تبليغاتX
☻☺یادداشت های وبی☻☺
مطالب خوانده شده روزانه در فضای مجازی

وقتی جهان 

از ریشه جهنم
و آدم
      از عدم
و سعی
از ریشه های یأس می آید
وقتی که یک تفاوت ساده
        در حرف
کفتار را
 به کفتر
   تبدیل می کند
باید به بی تفاوتی واژه ها
و واژه های بی طرفی
         مثل نان
                   دل بست
نان را
      از هر طرف بخوانی
                            نان است!
 
                          (قیصر امین پور)
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 17:7 | لینک  | 

این شعر که برنده شعر کودکان هم هست توسط آننا سولدی یازده ساله از ایتالیا نوشته شده است

 
من در نانوایی , قلبی دیدم از جنس نان,
قلبی بزرگ,گرم و خوشبو,
و فکر کردم((اگر من قلبی از جنس نان داشتم چند کودک می توانست آن را بخورد!
یک لقمه برای تو ,دوست من
برای تو که گرسنه ای !
یک لقمه از این نان قلبی برای توست
و برای تو ,و برای تو!))
به کودکی که گرسنه است و می ترسد
کافی نیست که بگویی((دوستت دارم!))
وقتی که کودکی را گریان می بینی
کافی نیست که بگویی : ((طفلک بیچاره!))
اگر قلب من از جنس نان بود
چندین کودک می توانست آن را بخورد!
و تو ! ای فرمانده
چه چیز مانع از آن می شود که
بمب هایت را به شکل نان نسازی؟
آنگاه در پایان جنگ ها , هر سربازی
می توانست خوشحال به خانه بازگردد
با سبدی از بمب های برشته و خوشبو.
اما این فقط یک رویاست
ودوست گرسنه من هنوز هم می گرید
آه, اگر قلب من از جنس نان بود
 
منبع : گروه همترانه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:58 | لینک  | 

باید که شیوه‌ی سخنم را عوض کنم

شد، شد، اگر نشد، دهنم را عوض کنم

 

گاهی برای خواندن یک شعر لازم است

روزی سه بار انجمنم را عوض کنم

 

از هر سه انجمن که در آن شعر خوانده‌ام

آنگه مسیر آمدنم را عوض کنم

 

در راه اگر به خانه‌ی یک دوست سر زدم

این‌بار شکل در زدنم را عوض کنم

 

وقتی چمن رسیده به اینجای شعر من

وقت است قیچی چمنم را عوض کنم

 

باید پس از شکستن یک شاخ دیگرش

جای دو شاخ کرگدنم را عوض کنم

 

وقتی چراغ مه شکنم را شکسته‌اند

باید چراغ مه‌شکنم را عوض کنم

 

عمری به راه نوبت ماشین نشسته‌ام

امروز می‌روم لگنم را عوض کنم

 

با من برادران زنم خو ب نیستند

باید برادران زنم را عوض کنم

 

دارد قطار عمر کجا می‌برد مرا؟

یارب! عنایتی! ترنم را عوض کنم

 

ور نه ز هول مرگ زمانی هزار بار

مجبور می‌شوم کفنم را عوض کنم

 

دستی به جام باده و دستی به زلف یار

پس من چگونه پیرهنم را عوض کنم؟
 

-------------  ناصر فیض   ------------------     منبع : گروه همترانه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 10:10 | لینک  | 

وقـتی نـوجوان بـودم، تـنــقلات مورد علاقه ام، چیپس سرکه نمکی بود. یادم می آیـد مـادرم مدام سرزنشم می کرد و می گفت، "این چيزهايي کـه مــــی خوری، جوش های روی صورتت رو روزبه روز بدتر می کنه!"
هـفت سـال بعد، وقتی می دیدم برادر کوچکترم بـرای غـذا مـدام به رستوران های فست فود می رود و فقط چــیز برگر با سیب زمینی سرخ کرده می خورد، اینبار این من بودم که به او می گفتم، " این چيزهايي که می خوری، جوش های روی صورتت رو روز به روز بدتر می کنه!" اما با کمال تعجب مادرم از آشپزخانه می گفت، "نه این یک اعتقاد غلط و اشتباهه!!!"


