیش می تاخت.اندکی بعد،دارکوب،دکمه ی احضار را جیز کرد.مهمان دار با شتاب آمد و دست بر سینه گفت:((امری بود جناب دارکوب؟))دارکوب قیافه ای شاهانه به خود گرفت و فرمود:((نخیر جانم امری نبود.تا اطلاع بعدی لطفا اندکی سکوت)).
سپس آن چنان خنده ای کردندکه هواپیما به لرزه در آمد و شدیداً تکان خورد.تو پنداری درون یک دست انداز یا چاله ی هوایی افتاد.این بار نیز مهمان دار لبخندی آموزشی به ایشان تقدیم کرد و از محضرشان دور شد.سومین دفعه نوبت آقا روباهه بود.روباه انگشت دراز خویش را بر دکمه ی مخصوص گذاشت و از صمیم قلب فشرد.باز همان مهمان دار مهربان از گرد راه رسید و با لبخندی که درونش اندکی خشم نهفته بود،گفت:((جناب آقای روباه کاری بود؟))روباه خنده ای زیر زیرکی کرد و گفت:((نخیر جانم!سرِ کاری بود.البته ببخشید که این شوخی کمی تکراری بود.))این بار مهمان دار از کوره در رفت و با خشم گفت:((جدی؟حالا من هم آن چنان بلایی بر سرت بیاورم که از هر چه شوخی جدید و تکراری است پشیمان بشوی.))روباه خندید و دست بر کمر گذاشت و گفت:(( عجب مزاج بامزه ای!مثلا چه کارم می کنی؟!))مهماندار گردن دراز روباه را بگرفت و از صندلی جدایش کرد و کشان کشان تا جلو در هواپیما برد.روباه ناباورانه گفت:((می دانم که تو هم شوخی ات گرفته،پس رهایم کن تا تشریف ببرم پیش دوستانم.))مهمان دار کلید به قفل در هواپیما انداخت و دستگیره اش را پیچاند و گفت:((حال نیک نظر کن تا ببینی جدی می گویم یا شوخی می کنم))!چشم های روباه لبریز از اشک شد.تو پنداری شیر سماوری را بگشوده باشی.با گریه ای که از او بعید می نمود گفت:((بنده اصلا سر در نمی آورم)).مهمان دار گفت:((از چه چیزی سر در نمی آوری؟))روباه گفت:((کلاغ و دارکوب نیز با شما این شوخی را کردند؛اما چرا شما فقط زورت به من رسیده و می خواهی بنده را وسط زمین و آسمان پیاده کنی؟))مهمان دار لبخندی زهر آگین زد و گفت:((اصل مطلب همین جاست که تو از درک آن گیجی.آنان پرنده هستند و در قانون هواپیمایی ها،احترام پرنده ها بسیار واجب است.))روباه نگاهی به دوستانش کرد که بی خیال او را تماشا می کردند.سپس نالید:((ولی من شوخی.... .))مهمان دار گفت:((تو که پرنده نیستی،بی جا می کنی در آسمان شوخی می کنی.زود از جلو چشمم دور شو!))و در کمال بی رحمی در هواپیما را گشود و او را از هواپیما اخراج کرد.حالا کاری نداریم که روباه روی سقف یک مرغداری سقوط کرد و پس از سقوط خود را تکاند و شکمی از عزا در آورد؛ولی این حکایت قدیمی چند نتیجه دارد که در پندآموزی آن نباید شک کرد:
نتیجه ی اخلاقی:اگر پرواز بلد نیستی مثل بچه ی آدم سوار هواپیما شو و حرف نزن.
نتیجه ی جنگلی:شوخی با مهمان دار هواپیما در آسمان مثل بازی با دم شیر است.
نتیجه ی ضرب المثلی:کبوتر باکبوتر،باز با باز؛کند هم جنس با هم جنس شوخی!
منبع : گروه همترانه
مرد جوون : ببخشين آقا ، مي تونم بپرسم ساعت چنده ؟
پيرمرد : معلومه كه نه !
جوون : ولي چرا ؟ ! مثلا" اگه ساعت رو به من بگي چي از دست ميدي ؟ !
پيرمرد : ممكنه ضرر كنم اگه ساعت رو به تو بگم !
جوون : ميشه بگي چطور همچين چيزي ممكنه ؟ !
پيرمرد : ببين ... اگه من ساعت رو به تو بگم ، ممكنه تو تشكر كني و فردا هم بخواي دوباره ساعت رو از من بپرسي !
جوون : كاملا" امكانش هست !
پيرمرد : ممكنه ما دو سه بار ديگه هم همديگه رو ملاقات كنيم و تو اسم و آدرس من رو بپرسي !
جوون : كاملا" امكان داره !
پيرمرد : يه روز ممكنه تو بياي به خونه ي من و بگي كه فقط داشتي از اينجا رد ميشدي و اومدي كه يه سر به من بزني! بعد من ممكنه از روي تعارف تو رو به يه فنجون چايي دعوت كنم ! بعد از اين دعوت من ، ممكنه تو بازم براي خوردن چايي بياي خونه ي من و بپرسي كه اين چايي رو كي درست كرده ؟ !
جوون : ممكنه !
پيرمرد : بعد من بهت ميگم كه اين چايي رو دخترم درست كرده ! بعد من مجبور ميشم دختر خوشگل و جوونم رو بهت معرفي كنم و تو هم دختر من رو مي پسندي !
مرد جوون : لبخند ميزنه !
پيرمرد : بعد تو سعي مي كني كه بارها و بارها دختر من رو ملاقات كني ! ممكنه دختر من رو به سينما دعوت كني و با همديگه بيرون بريد !
مرد جوون : لبخند ميزنه !
پيرمرد : بعد ممكنه دختر من كم كم از تو خوشش بياد و چشم انتظار تو بشه ! بعد از ملاقاتهاي متوالي ، تو عاشق دختر من ميشي و بهش پيشنهاد ازدواج مي كني !
مرد جوون : لبخند ميزنه !
پيرمرد : بعد از يه مدت ، يه روز شما دو تا مياين پيش من و از عشقتون براي من تعريف مي كنين و از من اجازه براي ازدواج ميخواين !
مرد جوون در حال لبخند : اوه بله !
پيرمرد با عصبانيت : مردك ابله ! من هيچوقت دخترم رو به ازدواج يكي مثل تو كه حتي يه ساعت مچي هم از خودش نداره در نميارم
منبع : همترانه ۲۷ آبان
استراحت زياد باعث کاهش تحرک عضله مي شود . جائي که حرکت زياد دارد ، بافت پيوندي آنجا ساختاري شل و حفره اي پيدا مي کند .
کاهش قابليت قلبي تنفسي نيز از عوارض آن است . در ۶ مرد اين بررسي شده به آنها۳ هفته استراحت دادند مشاهده شد مصرف اکسيژن ۷۲ درصد افت کرده و سازگاري دستگاه قلبي - تنفسي کاهش يافته است .
۵/۳ گرم نيتروژن نيز در روز از دست مي رود و براي ترميم آن وقت زيادي لازم است . کاهش کلسيم نيز بوجود مي آيد که سالها لازم است پوکي استخوان رفع شود .
هماهنگي حسي و حرکتي نيز کاهش مي يابد . اين حس حرکت است که پيوسته مغز را با حرکت پاها مرتبط مي کند . فعاليت بدني منظم و حس حرکت را افزايش مي دهد .
