تبليغاتX
☻☺یادداشت های وبی☻☺
مطالب خوانده شده روزانه در فضای مجازی

اینترنت یک اشتراک است. موجودی دیجیتالی که به درخواست تجربه انسان حرکت می کند و می تواند انواع اطلاعات و دانستنی ها را در دسترس ما قرار دهد، به عنوان نمونه از ساختار اتم گرفته تا نتایج مسابقات اسب دوانی. اما بحث بر سر این مساله است که اساساً اینترنت تاکنون چگونه کنترل شده و به عبارتی چگونه به موجودیت خود ادامه می دهد و به طور کلی اصولاً اینترنت باید کنترل شود؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 10:16 | لینک  | 

گودیهای کوچک
هنگامی که چند تورفتگی یا گودی کوچک بر روی سطح معمولا صاف و صیقلی ناخن به وجود بیاید، میتواند به این معنا باشد که در زیر ناخن اتفاقاتی در جریان است.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 15:46 | لینک  | 

به پسرم درس بدهید

او باید بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نیستند، اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد، انسان صدیقی هم وجود دارد. به او بگویی، به ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر جوانمردی هم یافت می شود. به او بیاموزید، که در ازای هر دشمن، دوستی هم هست. می دانم که وقت می گیرد، اما به او بیاموزید اگر با کار و زحمت خویش، یک دلار کاسبی کند بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار بیابد. به او بیاموزیدکه از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن بر حذر دارید. به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید.

اگر می توانید، به او نقش موثر کتاب در زندگی را آموزش دهید. به او بگویید تعمق کند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقیق شود. به گل های درون باغچه و به زنبورها که در هوا پرواز می کنند، دقیق شود. به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد. به پسرم یاد بدهید با ملایم ها، ملایم و با گردن کشان، گردن کش باشد. به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه برخلاف او حرف بزنند.

به پسرم یاد بدهید که همه حرف ها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند.

ارزش های زندگی را به پسرم آموزش دهید. اگر می توانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند. به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد.

به او بیاموزید که می تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند، اما قیمت گذاری برای دل بی معناست.

به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد.

در کار تدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید، اما از او یک نازپرورده  نسازید. بگذارید که او شجاع باشد، به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد.

توقع زیادی است اما ببینید که چه می توانید بکنید، پسرم کودک کم سال بسیار خوبی است.

 
منبع : گروه روزنه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 15:39 | لینک  | 


 
بعضی معتقدند نوشیدن روزانه هشت لیوان آب به سلامتی فرد کمک می کند و یا مطالعه در نور ضعیف به بینایی او صدمه می زند.
عده ای هم هستند که می گویند انسان تنها 10 درصد از توانایی مغز خود را به کار می گیرد و یا تراشیدن موی پا باعث ضخیم تر شدن موهای دوباره رشد کرده می شود.
با این همه بررسی های محققان آمریکایی درباره شواهد موجود پیرامون هفت باور عمومی حاکی از نادرستی آنها بوده است.
آنگونه که نشریه پزشکی بریتانیا منتشر کرده پاره ای از این باورها یا افسانه های علمی کاملا اشتباه بوده اند و برای اثبات درستی پاره ای دیگر نیز هیچ دلیلی به دست نیامده است.

محققان دانشکده پزشکی دانشگاه ایندیانا در ایندیناپلیس برای بررسی صحت یا سقم هر یک از این باورها بررسی های جداگانه ای کرده اند.

بر اساس این بررسی ها، محققان هیچ دلیلی برای اثبات صحت نظریه نوشیدن روزانه هشت لیوان آب نیافته اند.

افسانه های علمی

در حقیقت، بررسی های انجام شده حکایت از آن دارد که نوشیدن بیش از حد آب می تواند خطرناک باشد.

نظریه دیگری که حاکی از استفاده تنها 8 درصد از توانایی مغز است کاملا اشتباه از آب درآمده است.

مطالعات انجام شده بر بیمارانی که دچار آسیب مغزی شده اند نشان می دهد که هرگونه آسیبی به هر نقطه از مغز می تواند تاثیر همیشگی و خاص خود را بر توانایی های ذهنی، نباتی و رفتاری فرد داشته باشد.

مطالعه تصاویر مغزی نیز نشان می دهد که هیچ نقطه ای از مغز غیرفعال و یا ساکت نیست.

باور دیگری که دال بر رشد مو و ناخن انسان پس از مرگ است نیز براساس تحقیقات این گروه ناشی از خطای دیدی است که به دلیل جمع وخشک شدن پوست انسان پس از مرگ پیش می آید.

بر این اساس رشد مو و ناخن نیاز به فعالیت های پیچیده هورمونی دارد که پس از مرگ متوقف می شود.

ریچل وریمن، نویسنده این گزارش علمی در نشریه پزشکی بریتانیا به بی بی سی گفت باور به اینکه تراشیدن موی پا به سریع تر شدن رویش آن و رشد موهایی تیره تر و ضخیمتر منجر می شود، تنها توهم و خطای دید است.

به گفته او نوک موهای تازه رشد کرده به دلیل تراشیده شدن، برشی خشن دارد که به ضخیم تروتیره تر دیده شدن آن کمک می کند.

باور متخصصان بر این است که مطالعه در نور ضعیف به بینایی آسیبی نمی زند.

دلایل و مستندات چندانی نیز برای حمایت از لزوم خاموش کردن تلفن موبایل در بیمارستان ها به دلیل تداخل امواج الکترومغناطیس به دست نیامده است.

و باور آخر، که می گوید خوردن بوقلمون، به دلیل تریپتوفان آمینو اسید آن فرد را خواب آلوده می کند نیز بی اساس است.

درحقیقت بوقلمون، مرغ و گوشت چرخ کرده گاو همگی به یک مقدار دارای تریپتوفان هستند.

محققان می گویند: " هر وعده بزرگ غذایی می تواندبه خواب آلودگی فرد بیانجامد چرا که گردش خون و رساندن خون به مغز را کاهش می دهد و غذاهای غنی از پروتئین یا نشاسته می توانند به خواب آلودگی فرد منجر شوند. شراب نیز نقشی مشابه ایفا می کند."

دکتر دیوید توی، سردبیرنشریه شواهد بالینی می گوید: " مشکل این است که اغلب رد کردن یک نظریه کار دشواری است. شواهد قابل استناد زمانی مهم می شوند که به مردم در تصمیم گیری های دشوار درخصوص مضرات و خطرهای پیرامونشان کمک کنند."

به گفته وی " باید در نظر داشت که نبود دلیل و مدرک لزوما به معنای نبود تاثیر نیست. بسیاری از افسانه های علمی بی ضررند با این همه ما همواره با شواهدی روبرو می شویم که با باورهای جاری و توقعات ما مغایرت دارند."

منبع : گروه همترانه 6 دی 86

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:13 | لینک  | 

آیا شما فردی هستید که خیلی سرتان شلوغ است. باید بــا ارباب رجوع سروکله بزنید، قلب مردم را بشکنید، گلف بـازی کـنـید و بـرنـامه تـلـویزیونی مورد علاقه تان را تماشا نماييد و نمیـتوانید هیچ گـونه وقـتی را به سردرد اختصاص دهید. البته سردرد اصلا به برنامه ریـزی شـمـا کـار ندارد و می تواند در هز زمان و مکانی که بخواهد ظاهر شود.
سـردردهـای مضمن در میان انسانها رواج بسیاری دارنـد. هـر چـند عده ای نیز هستند که از سردردهای دائمی رنج مـی بـرنـد. امـا کشـف علـلی که باعث ایجاد سردرد های مختلف می شود ممکن است به شما در پیدا کردن روش درمـان و تـا حـدودی پیشـگیری کـمـک کند تا بتوانید از این طریق درد آنرا کاهش دهید.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:2 | لینک  | 

صدای محرم می آید . صدای کارناوالهای عزاداری . صدای مداحی های همراه با گیتار برقی . صدای گریه می آید صدای خنده می آید .
دوباره محرم آمد ؛ ماه پیروزی خون بر شمشیر. ماه آزادی جماعت نسوان از بند خانه . دیگر دختری از بیرون ماندن در خیابان تا نیمه های شب خجالت زده نیست .
محرم آمد و پرچمهای سیاه ، خیمه های سیاه و ماتیکهای سیاه
دوباره صدای گوشخراش مداحی ها در جنوب شهر و صدای مطرب انگیز مداحان شمال شهر می آید.
اینجا واقعه عاشورا را با لیزر می خوانند. اینجا شمایل امام حسین و ابالفضل را در جای جای خیابان خواهید دید چهرهایی چون هنرپیشه های سینمای هند با بازوانی پیچیده به سبک آرنولد . اینجا دیگر کسی به یاد عاشورا و شهادت نمی افتد.
دیگر کسی به فکر لب تشنه و ایثار و حماسه نیست در ذهن این جماعت فقط سراغ از شربت و غذای نذری بگیرید
اینجا غوغایی نه بر سر امام حسین بلکه بر سر قابلمه غذا برپاست.
شهر من هزاران تکیه دارد و هزاران آدم بی تکیه گاه. شهر من گرسنگان زیادی دارد گرسنگانی که در این ده روز همه به برکت حاتم بخشی های حاجی بازاری ها غذایی می خورند غذایی که شاید جوابگوی نیاز یکسال تمام گرسنگان باشد.
شهر من به برکت شهرداری هزاران تکیه دارد اما شهر من خیلی چیزها ندارد شهر من بیمارستان ندارد شهر من به تعداد کافی اتوبوس ندارد و از همه مهمتر شهر من دستشویی ندارد اما مهم نیست شهر من تکیه دارد برای عزاداری و این می ارزد به تمام بدبختی های یک شهر .
کارناوال عزا داری می آید با علمهای رنگاوارنگ. در رنگ پرها غرق می شوی و میخکوب شاخه شانه کشیدن جوانان در نشان دادن زور و بازوی خود
دسته زنجیر زنی را می بینی. چشمکها و خنده ها را می بینی. جنگ بر سر طبل و سنج را می بینی.
چقدر این مداحی آشناست به گوش. 
روضه خوان روضه می خواند تو مشمئز از این روضه طلب هوای تازه می کنی. آری هزار چهارصد سال گذشته  اگر هر ده سال یک دروغ خوانده شود باید واقعه عاشورا را در جای دیگر جست.

صدای محرم می آید: آهای خوشگل عاشق آهای عمر دقایق

 منبع : http://www.hydar.blogfa.com/post-9.aspx

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 11:36 | لینک  | 

لای هه لوی به رزه فری به رزه مژی

چون بژی شه رته ٬ نه وه ک چه نده بژی!

                                                       شعر از هه ژار

-----

ترجمه :

در نظر عقابی که  بلندتر از ابر ها پرواز می کند٬

مهم این است که چگونه زندگی کنی

نه این که چقدر زندگی کنی!

 

( اشاره به داستان کلاغی می خواهد مانند عقاب زندگی کند

ولی چون نمی تواند طول عمرش را نقطه قوتش می داند)

 

منبع : گفته های همکارم ( دانا خالدی)!