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 22:30 | لینک  | 

ماهی را هر وقت از آب بگیری خفه می شه 
 
لقمان را گفتند:ادب از که آموختی گفت:از خودآموز !


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 20:45 | لینک  | 

حرف س:

* سر كچل و عرقچين:   امر غيرضروري و بي تناسب

* سرم را بشكن حرفم را نشكن:   حرف مرا دو تا نكن. همانند: حرف مرد يكي است.

* سرم را مي‌شكني، نخودچي كشمش تو جيبم مي ريزي:    آنهمه ضرر و زيان به من زدي حالا مي خواهي با حرف و تعارف تلافي كني.

* سگي به بامي جَسته، گَردِش به او نشسته:   درباره كسي گفته مي‌شود كه به جهت داشتن نسبت خيشاوندي با خانواده سرشناسي به خود ببالد و به رخ سايرين بكشد.

* سيب سرخ براي دست چلاق عيب نيست:  از چيزهاي با ارزش مردم عادي و محروم هم مي‌توانند استفاده كنند.

 * سيد‌علي را بپا:   مواظب اين مرد باشيد چيزي از شما به سرقت نبرد. آدم حقه‌بازي است. نگذاريد سر از كارتان درآورد.

 

حرف ش:

* شاخ در جيب كسي گذاشتن:   تحريك و ترغيب كردن كسي

* شراب مفت را قاضي هم مي خورد:  معادل: مفت باشه كوفت باشه

* شكم گرسنه و آروغ فندقي:   معادل جيب خالي پز عالي

* شوهر كردم  وسمه كنم نه وصله كنم:   زبان حال زنان خانه‌داري است كه از كار خانه شكايت مي‌كنند.

 

حرف ص:

* صنار جگرك سفره قلمكار نمي خواهد:   تهيه كلي تشريفات فقط براي غذايي ساده و مختصر

 

حرف ع:

* عباي ملانصرالدين:   چند نفر به نوبت آن را مي‌پوشند. همه ار آن استفاده ميكنند.

* عروس ما عيبي نداره، كوره، كچله، سرگيجه داره:  (به طنز) همه محاسن در او جمع است. پر از عيب و ايراد است. غالبا درمورد شخصي آشنا استعمال ميشود.

* عسل نيست كه انگشت كنند:  اين زن يا دختر آن قدر هم بي‌شخصيت و سست‌عنصر نيست كه نتواند خود را حفظ كند. در تبرئه جنس مونثي بكار ميرود كه كمي سر و گوشش مي جنبد ولي فاسد نيست.- شنيدم دختر فلاني شب ها معلوم نيست كجا ميخوابه- حالا گفتن! عسل نيست كه انگشت كنن! 

 

جا دارد ياد نويسندگان و پژوهندگاني كه به جمع آوري ضرب‌المثل‌هاي عاميانه، مثل‌ها، آداب و رسوم قومي و فرهنگ فولكوريك ايران پرداخته‌اند را گرامي بداريم:علي‌اكبر دهخدا، جمال‌زاده، صادق هدايت، احمد شاملو، علي بلوكباشي، ابوالقاسم انجوي شيرازي، اميرقلي اميني ، حسين ملكي و...

منبع : گروه همترانه به نقل از این منبع

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 20:26 | لینک  | 

چوپانی مشغول چراندن گله گوسفندان خود در یك مرغزار دور افتاده بود. ناگهان سر و كله ی یك اتومبیل جدید كروكی از میان گرد و غبار جاده های خاكی پیدا شد. راننده ی آن اتومبیل كه یك مرد جوان بسیار شیک پوش، با لباس های مارک دار سرش را از پنجره اتومبیل بیرون آورد و پرسید: اگر من به تو بگویم كه دقیقا چند راس گوسفند داری، یكی از آنها را به من خواهی داد؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 20:8 | لینک  | 

با توجه به اينکه امروز ( چند روز پیش )، روز ولنتاین مي باشد، این نامه را به جوانانی که نمی دانند چه طور به دختر مورد نظرشان اظهار علاقه کنند، شدیدا توصیه می کنم.