منبع : گروه همترانه ۲۷ آبان
روزي, روزگاري مردي تصميم گرفت كتابي بنويسد به اسم مكر زن
زني از اين قضيه باخبر شد و راه افتاد پرسان پرسان خانه آن مرد را پيدا كرد به بهانه اي رفت تو و پرسيد داري چي مي نويسي؟
مرد جواب داد دارم كتابي مي نويسم به اسم مكر زنان, تا مردها بخوانند و هيچ وقت فريب آن ها را نخورند
زن گفت : اي مرد تو خودت نمي تواني فريب زن ها را نخوري, آن وقت مي خواهي كتاببي بنويسي و به بقيه چيز ياد بدي؟
مرد گفت : من شماها را از خودم بهتر مي شناسم و مطمئن باش هيچ وقت فريب تان را نمي خورم
زن گفت : عمرت را رو اين كار تلف نكن كه چيزي عايدت نمي شود
مرد گفت : اين حرف ها را نمي خواهد به من بزني؛ چون حناي شما زن ها پيش من يكي رنگ ندارد
زن گفت : خلاصه از من به تو نصيحت؛ مي خواهي گوش كن, مي خواهي گوش نكن
مرد گفت : خيلي ممنون حالا اگر ريگي به كفش نداري, زود راهت را بگير و از همان راهي كه آمده اي برگرد و بگذار سرم به كارم باشد معلوم است كه شما زن ها چشم نداريد ببينيد كسي مي خواهد پته تان را بريزد رو آب
زن گفت : خيلي خوب
و برگشت خانه خط و خال, پولك و زرك و غاليه, حنا, سرمه, وسمه, غازه و سرخاب و سفيداب را بست به كار و خودش را هفت قلم آرايش كرد رخت هاي خوبش را هم پوشيد و باز رفت سراغ همان مرد و سلام كرد
مرد جواب سلام زن را داد و تا سرش را از رو كتاب ورداشت دلش شروع كرد به لرزيدن؛ چون ديد دختر غريبه اي مثل ماه ايستاده جلوش
مرد با دستپاچگي پرسيد تو دختر كي هستي؟
زن, پشت چشمي نازك كرد و جواب داد دختر قاضي شهر
مرد گفت : عروس شده اي يا نه؟
زن گفت : نه
مرد گفت : چطور دختري مثل تو تا حالا مانده تو خانه و شوهر نكرده؟
زن جواب داد از بس كه پدرم دوستم دارد, دلش نمي آيد شوهرم بدهد
مرد پرسيد چطور؟ يك كم واضح تر حرف بزن
زن جواب داد هر وقت خواستگاري برام مي آيد, پدرم مي گويد دخترم كر و لال و كور است و با اين حرفها آن ها را دست به سر مي كند
مرد گفت : اي دختر زن من مي شوي؟
زن گفت : من حرفي ندارم؛ اما چه فايده كه پدرم قبول نمي كند
مرد گفت : دستم به دامنت؛ بگو چه كار كنم كه به وصالت برسم؟
دختر گفت : اگر راست مي گويي و عاشق من شده اي, برو پيش پدرم خواستگاري, پدرم به تو مي گويد دخترم كر و لال است و به درد تو نمي خورد تو بگو با همه عيب هاش قبول دارم اين طور شايد راضي بشود و من را بدهد به تو
مرد گفت : بسيار خوب
و رفت پيش قاضي گفت : اي قاضي آمده ام دخترت را براي خودم خواستگاري كنم
قاضي گفت : خوش آمدي؛ اما دختر من كر و لال و كور است و به درد تو نمي خورد
مرد گفت : دخترت را با همه عيب و نقصش قبول دارم
قاضي گفت : حالا كه خودت مي خواهي, مبارك است
و همه اهالي شهر را جمع كرد عروسي مفصلي گرفت و دخترش را به عقد آن مرد درآورد
بعد هم داماد را بردند حمام و از حمام درآوردند و كردند تو حجله و در حجله را بستند رو عروس و داماد
داماد با يك دنيا شوق و ذوق رفت جلو, روبند عروس را ورداشت و تا چشمش افتاد به روي عروس دو دستي زد تو سر خودش؛ چون ديد هر چه قاضي از دخترش گفته بود, درست است
مرد فهميد آن زن قشنگ فريبش داده؛ ولي جرئت نداشت زير حرفش بزند و به قاضي بگويد دخترش را نمي خواهد آخر سر ديد راهي براش نمانده, مگر اينكه بگذارد به جاي دوري برود كه هيچ كس نتواند ردش را پيدا كند
اين طور شد كه بي خبر گذاشت از خانه قاضي رفت پشت به شهر و رو به بيابان رفت و رفت تا رسيد به شهري كه هيچ تنابنده اي او را نمي شناخت
مدتي كه گذشت دكاني براي خودش دست و پا كرد و شروع كرد به كار و كاسبي
يك روز ديد همان زن قشنگ آمد ب دكانش و سلام كرد مرد از جا پريد و با داد و فرياد گفت : اي زن تو من را از شهر و ديارم آواره كردي, ديگر از جانم چه مي خواهي كه در غربت هم دست از سرم بر نمي داري؟
زن خنديد و گفت : من از تو هيچي نمي خوام؛ فقط آمده ام بپرسم يادت هست گفتي هيچ وقت فريب زن ها را نمي خورم؟
مرد گفت : ديگر چه حقه اي مي خواهي سوار كني؟ تو را به خدا دست از سرم وردار
زن گفت : اگر قول مي دهي براي زن ها كتاب ننويسي و پاپوش درست نكني, تو را از اين گرفتاري نجات مي دهم
مرد گفت : كدام كتاب؟ بعد از آن بلايي كه سرم آوردي, كتاب نوشتن را بوسيدم و گذاشتم كنار
زن گفت : اگر به من گوش كني, كاري مي كنم كه قاضي طلاق دخترش را از تو بگيرد
مرد گفت : هر چه بگويي مو به مو انجام مي دهم
زن گفت : اول قول بده كه من را به عقد خودت در مي آوري
مرد گفت : قول مي دهم
زن گفت : حالا كه عقل برگشته به سرت, با يك دسته غربتي راه بيفت سمت شهر خودمان و آن ها را يكراست ببر در خانه قاضي و در بزن قاضي خودش مي آيد در را وا مي كند و تا چشمش مي افتد به تو مي پرسد اين همه مدت كجا بودي؟ بگو دلم براي قوم و خويشم تنگ شده بود و رفته بودم به ديدن آن ها و چون چند سال بود كه از هم دور بوديم, نگذاشتند زود برگردم حالا هم آمده اند عروسشان را ببينند و مدتي اينجا بمانند
مرد همين كار را كرد و با يك دسته كولي راه افتاد؛ رفت خانه قاضي و در زد
قاضي آمد در را واكرد و ديد دامادش با سي چهل تا كولي ريز و درشت پشت در است قاضي از دامادش پرسيد اين همه مدت كجا بودي؟
مرد جواب داد اي پدر زن عزيزم مدتي از قوم و قبيله ام بي خبر بودم, يك دفعه دلم هواشان را كرد و رفتم به ديدنشان حالا آن ها هم با من آمده اند عروسشان را ببينند و مدتي اينجا بمانند
بعد شروع كرد به معرفي آن ها و گفت : اين پسرخاله, آن دخترخاله, اين پسر عمو, آن دختر عمو, اين پسر عمه, آن دختر عمه
كولي ها ديگر منتظر نماندند و جيغ و ويغ كنان با بار و بساطشان ريختند تو خانه قاضي يكي مي پرسيد جناب قاضي سگم را كجا ببندم؟
يكي مي گفت : جناب قاضي دستت را بده ماچ كنم كه خاله زاي ما را به دامادي قبول كردي
ديگري مي گفت : خرم چي بخورد؟ زبان بسته سه روز تمام بكوب راه آمده و يك شكم سير نخورده
يكي مي گفت : اول جلش را وردار, بگذار عرقش خوب خشك بشود
ديگري مي گفت : بزم را كجا ببندم؟ همين طور كه نمي شود ولش كنم تو خانه جناب قاضي
قاضي ديد اگر مردم بفهمند دامادش كولي است, آبروش مي ريزد و نمي تواند در آن شهر زندگي كند اين بود كه دامادش را كنار كشيد و به او گفت : تا مردم نيامده اند به تماشا و تو شهر انگشت نما نشده ام, دخترم را طلاق بده و قوم و خويش هات را بردار برو
مرد گفت : پدر زن عزيزم من آه در بساط ندارم كه با ناله سودا كنم؛ آن وقت مهريه دخترت چه مي شود؟
قاضي گفت : كي از تو مهريه خواست؟
مرد كه از خدا مي خواست از شر دختر خلاص شود, حرف قاضي را قبول كرد دختر را فوري طلاق داد و رفت با همان زني كه فريبش داده بود عروسي كرد .
منبع : گروه iraniangirls
2 ــ آگاتوكلس (خود كامه ي سراكيوز 289 ــ361 ق.م) در اثر قورت دادن خلال دندان خفه شد.
3 ــ آلن پينكرتون ( موسس آژانس كارآگاهي آمريكا 1884ــ 1819) هنگام نرمش صبحگاهي به زمين خورد و زبانش لاي دندان ماند و زخم شد و در اثر قانقارياي ناشي از اين زخم درگذشت.