 

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 11:23 | لینک  | 

این مطلب رو هم قبلا  نوشته بودم که به شکل جدید آپدیت کردم :

لطفا در ادامه مطلب ببینید:

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 0:2 | لینک  | 

یك دختر ۱۵ ساله انگلیسی نزدیك به ۱۰ سال است كه فقط چیپس می‌خورد. «فای‌كمپل» ، ساكن شهر استوماركت در استان سوفولك انگلیس، لب به هر غذای دیگری كه می‌زند، بیمار می‌شود.
پدر و مادر این دختر گفته‌اند كه از این رژیم غذایی دخترشان، به شدت رنج برده و در مرز دیوانگی به سر می‌برند.
كرولین مادر ۳۷ ساله «فای‌كمپل» افزوده است: دخترم در چهار ـ پنج سالگی فقط شیر می‌خورد.
او گفت: ما سعی می‌كنیم غذاهای دیگری هم به او بدهیم، ولی هم اكنون از خوردن هر ماده خوراكی دیگری به جز چیپس سر باز می‌زند.
مادر درمانده «فای‌كمپل» از علت شروع این اتفاق اظهار بی‌اطلاعی كرد و گفت كه دخترشان را پیش پزشكان زیادی برده، اما هیچ نتیجه‌ای نگرفته است.
وی در عین حال افزود: شنیده است كه دو سال پیش نوجوانی مبتلا به نوعی سندروم موسوم به gastro-oesophageal reflux كه نشانه‌هایی شبیه به «فای» داشت درمان شده و نور امید در دل آنها تابیده است.
اكنون دو سال است كه «فای» تحت نظر یك روانپزشك است و غذاهایی مثل همبرگر، ماكارونی و كوكوی سیب‌زمینی را با احتیاط امتحان می‌كند.
مادر فای گفت: «تنها آرزوی من این است كه دخترم در سن ۲۰ سالگی به رستوران برود و هر چه دلش خواست سفارش بدهد و بخورد.» 
   
 
 
 
 
منبع : آفتاب به نقل از  خبرگزاری ایسنا
 
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 13:3 | لینک  | 

در دياري كه در او نيست كسي يار كسي
كاش يارب كه نيفتد به كسي ، كار كسي
هر كس آزار من ِ زار پسنديدولي
نپسنديد دلِ زار من آزارِ كسي
آخرش محنت جانكاه به چاه اندازد
هر كه چون ماه برافروخت شبِ تارِ كسي
سودش اين بس كه به هيچش بفروشند چو من
هر كه باقيمت جان بود خريدار كسي
سود بازار محبت همه آه سرد است
تا نكوشيد پس گرمي بازار كسي
غير آزار نديدم چو گرفتارم ديد
كس مبادا چو من زار گرفتار كسي
تا شدم خار تو رشكم به عزيزان آيد
بار الها ! كه عزيزي نشود خوار كسي
آنكه خاطر هوس عشق و وفا دارد از او
به هوس هر دو سه روزي است هوادار كسي
لطف حق يار كسي باد كه در دوره ی ما
نشود يار كسي تا نشود باركسي
گر كسي را نفكنديم بسر سايه چو گل
شكر ايزد كه نبوديم به پا خار كسي
شهريارا سرم نه زير پس كاخ ستم
به كه بر سرفتدم سايه ی ديوار كسي


منبع : ديوان شهريار

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 9:45 | لینک  | 

 روزنامه ها اين خبر را با آب و تاب بسياري تيتر زدند.داشتم فكر مي كردم اگر جنسيت را به ميل خودمان انتخاب كنيم چه اتفاقي مي افتد؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 15:32 | لینک  | 

از روي ميوه ها مي توان شخصيت افراد را شناخت و به شرايط روحي رواني اشخاص پي برد.ميوه دلخواه خود را انتخاب و رازهاي شخصيتي خود و دوستانتان را بررسي كنيد.


انار:اگر انار ميوه محبوب شماست شما آدم خوبي هستيد. تازه يك همسايه داريد كه اسمش منوچهر است و او هم آدم خوبي است. سعي كنيد در اين ماه به او سلام كنيد. شما خيلي نترس شجاع و دلير هستيد شب ها خودتان آشغالها را بگذاريد دم در!مرد گنده كه از سوسكها و گربه ها نمي ترسد! اگر انگشتتان را توي دماغتان نچرخانيد خبر خوبي به شما مي رسد.

هندوانه:شما آدم عجيبي هستيد كسي از درونتان سر در نمي آورد.از چاقو مي ترسيد. از اينكه كسي با انگشتش توي سرتان بزند هم مي ترسيد.چون معلوم مي شود درونتان چه مي گذرد.شما تواناييهاي زيادي داريد نااميد نشويد و به تحصيلتان ادامه دهيد.خيلي زود مدرك دكتراي مكانيك را خواهيد گرفت.در امتحانات شهريور رياضي را با تبصره مي توانيد 10 بگيريد.و به كلاس سوم ابتدايي برويد.شما هنوز اول راهتان هستيد .62 سال يعني اول جواني و اميد!

هلوانجيري:شما خيلي گنده هستيد. بهتر است خيار قلمي را هم دوست داشته باشيد تا دهانتان بوي جوراب ندهد و مدام شست پايتان نرود توي چشمتان! شما شريك زندگيتان را خيلي دوست داريد و او هم به اين صورت مي ميرد برايتان!حالا اينكه شش سال پيش او در غذايتان مايع ظرفشويي ريخت و شما هم به عروسي اش با آن مرد چاقالو نرفتيد ديگر به ما ربطي ندارد.مهم اين است كه اميد داشته باشيد و به طرف اعتياد نرويد.

خربزه:شما به ورزش علاقه داريد. به حيوانات هم علاقمند هستيد. پيشنهاد مي شود براي خودتان يك كوركوديل بخريد. اما شب ها بهتر است دهان او را ببنديد.منظورم را كه مي فهميد؟ از روي ميوه مورد علاقه تان به سادگي مي توان فهميد كه شما توانايي كار در بخش نرم افزار شركت گوگل را داريد.

گلابي:اميدوار منظم بااراده محبوب دوست داشتني خوش تيپ فكور عاشق راستگو وفادار باشعور مهربان ...بابا تو ديگه كي هستي؟ دست شيطونو بستي! خونسردي تان را حفظ كنيد . كمربندهاي ايمني را هم ببنديد! خيلي جوگير نشويد گلابي ميوه مورد علاقه خودم است!

منبع : نظر یک خواننده در وبلاگ دوست من!

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 15:27 | لینک  | 

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت ،

سرها در گریبان است.

کسی سر برنیارد پاسخ گفتن و دیدار یاران را.

نگه ،

جر پیش پا را دید نتواند !
که ره

تاریک و لغزان است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 14:56 | لینک  | 

خب کجا بوديم؟
آهان راستي جايي نبوديم همين الان اومديم!
خب... دوربين من کدوومه؟! اوووهووووم!‌
با عرض سلام به همه و بقيه‌!
همان‌طور که مي‌دانيد اين روز‌ها همه‌جا صحبت از اشتغال بانوان در اجتماع است و چنين موضوعي نقل همه مجالس است (البته همکاران اشاره مي‌کنند چرا خالي مي‌بندم. اين روز‌ها هيچ‌جا راجع به اين مسئله صحبت نشده!)
خيلي خب‌!‌ حالا چرا مي‌‌زنين. خودمون اين مسئله رو بحث روزش مي‌کنيم‌!
همان‌طوري که مي‌دانيد اشتغال بانوان در اجتماع به سه دسته نا‌مساوي تقسيم‌بندي مي‌شود‌!
دسته اول‌، دسته دوم و از همه مهم‌تر دسته سوم!‌
دسته اول شغل‌هايي هستند که خانم‌ها به خوبي و بهتر از آقايان از عهده آن بر‌مي‌آيند مثل زبونم لال گلاب به روتون خانه‌داري و نگهداري و تربيت فرزندان و آشپزي و ... (دور از جون شما البته‌!)
دسته دوم شغل‌هايي هستند که به طور مشترک هم آقايان وخانم‌ها از عهده آن بر‌مي‌آيند؛ که البته بنا به دلايلي نا‌معلوم و ناشناخته‌! معمولا در اين شغل‌ها خانم‌ها به آقايان ترجيح داده مي‌شوند.
دسته سوم هم شغل‌هايي هستند که عمرنات پتاسيم‌‌! خانم‌ها از پس آن بر‌نمي‌آيند؛ مثل قصاب و راننده کاميون! و... (به دليل نياز مبرمي که اين دسته مشاغل به سبيل دارند!)
البته راننده تاکسي از اين مسئله مستثني است و خانم‌هاي زيادي در اجتماع هستند که به اين شغل شريف مشغولند که از جمله آن‌ها دنيا خانم مي‌باشد! بزرگي در اين زمينه مي‌گويد: "‌وايسا دنيا‌! وايسا دنيا‌! من مي‌خوام پياده شم"! (فک کنم منظورش از بزرگ رضا صادقي باشه!‌)
البته فعاليت خانم‌ها فقط در همين سه جبهه خلاصه نمي‌شود. بلکه محل اصلي عرض اندام و به عبارت صحيح‌تر پوز‌زني اين قشر آسيب‌پذير و مظلوم‌! از آقايان، عرصه علم و دانش و کنکور و دانشگاه و از اين‌جور حرف‌ها است. به طوري که پيش‌بيني مي‌شود در آينده نه چندان دور نسل پسر‌هاي تحصيل کرده منقرض گردد.
ده سال بعد...
.
.
.
.
پسر در مراسم خواستگاري‌: من بيکارم، سواد هم ندارم، هيچي‌ام ندارم ولي در عوض عاشق دخترتونم(‌خانم دکتر و مي‌گه‌!) و به هر قيمتي که شده مي‌خواهم با‌هاش ازدواج کنم. هر سنگي هم که بندازين جلوي پام اونو بر مي‌دارم!‌
بووووووومب!‌
(به دليل دلخرلش بودن ما وقع!‌ از نشان دادن اين صحنه معذوريم‌!)
پسر: بابا جون گفتم سنگ رو بندازين جلو پام نه رو سرم!
پنج سال بعد از ده سال بعد...
.
.
.
گزارشگر: چيه آقا پسر چقدر خوشحالي؟ ميبينم که هووورا مي‌کشي!‌
آقا پسر: آخه نتايج کنکور اعلام شده و من در بين همه‌ي پسر‌ها رتبه اول رو کسب کردم!
گزارشگر: جدي‌! آفرين‌! تبريک مي‌گم. حالا رتبه‌تون چند شده؟
آقا پسر: پنجاه و سه هزار‌! فقط حيف که برا انتخاب رشته غير مجاز شدم‌!
راستي تا يادم نرفته‌! عرصه ورزش را هم نبايد فراموش کرد. خانم‌ها ماشاالله در اين عرصه نيز حرف‌هاي زيادي براي گفتن دارند. (البته کلا هميشه خانم‌ها حرف واسه گفتن زياد دارند‌!)
در همين راستا در خدمت يکي از بانوان ورزشکار و موفق اجتماع در رشته تير‌اندازي هستيم.
- سلام خانم! ضمن عرض تبريک به خاطر کسب مقام قهرماني در رشته تيراندازي. شما به عنوان يک زن ورزشکار موفق چه پيامي براي هم سن و سالاي خودتون دارين‌!
- بله‌! با عرض سلام‌، من پيام خاصي ندارم فقط همين جا از فرصت استفاده مي‌کنم و اين مدال رو تقديم مي‌کنم به پدر و مادر عزيزم. بقيه تير‌هام رو هم تقديم مي‌کنم به خواهر شو‌هرم‌!
شايد يکي ديگر از مسايلي که باعث افزايش اشتغال بانوان در اجتماع شده است مسئله سربازي آقايون باشه و اين که خانم‌ها با چنين مشکلي روبه‌رو نيستند. البته با کمي تفکر اين مشکل نيز قابل حل مي‌باشد‌. به طور مثال بنده در همين جا از فرصت استفاده مي‌کنم و براي حل اين مشکل از مسئولين محترم و علي‌الخصوص دکتر جاسبي! تقاضا مي‌نمايم دوران خدمت سربازي را رايگان اعلام کنند‌! تا جوانان اين مرز و بوم راحت‌تر بتوانند اين دوران مقدس را سپري کنند!
بله مي‌فرموديم...
هم چنين تحقيقات دانشمندان نشان داده است که با زياد شدن فعاليت زن در اجتماع آمار مرگ و مير مردها به شدت افزايش خواهد يافت. چرا که مردان بيشتر تنها مي‌شوند و از خوشحالي سکته خواهند کرد! ضمن اين که همين دانشمندان بيکار در زمينه اشتغال زنان در اجتماع تحقيقات وسيع ديگري نيز انجام داده‌اند. منتهي هنوز به نتيجه‌اي دست نيافته‌اند‌!