نامه رییس کار گزینی یک اداره به یک کارمند خانم از همان اداره

به: ژولیت
شماره نامه: 1238765
موضوع : درخواست عشق
خانم ژولیت عزیز،

بسیار خرسندم که به آگاهی شما برسانم که اینجانب از تاریخ شنبه 14 اکتبر به عشق شما گرفتار شده ام
پیرو ملاقاتی که با هم در تاریخ 13 اکتبر در ساعت 3 بعد از ظهر داشتیم... من خودم را به عنوان یک عاشق سینه چاک به شما تقدیم می نمایم.
این علاقه نخست به مدت سه ماه به طور آزمایشی خواهد بود و به شرط سازش و تفاهم به صورت عشق دائم در خواهد آمد.
البته پس از تکمیل دوره آزمایشی،. به صورت کارآموزی قابل ادامه خواهد بود و انجام و ارائه ارزیابی این طرح منوط به ترفیع مقام از عاشق بودن به همسر بودن می باشد.
تمامی هزینه های متحمل شده برای خوردن قهوه و رفتن به گردش از ابتدا به طور مساوی به عهده هر دو طرف می باشد .
لهذا بسته به حسن خلق شما، شاید من سهم بیشتری از هزینه ها را به عهده بگیرم و مسلما من به اندازه کافی بلند نظر خواهم بود که بخشی از مخارجی که به حساب شما است را تامین کنم.
بدین وسیله تقاضا می کنم ظرف مدت 30 روز از دریافت این نامه نسبت به ارسال پاسخ مقتضی اقدام فرمایید. در غیر این صورت این درخواست خود به خود و بدون اخطار لغو خواهد گردید و اینجانب شخص دیگری را مد نظر قرار خواهم داد.
بسیار مشعوف خواهم شد در صورتی که خود مایل به قبول این پیشنهاد نیستید این نامه را برای خواهر خود ارسال نمایید.

با بهترین آرزوها برای شما
پیشاپیش از شما سپاسگزارم
ارادتمند
رومئو، مدیر کار گزینی
 

منبع : گروه مبین

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 13:54 | لینک  | 

کردها یکی از اقوام ایرانی ساکن ایران و خاورمیانه‌ هستند که در بخش غربی ایران و فلات ایران زندگی می‌کنند. کردها به زبان‌ کردی، از شاخه غربی زبان‌های ایرانی سخن می‌گویند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 9:52 | لینک  | 

«عجيب‌ترين نام‌هاي ايراني» كوششي است از خلاصه‌ي تحقيقات مركز آمار ايران در خصوص نام‌هاي نامتعارف و عجيب و غريب ايرانيان. آنچه كه در اين نوشتار كوتاه بدان پرداخته مي‌شود، نگاهي مصداقي دارد به تركيب نام‌هاي مرد/زن و بازتاب‌هاي جالب آن.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 9:46 | لینک  | 

توی این شهر یه ملیون آدم زیبا و خوش مشرب زندگی می کنن. مردهای شوخ و سرزنده، دخترهای لوند و خوش آب و رنگ. خیلی هاشون شونه ای دارن که می تونی سرتو روشون بذاری و گریه کنی، خیلی هاشون دستی دارن که می تونی بگیری و تو خیابون باهاشون قدم بزنی. خیلی ها جفت چشم پر آبی دارن که می تونی بهشون ذل بزنی و عین دیوونه ها برقصی. خیلی ها لب مرطوبی دارن که تحمل نبوسیدنشون سخته. خیلی ها آغوش گرمی دارن که فراموشی بهت هدیه می دن. خیلی ها رختخواب نرمی دارن که توش رویاهاشون رو با تو شریک می شن. خیلیها چیزایی دارن که فقط تخیلت خبر داره که چقدر بهشون نیازمندی.
ولی یه نفر توی این شهر نیست، که از وقتی رفته نه چشمهات گریه دارن، نه پاهات حوصله خیابون گردی و رقص، نه لبهای خشکت از هم باز می شن برای بوسیدن، نه بدنت هوس گرم شدن می کنه و نه دیگه واقعاً تخیل رویایی برای دیدن برات می مونه.
اگه اون یه نفر هنوز دور و برته، بهش گوش بده.
اگه دوست داره دستت رو تو خیابون بگیره، دستش رو بگیر و از تجریش تا شوش عزیز باهاش قدم بزن، حتی اگه متنفری دستت رو تو خیابون بگیرن.
اگه خواست، وسط میدون شوش باهاش ازدواج کن. حتی اگه آیه عربی اش یادت نبود.
اگه خواست ساکت بشین و هیچی نگو، حتی اگه پر از حرف بودی.
اگه دستش رو دراز کرد حتی با آهنگ لامبادا هم باهاش برقص، حتی اگه از ناف تا زانوت رو گچ گرفتن و تکون نمی خوره.
اگه خواست باهاش برف بازی کن حتی اگه چل درجه تب داشتی.
اگه خواست توی مهمونی اعدام صدام هم برو حتی اگه از صدام و مهمونی و اعدام متنفری.
اگه خواست بمیر، حتی اگه لبالب از زندگی بودی.