4 ــآيزادورا دانكن (رقاص آمريكايي 1927ــ 1878) هنگامي كه در اتومبيل بود، شال گردن بلندش به چرخ عقب اتومبيل گير كرد و گردنش شكست و خفه شد.
5 ــ اسكندر كبير (پادشاه مقدوني 323 ــ356 ق.م) به دنبال دو روز ميگساري و عياشي در اثر تب درگذشت.
6 ــ الكساندر (پادشاه يونان 1920ــ 1893) يك ميمون خانگي گازش گرفت و در اثر عفونت خون در گذشت.
7 ــ تامس آت وي (نمايشنامه نويس انگليسي 1685 ــ1652) مرد فقيري بود. به دنبال روزها گرسنگي سرانجام يك گيته به دست آورد و با آن يك دست پيچ گوشت خريد و از شدت ولع همان لقمه ي دهان پر كن اول گلو گيرش شد و خفه اش كرد!
8ــ تامس مي ( مورخ انگليسي 1650 ــ1595) بر اثر بلعيدن غذاي زيادي، خفه شد.
9ــ جان وينسون ( ماجرا جوي بريتانيا 1629ــ 1557) وي در 72 سالگي از اسب به زمين افتاد و ميخي وارونه بر زمين افتاده بود، در سرش فرو رفت.
10ــ جروم ناپلئون بناپارت (آخرين بناپارت آمريكايي 1945ــ 1878) در سنترال پارك نيويورك، پايش به زنجير سگ زنش گرفت و افتاد و در اثر زخمهاي حاصله در گذشت.
11ــ جورج دوك كلارنس ( انگليسي 1478ــ1449) به دستور برادرش ريچارد سوم در خمره شراب خفه شد.
12ــ جيمز داگلاس ارل مورتون (1581ــ1525) بوسيله دستگاهي شبيه گيوتين كه خودش آن را به اسكاتلنديان معرفي كرده بود، سر بريده شد.
13ــ رودولفوني يرو ( ژنرال مكزيكي 1917ــ 1880) اسبش در شن روان گرفتار شد و سنگيني طلاهايي كه به همراه داشت باعث فرو رفتن به درون ماسه شد.
14ــ زئوكسيس (نقاش يونان قرن پنجم ق.م) به تصويري كه از يك ساحره پير كشيده بود آنقدر خنديد كه يكي از رگهايش پاره شد و مرد!
15ــژراردونرال (نويسنده فرانوسوي1855ــ1808) با بند پيشبند، خودرا از تير چراغ برق خيابان حلق آويز كرد.
16ــ فرانسيس بيكن (1626ــ1561) براثر گرفتاري در يك سرماي ناگهاني گرفتار شد و درگذشت.
17ــ فالك فيتز وارن چهارم (بارون انگليسي 1264ــ 1230) در بازگشت از يك جنگل، اسبش در باتلاق افتاد و فالك كه زره پوشيده بود، در درون زره اش خفه شد.
18ــكلاديوس اول ( امپراتور روم 54 ب م. ـ10 ق .م ) با يك پر آغشته به سم خفه شد.
19ــ كنت اريك مگنوس آندرئاس هرس ستنبورگ ( 1895 ـ1860) لين انگليسي در اثر خشم ناشي از مستي، با سيخ بخاري به دوستش حمله كرد، اما خودش توي بخاري افتاد و سوخت.
20ــ گريگوري يفيموويچ راسپوتين (1916ــ1871) وزنه اي به بدنش بستند و در رود نوا غرقش كردند.
21ــ لايونل جانسن (شاعر انگليسي 1902ـ 1867) از روي چهارپايه ي پشت بار به زمين افتاد و در اثر زخمهاي حاصله در گذشت.
22ــ لنگي كالير (كلكسيونر آمريكايي 1947ــ1886) در خانه خود و در تله اي مهلك درگذشت. تله را براي دستگيري دزدان كار گذاشته بود.
23ــ ماركوس ليسينيوس كراسوس (سياستمدار رومي 53ــ 115 ق.م) اين رهبر بدنام و صراف رمي به دست سربازان پارتي با ريختن طلاي مذاب در حلقش درگذشت.
24ــ هنري اول (پادشاه انگليسي 1135ــ1068) در اثر افراط در خوردن مارماهي دچار ناراحتي روده شد و مرد.
25ــ يوسف اشماعيلو ( كشتي گير ترك .) بر اثر سنگيني طلاهايي كه به كمرش بسته بود در دريا غرق شد. چون نتوانست به راحتي شنا كند.
منبع : http://www.aftab.ir/articles/science_education/knowing/c3c1193391025_died_p1.php
آزمایشات نشان داده است كه كشیدن یك نخ سیگار بلافاصله بعد از غذا، مساوی است با كشیدن 10 نخ در سایر اوقات؛ در نتیجه به همین نسبت خطر ابتلا به سرطان را افزایش می دهد.
2 - بلافاصله بعد از غذا، میوه نخورید:
خوردن میوه بلافاصله بعد از غذا باعث می شود كه هوا داخل معده جمع شده و نفخ شدید ایجاد شود، بنابراین حداقل یک ساعت قبل از غذا و دو ساعت بعد از غذا میوه بخورید.
3 - بلافاصله بعد از غذا چای ننوشید:
مقدا زیادی اسید در برگ های چای وجود دارد كه باعث محكم شدن تركیبات و پیوندهای پروتئینی داخل غذا و در نتیجه سخت شدن هضم غذا می شود. به عنوان مثال چای دارای تركیباتی است كه جذب آهن را بسیار كم می كند.
4 - حمام نكنید:
حمام كردن باعث افزایش جریان خون در دست ها، پاها و سطح بدن و کاهش جریان خون در اطراف معده می شود، در نتیجه باعث اختلال در هضم غذا می شود.
5 - بعد از غذا پیاده روی نكنید:
در بین مردم شایع است كه پیاده روی بعد از غذا، به هضم آن بسیار كمك می كند، ولی این درست نیست. پیاده روی پس از غذا خوردن باعث می شود كه دستگاه گوارش در جذب غذا ناتوان شود و مواد مغذی داخل غذا جذب بدن نشوند.
6 - بلافاصله بعد از غذا نخوابید:
در این صورت عمل هضم غذا به درستی انجام نمی شود و باعث ایجاد عفونت روده و ناراحتی های گوارشی می شود.
منبع : گروه همترانه ۲۵ آبان
براي شستشوي حلق و حنجره از ليمو كمك بگيريد. كمي آب ليمو و آب مقطر را مخلوط كرده و هر يك ساعت يك بار آن را قرقره كنيد.
2- معالجه ي زخم و خراشهاي سطحي پوست با ليمو:
به جاي آب اكسيژنه براي شستشوي زخم و خراشهاي سطحي پوست، مي توانيد آب ليمو را بگيريد و دو برابر به آن آب بيفزاييد و با آن زخمها و خراشهاي سحطي پوست را بشوييد.
3- درمان اختلالات هاضمه با ليمو:
در تمام مواردي كه اختلال هاضمه به وجود مي آيد از قبيل: دل به هم خوردگي و نفخ شكم، معالجه با ليمو تجويز شده است.
در اين مورد دو عدد ليمو را با پوست و هسته برش بزنيد و آن را در يك ليتر آب داغ، 2- 1 ساعت خيس كنيد، بعد فشرده و آب آن را با قند يا شكر شيرين كرده و هر روز يك ليوان بنوشيد.
4- درمان و خونريزي لثهها:
يك قطعه پنبه را در ليواني كه محتوي آب ليمو است فرو كرده و روزي دو بار (صبح و شب) آن را به لثههاي خود بماليد و با انگشتان خود ماساژ دهيد، ولي مواظب باشيد آب ليمو به دندانهاي شما نرسد.
5- معالجه ي ميگرن و سردرد:
وقتي
ميگرن و سردرد داريد، در يك فنجان قهوه يا چاي غليظ يك برش ليمو بيندازيد و بنوشيد. مصرف آن موجب تسكين درد و ميگرن مي شود.
6- رفع سرگيجه و دل شوره:
استفاده از ليموترش
سرگيجه را رفع مي نمايد. همچنين اگر ليمو با كمي عسل خورده شود، باعث آرامش شده و دل شوره را برطرف مي كند.
7- معالجه ي سكسكه:
گذاشتن يخ و ليمو روي زبان
سكسكه را درمان مي كند.