نيازمندي‌هاي ... (ضميمه رايگان)‌!
به يک منشي مسلط به زرنگار و فوتوشاپ نيازمنديم. (ترجيحا خانم‌، ترجيحا با قد متوسط و چشم‌هاي عسلي!!)
به يک ترجيحا" خانم نيازمنديم!
به يک سوپر مارکت، جهت استخدام يک منشي خانم نيازمنديم!‌
خانمي هستم زيبا، جذاب، پولدار و موقر و حسابي خانوم! البته من دنبال همسر نمي‌گردم‌! فقط آگهي دادم دل‌تون بسوزه!
آب انگور با طعم سيب رسيد!
به يک دوست ايرانسل‌دار نيازمنديم! ترجيحا جنس مخالف! ترجيحا طرح قرمز فعال!

منبع : گروه مبین ۸۵۷

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 10:26 | لینک  | 

در تولید نرم‌افزار نکاتی وجود دارد که یا از طریق تجربه بدست می آید و یا از طریق مطالب نهفته در متون علمی. اما به دلیل ماهیت پیچیده و متغیر مفاهیم و روش‌های توسعه و تولید نرم‌افزار، استفاده از تجربیات سایرین در پروژه‌های قبلی می تواند بسیار راهگشا باشد و از بسیاری دوباره‌کاری‌ها جلوگیری نماید.
در این مقاله سعی شده است به نکاتی اشاره شود که می‌تواند شما را در اجرای پروژه‌های نرم‌افزاری یاری دهد در پس هر یک از این نکات مطالب بسیاری نهفته است که با دقت در هر کدام از آنها می‌توان بخشی از مشکلات درگیر در زمان اجرای پروژه را مرتفع نمود.
یکی از نکاتی که در این مقاله آورده شده این جمله است که «هرچه را می‌خوانید باور نکنید»، بنابراین هر یک از این نکات را به دقت با دوستان و هم تیمیهایتان بحث کرده و آنگاه به کار برید.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 8:50 | لینک  | 

 

( واقعي است)

دانشجويي كه سال آخر دانشكده خود را مي گذراند به خاطر پروژه اي كه انجام داده بود جايزه اول را گرفت .
او در پروژه خود از 50 نفر خواسته بود تا دادخواستي مبني بر كنترل سخت يا حذف ماده شيميايي «دي هيدروژن منوكسيد» توسط دولت را امضا كنند و براي اين درخواست خود دلايل زير را عنوان كرده بود:
1- مقدار زياد آن باعث عرق كردن زياد و استفراغ مي شود.
2-  يك عنصر اصلي باران اسيدي است .
3- وقتي به حالت گاز در مي آيد بسيار سوزاننده است.
4- استنشاق تصادفي آن باعث مرگ فرد مي شود.
5- باعت فرسايش اجسام مي شود.
6- حتي روي ترمز اتومبيل ها اثر منفي مي گذارد.
7- حتي در تومور هاي سرطاني يافت شده است.

از 50 نفر فوق 43 نفر دادخواست را امضا كردند . 6 نفر به طور كلي علاقه اي نشان ندادند و اما فقط يك نفر مي دانشت كه ماده شيميايي «دي هيدروژن منوكسيد»  در واقع همان آب است !
عنوان پروژه دانشجوي فوق «ما چقدر زود باور هستيم » بود !

 

منبع : ایمیل یک دوست !

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 11:57 | لینک  | 

از قـدیم گفتـه اند، شمـا نشـانـگر آنـچه هسـتـیـد کــه می خورید، امـا ایـن گفتـه چنـدان هم صحیح نیست. مـمــکن اسـت کســی ســبـزیـجات بـخـورد امـا هـیـچ شباهتی به کلم نداشته باشد. همینطور غارنشینان بـا اینـکه مــاموت و فیل به عنوان غذا می خوردند، اما هیـچوقت عاج در نـیاوردند. هـویج هـم بـا ایـنـکـه برای بیـنایی بسیـار مــفید است، اما به شما بینایی نمی دهد کـه بتـوانید درون هـمـه چـیـز را هـم مـثـل اشـعه ایکس و رادیولوژی ببینید.
اینها عقایدی در مورد مواد غذایی هستند که به روح و روان ما نسوخ کرده است و قرنها غذاهای زیادی را از چشم ما انداخته اند. عقایدی که در این مقاله به آنها اشاره میکنیم به کلی منسوخ شده اند اما هنوز هم در نظر ما واقعیت دارند. اما دیگر وقتش رسیده است که آنها را از ذهنمان بیرون کنیم.


موادغذایی خام بهتر از موادغذایی پخته شده است
بادمجان و لوبیا گاهی ترکیبات سمی در خود دارند که اگر به صورت خام خورده شوند، می تواند باعث ایجاد اختلال در سیستم گوارشی شود. سایر سبزیجات مثل هویج حاوی مواد مغذی ضعیفی هستند که ممکن است در اثر سرخ شدن از بین بروند. اما هویج پخته شده (آب پز شده) همچنان مواد مغذی و ویتامین های خود را حفظ خواهد کرد.
فکر می کنید ماهی خام بهتر از ماهی پخته شده است؟ هیچ سندی موجود نیست که طبق آن گفته شود سوشی فواید بیشتری نسبت به ماهی کبابی دارد. کاری که شما باید بکنید این است که از ترکیبی از سبزیجات و میوه جات خام و پخته شده استفاده کنید، و برای تشخیص از فکر خودتان هم می توانید استفاده کنید. اگر ماده غذایی معمولاً به صورت خام خورده می شود، شما هم آن را به آن صورت مصرف کنید. ولی اگر معمولاً به صورت پخته شده یا کبابی مورد استفاده قرار میگیرد، از خوردن خام آن خودداری کنید.


تخته خرد کن های پلاستیکی، بهداشتی تر هستند
به هیچ وجه اینطور نیست. یک زمان تصور می شد که منافذ ریز روی تخته خردکن های چوبی، باکتری های مضر در خود جمع می کند. و به نظر می رسید که پلاستیک سطحی صاف تر داشته و مانع از جمع شدن باکتری در خود می شود. جالب است بدانید که دقیقاً برعکس است. در سال 1993 میکرب شناسان دانشگاه ویسکونسین در آزمایشگاه مخصوص، هر دو نوع تخته را با نوعی باکتری که باعث مسمویت غذایی می شود آلوده کردند.
دوست دارید بدانید نتیجه آن چه شد؟ باکتری ها در تخته چوبی طی 3 دقیقه خشک شده و از بین رفتند، اما روی تخته پلاستیکی تکثیر کرده و حتی بیشتر هم شدند. پس اگر به تازگی قصد خرید تخته مخصوص خرد کردن برای آشپزخانه تان هستید، نوع چوبی را انتخاب کنید. البته نوع پلاستیکی نیز می تواند تمییز باشد اما باید هر هفته آن را با محلول ماده سفید کننده و آب به دقت شستشو دهید.


قهوه باعث بالا رفتن فشارخون می شود
نمی توانیم بگوییم اصلاً اما فقط کمی. محققان مرکز تحقیقات بالینی و اپیدمیولوژی جان هاپکینز ولز دریافتند که نوشیدن یک فنجان قهوه در روز، فشار خون سیستولیک (انقباضی) را حدودmmHg 19 و فشار خون دیاستولیک (انبساطی) را mmHg 27 بالا می برد. آندسته از افرادی که عادت دارند 5 فنجان یا حتی بیشتر قهوه در روز مصرف کنند، 1.6 درصد بیشتر در معرض ابتلا به فشارخون بالا هستند.
اما وقتی محققین مصرف مشروبات الکلی، سیگار و رژیم غذایی را به حساب آوردند، رابطه بین فشارخون بالا و مصرف قهوه تقریباً ناپدید می شود. اما به طور کلی، افرادی که عادت به نوشیدن قهوه دارند نسبت به افرادی که اصلاً از قهوه استفاده نمی کنند، فشار خون بالاتری دارند.
قهوه ممکن است کمی فشار خون شما را بالا ببرد، اما خوب است بدانید که عادات رفتاری دیگری هستند که بیش از نوشیدن قهوه بر فشارخون شما تاثیر می گذارند.


در روز باید سه وعده غذا خورده شود
صبحانه، ناهار و شام جزء عرف و عادت درآمده است. هیچ مدرک علمی وجود ندارد که بايد سه وعده غذا در روز خورد. پس بهتر است هر زمان که گرسنه می شوید غذا بخورید و به آن اندازه بخورید که فقط گرسنگیتان برطرف شود. بعضی از برنامه های غذایی 5 یا حتی 7 وعده غذایی را توصیه می کنند که شامل غذاهایی سبک و چاشت هایی سالم و مقوی است. البته 5 یا 7 وعده غذا خوردن سلامتی شما را تضمین نمیکند. اکثر این رژیم های غذایی خوردن میزان زیادی سبزیجات و میوه جات و پرهیز از مصرف غذاهای پر چربی را در روز توصیه می کنند. آنچه سلامتی شما را تضمین میکند به چیزهایی که میخورید بستگی دارد نه تعداد دفعات خوردن آن. اگر با توجه به زمان گرسنه شدنتان غذا بخورید، مطمئناً بیشتر و سالم تر زندگی خواهید کرد.


گوشت را نباید به هیچ عنوان دوباره فریز کرد
اگر یخ گوشت فریز شده را در آب گرم باز کرده اید، هیچ اشکالی ندارد که آن را دوباره به داخل فریزر برگردانید. باکتری که موجب مسمومیت غذایی میشود نمی تواند خیلی سریع در فریزر رشد کند، علاوه بر این موقع پخته شدن یا کباب شدن گوشت، هر نوع باکتری موجود در آن از بین خواهد رفت. پس اگر بعد از بیرون گذاشتن بسته گوشت، وقت نکرده اید که غذایتان را درست کنید، می توانید بدون هیچگونه نگرانی آن را دوباره به فریزر برگردانید. اما حواستان باشد: فریز کردن دوباره گوشت ممکن است بر کیفیت گوشت تاثیر بگذارد و باعث خشک شدن آن شود.


رنگ های مصنوعی غذایی باعث بی قراری و تکاپوی زیاد کودکان می شود
هیچ تحقیق علمی تا به امروز ثابت نکرده است که رنگ های غذایی موجب بروز بیقراری و پرتکاپویی در کودکان می شود. در اواخر دهه ی هفتاد، برخی تحقیقات نشان داد که بین این دو مسئله رابطه مستقیم وجود دارد اما این تحقیقات بعدها توسط انجمن های علمی بی اعتبار تلقی شدند. رنگ های غذایی از منابع بیشماری به دست می آیند که ممکن است طبیعی یا مصنوعی باشد. همین مسئله باعث میشود که تشخیص رابطه ی مصرف این رنگ ها در مواد غذایی و بی قراری و عصبی شدن کودکان دشوار شود.


سگ ها همه چیز می خورند
ممکن است هر چیزی جلوی سگتان بگذارید با ولع زیاد بخورد، اما یادتان باشد که معده او از آهن ساخته نشده است. شکلات که یکی از گران ترین شیرینی جات است میتواند باعث مردن سگتان شود. این دسر خوشمزه حاوی ترکیبی به نام تئوبرومین است که می تواند در سگ ها منجر به حمله قلبی شود. اما با خوردن چقدر شکلات این اتفاق می افتد؟
بستگی به نوع شکلات و اندازه سگتان دارد. به ازای هر پوند از وزن سگتان، باید یک اونس شکلات شیری، یک سوم اونس شکلات نیمه ترکیبی و یک دهم اونس شکلات خالص خورده باشد تا منجر به مرگ او شود.
اما شکلات تنها ماده غذایی انسانی نیست که موجب مرگ سگ ها می شود. پیاز، و سیر هم ممکن است وضعیت وخیمی به نام آنمی همولیتیک در سگ می شود که باعث می شود گلوبول های قرمز خون حیوان مثل بمب بترکد. سگ شما احتمالاً یکی دو روز پس از خوردن سیر یا پیاز دچار اسهال شده و بی حال می شود. برای رسیدن به این حالت سگ باید چیزی درحدود یک پوند پیاز خورد باشد. پس اگر شک بردید که سگتان ممکن است از این سبزیجات سمی خورده باشد، خیلی زود باید به دامپزشک مراجعه کنید.