برای اینکه هر یه ملیون آدم شهر هم اگه جمع بشن، هیچ کدوم غیر اون نمی فهمن که تو چی می خوای.

منبع : میمون بی مغز

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:58 | لینک  | 

انسان هم میتونه دایره باشه هم یه خط راست. انتخاب با خودت است. تا ابد دور خودت بچرخی  یا تا بی نهایت ادامه بدی


---


کشتی ها در بندرگاه در امانند اما کشتی برای این کار ساخته نشده .

---

 يک روز روباهي کلاغي ديد و گفت به به چه پايي چه سري چه دمي! کلاغ گفت بي ادب خجالت بکش !

مگه خودت خوار و مادر نداری ؟ من اون موقع کلاس اول بودم ولي الان شوهر دارم


---

مرگ از زندگی پرسيد:
" اين چه حكمتي است كه باعث مي شود تو شيرين و من تلخ جلوه كنم ؟! "
زندگي لبخندي زد و گفت :
" دروغ هايي كه در من نهفته است و حقيقت هايي كه تو در وجودت داري !"


---

فرشته اي از سنگ پرسيد :
چرا مانند خاک از خدا نمي خواهي که از تو انسان بسازد ؟
سنگ تبسمي کرد و گفت : هنوز آنقدر سخت نشده ام که مستحق چنين خواسته اي باشم .

منبع : مجله سرگرمی گروه روزنه شماره 42

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:36 | لینک  | 

دختر  جوانی برای یك ماموریت اداری چند ماهه به آرژانتین منتقل می شود . پس از دو ماه نامه ای از نامزد مكزیكی خود دریافت میكند با این مضمون : لورای عزیز متاسفانه دیگر نمی توانم به این رابطه از راه دور ادامه دهم و باید بگویم در این مدت ده باربه تو خیانت كردم.و می دانم كه نه تو و نه من شایسته این وضع نیستیم . من را ببخش و عكسی را كه به تو دادم برایم بفرست.

باعشق : روبرت

دختر جوان رنجیده خاطر از رفتار مرد از همه دوستان و همكارانش میخواهد كه عكسی از برادر؛ نامزد ؛ پسرعمو ؛ پسردایی ...خودشان به او قرض دهند. و همه آن عكس ها را كه ۵۶ تا بودند با عكس روبرت نامزد بی وفایش در یك پاكت گذاشته و همراه با یادداشتی برایش پست می كند به این مضمون: لطفا عكس خودت را از میان عكس های توی پاكت جدا كن و بقیه را به من برگردان.
 روبرت عزیز ؛ مرا ببخش ؛ اما هرچه فكر كردم قیافه تو را به یاد نیاوردم.

 

منبع : http://t85.blogfa.com/post-258.aspx

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 14:23 | لینک  | 

براي شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرات لازم است . وگرنه هر ماهي مرده اي هم مي تواند از طرف موافق جريان آب حرکت کند .