در نهايت اينكه
تب و گريپ را هم مي توان با ليمو درمان يا مهار نمود
منبع : گروه همترانه ۲۵ آبان
طراح وب مورد نظر ما خودش را به خانه می رساند و بلافاصله سایتی دست و پا میکند به آدرس NYGirlOfMyDreams.com یا دختر نیویورکی رویاهای من! در سایت هم اطلاعاتی از قطار، ساعتی که این دختر را در آن دیده بوده است و همینطور اینکه او چه شکلی بوده است را می نویسد در آخر هم مقداری اطلاعات از خودش به همراه شماره تلفن و آدرس ایمیلش را میگذار تا شاید بتواند به وصال دوست برسد.

و البته ماجرا از همینجا شروع می شود و در کمتر از چند ساعت پاتریک با سیلی از ایمیلها و تلفن ها مواجه می شود، بر طبق نوشته ی "نیویورک پست" دختران بسیاری با پاتریک تماس گرفته اند و گفته اند که دختر مورد نظر وی نیستند ولی شیوه عشق ورزیدن او و صداقتش قابل تحسین است و حاضرند جای آن دختر را برای او پر کنند! ماجرا ادامه پیدا میکند تا اینکه سه شنبه شب پاتریک در همان وب سایت اعلام کرده است دختری که با نشانه های آن دختر مطابقت بسیاری داشته است را از طریق سایت مذکور یافته است، این دختر خانم که پاتریک را بیچاره خودش کرده است نامش Camille Hayton است اهل ملبورن استرالیا می باشد که در بروکلین زندگی می کند و در مجله ی BlackBook مشغول کارورزی است.
اما خوب پاتریک به دلایل شخصی فعلا نه جواب ایمیلهایش را میدهد نه جواب تلفنها را و البته روزنامه ها و شبکه های تلویزیونی محلی که مشتاق مصاحبه با وی شده بوده اند را هم رد کرده است و در وب سایت دختر نیویورکی رویاهای من نوشته " بر خلاف همه ی کمدهای رومانتیک و آهنگهای پاپ بد، بایستی برای این یکی خودتان یک پایان بسازید!" و ظاهرا این وب سایت دیگر آپدیت نخواهد شد.
احیانا اگر دختر رویاهایتان را دیدید سعی کنید سریع عمل کنید که کارتان به اینجا ها نکشد !!!
منبع : گروه مارشال
بعد در یک طرف راه، مگس و طرف دیگر، پشه دید.
پیش خود گفت: یک لنگه بار این شتر، عسل بوده و لنگه ی دیگرش روغن.
باز نگاهش به خط راه افتاد. دید علفهای یک طرف جاده خورده شده.
پیش خود گفت: یک چشم این شتر کوره بوده، یک چشم بینا.
از قضا خیالهای سعدی همه درست بود و ساربانی که از آنجا گذشته بود، به خواب رفت و وقتی که بیدار میشود، میبیند شترش رفته است.
او سرگردان بیابان شد تا به سعدی رسید.
پرسید: شتر مرا ندیدی؟
سعدی گفت: یک چشم شترت کور نبود؟
مرد گفت: چراد
سعدی گفت: بارش عسل و روغن بود؟
مرد گفت: چرا
سعدی گفت: من ندیدم
مرد ساربان که نشانی ها را درست شنید، ابرو در هم کشید و گفت: شتر مرا تو دزدی، همه ی نشانیها را هم درست گفتی
بعد با چوبی که در دست داشت، شروع کرد به زدن سعدی، سعدی تا آمد بگوید من از روی جای پای او و علامتها متوجه شدم، چند ضربه از ساربان تازیانه خورد. وقتی مرد ساربان متوجه حرفهای سعدی شد که او شتر را نزدیده راه افتاد و رفت.
سعدی زیر لب زمزمه کرد و گفت:
سعدیا چند خوری چوب شترداران را
تو شتر دیدی؟ نه جا پاشم ندیدی
تصور كن! اعتياد اينترنتي مثل اعتياد به مواد مخدر جرم محسوب شود:
سردار پيسينژاد فرمانده ستاد مبارزه با اعتياد اينترنتي اعلام كرد با فروشندگان كارتهاي مخدر اينترنت به شدت برخورد خواهد شد. وي گفت: ما علاوه بر دستگيري چندين نفر از معتادان در چتپارتيها و سردَمنتهايي كه قبلاً به آن كافينت ميگفتند از آنها مقادير زيادي اكانت اينترنت گرفتيم كه همگي اعتراف كردند از عوامل استكبار جهاني نظير مايكروسافت گرفتهاند. وي گفت ما از اينترپل خواستهايم كه سرورها و آزمايشگاههاي توليد مخدرات اينترنتي مثل مايكروسافت و آيبيام را ببندند.
لابراتوارهاي توليد
چند فروشنده كارت اينترنت قاچاق 5 و 10 و 20 سانتي در تهران دستگير شدند. اين قاچاقچيان اعتراف كردند كه تاكنون دهها جوان را با اين كارتها معتاد كردهاند. مدتي پيش به دستور قوه قضائيه طي حمله به آياسپيها و آزمايشگاههاي توليد كارت اينترنت همهي آنها بسته شدند اما هنوز اعتياد به اينترنت در ايران بيداد ميكند.
از گزارشهاي شبانه يك خبرنگار:
صحنهي دردناكي بود. دهها معتاد اينترنتي در حالي كه لپتاپشان را روي زانو گذاشته و پتويي روي سر انداخته بودند در گوشه خيابان نشسته بودند و مشغول استعمال اينترنت بودند. يك نفر كنار جوب در حال جان كندن بود چون اتصالش اشتباهي هوا داشت و ديسكانكت شده بود.
ديژيتاليه
اكبري: اشغري؟ جنش خوب تو دشت و بالت شي داري؟
اصغري: هيشي بابا ديگه همه شدن معتاد اينترنتر. رفتم پيش طرف بهش ميگم يه دواي خوب بهم بده، داره بهم كارت پنجا ساعتي اينترنتر ميده. ميگم اينو نميخوام اين شه كوفتيه؟ شركارمون نژار نوكرتم. نداري لااقل يه چند تا LSD بده شنگول شيم. طرف خط اينترنتر ADSL بهم ميده. اي تف به اين روژگار! معتادم معتاداي قديم. همه ديژيتالي شدن ژون اكبري.
برخورد نزديك از نوع چيني
چين چند ميليون معتاد اينترنتي را به دريا ريخت. به گزارش نشريه شيهواچن دولت چين تصميم گرفت ميليونها معتاد اينترنتي خود را به دريا بريزد. سخنگوي دولت چين در پي اين اقدام گفت: آخيش راحت شديم از بس فيلتر كرديم. اين طوري خيلي مقرون به صرفهتره.
Overdoes
ديروز يه خواستگار خوب و نجيب با تحصيلات بالا و خيلي پولدار واسه دخترم اومد ولي ردش كردم.
ئه؟ چرا؟
- هيچي مرتيكه معتاد بود. داره ميگه: اگه منو به «سابدايركتوري» خودتون بپذيرين اميدوارم كه با اين لينك به همديگه «كانكشن» خوبي داشته باشيم... بعد هم تازه پررو ميپرسه عموجان اينا «اينويزيبل» هستن خيلي مشتاق بوديم باهاشون يه چت بزنيم... اصلاً حسابي اوردوز بود يارو.
از گزارشهاي يك مأمور انتظامي
به استحضار ميرساند در ساعت 00:25 امروز فرد مشكوكي در حوزه گشت زني مشاهده و با تعقيب او به محل تجمع عدهاي از معتادان اينترنتي رسيده كه مشغول چت جمعي بودند كه همگي دستگير و به پاسگاه دلالت گرديدند. از نامبردگان آلات و ادوات استعمال اينترنت از قبيل لپتاپ، پتوي مخصوص چهارخانه، هدفون و ميكرفن و مقادير متنابهي كارت اينترنت به صورت سوخته و شيره كشف گرديد كه همگي پيوست گزارش ميباشد.
خشخاشنت
توليد كارت اينترنتي جايگزين كشت خشخاش در افغانستان ميشود. كميته بين المللي مبارزه با مواد مخدر اعلام كرد ما به اين نتيجه رسيديم تنها چيز درآمدزايي كه ميتواند جايگزين كشت خشخاش در افغانستان و پاكستان شود همين كارت اينترنت است. اكنون پس از قاچاق اسلحه، قاچاق اينترنت دومين شغل پردرآمد مافيايي در جهان است.