خیال یا واقعیت ؟
مراقب عقاید، شایعات و عادات مربوط به مواد غذایی باشید. در اکثر موارد این باورها کاملاً اشتباه از آب درمی آیند. برای تشخیص اشتباه یا درست بودن آن می توانید از عقل سلیم خودتان استفاده کنید. سعی کنید در برنامه غذاییتان بیشتر از انواع سبزیجات و میوه جات استفاده کنید، اما افراط نکنید. باتوجه به این توصیه و نادیده گرفتن باورهای متداول در مورد مواد غذایی، می توانید زندگی سالم و طولانی داشته باشید.
 

منبع : گروه مبین ۸۶۹

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 14:53 | لینک  | 

برای پاسخ به این سوال باید داستان زندگی یك دانه برف را دانست.
داستان زندگی دانه برف، از ابر آغاز می‌شود، از زمانی كه یك قطره بسیار ریز ابر یخ زده و به یك ذره كوچك یخی تبدیل می‌شود.
زمانی كه بخار آب روی سطح ذره یخ شروع به سخت شدن می‌كند، به سرعت در این یخ كوچك چند وجه ایجاد و به یك شش وجهی تبدیل می‌شود.
ذره یخ تا مدتی این شكل شش وجهی را حفظ می‌كند اما به تدریج كه بلور بزرگتر و بزرگتر می‌شود، از هر یك از وجوه این شش وجهی شاخه‌ای بیرون می‌آید. از آنجا كه شرایط جوی (یعنی دما و رطوبت) در همه نقاط این بلور كوچك یكسان است، هر شش شاخه جدید، تقریبا به یك اندازه رشد می‌كنند.
بلور برف در حالیكه بزرگتر می‌شود، در داخل ابر با باد به اینسو و آنسو می‌رود و به همین دلیل است كه در طول زمان، با دماهای مختلفی روبرو می‌شود.
اما رشد كریستال تا حد بسیار زیادی به میزان دما مربوط می‌شود و از آنجا كه هر شش شاخه بلور در هر زمان در شرایط مساوی قرار دارند، همه آنها به یك شكل رشد می‌كنند.
نتیجه نهایی این روند، ایجاد ساختاری شش شاخه و متقارن است. باید توجه داشت كه چون هر بلور برف مسیری خاص خود را در ابر می‌پیماید، هر یك شكل خاص خود را پیدا می‌كنند.
● چه چیزی باعث همزمانی رشد شش بازوی كریستال برف می‌شود؟
هیچ چیز. همانطور كه قبلا اشاره شد هر یك از بازوهای دانه برف مستقلا رشد می‌كند اما از آنجا كه نقاط مختلف هر بلور اولیه برف درشرایط مساوی دمایی قرار دارد، این رشد همزمان و برابر صورت می‌گیرد.
شاید این موضوع عجیب و باورنكردنی به نظر برسد اما شاید اشاره به یك نكته، این موضوع را باوركردنی كند: در واقع بلورهای برف چندان كامل متقارن نیستند. برای اطمینان به زیر برف بروید و خودتان آزمایش كنید.
به ندرت ممكن است كریستالی كاملا متقارن پیدا كنید.
● دانه برف چرا شش بازو دارد؟
علت این امر به خصوصیات هندسه شش ضلعی شبكه بلور یخ برمی‌گردد. اما این شبكه ابعاد مولكولی دارد و پی بردن به این موضوع كه این تقارن در ابعاد نانو چگونه به ساختار یك كریستال برف كه به مراتب بزرگتراست، منتقل می‌شود، كار ساده‌ای نیست.
اما بطوركلی باید گفت ایجاد بازو در دانه برف از طریق "تشكیل وجوه" (‪ faceting‬یا ایجاد ساختاری مانند جواهرات تراش داده شده) صورت می‌گیرد.
این وجوه بدون نیاز به نیروی خاصی تشكیل می‌شوند كه علت آن، نحوه قرار گرفتن مولكول‌ها در داخل شبكه دانه برف است. در فرآیند تشكیل وجوه است كه دانه ابتدایی برف به یك شش وجهی تبدیل می‌شود كه ساختاری بزرگتر با یك تقارن شش بری است. در نهایت، بازوها از گوشه‌های شش ضلعی بیرون می‌آیند و وجود شش گوشه اساس به وجود آمدن شش بازوست.
فرآیند "تشكیل وجوه" نشان می‌دهد كه هندسه مولكول آب چگونه به هندسه یك كریستال درشت برف منتقل می‌شود.
● چرا برف سفید است؟
برف سفید نیست. برف از كریستالهای یخ درست شده و انبوه آنها سفید به نظر می‌رسد درست مانند خرده شیشه‌هایی كه انبوه آنها سفید به نظر می‌آید.
نور بازهم مانند شیشه، از بخشی از سطوح یخ دانه برف منعكس می‌شود و رنگ خاصی را بازتاب می‌دهد. هنگامی كه مقدار زیادی برف انباشته شده باشد و از روی هر وجه هر دانه برف بخشی از نور منعكس شود، این نور به نقاط اطراف بازتاب یافته و دوباره برمی‌گردد. از آنجا كه همه رنگها تقریبا به میزان مساوی پراكنده هستند، انبوه برف سفیدرنگ به نظر می‌رسد.
در واقع، هنگامی كه نور در حال تابش و بازتابش است، یخ بخشی از آن را جذب می‌كند و رنگ قرمز، آسانتر از رنگ آبی جذب می‌شود و در نتیجه، رنگ آبی بازتاب می‌یابد. به همین دلیل اگر به داخل یك توده برف خوب نگاه كنید، گاه در آن رنگ آبی را مشاهده می‌كنید.
● فایده دانستن این اطلاعات درباره دانه‌های برف چیست؟
بلورهای زیبای برف رقص كنان از آسمان به زمین می‌بارند و یك انسان پرسشگر باید بداند كه این دانه‌ها از چه و چگونه تشكیل شده‌اند. مطمئنا از میان بیش از شش میلیارد جمعیت زمین، عده‌ای هستند كه بخواهند به رازهای دانه‌های برف پی ببرند.
با همه اینها، یافتن راز چگونگی تشكیل بلورها، بدون تردید كار بی‌فایده‌ای نیست. برای مثال، كل صنعت كامپیوتر به سیلیكون و دیگر كریستال‌های نیمه‌هادی متكی است ولی ما هنوز درباره فیزیك چگونگی تشكیل این كریستالها اطلاعات زیادی نداریم.
اگر از فیزیك پایه‌ای كه در پس رشد بلورها ، از جمله بلور یخ، وجود دارد، درك بهتری پیدا كنیم، توانایی بیشتری برای ایجاد مواد جدید خواهیم داشت.
 
منبع : آفتاب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 10:54 | لینک  | 


اين ترانه بوي نان نمي‌دهد
بوي حرف ديگران نمي‌دهد
سفرهء دلم دوباره باز شد
سفره‌اي كه بوي نان نمي‌دهد
نامه‌اي كه ساده و صميمي است
بوي شعر و داستان نمي‌دهد:
…با سلام و آرزوي طول عمر
كه زمانه اين زمان نمي‌دهد
كاش اين زمانه زير و رو شود
روي خوش به ما نشان نمي‌دهد
يك وجب زمين براي باغچه
يك دريچه، آسمان نمي‌دهد
وسعتي به قدر جاي ما دو تن
گر زمين دهد، زمان نمي‌دهد!
فرصتي براي دوست داشتن
نوبتي به عاشقان نمي‌دهد
هيچ كس برايت از صميم دل
دست دوستي تكان نمي‌دهد
هيچ كس به غير ناسزا تو را
هديه‌اي به رايگان نمي‌دهد
كس ز فرط هاي‌و‌هوي گرگ و ميش
دل به هي‌هي شبان نمي‌دهد
جز دلت كه قطره‌اي است بيكران
كس نشان ز بيكران نمي‌دهد
عشق نام بي‌نشانه است و كس
نام ديگري بدان نمي‌دهد
جز تو هيچ ميزبان مهربان
نان و گل به ميهمان نمي‌دهد
نااميدم از زمين و از زمان
پاسخم نه اين ، نه آن…نمي‌دهد
پاره‌هاي اين دل شكسته را
گريه هم دوباره جان نمي‌دهد
خواستم كه با تو درد دل كنم
گريه‌ام ولي امان نمي‌دهد…

"قيصر امين پور"

 

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 10:33 | لینک  | 

با اميدي گرم و شادي بخش ، با نگاهي مست و رويايي

دخترك افسانه مي خواند ، نيمه شب در كنج تنهايي :

بي گمان روزي ز راهي دور ، مي رسد شهزاده اي مغرور

مي خورد بر سنگفرش كوچه هاي شهر ، ضربه سم ستور بادپيمايش

مي درخشد شعله ي خورشيد ، بر فراز تاج زيبايش

تار و پود جامه اش از زر ، سينه اش پنهان به زير رشته هايي از در و گوهر

مي كشاند هر زمان همراه خود سويي ، باد ... پرهاي كلاهش را

يا بر آن پيشاني روشن ، حلقه ي موي سياهش را

مردمان در گوش هم آهسته مي گويند :

" آه ... او با اين غرور و شوكت و نيرو "

" در جهان يكتاست "

" بي گمان شهزاده اي والاست "

دختران سر مي كشند از پشت روزنها

گونه هاشان آتشين از شرم اين ديدار

سينه ها لرزان و پر غوغا

در تپش از شوق يك پندار

" شايد او خواهان من باشد "
ليك گويي ديده ي شهزاده ي زيبا ، ديده ي مشتاق آنان را نمي بيند

او از اين گلزار عطر آگين ، برگ سبزي هم نمي چيند

همچنان آرام و بي تشويش ، مي رود شادان به راه خويش

مي خورد بر سنگفرش كوچه هاي شهر ،‌ ضربه سم ستور بادپيمايش

مقصد او ... خانه ي دلدار زيبايش

مردمان از يكدگر آهسته مي پرسند :

" كيست پس اين دختر خوشبخت ؟"

ناگهان در خانه مي پيچد صداي در

سوي در گويي ز شادي مي گشايم پر

اوست ... آري ... اوست

" آه ، اي شهزاده ، اي محبوب رويايي

نيمه شبها خواب مي ديدم كه مي آيي "

زير لب چون كودكي آهسته مي خندد

با نگاهي گرم و شوق آلود ، بر نگاهم راه مي بندد

" اي دو چشمانت رهي روشن به سوي شهر زيبايي

اي نگاهت باده اي در جام مينايي

آه ، بشتاب اي لبت همرنگ خون لاله ي خوشرنگ صحرايي

ره ، بسي دور است ، ليك در پايان اين ره ... قصر پرنور است "

مي نهم پا بر ركاب مركبش خاموش

مي خزم در سايه ي آن سينه و آغوش ، مي شوم مدهوش

باز هم آرام و بي تشويش ،

مي خورد بر سنگفرش كوچه هاي شهر ، ضربه سم ستور باد پيمايش

مي درخشد شعله خورشيد ، بر فراز تاج زيبايش .

مي كشم همراه او زين شهر غمگين رخت

مردمان با ديده ي حيران ،‌ زير لب آهسته مي گويند : " دختر خوشبخت !... "




   فروغ فرخزاد 
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 9:57 | لینک  | 

 شهرداري بوگوتا   Bogota با هدف ترويج استراحت و بي خيالي و بي قيدي در طول روز اين موزه را راه اندازي کرده است.

يکي از برگزارکنندگان اين موزه گفت هدف ما وادار کردن مردم به تامل درباره نکاتي همچون استراحت و بيکاري و تلف کردن وقت خود است.