برخورد افراد مختلف در وبلاگ :
-
زودگذرهای مزاحم
-
زودگذرهای دل نشین
-
دوستان همراه
-
دوستانی که از سر رودربایستی می آن
1- اومدن به وبلاگت كه فقط بگن به اونها سر بزني كه تقسيم ميشن به چند دسته :
a. بعضي ها خونده يا نخونده ميگن قشنگ بود به ما سر بزن .
( شايد بپرسيد كه مگه بده كه بگي به ما سر بزن يا بگي قشنگه شايد واقعا قشنگ بوده . نه اصلا بد نيست اما وقتي مهمون دعوت ميكني بايد وسائل پذيرايي فراهم باشه . حداقل با يك مطلب جالب نه كپي يه مطلب خاك خورده كه بارها و بارها تو وبلاگ ها ديديم . اينجا معلوم ميشه مطلبتو خوندن يا نخوندن اگه وبلاگشون بي محتوا باشه معلومه نخوندن و الكي نوشتن قشنگ بود)
b. اينها باحالند . نه خودشونو خسته ميكنند نه صاحب وبلاگ رو . يه راست مينويسند . بيا وبلاگم ضرر نمي كني . كار خاصي لازم نيست كني چون مطلبتو احتمالا نخوندن تو هم برو بنويس اومدم بازم بيا و اين بازي ادامه دارد .( من به شخصه اين دسته نظرات رو پاك ميكنم )
2- افرادي كه تو به وبلاگشون سر زدي . و يه جورايي اومدن حالي كه بهشون دادي رو جبران كنند .
a. بعضي هاشون مغرورند كه متنفرم ازشون و اگه يكي از اينها به بلاگ من بياد پاشو قلم ميكنم( نظرشو پاك ميكنم) . انگار سر زدن به وبلاگ بقيه افت داره براشون . اومده بودي وبلاگم ( انگار تنها وبلاگ نويس دنيا اند ) گفتم بيام وبلاگت بگم كه باز هم بيا راستي نظرتو خوندم مرسي كه نظر دادي . عجب بچه پررو هايي . حتي زحمت نميكشند كه وبلاگت رو نگاه كنند . فقط اومدن كه بگن باز هم بيا و اينكه لينكشونو تو قسمت نظرات تو ثبت كنند كه بقيه هم ببينند .
b. بعضي ها ميان كه تو باز بري يه بازي شروع ميشه بازي كه بايد بهم بگيد قشنگ بود .
3- اين دسته اگر مطلب جالبي داشته باشند به بلاگ هاي ديگه ميروند و دعوت ميكنند
a. اگه مطلب جالبي داشته باشي ميخونند و اظهار نظر ميكنند . همين خود براي دعوت كافيست .
b. اگه به هر دليلي براي مطلبي كه داري نظري نداشته باشند . خودكشي نميكنند كه يه چيزي بگن . خيلي راحت بهت ميگن مثلا من فلان چيزرو در وبلاگم دارم . خواستي بيا ببينش .
4- بعضي وقتها هم پيش مياد كه به وبلاگي ميرسيد خوشتون مياد . نظر ميدهيد . صرفا بخاطر مطلبش نه اينكه بگي بيا و بعضي وقتها ميخوني و نظري نداري ، اما مطلب جالب بوده . پس از اونجاييكه يكي از دلگرمي هاي وبلاگ نويسها نظرات بازديد كنندگانه براش بنويس كه قشنگ بود . حسن نيت تو بازديد هاي بعديته . اگه فقط يكبار باشه معلومه كه الكي بوده .
اگه تو وبلاگم دنبال اين نبودم كه بعضي جواب ها رو از شما بشنوم هيچگاه نظر دهي رو فعال نميكردم .
1) انتظار نداشته باشيد که پزشکتان خود را در ناراحتی شما شريک بداند. درگير شدن با ناراحتيهای بيماران باعث می شود تا پزشکان اهداف علمی با ارزش خود را از دست بدهند.
٢) هميشه و در همه حال خوشحال باشيد.
پزشکان زندگی شلوغ و پر تنشی دارند و هر چه بيشتر به آرامش و به دست آوردن اعتماد به نفس نياز دارند.
٣) سعی کنيد درد و ناراحتی ناشی از بيماريتان را تحمل کنيد.
هميشه به ياد داشته باشيد که بايد از شهرت و اعتبار حرفه ای پزشکتان حمايت کنيد.
٤) اگر درمان موثر واقع نشد، شکايت نکنيد.
شما بايد باور داشته باشيد که پزشکتان به درک عميقی در مورد طبيعت واقعی بيماری شما دست يافته است که اين ارزشش خيلی بيشتر از ناراحتيهای موقتی شماست.
٥) هرگز از پزشکتان نخواهيد توضيح دهد که چکار می کند يا چرا اين کار را می کند.
خيلی گستاخانه است که فرض کنيد چنين مطالب عميق و حساسی را می شود با عباراتی که شما هم بفهميد توضيح داد.
٦) در برابر تصميم پزشکتان برای عمل جراحی لحظه ای مقاومت نکنيد.
هر چند ممکن است عمل جراحی مستقيماً فايده ای برای شما نداشته باشد ولی مقاله پژوهشی حاصل از آن، مطمئناً مورد توجه بسياری واقع خواهد شد.
٧) صورتحسابهای پزشکی خود را بلافاصله و با علاقه مندی کامل بپردازيد.
مشارکت در بهبود وضع معيشت پزشکان و اين قبيل کارهای انسان دوستانه را به عنوان يک امتياز برای خود در نظر بگيريد. به علاوه زن و بچه پزشکان که در خارج از کشور زندگی می کنند چه گناهی کرده اند که در ديار غربت بدون پول بمانند.
٨) هرگز به بيماريهايی که تحملش را نداريد دچار نشويد.
مبتلا شدن به بيماريهايی که فراتر از حد تحمل آدم باشد، خودپسندی محض است. بيچاره پزشکان که بايد جور اين قبيل آدمهای بی احتياط را بکشند.
٩) هرگز کوتاهيهايی که در درمانتان شده است را آشکار نکنيد.
رابطه بيمار- پزشک خيلی بيش از اين چيزها اهميت دارد و وظيفه شماست که به هر قيمتی شده آن را حفظ کنيد. هميشه روزی را به ياد بياوريد که ممکن است دوباره به همين پزشک احتياج پيدا کنيد.
١٠) هرگز در حضور پزشک و يا در زير درمان مستقيم او نميريد. مردن برای شما که فايده ای ندارد. برای پزشکتان هم بيخود اسباب دردسر و ناراحتی می شود.
HP: ابتداي دو كلمه هيولت و پاكارد،اسم فاميل دو موسس اين شركت است.
Google: موسسين سايت و موتور جستجوي گوگل آرزو دارند به جايي برسند كه موتور جستجويشان بتواند يك گوگل(صد عدد صفر جلوي عدد يك بگذاريد مي شود يك گوگل) اطلاعات را مورد پردازش قرار دهد.
Adobe: اسم رودخانه اي كه از پشت منزل جان وارناك موسس اين شركت بزرگ عبور مي كند است.
Sony: از كلمه لاتين Sonus به معناي صدا مشتق شده است،همانطور كه مي دانيد اساس كار اين شركت ساخت دستگاههاي صوتي و تصويري است.
SUN: اين شركت توسط چهار تن از فارغ التحصيلان دانشگاه استانفورد تاسيس شد،sun مخفف عبارت Stanford University Network مي باشد.
RedHat: موسس اين شركت مارك اوينگ،كلاهي با نوارهاي قرمز و سفيد از پدربزرگش هديه گرفته بود كه آن را در دوران دانشگاه گم كرد،به همين دليل نام اولين نسخه سيستم عاملش را redhat گذاشت.
Yahoo: يانگ و فيلو،موسسين اين سايت به دليل علاقه وافري كه به "ياهو" كشتي گير سوموي ژاپني داشتند اين نام را انتخاب كردند.
منبع : یادم نیست !
احتراما"، نظر به اينکه طي بررسي هاي به عمل آمده توسط اينجانب،
علي رغم تمام نعمات و افاضات حضرتعالي در مراحل مختلف زندگي به اين حقير، به هيچ جايي نرسيده
و موجبات شرمساريِ نسل بشريت را فراهم آورده ام، خواهشمند است پيرو بند اول قرارداد آفرينش، مورخ ۱/۱/۱، منعقده بين ابرجد اينجانب- مشهور به « آدم » - و حضرتعالي، استعفاي اين حقير را از مقامِ « انسانيت » بپذيريد.
بديهي است از این به بعد اينجانب هيچ گونه مسووليتي در قبال انساني بودن رفتار و گفتار خويش را نخواهم پذيرفت.
مستدعي است در صورت نياز به اخذ حيات، لطفا مراتب را هر چه سريعتر به اطلاع عزرائيل برسانيد.
و من الله توفيق،
م-ت
رونوشت :
- نکير
- منکر
- عزرائيل
- شيطان رجيم
هميشه دانشمندان يا هنرمندان نبودهاند كه با انجام كارهايي كه قبلاً كسي آن را انجام نداده و يا با خلق اثري كه مشابه آن وجود نداشته، به تاريخ پيوسته باشند. كلاهبرداران هم در تاريخ جايي براي خود دارند:
- ويكتور لوستيگ victor lusti
سلطان كلاهبرداران تاريخ، مردي كه برج ايفل را فروخت، مسلط به پنج زبان زنده دنيا، صاحب 45 اسم مستعار با سابقه بيش از 50 بار بازداشت آن هم فقط در كشور آمريكا، مردي كه ميتوانست زيركترين قربانيانش را نيز گول بزند، در سال 1890 در بوهميا (كشور كنوني چك) در يك خانواده متوسط به دنيا آمد و در سال 1920 به آمريكا رفت. سالي كه بازار سهام به شدت رشد ميكرد و به نظر ميرسيد كه همه روزبهروز پولدارتر ميشوند و لوستيگ آنجا بود كه از اين موضوع و حماقت ذاتي آمريكاييها سود برد.
در سال 1925 و پس از انجام چندين فقره كلاهبرداري بيعيب ونقص و پرسود، ويكتور به فرانسه و شهر پاريس رفت و در آنجا شاهكار خود را اجرا كرد. فروختن برج ايفل!
ايده اين كلاهبرداري بعد از خواندن يك مقاله كوچك در روزنامه به ذهن ويكتور رسيد. در اين مقاله آمده بود كه برج ايفل نياز به تعمير اساسي دارد و هزينه اين كار براي دولت كمرشكن خواهد بود.
دينگ! زنگي در سر ويكتور صدا كرد و بلافاصله دست به كار شد. ابتدا اسناد و مداركي تهيه كرد كه در آنها خود را به عنوان معاون رياست وزارت پست و تلگراف وقت جا زد و در نامههايي با سربرگهاي جعلي، شش تاجر آهن معروف را به جلسهاي دولتي و محرمانه در هتل كرئون(creon) كه محلي شناخته شده براي قرارهاي ديپلماتيك و مهم بود، دعوت كرد.
شش تاجر سر وقت در سوئيت مجلل ويكتور حاضر بودند. ويكتور براي آنها توضيح داد كه دولت در شرايط بد مالي قرارگرفته است و تأمين هزينههاي نگهداري برج ايفل عملاً از توان دولت خارج است. بنابراين او از طرف دولت مأموريت دارد كه در عين تألم و تأسف، برج ايفل را به فروش برساند و بهترين مشتريان به نظر دولت تجار امين و درستكار فرانسوي هستند و از ميان اين تجار شش نفر دعوت شده به جلسه مطمئنترين افرادند. ويكتور تأكيد كرد به دليل احتمال مخالفت عمومي، اين مسئله تا زمان قطعي شدن معامله مخفي نگه داشته خواهد شد.
فروش برج ايفل در آن سالها زياد هم دور از ذهن نبود. اين برج در سال 1889 و براي نمايشگاه بينالمللي پاريس طراحي و ساخته شده بود و قرار بر اين نبود كه به صورت دائمي باشد. در سال 1909 برج بهخاطر اينكه با ساختمانهاي ديگر شهر همچون كليساهاي دوره گوتيك و طاق نصرت هماهنگي نداشت، به محل ديگري منتقل شده بود و آن زمان وضعيت مناسبي نداشت. چهار روز بعد خريداران پيشنهاد خود را به مأمور دولت ارائه كردند. ويكتور به دنبال بالاترين رقم نبود، او از قبل قرباني خود را انتخاب كرده بود؛ مردي كه نامش در كنار ويكتور در تاريخ جاودانه شد! آندره پويسون (Andre poisson). در بين آن شش نفر، آندره كمسابقهترين بود و اميدوار بود كه با برنده شدن در اين مناقصه، يكشبه ره صدساله را طي كند و كلاهبردار باهوش به خوبي متوجه اين موضوع شده بود. ويكتور به آندره اطلاع داد كه در مناقصه برنده شده است و اسناد جهت امضا و تحويل برج در هتل آماده امضاست. اما همانطور كه تاجر عزيز ميداند، زندگي مخارج بالايي دارد و او يك كارمند ساده بيش نيست و در اين معامله پرسود با اعمال نفوذ خود توانسته است ايشان را برنده كند و... آندره به خوبي منظور ويكتور را فهميد! پس از پرداخت رشوه، اسناد معامله امضا شد و آندره پويسون پس از پرداخت وجه معامله، صاحب برج ايفل شد! فرداي آن روز وقتي آندره و كارگرانش به جرم تخريب برج ايفل توسط پليس بازداشت شدند، ويكتور لوتينگ كيلومترها از پاريس دور شده بود. در حالي كه در يك جيبش پول فروش برج بود و در جيب ديگرش رشوه!
2-هان ون ميگهرن (Han Van Meegeren)
نقاش و كپيكننده آثار هنري، باهوشترين و زبردستترين جاعل تابلوهاي نقاشي، مردي كه سر نازيهاي آلماني كلاه گذاشت، مردي كه اگر كلاهبردار نميشد، بيشك يكي از مهمترين نقاشان قرن بيستم بود، در سال 1889 در هلند به دنيا آمد. از كودكي عاشق رنگها بود و در جواني با تأثير از نقاشيهاي دوره طلايي هلند، تابلوهاي زيادي خلق كرد. اما منتقدان، آثار او را بيروح و تقليدي و تكراري ناميدند و ميگهرن سرخورده از اين برخورد و براي اثبات تواناييهايش به منتقدان تصميم گرفت كه آثار بزرگان دوره طلايي همچون فرانس هالس (Frans Hals) و ورميه را كپي كند. ميگهرن با پشتكار زياد فرمول رنگهاي قديمي و نحوه ساخت بومهاي آن زمان را پيدا كرد. او كار را شروع كرد و آنقدر ماهرانه اين كار را انجام داد كه تيزبينترين كارشناسان نيز از تشخيص بدلي بودن آثار ناتوان بودند و ميگهرن با اطمينان كامل، در نقش يك دلال، تابلوهايش را بهعنوان آثار كشفشده دوره طلايي به مجموعهداران و گالريها فروخت. در همين دوران بود كه اروپا درگير جنگ جهاني دوم شد.
يكي از مشتريان پر و پا قرص او، مارشال گورينگ از سران درجه اول حزب نازي آلمان بود كه علاقه فراواني به آثار نقاشان هلندي داشت و تعداد زيادي از كارهاي ميگهرن را به مجموعه خود اضافه كرد. اما زمانه بازي ديگري را در سر داشت. آلمانها در جنگ شكست خوردند و ميگهرن به جرم فروش ميراث فرهنگي هلند به نازيها بازداشت و در دادگاه متهم به خيانت به وطن شد كه مجازاتش اعدام بود. ميگهرن در دادگاه واقعيت را ابراز كرد، اما هيچكس حرفهايش را باور نكرد. تابلوهاي جعلي در دادگاه توسط كارشناسان مورد بازبيني قرار گرفت و همگي بر اصل بودن آنها صحه گذاشتند. هيچكس باور نميكرد كسي بتواند با چنين دقت و ظرافتي اين آثار را جعل كند. ميگهرن از دادگاه درخواست كرد كه وسايل مورد نيازش را در اختيارش بگذارند تا در حضور همه يكي از آثار دوره طلايي جعل كند!
ميگهرن از اتهام خيانت تبرئه شد، اما به جرم جعل آثار هنري به زندان محكوم شد و چند سال بعد درگذشت. ميگهرن بهعنوان يك كلاهبردار در كار خود موفق بود، اما مشتري اصلي او گورينگ از او زيركتر بود. اسكناسهايي كه گورينگ در ازاي تابلوها به ميگهرن ميداد همگي تقلبي بودند!