برگزار کنندگان اين موزه جايگاه مهمي به لاقيدي بازديدکنندگان اختصاص داده اند و انواع تختها و کاناپه ها و کيسه هاي خواب و پتو در اختيار بازديدکنندگان قرار مي دهند.

منبع :  http://jalebastbedanid.blogfa.com/post-660.aspx به نقل از  شبکه خبر  به نقل از  BBC

عجب نقل قول در نقل قولي شد!

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 9:30 | لینک  | 

آوتانا : هم پیمان داریوش اول
آریانا : متعلق به نسل آریا
آریارمن : نیای داریوش بزرگ , به معنی رامش دهنده ایرانیان
آرتاباز : یکی از فرماندهان کورش بزرگ ، نام فرمانده ارشد گردونه هاي کورش بزرگ
آرش : نام قهرمان وطن پرست ملی ایران
آراد : نام فرشته
 
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 9:21 | لینک  | 

   
آمیتریس  : (  نام دختر داریوش دوم و همسر خشایارشا ه  )
آموتیا  : (  نام دوشیزه در زمان زندیه  )
آناهیتا :(  نام فرشتگان اهورامزدا  )

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 9:18 | لینک  | 

 تحقيقات دكتر مجيد فتوحي، پزشك و محقق ايراني در بالتيمور در زمينه حفظ قدرت مغزي نشان مي‌دهد، حل كردن جدول كلمات متقاطع، روشي استثنايي و كارآمد براي جوان نگه داشتن مغز است.
دكتر فتوحي، رييس انستيتو سلامت حافظه، مغز و نخاع در باليتمور آمريكا اين يافته‌ها را خبري بسيار خوب براي افرادي خواند كه علاقمندند ذهن خود را ورزيده كنند. مغز نيز مانند ساير اعضاي بدن به وزرش و تحرك احتياج دارد كه طبق نتايج مطالعات دكتر فتوحي حل كردن جدول مي‌تواند اين هدف را تامين كند. دكتر فتوحي با بيان اين كه هيچ محدوديت سني در اين زمينه وجود ندارد، خاطرنشان كرد: هر چه شما مغزتان را بيشتر ورزش دهيد اين عضو مهم بدن شما گسترده‌تر و قوي‌تر مي‌شود. انستيتو مغز و نخاع در اين زمينه برنامه 12 هفته‌اي را براي كمك به افراد در زمينه ترميم مغز و بهبود حافظه طراحي كرده است. دكتر مجيد فتوحي كه هم اكنون عضو هيات علمي دانشكده پزشكي هاروارد در رشته نورولوژي و مشاور نورولوژي در مركز تحقيقات بيماري آلزايمر در بيمارستان جان هاپيكنز است، مدرك پزشكي خود را از بخش‌ هاروارد -MIT در مركز بهداشتي و فن‌آوري در دانشكده پزشكي‌ هاروارد و مدرك دكتري خود را در رشته‌ علوم اعصاب از دانشگاه جان هاپيكينز دريافت كرده است.
وي همچنين عضو آكادمي نورولوژي آمريكا، انجمن پزشكي آمريكا، سازمان بين المللي تحقيقات مغزي، انجمن پزشكي ماساچوست و انجمن علوم اعصاب است.



منبع :  جام جم آنلاين به نقل از ايسنا
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 9:4 | لینک  | 

 

اگر می شد جمعیت کره زمین را به جمعیت یک دهکده 100 نفره تقلیل داد، با یکسان نگاه داشتن همه نسبتها و درصدها، حاصل ، چیزی شبیه زیر می شد.
57 آسیایی، 21 اروپایی، 14 آمریکایی شمالی و جنوبی و 8 آفریقایی در این دهکده زندگی می کردند. از این عده 52 تن زن و 48 نفر مرد بودند. 70 نفر آنها غیر سفید پوست و 30 نفر سفید پوست، 70 تن غیر مسیحی و 30 تن مسیحی می بودند
6 نفر از این عده 59 درصد کل ثروت جهان را در اختیار داشتند و هر 6 نفر آمریکایی بودند. 20 تن نیز 80 درصد منابع انرژی موجود را مصرف می کردند و 80 نفر هم پایین تر ازسطح کنونی استاندارد مسکن زندگی می کردند. 70 نفر قدرت خواندن نمی داشتند و 50 نفر از سو تغذیه رنج می بردند. یک نفر تحصیلات دانشگاهی می داشت و یک نفر هم مالک یک دستگاه کامپیوتر بود. وقتی جهان را از چنین چشم انداز فشرده ای مورد توجه قرار دهیم، نیاز به پذیرش، درک و آموزش پر رنگ تر می شود
مطالب زیر هم جای تامل دارد

اگر امروز با احساس تندرستی بیشتری از خواب بیدار شوید ... از میلیون ها نفری که تا پایان هفته نیز دوام نخواهند آورد سعادتمند ترید
اگر هرگز، تنهایی زندان، زجر شکنجه، یا گرسنگی را تحمل نکرده اید از 500 میلیون نفر در این دنیا پیش ترید
اگر بتوانید بدون ترس از ارعاب، دستگیری،شکنجه یا مرگ مراسم مذهبی خود را انجام دهید، از 3 میلیارد مردم این جهان خوشبخت ترید
اگر غذایی در یخچال ، پوشاکی بر تن، سقفی بالای سر و جایی برای خوابیدن دارید ... از 75 درصد مردم جهان ثروتمند ترید.
اگر در بانک یا کیف بغلیتان پول دارید و جایی برای استراحت و تفریح در اختیار نیز دارید ، از جمله 7 درصد ثروتمندان جهان هستید
اگر پدر و مادرتان هنوز در قید حیات هستند و با هم زندگی می کنند شما از جمله نوادر حتی در آمریکا و کانادا می شوید.
اگر می توانید این مطلب را بخوانید، دو بار سعادتمند هستید، یک بار به خاطر اینکه کسی به فکر شماست و دوم اینکه شما بیش از 4 میلیارد نفری که در این دنیا بی سواد هستند، خوشبخت هستی.
 
منبع : یادم نیست ! خیلی وقت پیش ذخیره کرده بودم!

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 0:8 | لینک  | 

  1. اسيد اسکوربيک يا ويتامين C يکي از محبوب‌ترين و مشهورترين داروهايي است که افراد سالم و بيمار هر دو به يک اندازه از مصرف آن لذت مي‌برند.

 

  1.  ويتامين C در گروه ويتامين‌ها قرار دارد و به شکل قرص‌هاي 100 و 250 ميلي‌گرمي و قرص جوشان 1000 ميلي‌گرمي، پودر 500 ميلي‌گرمي و آمپول 500 ميلي‌گرمي در داروخانه‌هاي کشور موجود است. اما قرص جوشان آن به ويژه در فصول سرد سال طرفدار بيشتري پيدا مي‌کند.

 

 

  1.  ويتامين C، ويتامين محلول در آب است که از اجزاي ضروري براي ساخت و نگهداري کلاژن و بافت محيطي بين سلولي است. مصرف اين دارو سبب تقويت دستگاه ايمني و افزايش سرعت بهبود زخم مي‌شود، همچنين از تشکيل نيتروزآمين‌ها و نيتروز اوره‌هاي سرطان‌زا جلوگيري مي‌کند.
     موارد مصرف ويتامين
    C در پيشگيري و درمان بيماري اسکوروي، کمک به درمان سوختگي‌هاي شديد، بهبود شکستگي يا زخم بيماري‌هاي مزمن است.

 

  1.  ميزان مصرف اين دارو بر اساس نوع بيماري تعيين مي‌شود. به‌طور مثال، در درمان بيماري اسکوروي روزانه 100 ميلي گرم تا 2 گرم از راه خوراکي يا تزريقي مصرف مي‌شود يا در سوختگي‌هاي شديد روزانه 200 تا 500 ميلي‌گرم به وسيله پزشکان توصيه مي‌شود.

 

  1.   اسيداسکوربيک نيز مانند داروهاي ديگر عوارضي از خود نشان مي‌دهد که اغلب دستگاه عصبي، پوست، گوارش و ادراري را درگير مي‌کند. شايع‌ترين اين علايم شامل سرگيجه، درد در محل  تزريق، اسهال، سوزش سردل، افزايش دفع ادرار يا تخريب دندان‌ها با مصرف طولاني مدت قرص‌هاي جويدني است.

 

  1.  افراد دچار کمبود آنزيم G6PD بايد از مصرف زياد اين دارو بپرهيزند زيرا احتمال بروز کم‌خوني در اين افراد با مصرف اسيداسکوربيک محتمل است.

 

  1.  ويتامين C تزريقي در معرض نور به تدريج تيره مي‌شود اما تغيير رنگ جزيي تاثيري در اثر درماني آن ندارد.

 

  1.  ويتامين C تزريقي را مي‌توان به صورت رقيق شده يا رقيق نشده استفاده کرد.

 

  1.  از محلول خوراکي ويتامين C مي‌توان همراه غذا استفاده کرد.

 

  1.  قرص‌هاي جوشان اين ويتامين را بايد در يک ليوان‌ آب حل و بلافاصله مصرف کرد.

 

  1.  ويتامين C را در ظروف غيرفلزي مقاوم در برابر هوا، دور از حرارت و نور خورشيد در دماي 15 تا 30 درجه سانتي‌گراد نگهداري کنيد.

 

  1.  مصرف زياد اين دارو در دوران بارداري توصيه نمي‌شود. همچنين سيگاري‌ها و افرادي که قرص ضدبارداري مصرف مي‌کنند، نياز به مصرف ويتامين بيشتري به صورت مکمل دارند.

 

  1.  درباره اين ويتامين، مهم‌ترين توصيه‌اي که‌ به خانواده‌ها گفته مي‌شود، اين است که براي تامين ويتامين C لازم به منابع غذايي طبيعي توجه بيشتري نشان دهند تا دارو.

 

  1.  ويتامين C مي‌تواند سبب افزايش توان جذب آهن شود

 

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 15:37 | لینک  | 

 

معمولاً خریـدن کادو برای آقـایـون کــار ساده ای نیست؛ اما همچـنان که تعطیلات نزدیک می شـود و زمان تهیه کـادو فــرا می رسد (چه آنرا دوست داشته بــاشیم چه نداشته باشیم) باید به این فکر باشیم که  معمای "چه چـیز می تـوانـم بـه او هـدیـه بـدهـم کـه دوسـت داشته باشد؟" را به هر نحوی که شده حل نماییم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 15:34 | لینک  | 

1- در حـين رانندگي ابـتـدا در مـحـل مـناسبي پارك نموده سپـس از تـلفن همراه خود استفاده كنيد. چنانچه قادر به چـنـيـن كـاري نمي بـــاشيد، حداقل از هندز فري استفاده نماييد.

2- يك آهنـگ ملايـم و غـيـر آزار دهنده براي زنگ تلفن خود انتخاب كنيد. بلندي زنگ تلفن را نيز در سطح پايين تنظيم كنيد.

...
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 8:33 | لینک  | 

آمبولانس از زير پنجره اتاقتان مي گذرد و شما كه تحمل شنيدن صدا را نداريد فورا پنجره را مي بنديد.
اينكه شما مي توانيد از هر صدايي كه برايتان خوشايند نيست به راحتي دوري كنيد نعمت بزرگي است چون بعضي ها متاسفانه نمي توانند از صداهايي كه در گوششان وجود دارد دوري كنند چون صداها از داخل مغزشان است.گرفتن گوشها كمكي به آنها نمي كند و اعصابشان همواره خرد مي شود.
اين صداها كه از داخل مغز به گوش مي رسند مي توانند به اشكال مختلفي ظاهر شوند و توصيف آنها تنها براي افردي كه آن را تجربه كرده امكان پذير است.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 1:20 | لینک  | 

جاناتان سویفت نویسنده ای که کتاب سفر های گالیور را نوشته و کتابش از خودش معروف تراست اعتقاد دارد

شما نمی توانید جهت باد را تغییردهید اما می توانید بادبان ها را درجهت باد تنظیم کنید.