3- فرانك ويليام آباگنيل (Frank William Abagnale)
صاحب كلكسيوني از انواع كلاهبرداريها، قاضي، خلبان، جراح و استاد دانشگاه! و كسي كه زندگياش دستمايه ساخت فيلم «اگه ميتوني منو بگير» شد، در سال 1948 در آمريكا به دنيا آمد. وقتي او 14 ساله بود، پدر و مادرش از يكديگر جدا شدند و اين ضربه روحي بزرگي براي فرانك بود. دو سال بعد از خانه فرار كرد و به نيويورك رفت و در آنجا بود كه فهميد براي امرار معاش چارهاي بهجز كلاهبرداري ندارد. پس از مدت كوتاهي او به يكي از حرفهايترين جاعلان چك بدل شد و چنان در كار خود مهارت پيدا كرد كه هيچ بانكي قادر به تشخيص جعلي بودن چكهاي او نبود. فرانك براي آنكه بتواند بدون پرداخت پول بليت با هواپيما سفر كند، با جعل كارتهاي شناسايي و مدرك خلباني، خود را به عنوان خلبان خط هوايي پانامريكن جا زد و از امتياز خلبانها براي مسافرت مجاني استفاده كرد. اين موضوع لو رفت، اما قبل از آنكه دست پليس به او برسد، به شهر جورجيا فرار كرد و با هويت جعلي تازهاي، به عنوان يك دكتر در يك آپارتمان ساكن شد. از قضا در همسايگي فرانك يك دكتر واقعي زندگي ميكرد و به فرانك پيشنهاد داد تا در بيمارستان شهر مشغول به كار شود و فرانك اين پيشنهاد را پذيرفت و 11ماه به عنوان متخصص جراحي اطفال در آن بيمارستان به درمان بيماران پرداخت! پس از آن به شهر لوئيزيانا رفت و با جعل مدرك حقوق از دانشگاه هاروارد به عنوان دادستان در دادگاه محلي لوئيزيانا استخدام شد. او پس از چندماه توسط يكي از فارغالتحصيلان واقعي هاروارد شناخته شد، اما قبل از آنكه دستگير شود، از آنجا به ايالت يوتا گريخت و با جعل مدرك دانشگاه كلمبيا، در دانشگاه بريگام در رشته جامعهشناسي شروع به تدريس كرد!
او سرانجام در سال 1969 در فرانسه دستگير شد و زماني كه پليس فرانسه اين موضوع را اعلام كرد، 26 كشور خواستار محاكمه او در كشورشان شدند! فرانك به آمريكا منتقل شد و در آنجا به 12 سال زندان محكوم شد، ولي پس از گذراندن پنج سال آزاد شد.
فرانك آباگنيل هماكنون بهعنوان كارشناس خبره جعل اسناد و چك با پليس آمريكا همكاري ميكند و با تأسيس شركت آباگنيل و شركا به بانكها نيز مشاوره ميدهد!
4- حسين.ك
كلاهبردار وطني، مردي كه كاخ دادگستري را فروخت، حدود 70 سال پيش در شهريار متولد شد. ح.ك مردي بيسواد ولي باهوش بود و بيترديد اگر تحصيلات مناسبي داشت، به يكي از بزرگان ادب و علم كشور بدل ميشد. اما او از جواني به راهي غير از آن كشيده شد. حسين.ك با كلاهبرداريهاي كوچك روزگار ميگذراند، اما اين كارها براي مردي با هوش او كارهايي كوچك محسوب ميشدند. تا اينكه يك روز طعمه بزرگترين كلاهبرداري خود را در جلوي در سفارت انگليس شكار كرد؛ دو توريست آمريكايي (و طبعاً احمق!) كه به دنبال خريد يك هتل در ايران بودند. ح.ك آنها را به دفترش كه در خيابان گيشا بود دعوت كرد و در آنجا به آنها پيشنهاد خريد يك ساختمان بزرگ و مجلل را به قيمت بسيار مناسب داد. اين ساختمان، كاخ دادگستري بود كه در خيابان خيام قرار داشت و هنوز هم به عنوان ساختمان دادگستري از آن استفاده ميشود. قرار بازديد از كاخ براي فرداي آن روز گذاشته شد و ح.ك همان روز عصر به آنجا رفت و با تطميع اتاقدار وزير وقت دادگستري، دفتر كار وزير را براي مدت يكساعت اجاره كرد. فرداي آن روز قبل از آمدن مشتريها، 200 جفت دمپايي پلاستيكي تهيه كرد و جلوي در اتاقهاي كاخ كه يك ساختمان اداري محسوب ميشد و در آن ساعت خالي بود، گذاشت. به اتاق وزير رفت و منتظر شكارهايش شد. آمريكاييها سروقت آمدند و ح.ك به عنوان صاحب آن عمارت، تمام ساختمان را به آنها نشان داد و وقتي مشتريها درخواست ديدن داخل اتاقها را داشتند، به بهانه بودن مسافران و با نشان دادن دمپاييها، آنها را منصرف ميكرد. مشتريان ساختمان را پسنديدند و به پول رايج آن زمان 500 هزار تومان به ح.ك پرداخت كردند و خوشحال از اين معامله پرسود، براي تحويل ساختمان 10 روز ديگر مراجعه كردند. اما همانجا بود كه فهميدند چه كلاه بزرگي بر سرشان رفته است. ح.ك همان روز معامله، به مصر فرار كرد و بعد از چند ماه زندگي در آنجا، به ايران بازگشت. اما در ايران بازداشت و به زندان محكوم شد و چند سال بعد از وقوع انقلاب اسلامي فوت كرد.
ح.ك يك كلاهبردار ذاتي بود،حتي در زندان! او تلويزيون زندان را به يكي از زندانيان به قيمت 100 تومان فروخت و وقتي آن زنداني بعد از آزادي تلويزيون را زير بغل زد و ميخواست آن را با خود ببرد، فهميده بود كه چه كلاهي بر سرش رفته و مضحكه بقيه شده است!
نويسنده : افشين صادقيزاده
منبع : گروه روزنه
- مشابهت هاي وب سايت و وبلاگ:
1) هردو جايگاهي در فضاي سايبري(Cyberspace) هستند و URL منحصر به فردي دارند
2) هر دو براي انتشار اطلاعات و دادهها در فضاي سايبري به کار مي روند.
3) محتواي هر دو اطلاعات است و کارکرد اطلاع رساني دارند.
4) وبلاگ هم نوعي وب سايت است.
- تفاوتهاي وب سايت و وبلاگ:
1) وب سايت ها عمدتا رسمي هستند، اما وبلاگها عمدتا"(يا به کلي) شخصي اند.
2) بروز کردن وب سايت ها نسبت به وبلاگها، نيازمند وقت بيشتري است.
3) وب سايت ها از نظر طراحي ساختار پيچيداي دارند، در حالي که وبلاگها ساده تر ند. مثل لباس رسمي و راحتي مي مانند.
4) وب سايت ها به موضوعات خاصي مي پردازند، در حاليکه وبلاگها تمام وقايع ريز و درشت زندگي را پوشش مي دهند.
5) گفتمان حاکم بر وب سايت ها رسمي است، ولي وبلاگها گفتماني غير رسمي دارند.
6) وب سايت ها معمولا ارتباط يک سويه و و بلاگ ها عمدتا" ارتباط دو سويه با بازديد کنندگان برقرار ميکنند.
7) وب سايت ها براي مالکانشان هزينه اقتصادي دارند، در حالي که بيشتر وبلاگها براي بلاگرها رايگان هستند.
8) در وب سايت ها مي توان صحبت از محدوديت و سانسور کرد، در حالي که وبلاگها از اين نظر بسيار آزاد تردند.
9) وب سايت ها گرايش به سکون و نظم و وبلاگها گرايش به پويايي و بي نظمي دارند.
10) وب سايت ها حال و هواي مدرن و وبلاگ ها حال و هواي پست مدرن دارند.
11) راه اندازي وب سايت ها نسبت به وبلاگها به زمان بيشتري احتياج دارد.(البته نه براي مهندسان IT)
12) وب سايت ها نمود عقلانيت و وبلاگ ها نمود احساس اند.
13) بروز رساني در وب سايت بيشتر به شکل ايجاد صفحات جديد و در وبلاگ به صورت توليد محتوا صورت مي گيرد.
14) در وب سايت ها معمولا" اطلاعات بروز رساني، ثبت نمي شود. در وبلاگها ثبت اطلاعات بروز رساني اهميت ويژه اي دارد.
15) بروز رساني وب سايت ها مخصوص افراد حرفه اي است، در حالي که بلاگر ها بدون دانش فني وبلاگهاي خود را بروز مي کنند.
16) وب سايت ها محل مناسبي براي شکل گيري گروهها و اجتماعات مجازي نيستند، برعکس، وبلاگها محيط مناسبي براي اين منظورند.
17) کنترل وب سايت ها در اختيار مالکان آن است، ولي بلاگر ها کنترل جزئي بر وبلاگ دارند. در واقع کنترل آنها تابع يک کنترل بزرگتر توسط صاحبان Domain و مديران کلان وبلاگ است. البته اين مورد براي وبلاگهايي که مالکيت Domainآنها شخصي است، صدق نمي کند.
و بالاخره اينکه محتواي وب سايت ها در درون صفحات نسبتا" زيادي قرار دارد. برعکس، محتواي وبلاگ ها عمدتا" در صفحه اول و قابل مشاهده متمرکزند. وب سايت ها مثل خانه هاي مجللي مي مانند که ورود به آنها با تشريفاتي همراه است. وبلاگها کلبه هاي ساده و با صفايي هستند که در آنها به روي همه گشوده است. شما ميهمانان سايبري کدام يک را بيشتر مي پسنديد؟
منبع : گروه مبین
برای این کار:
از منوی Start وارد Run شوید و در آن عبارت regedit را وارد کنید و Enter را بزنید تا ویرایشگر رجیستری باز شود.
اکنون به آدرس زیر بروید:
HKEY_USERS/S-1-5-21-515967899-1454471165-839522115-1003/Software /Microsoft/Windows/ShellNoRoam/MUICache
حالا در قسمت دیگر رجیستری ، شما میتوانید تمامی اطلاعات زبان را مشاهده کنید. کافی است روی هر کدام از آنها دوبار کلیک کنید و در پنجره جدید و قسمت Value Data به جای نام انگلیسی آن ، نام فارسی مورد نظر خودتان را بنویسید. در پایان کار OK را بزنید تا تغییرات اعمال شود
ساخت آیکون بدون نام
برای ساختن یک آیکون بدون نام :
1- مطمئن باشید که Num lock روشن باشد.
2- بر روی آیکون مورد نظر کلیک کنید.
3- سپس راست کلیک و Rename را انتخاب کنید.
4- نام قبلی آیکون را پاک کنید .
5- کلید Alt را بگیرید و تایپ کنید : 0160
6- سپس enter را بزنید.
حالا شما یک آیکون بدون نام دارید.
گذاشتن تصویر مورد نظر هنگام بالا آمدن ویندوز
وارد run شده و regedit را تایپ می کنیم از صفحه باز شده به آدرس زیر بروید :
HKEY-CURRENT-USER / control panel / desktop
یک فایل به نام wall paper از نوع string value بسازید (با راست کلیک در سمت راست پنجره ) و آن را اجرا کنید ودر کادر باز شده آدرس عکس مورد نظر را بنویسید و enter را بزنید دقت داشته باشید که عکس مورد نظر باید یک تصویر با فرمت bmp باشد .
منبع : گروه همترانه ها ۲۲ آبان
پوشيدگي لباسها هم باعث ميشود تا نگاه خانمهاي ايراني به آنها جلب شود . مدلهاي مو و نوع آرايش هم جالب است.
2- اصل، غذاست: غذا در هيچ فيلم و سريالي اينقدرجدي گرفته نميشود؛ غذايي که براي ما ايرانيها حتي از نان شب هم مهمتر است! کافي است بانوي آشپزخانهاي به جاي نمک در غذاي عاليجناب فلفل بريزد تا بيندازندش در گوني وخلاصش کنند! (فيلمهاي غذا محور مثل «کافه ترانزيت» و «ماهيها عاشق ميشوند» هم هميشه مورد توجه قرار ميگيرند). آشپزي کرهاي جواهري در قصر با اينکه اجق وجق است ولي تقلاي بانوان آشپزخانهاش براي خانمهاي ايراني آشناست؛ بهخصوص هنگام حمله قوم شوهر!
3- خاله زنک بازي: شايد مهمترين ويژگي يانگوم و دوستان شادش همين باشد. همه در حال زيرابزني هستند و سر يک پياله سس خرمالو همديگر را ميفروشند. اين جر و بحثها آنقدر کشدار است که بعضي جاها خيلي فانتزي به نظر ميرسد و ذهن را مشغول نميکند. همه چيز به شدت رو است؛ از عصبانيتهاي بانو چويي تا مظلوميت توأم با خنگي يانگوم.
4- پيچيدگي ندارد: حتي خبرهترين آببندهاي داخلي هم نميتوانند سريالي بسازند که حداقل 10قسمتش راجع به مسابقه آشپزي بين 2گروه بوده و در 3 قسمتش فقط ملکه فکر کند که اسم چه غذايي را بگويد، يا در چند قسمت، خط داستان، طرز تهيه سس خرمالو باشد.
5- يانگوم: قيافه معصومانه او، پشتکار عجيب و اهداف درپيتاش واقعا نكتههاي جذابي هستند. او تلاش ميکند تا پيش عاليجناب برود، بعد وقتي به هدفش ميرسد، جانش بالا ميآيد تا حرف بزند.
6- جمع نسوان: سريال جواهري در قصر چند تا نقش مرد دارد؟ احتمالا به 10 نفر هم نميرسند. تمام نقشهاي اصلي زن هستند به جز افسر مينجو و تا حدي عاليجناب. جالب اينجاست كه مردها هم رفتار زنانهاي دارند، وارد بحثهاي خالهزنكي ميشوند، برايشان مسائل آشپزي مهم است، داخل خانهاند، فالگوش ميايستند و... اين يك حقه قديمي است كه اگر خانمها را بتوانيد پاي تلويزيون بنشانيد، همه خانواده را هم ميتوانيد بنشانيد.
7- حريم خصوصي جذاب: هميشه براي ما روابط و اتفاقات در جاهايي كه به آن دسترسي نداريم جذاب است؛ آن هم روابط داخل قصرها. جواهري در قصر همهاش راجع به همين روابط است كه از ديد مردم عادي پنهان بوده و در نتيجه بامزه است. مراحل ترقي در دربار، آن هم توسط يك زن كه معمولا هميشه در سيستمهاي درباري ديده نميشود، لااقل شاخكها را تكان ميدهد تا كنجكاو شويم.
8- جوزدگي: كافي است در يك جمع، 2 نفر با شوق و ذوق يانگوم را چهار چشمي ببينند تا شوتترين اعضاي جمع با تعجب بپرسند: «اين چيه ميبينيد؟» و اينطوري با تعريفهاي عجيب و غريب طرفدارها، به بينندههاي سريال اضافه شود. تازه كافي است در محل كار، مدرسه و دانشگاه،چند نفر عشق يانگوم به پستتان بخورند؛ آنقدر حرف ميزنند تا حس كنجكاويتان را تحريك كنند. به هر حال يانگوميسم، موج تازه مملكت است و نبايد عقب ماند.
9- دوبله عالي: جواهري در قصر با اينكه بازيگران زيادي دارد، اما در تعداد دوبلورها و بهخصوص دوبلور زن، كم نياورده. دوبله عالي كه توسط آدمهاي حرفهاي مثل مينو غزنوي (يانگوم)، زهره شكوفنده (گيوم يونگ)، منوچهر واليزاده (افسر مينجو) و... انجام شده، ارزش كار را بالا برده، ضمن اينكه خاطره صداي غزنوي روي نقشهاي اوشين و هانيكو در باورپذيري يك دختر شرقي سختكوش نقش مهمي دارد. به جز دوبله، سانسور كم جواهري در قصر هم به همراهي بيننده كمك كرده؛ هيچكدام از قسمتها زير 55 دقيقه نيست.
10- شبيه ما: روابط سريال پرستاران به فرهنگ ما نميخورد اما در اين سريال، روابط شبيه فرهنگ ماست؛ يانگوم در برابر افسر مينجو، برخوردهايي شبيه دخترهاي ايراني دارد. احترام هم در جواهري در قصر به شكل اغراقشده و زيادي وجود دارد؛ وقتي مادر عاليجناب (مادرشوهر) ميآيد، ملكه (همسر) بلند ميشود تا او بنشــيند. احــتـرام در محيطهاي خانوادگي شرقي شبيه هم است.
منبع : گروه همترانه ها ۲۲ آبان