زمانی برای دابیلو میچل اتفاقی هولناک افتاد که با سرعتی مناسب با موتور سیکلت به سمت پایین یکی ازخیابان های شلوغ سان فرانسیسکو پیش می رفت وکامیون خرمایی رنگی که جلوی اودرحال حرکت بود به طور ناگهانی ترمز کرد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 23:31 | لینک  | 

در ابتدایی ترین سطح Directx به عنوان یک واسطه بین سخت افزار در کامپیوتر شخصی و خود ویندوز، بخشی از API ویندوز یا واسطه برنامه نویسی برنامه های کاربردی Application Programming Interface است.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 11:13 | لینک  | 

مباني نورپردازي در داخل اتاق‌ها، نور خوب، نور طبيعي و نور در اتاق بزرگسالان بپردازيم، یکی از اصولی است که در چیدمان خانه باید به آن اهمیت داده شود.

نورپردازي مناسب
شايد تشخيص اين موضوع که آيا در اتاق خواب‌تان نورپردازي درست و اصولي وجود دارد يا نه، در وهله اول، کار چندان راحتي نباشد اما به‌راحتي از تبعات آن مي‌توان به اين مطلب پي برد. اگر صبح‌ها با سردرد از خواب بيدار مي‌شويد،...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 10:9 | لینک  | 

آيا مايليد به افكار كسي كه در كنار دستتان نشسته است پي ببريد؟ اگر با افراد زيادي مواجه شده باشيم مي‌توانيم بسياري از افراد را حتي از نوع صحبت كردنشان بشناسيم‌. اما اين شناخت در مواجه حضوري با دانستن بسياري از حالات ثابت شده در علم روان‌شناسي بهترين فرهنگ نامة آدم‌شناسي را برايمان مي‌گشايد. با شناخت بيشتر افراد، ارتباطمان جهت دار مي‌شود و در مدت كوتاهي خواهيم توانست كه به هدف مورد نظر از اين آشنايي و ملاقات نزديك شويم‌. ايجاد رابطه صحيح باعث رشد عزت نفس در انسان مي‌شود و ارتباط ما با خودمان و اطرافيان تقويت مي‌شود.
هر چه بهتر و كامل‌تر با خود و ديگران ارتباط برقرار كنيم‌، احساس موفقيت از ايجاد يك ارتباط صحيح و دوستانه ما را زودتر به هدفهايمان مي‌رساند و باعث تعالي افكار و رفتارمان در زندگي مي‌شود.

1 - فرد خوددار:
اگر شخصي دستهايش را پشت كمر قفل كند، نشان مي‌دهد كه خود را به شدت كنترل كرده است‌. در اين حالت او سعي دارد خشم يا احساس نااميدي را از خود دور كند.

2 - حالت تدافعي‌:
اگر انگشتان دستها به بازو گره خورده باشد نشان دهنده حالت تدافعي در برابر حمله‌اي غير منتظره و ناگهاني يا بي‌ميلي براي تغيير چهره شخص است‌. اگر انگشتها مشت شده باشند، حالت بي ميلي شديدتر است‌.

3 - متفكر:
گره كردن دستها به دسته‌هاي صندلي نشان مي‌دهد كه شخص سعي دارد احساس خود را مهار كند. اما قفل كردن قوزك پاها به يكديگر حالت تدافعي است‌. اين حالت بيشتر در مسافران مضطرب هواپيماي هنگام پرواز و فرود آن ديده مي‌شود.

4 ـ دقت‌:
وقتي شخص انگشت سبابه را روي صورت و بقيه دستش را به صورت گره كرده در پايين صورتش قرار مي‌دهد يعني كه با دقت است‌. اين حالت نشان مي‌دهد كه شخص بادقت زياد به صحبت‌هاي شما گوش مي‌دهد و يك يك كلمات شما را مي‌سنجد و در چهره او حالتي انتقادي به چشم مي‌خورد.

5 - بدگمان‌:
انگشتهاي گره شده زير چانه و نگاه خيره نشان دهنده حالت ترديد و دودلي است‌. او به صحبت‌هاي شما و صحت گفته‌هايتان ترديد مي‌كند. در اين حالت ممكن است آرنج روي ميز قرار گرفته باشد.

6 - بي‌گناه‌:
دستهايي كه روي سينه قرار گرفته باشد، بهترين نمونه براي نشان دادن و حالت بي‌گناهي و درستكاري است‌. اين حالت اثر باقيمانده از شكل سوگند خوردن است كه دست را روي قلب قرار مي‌دهند.

7 - مطمئن‌:
اين حالت دستها در مردها نشان مي‌دهد كه به آنچه كه مي‌گويند اعتقاد و اعتماد كامل دارند و در خانمها كمتر ديده مي‌شود. خانمها هنگامي كه دست خود را به كمر مي‌زنند نشان مي‌دهند كه به آنچه مي‌گويند اطمينان دارند.

8 - مرموز:
دستهاي به هم مشت شده زير چانه نشان مي‌دهد كه شخص نظرياتش را پنهان مي‌كند و به شما اجازه مي‌دهد به صحبت خود ادامه دهيد، تنها هنگامي كه حرفهايتان پايان يافت به شما و نظريات شما حمله خواهد كرد.

9 - ظاهر ساز:
او آرام به نظر مي‌رسد اما اين آرامش پيش از توفان است‌. اين حالتي است كه بيشتر رؤسا به خود مي‌گيرند تا خود را به گونه‌اي به زيردستان نزديك كنند و در عين حال جاذبه آنها نيز كم نشود.

10 - آماده و موفق‌:
قرار دادن پاها روي هر چيز (روي صندلي‌، ميز، سكو و... نشانه حالت مالكيت است‌... در يك ميز گرد تنها رئيس اجازه دارد چنين حالتي داشته باشد و آرامش خود را نشان دهد.)

11 - اعتماد به نفس‌:
تكيه زدن به صندلي در حالتي كه دستها پشت سر قفل شده نشان دهنده اعتماد به نفس قوي است‌. اگر شخصي در اين حالت صحبت مي‌كند به گفته‌هاي خود اعتماد دارد و اگر به صحبت‌هاي شما گوش مي‌دهد به خود زحمت ندهيد، او خود همه ماجرا را مي‌داند!

منبع : گروه روزنه 22

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 9:57 | لینک  | 

1. 400 آجر را در اتاقی بسته بگذار.

2. کارمندان جدید را در اتاق بگذار و در را ببند.

3- آنها را ترک کن و بعد از 6 ساعت برگرد.

سپس موقعیتها را تجزیه تحلیل کن:

 

الف: اگر آنها آجرها را دارند می شمرند آنها را بخش حسابداری بگذار.

ب: اگر آنها از نو (برای بار دوم) دارند آنها را می شمرند، آنها را در بخش ممیزی بگذار.

س: اگر آنها همه اتاق را با آجرها آشفته کرده اند،(گند زده اند) آنها را در بخش مهندسی بگذار.

د: اگر آنها آجرها را به طرز فوق العاده ای مرتب کرده اند آنها را در بخش برنامه ریزی بگذار.

ای: اگر آنها آجرها را به یکدیگر پرتاب می کنند آنها را در بخش اداری بگذار.

اف: اگر آنها در حال خوابند، آنها را در بخش حراست بگذار.

جی: اگر آنها آجرها را تکه تکه کرده اند آنها را در قسمت فناوری اطلاعات بگذار.

اچ: اگر آنها بیکار نشسته اند آنها را در قسمت نیروی انسانی بگذار.

آی:اگر آنها سعی می کنند آجرها ترکیبهای مختلفی داشته باشند و مدام جستجوی بیشتری می کنند و هنوز یک آجر هم تکان نداده اند آنها را در قسمت حقوق و دستمزد بگذار.

جی: اگر آنها اتاق را ترک کرده اند آنها را در قسمت بازاریابی بگداز .

کا: اگر آنها به بیرون پنچره خيره شده اند، آنها را در قسمت برنامه ریزی استراتژیک بگذار.

ال: اگر آنها با یکدیگر در حال حرف زدن هستند: بدون هیچ نشانه ای از تکان خوردن آجرها، به آنها تبریک بگو و آنها را در قسمت مدیریت ارشد قرار بده

منبع : گروه روزنه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 9:52 | لینک  | 

در سال های اخیر، تست های مربوط به آزمایش میزان ضریب هوشی افراد، تغییرات شگرفی داشته است. در گذشته تستی گرفته می شد که سن ذهنی شما را بر سن واقعی تان تقسیم کرده و مقسوم علیه را در عدد 100 ضرب می کردند؛ اما این روزها حداقل برای بزرگسالان، از منحنی ناقوسی شکل استفاده می کنند.
به هر حال انتقادها و اختلاف های بسیار زیادی بر سر تست های هوش، و نحوه تعیین میزان بهره هوشی افراد وجود دارد؛ اما ما سعی می کنیم که به نوع تست کاری نداشته باشیم و تمرکز اصلی خود را بر روی میزان ضریب هوشی معطوف کنیم. به هر حال ما در این مقاله قصد داریم تا شما را با نحوه ی افزایش میزان بهره هوشی (IQ) آشنا کنم و کاری به انواع مختلف تست هایی که ممکن است در این زمینه از شما گرفته شود، نداریم.
هر چند هیچ گونه تست مشخصی وجود ندارد که به طور استاندارد در همه جای دنیا برای سنجش هوش افراد به کار گرفته شود، ولی امتحاناتی وجود دارند که از طرفی میزان هوش شفاهی و از سوی دیگر میزان توانایی های اجرایی افراد را مورد تحلیل و بررسی قرار می دهند. در این قسمت از مقیاس هوشی وشلر (WAIS) که ویژه بزرگسالان می باشد، استفاده کرده ایم و از 14 آزمون مختلف بر روی 4 مورد که عبارتند از: آزمون لغات، شباهت سنجی، جا خالی، و استدلال ماتریسی تمرکز کرده ایم.
نکته: در تلاش برای ارتقای IQ شاید دو مرحله اولیه که مربوط به سنجش توانایی های شفاهی افراد هستند، برایتان خیلی راحت تر از دو مورد بعدی که ماهیت اجرایی دارند، باشند. به هر حال هر یک از این مراحل نیازمند دقت و تمرکز بالای داوطلب بوده و برای قدم گذاشتن به مرحله بعدی باید تلاش کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:41 | لینک  | 

یادم می آید وقتی که نوجوان بودم، یک شب با پدرم در صف خرید بلیط سیرک ایستاده بودیم. جلوی ما یک خانواده پرجمعیت ایستاده بودند. به نظر می رسید پول زیادی نداشتند.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 9:46 | لینک  | 

آیـا تـا کنون اتـفاق افـتاده کـه در مـورد مـغز خود فکر کنید و نسبت به عملکرد آن اظهار تعجب نمایید؟

در این مقاله قصد داریم تا شما را با چند نمونه از سحرآمیزترین حقایق موجود درمورد مغز شگفت انگیزتان آشنا کنیم.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 9:31 | لینک  | 

لوئیز رِدِن ، زنی بود با لباسهای كهنه و مندرس ، و نگاهی مغموم . وارد خواربار فروشی محله شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست كمی خواروبار به او بدهد. به نرمی گفت شوهرش بیمار است و نمیتواند كار كند و شش بچه شان بی غذا مانده اند. جان لانگ هاوس، صاحب مغازه، با بی اعتنایی محلش نگذاشت و با حالت بدی خواست او را بیرون كند.زن نیازمند در حالی كه اصرار میكرد گفت: «آقا شما را به خدا به محض اینكه بتوانم پولتان را میآورم .»جان گفت نسیه نمیدهد. مشتری دیگری كه كنار پیشخوان ایستاده بود و گفت و گوی آن دو را میشنید به مغازه دار گفت : «ببین این خانم چه میخواهد خرید این خانم با من .»خواربار فروش گفت: لازم نیست خودم میدهم لیست خریدت كو؟لوئیز گفت : اینجاست.
- « لیستات را بگذار روی ترازو به اندازه ی وزنش هر چه خواستی ببر . » !!
لوئیز با خجالت یك لحظه مكث كرد، از كیفش تكه كاغذی درآورد و چیزی رویش نوشت و آن را روی كفه ترازو گذاشت. همه با تعجب دیدند كفه ی ترازو پایین رفت.خواربارفروش باورش نمیشد. مشتری از سر رضایت خندید.مغازه دار با ناباوری شروع به گذاشتن جنس در كفه ی دیگر ترازو كرد كفه ی ترازو برابر نشد، آن قدر چیز گذاشت تا كفه ها برابر شدند.در این وقت ، خواربار فروش با تعجب و دلخوری تكه كاغذ را برداشت ببیند روی آن چه نوشته است.كاغذ لیست خرید نبود ، دعای زن بود كه نوشته بود « ای خدای عزیزم تو از نیاز من با خبری، خودت آن را برآورده كن »
فقط اوست كه میداند وزن دعای پاك و خالص چقدر است .دعا بهترین هدیه رایگانی است كه میتوان به هر كی داد و پاداش بسیار برد .
« بر گرفته از كتاب لبخند خدا »

منبع : http://www.cloob.com/profile/blog/list/username/active66

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 22:53 | لینک  | 

 
چه می خواستم بگویم؟ برای آدم که هوش و حواس نمی ماند ... آها ... یادم آمد جریان این است که ارادتمند دو سه سال است که حافظه ام را از دست داده ام و از رجال قوم هم فراموشکار تر شده ام مثلا سه سال پیش تصمیم گرفتم زن بگیرم والده و مالده را راه اناختیم رفتیم یک دختر خانمی را برای همسری انتخاب کردیم چند روز بعد رفتیم محضر و عقد ازدواج را بستیم و قرار شد جمعه بعدش عروسی کنیم ولی شاید باور نکنید که حقیر یادم رفت که شب جمعه باید عروسی کنم و روی همین اصل خانواده عروس با دلخوری تمام از دست من شکی شدند و طلاق دخترک را گرفتند و نصف مهریه اش را پرداختیم
از آن تاریخ به بعد منتصمیم گرفتم که هر طور شده دوایی گیر بیاورم و خودم را از دست فراموشی نجات بدهم چهار سال تمام این تصمیم را داشتم و هر روز صبح که از خانه بیرون می رفتم با خودم می گفتم امروز پیش دکتر می روم و نسخه فراموشی را می گیرم ولی شب که به خانه می آمدم یادم می آمد که یادم رفته به دکتر مراجعه کنم
 آخرین چاره را در این دیدم که هر وقت یادم آمد به رفقا و دوستان و آشنایان بگویم که یادم بیاورند تا روز هشتم مردا ( البته درست یادم نیست شاید هم پانزده تیر ماه ) به دکتر مراجعه کنم و بالاخره هم با اینکه نصف رفقا یادشان رفته بود چندتاشان یادم آوردند و روز دوازدهم اردیبهشت ( تاریخ درستش فکر کنم همین باشد ) رفتم پیش دکتر
 یکی دو ساعت توی اتاق انتظار نشستیم وسر نوبت که شد وارد اتاق معاینه شدم دکتر ... ( فعلا اسمش یادم نیست ) مرا رو بهروی خودش نشاند ( یا شاید هم پهلوی خودش جایش درست یادم نمی اید ) پرسید :
چه مرضی داری ؟
یه خرده من و من کردم چون دردم یادم رفته بود
دکتر گفت : رو دربایستی نکن می خوای واسه ات دو سه تا پنی سیلین بنویسم ؟ نمی خواد خجالت بکشی ... وانگهی تو تنها نیستی صبح تا حالا سی چهل تا دیگه هم درد تو را داشتن و اومدن اینجا و نسخه گرفتن لباست را دربیار ببینم حاده یا مزمن !
 لباسهیام را بیرون آوردم بدنم را دست کشید و گفت :
مزمنه ولی زیاد دیر نکردی
یادم آمد که دو سه سال است مرض دیگری هم گرفتهام و یادم رفته پیش دکتر بروم
 بالاخره آن روز دکتر نسخه اش را نوشت ولی من هر چه فکر کردم یادم نیاد که چرا پیش دکتر رفته بودم حق ویزیت را دادم و از مطب دکتر بیرون آمدم دو سه روز بعد یادم آمد که یادم رفته نسخه را از دکتر بگیرم به خاطر سپردم که فردا صبح بروم و نسخه را بگیرم ولی درد این بود که اسم و آدرس دکتر را فراموش کرده بودم
شش ماه از این مقدمه گذشت ( شاید هم دو سال گذشت تاریخ دقیقش یادم نیست آخر آدم ضبط صوت نیست که همه چیز را بتواند به حافظه اش بسپارد ! ) چند وقت پیش دست کردم وی جیبم دیدم یک پکت پستی دستم آمد بیرونش آوردم دیدم تاریخش مال نه ماه پیش است یادم آمد که یک نامه فوری برای یکی از دوستانم نوشته ام ولی یادم رفته نامه را پست کنم ! این نامه مرا به یاد این انداخت که حافظه ام ضعیف است تصمیم گرفتم به دکتر مراجعه کنم اتفاقا نام و آدرس دکتر حافظه یادم آمد برای اینکه دیگر یادم نرود کاغذ و قلم را در آوردم و آن را یادداشت کردم بلافاصله یک تکسی صدا زدم و سوار شدم گفت : کجا بروم ؟
هر چه فکر کردم یادم نیامد توی جیبهایم را گشتم و آدرس را پیدا کردم آن را به راننده دادم و گفتم : برو به این آدرس
 راننده تاکسی کمی آن را زیر و رو کرد و گفت : آقا متاسفانه من هم مثل شما بی سوادم
کاغذ را از او گرفتم و پیاده شدم ( بعدا از خودم پرسیدم که چرا عین آدرس را برایش نخوانده ام !‌) تاکسی بعدی را سوار شدم و آدرس را برایش خواندم تاکسی راه افتاد و مرا به مطب دکتر مورد نظر برد از تاکسی پیاده شدم و رفتم توی مطب اتفاقا آقای دکتر سرش شلوغ بود و سه ساعت و خورده ای طول کشید تا نوبت من رسید گفت : دوباره چته ؟ مگه نسخه اولی تاثیر نکرد ؟
گفتم : دفعه اول است که من پیش شما آمده ام
گفت : مگه تو همون نیستی که دیروز اومدی پیش من و نسخه گرفتی ؟
گفتم : واسه چی نسخه گرفتم ؟
 گفت : واسه ضعف حافظه
تازه یادم آمد که دیروز هم دکتر برایم نسخه نوشته جیبهایم را گشتم و عین نسخه اش را پیدا کردم با خجالت از مطبش بیرون آمدم که بروم و دوای نسخه را بگیرم . دیدم یک نفر مرا صدا می زند برگشتم دیدم شوفر تاکسی است
می گوید : بی معرفت ‚ سه ساعته واسه پونزه زار منو اینجا کاشتی !
 


منوچهر محجوبی
از کتاب یک لب و هزار خنده
تنظیم عمران صالحی و یک نفر دیگر

منبع : http://www.avayeazad.com/tanz/var/1.htm

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 22:51 | لینک  | 

دختر بیل‌ گیتس‌ اجازه دارد روزانه‌ فقط ‌45‌ دقیقه‌ با رایانه‌ بازی‌ ‌کند

بیل‌ گیتس‌ رئیس‌ مایکروسافت‌ به‌ دختر 10 ساله‌ اش‌ اجازه‌ نمی‌ دهد روزانه‌ بیش‌ از ‌45‌ دقیقه‌ با رایانه‌ بازی‌ کند‌.

به‌ گزارش‌ خبرگزاری‌ رویترز ، بیل‌ گیتس‌ در جمع تجار کانادایی‌ در اتاوا گفت: او‌ و همسرش‌ ملیندا تصمیم‌ گرفته‌ اند به‌ دخترشان‌ اجازه‌ دهند روزانه‌ حد اکثر ‌45 دقیقه‌ با رایانه بازی‌ کند و این‌ زمان‌ در تعطیلات‌ آخر هفته‌ به‌ یک‌ ساعت‌ افزایش‌ می‌یابد ، تا دخترشان بتواند به‌ کارهای‌ دیگر به ویژه‌ تکالیف‌ درسی‌ خود برسد.

 

منبع : http://www.taraneha.com/news/detail.asp?id=5344

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 22:41 | لینک  | 

 
 
بى خبرى , خوش خبرى
No news is Best news
شتر دیدى , ندیدى
You see nothing, You hear nothing


بى خبرى , خوش خبرى
No news is Best news

 شتر دیدى , ندیدى
You see nothing, You hear nothing

 عجله کار شیطان است
Haste is from the Devil

 کاچى به از هیچى
Somthing is better than nothing

 گذشتها گذشته
Let bygones be bygones

 مستى و راستى
There is truth in wine

 نوکه اومدبه بازار کهنه شد دل آزار
Out with the old,in with the new

 هر فرازى را نشیبى است
High places have their precipices

 هرکه ترسید مرد ,هرکه نترسید برد
Nothing venture , nothing have

 همه کاره و هیچکاره
Jack of all trades and master of none

 ارزان خرى , انبان خرى
Dont buy everything that is cheap

 آشپز که دوتاشدآش یا شورمیشه یا بینمک
Too many cooks spoil the broth

 انگار آسمون به زمین افتاده
It is not as if the sky is falling

 اندکى جمال به از بسیارى مال
Beauty opens locked doors

 آدم عجول کار را دوباره میکنه
Hasty work, Double work

 آدم دانا به نشتر نزند مشت
A wise man avoids edged tools

 آدم زنده زندگى مى خواد
Live and let live

 آدم ترسو هزار بار مى میره
Cowards die Many times Before Their Death

 کس نخاردپشت من جزناخن انگشت من
you want a thing done,do it yourself

 آب رفته به جوى باز نمى گردد
What is done can not be undone

 آب از سرش گذشته
It is all up with him

 آب ریخته جمع شدنى نیست
Dont cry over the spilled milk

 آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم
we seek water in the sea

 آدم دانا به نشتر نزند مشت
A wise man avoids edged tools

 آدم زنده زندگى مى خواد
Live and let live

 آدم ترسو هزار بار مى میره
Cowards die Many times Before Their Death

 کس نخاردپشت من جزناخن انگشت من
you want a thing done,do it yourself

 آب رفته به جوى باز نمى گردد
What is done can not be undone

 آب از سرش گذشته
It is all up with him

 آب ریخته جمع شدنى نیست
Dont cry over the spilled milk

 آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم
we seek water in the sea

منبع : http://www.taraneha.com/news/detail.asp?id=5577

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 22:38 | لینک  | 

به حضرت سلیمان گفتند خوراک مورچه در سال یک عدد گندم است ولی انبار های خود را از غذا پر می کند و حضرت سلیمان دو مورچه را در شیشه ای انداخت و تا یک سال از ان ها نگهداری کرد و از روز اول دو تا دانه گندم در شیشه انداخت و تا سر سال به سراغ ان ها رفت و دید یک دانه گندم هنوز در شیشه است از مورچه ها پرسید که مگر خوراک شما دو تا دو دانه گندم نیست چرا هنوز یک دانه در شیشه است مورچه ها گفتند ما با خود گفتیم یکبار دیدی پیامبری بزرگ مثل شما ما دو مورچه ی کوچک را فراموش کند ما چکار خواهیم کرد برای همین ما به یک دانه گندم قناعت کردیم.

به انیشتن گفتند که شما با این مقام چرا همیشه این کت قدیمی و زشت را به تن می کنید گفت در این شهر که همه مرا می شناسند چه فرقی می کند اما انیشتن را در شهری دیگر با همان کت قدیمی دیدند به او گفتند خواب حالا که تو در شهر دیگری هستی چرا این را به تن کرده ای گفت چه فرقی می کند در این شهر کسی که مرا نمی شناسد.

منبع : http://yazdeliha.blogfa.com/post-39.aspx

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 22:26 | لینک  | 

 

دبير ادبيات ما اومد تو كلاس ديديم اي دل غافل كه لباس زيرش از بالاي شلوارش زده بيرون و هروقت هم مياد به قسمت‌هاي بالاي تخته اشاره كنه، عمق فاجعه بيشتر نمايان ميشه. فكر مي‌كنيد بيشترين سوالي كه در اون كلاس پرسيده شد چي بود؟ درست حدس زديد: «آقا ببخشيد اون بالاي تخته چي نوشته؟». 

 

منبع  لحظه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 23:7 | لینک  | 

 

 اگه پاتو از رو دم ما ورداري مي‌بيني که بلديم باهاش گردو هم بشکنيم. 

 

منبع :  ايده‌هاي كوچك من

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 23:6 | لینک  | 

 

در زندگی افرادی هستند که مثل قطار شهربازی می مونن. از بودن با اونا لذت می بری ولی باهاشون به جایی نمی رسی !

منبع : http://azhameja4u.blogfa.com/post-370.aspx

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 22:55 | لینک  | 

 

در زمانهای بسیارقدیم وقتی هنوزپای بشر به زمین نرسیده بود ، فضیلت ها و تباهی ها در همه جا شناور بودند ، انها از بیکاری خسته و کسل شده بودند .روزی همه فضایل دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از همیشه ، ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت: بیایید یک بازی بکنیم مثل قایم باشک ! همه از این پیشنهاد شاد شدند و دیوانگی فوری فریاد زد من چشم میگذارم ، من چشم میگذارم ، و از آنجایی که هیچکس نمیخواست به دنبال دیوانگی    بگردد همه قبول کردند او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد .دیوانگی جلوی درختی رفت و چشمهایش را بست و شروع کرد به شمردن : یک..دو...سه...همه رفتند جایی پنهان شوند                                                              

لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد .

خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد .

اصالت در میان ابرها مخفی گشت .

هوس به مرکز زمین رفت .

دروغ گفت زیر سنگی پنهان میشوم اما به ته دریا رفت .

طمع داخل کیسه ای که خودش دوخته بود مخفی شد ...

ودیوانگی مشغول شمردن بود : هفتاد و نه ... هشتاد ...

همه پنهان شده بودند به جز عشق که همواره مردد بود و نمیتوانست تصمیم بگیرد . جای تعجب هم نیست چون همه میدانند پنهان کردن عشق مشکل است . در همین حال دیوانگی به پایان شمارش میرسید : نود وپنج ... نود و شش ... وقتی دیوانگی به صد رسید ، عشق پرید و در بین یک بوته گل رزپنهان شد . دیوانگی فریاد زد دارم میام ، دارم میام ! و اولین کسی را که پیدا کرد ، تنبلی بود ، جون تنبلی اش آمده بود جایی پنهان شود و لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود .

دروغ ته دریاجه ، هوس در مرکز زمین ، یکی یکی همه را پیدا کرد به جز عشق . او از یافتن عشق ناامید شده بود .

حسادت در گوشهایش زمزمه کرد ، تو فقط باید عشق را پیدا کنی و او پشت بوته گل رز است .

دیوانگی شاخه چنگک مانندی را از درخت کند و با شدت و هیجان زیاد آنرا در بوته گل رز فرو کرد و دوباره و دوباره تا با صدای ناله ای متوقف شد .

عشق از پشت بوته بیرون آمد ، با دستهایش صورتش را پوشانده بود و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون میزد. شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بود و او نمیتوانست جایی را ببیند ، او کور شده بود .

دیوانگی گفت : من چه کردم ، من چه کردم ! چگونه میتوانم تو را درمان کنم ؟ عشق پاسخ داد :  تو نمیتوانی مرا درمان کنی اما اگر میخواهی کاری بکنی ، راهنمای من شو!

و اینگونه است که از آن روز به بعد عشق کور است و دیوانگی همواره در کنار اوست ..

 
منبع : http://pmrkokab.blogfa.com/post-14.aspx

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 11:41 | لینک  | 

نمی دانم کجای دنیا این اعتقاد وجوددارد که" اگر سه زن که حرف اول اسمشان یکی است، سر میز غذا بنشینند، یکی ازآنها به زودی ازدواج خواهد کرد"!

اطلاعیه: به دو خانم که حرف اول اسمشان"الف"باشد، جهت نشستن سرمیز غذا نیازمندیم!

سوال منطقی:ازکجا معلوم که یکی ازآن دوخانم دیگر، به زودی ازدواج نکند؟!

اطلاعیه تصحیح شده (۱): به دو خانم متاهل که حرف اول اسمشان"الف"باشد، جهت نشستن سرمیز غذا نیازمندیم!

سوال نسبتا منطقی: ازکجا معلوم که یکی ازآن دو خانم دیگر، طلاق نگیرد و ازدواج مجدد نکند؟!

اطلاعیه تصحیح شده(۲): به دو خانم متاهل که حرف اول اسمشان "الف" باشد و همسرانشان به هیچ وجه حاضر به جدایی ازآنها نباشند، جهت نشستن سرمیز غذا نیازمندیم!

سوال نسبتا منطقی: ازکجا معلوم که همسر یکی ازآن دو خانم دیگر فوت نکرده و آن خانم دوباره ازدواج نکند؟!

... بروند بابا با این اعتقادشان! ما همان سبزه سیزده به در خودمان را گره می زنیم به چه خوشگلی!


منبع : http://anidalton.blogfa.com/post-196.aspx

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 12:23 | لینک  | 

در چندین ماه گذشته پیشرفت های جدیدی در طراحی پروسسورها، بویژه از طرف شرکت AMD حاصل شد. این شرکت علاوه بر اینکه یک cpu با طراحی کاملا ْ۶۴ بیتی عرضه کرد که باعث برتری یافتن این شرکت در بازار کامپیوترهای رومیزی پیشرفته گردید، همچنین در حذف کنترل کننده‌های حافظه (MCH) پیشقدم شد که در عملکرد Athlon ۶۴ و چیپهای optron یک پیشرفت قابل ملاحظه نسبت به پروسسورهای intel به حساب می‌آید. اینتل به طور متقابل پروسسور سازگار ۶۴ بیتی را عرضه نمود. به تازگی نیز هر دو شرکت پردازشگرهای دوهسته ای را عرضه نموده‌اند، این پروسسورها بهتر از آن چیزی که شما انتظار دارید کار می‌کنند. پروسسورهای اینتل و AMD هر دو دارای دو هسته پروسسور، در حال کار در یک قالب می‌باشند که هر یک از هسته‌ها بصورت مستقل توابع و پردازشهای داده را انجام می‌دهند (در مورد اینتل این مورد کامل تر است) و هر دو این هسته‌ها توسط نرم افزار سیستم عامل هم آهنگ می گردند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 0:0 | لینک  | 

آهو خيلي خوشگل بود . يک روز يک پري سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داري شوهرت چه جور موجودي باشه؟
آهو گفت: يه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پري آرزوي آهو رو برآورده کرد و آهو با يک الاغ ازدواج کرد.
شش ماه بعد آهو و الاغ براي طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
حاکم پرسيد : علت طلاق؟
آهو گفت: توافق اخلاقي نداريم, اين خيلي خره.

حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: شوخي سرش نميشه, تا براش عشوه ميام جفتک مي اندازه.

حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: آبروم پيش همه رفته , همه ميگن شوهرم حماله.

حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم , خونه ام عين طويله است.

حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: اعصابم را خورد کرده , هر چي ازش مي پرسم مثل خر بهم نگاه مي کنه.

حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: تا بهش يه چيز مي گم صداش رو بلند مي کنه و عرعر مي کنه.

حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: از من خوشش نمي آد, همه اش ميگه لاغر مردني , تو مثل مانکن ها مي موني.

حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آيا همسرت راست ميگه؟
الاغ گفت: آره.

حاکم گفت: چرا اين کارها رو مي کني ؟
الاغ گفت: واسه اينکه من خرم.
حاکم فکري کرد و گفت: خب خره ديگه چي کارش ميشه کرد.

نتيجه گيري اخلاقي: در انتخاب همسر دقت کنيد.
نتيجه گيري عاشقانه : مواظب باشيد وقتي عاشق موجودي مي شويد عشق چشم هايتان را کور نکن

منبع : http://sms4sms.blogfa.com/post-38.aspx

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 11:9 | لینک  | 

عربی بدوی گرسنه از بیابان گذر میکرد تا به کنار نهر آبی رسید ، دید که مردی عرب سفره ای پر از نان و گوشت را جلو خود گذارده و لقمه ها را پشت سر هم با لذت میخورد . مرد گرسنه آمد و جلو مرد عرب نشست ، عرب در حین خوردن غذا چشمش به مرد بدوی افتاده و پرسید : یا اخی از کجا می آیی ؟ مرد در جواب گفت : از قبیله تو می آیم
مرد عرب پرسید : از منازل من گذر کردی ؟
مرد گرسنه جواب داد : آری بسیار معمور و آبادان دیدم
عرب شادمان شده پرسید : سگ من که بقاع نام دارد را دیدی ؟
- آری دیدم ، گله گوسفندان ترا چنان نگهبانی می کند که از یک فرسنگی گرگ را جرات نزدیک شدن نیست .
- عرب که از خوشحالی در پوست خود نبود پرسید : پسرم خالد را دیدی ؟
- آری در مکتب پهلوی معلم نشسته بود و به آواز بلند قران می خواند
- مادر خالد را دیدی ؟
- به ، به در تمام عرب چون او زنی نیست به کمال عفت و طهارت و غا یت عصمت
- شتر آبکش مرا دیدی ؟
- به غایت فربه و تازه بود چنانکه پشتش به کوهان برابر شده بود .
- قصر مرا هم دیدی ؟ زیبا بود ؟ از معماری آن چه نظری داری ؟
- ایوان او سر به کیوان رسانده بود و من هرگز عالی تر از آن بنائی ندیده ام .
عرب چون احوال خانمان معلوم کرد و دانست که هیچ مکروهی نیست ، به فراغت نان و گوشت به قدر سیری بخورد و به مرد بدوی هیچ نداد و بعد از سیر شدن سفره را جمع کرده در انبان گذاشت و محکم ببست .
بدوی گرسنه که دید خوش آمد گفتن او نتیجه ای نبخشید ، ملول شد . در این وقت سگی بدان جا رسید . صاحب انبان استخوانی که از گوشت مانده بود پیش سگ انداخت و برخاست تا برود .
بدوی بی طاقت شد و گفت : اگر سگ تو بقاع زنده می بود ، درست به این سگ می مانست
عرب گفت : مگر بقاع من مرده است ؟
- بلی در پیش من مرد . بقای عمر تو باد .
- سبب مردن او چه بود ؟
- از بس گوشت شتر آبکش تو را بخورد ، کور شد . بعد آن بمرد
- شتر آبکش مرا چه آفت رسیده بود که بمرد ؟
- او را در تعزیت مادر خالد کشتند .
- مگر مادر خالد نیز بمرده است ؟
- بلی ، از بسکه نوحه میکرد و سر بر گور خالد می کوفت ، مغزش خلل یافت
- مگر خالد من هم بمرده است ؟
- بلی و سبب مردنش زلزله ای بود که قصر و ایوانی که ساخته بودی را خراب کرده و خالد در زیر آوار بماند .
مرد عرب که اخبار وحشتناک را استماع نمود ، انبان نان و گوشت را به کناری افکنده و بر سر کوبان و نوحه کنان راه بادیه را در پیش گرفت ، بدوی گرسنه انبان بربود و فرار نموده در گوشه ای به خوردن ما بقی نان و گوشت مشغول گشت .

منبع : گروه مبین ۸۵۶   toraj_fal@yahoo.com

 

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 18:35 | لینک  |