( دکتر علي شريعتي)

منبع : http://t85.blogfa.com/post-263.aspx

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 14:20 | لینک  | 

مراسم قرعه‌کشي بانک آغاز شده و همه منتظرند تا اسم برنده خوش‌شانس اعلام شود.
نفس‌ها در سينه حبس شده که يکباره بلندگو اسم شما را به عنوان برنده
خوش‌شانس يک دستگاه آپارتمان اعلام مي‌کند و از شما مي‌خواهد به روي سن
برويد. همه نگاه‌ها به سمت شماست، در همين حال تلفن همراه‌تان زنگ مي‌زند
و از بانکي ديگر به شما خبر مي‌دهند برنده يک خودرو شده‌ايد.
از اين همه شانس هيجان‌زده شده‌ايد و از صميم قلب خوشحاليد. بار ديگر
تلفن همراه‌تان زنگ مي‌زند اما اين بار وقتي آن را جواب مي‌دهيد، صداي
زنگ قطع نمي‌شود. صدايي شبيه زنگ ساعت در سالن مي‌پيچد. صدا هر لحظه بلند
و بلندتر مي‌شود. چشمان‌تان را باز مي‌کنيد و متوجه مي‌شويد صبح شده و
شما داشته‌ايد خواب مي‌ديده‌ايد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 1:2 | لینک  | 

حرف د:
* دختر سعدي بودن (فلاني دختر سعدي است): همه جا هست جز خانه خودش. زني كه بيشتر در خانه دوست و آشناست تا خانه خودش.
* درازي شاه خانم به پهناي ماه خانم: اين به آن در.
* در تاريكي رقصيدن: در پشت سر كسي دور برداشتن و ادعاي بيجا كردن.
* در خانه مور شبنمي توفان است: براي مردم بينوا و فقير زيان كم هم قابل تحمل نيست.
* درخت پربار سنگ مي خورد: آدم دانا از سوي عوام بيشتر دچار گرفتاري و دردسر مي شود.
* دروغگو را تا در خانه‌اش: با چنين آدمي هرگز نبايد معاشرت و رفت و آمد داشت.
* دزدِ نگرفته پادشاه است
* دلاكها كه بيكار مي‌شوند سرهم را مي‌تراشند: دوستان هواي يكديگر را دارند.
* دوغ و دوشاب را يكي انگاشتن: ميان خوب و بد فرقي قايل نشدن.
* دو لنگه در را كه پهلوي هم مي گذارند براي آنست كه به درد هم بخورند: وجود دوستان بايد براي يكديگر اثر و فايده اي داشته باشد.
* دهن فلاني آستر دارد: توانايي خوردن غذاهاي داغ را دارد.
* دهن سگ هميشه باز است: آدمي تند و بد دهن، كارش همواره غيبت كردن از اين و آن است.


حرف ر:
* رو كه بدهي آستر هم مي‌خواهد: از خوشرويي سوء‌استفاده كردن.


حرف ز:
* زبان خر را خلج مي داند: (به شوخي) اين دو نفر بهتر به حال و احوال يكديگر آشنايند. 
* زبان در دهان پاسبان سر است
* ز يبماري بتر بيمارداري است
* زر بر سر پولاد نهي، نرم شود: با تكيه به قدرت پول و ثروت هر مشكلي براي انسان آسان مي‌گردد.
* زني كه جهاز ندارد اينهمه ناز ندارد: معادل جيب خالي پز عالي

 
منبع : گروه همترانه ۲۰ بهمن

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 0:54 | لینک  | 

وقتی تو نیستی
نه هست های ما چونان که بایدند،
نه باید ها
مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را
با بغض می خورم
عمریست لبخند های لاغر خود را در دل ذخیره می کنم
باشد برای روز مبادا
اما در صفحه های تقویم،
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هرچه باشد روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه می داند
شاید امروز نیز روز مبادا باشد
وقتی تو نیستی
نه هست های ما چونان که بایدند،
نه باید ها
هر روز ِ بی تو روز مباداست
آینه ها در چشم ما چه جاذبه ای دارند
آینه ها که دعوت دیدارند
دیدارهای کوتاه از پشت هفت دیوار
دیوارهای صاف
دیوارهای شیشه ای شفاف
دیوارهای تو
دیوارهای من
دیوارهای فاصله بسیارند
آه! دیوارهای تو همه آینه اند
آینه های من همه دیوارند

قیصر امین پور

منبع : http://www.parchin.satyar.net/2006/10/post_34.html

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 0:52 | لینک  | 

حرف ج:
* جايي كه شتر بود به يك غاز/ خر قيمت واقعي ندارد: وقتي كه به وجود افراد ارجمند و گرانقدر توجهي نمي‌شود نمي توان عدالت انتظار داشت.
* جفتش را بيار، مفتش را ببر: اشاره به اينكه هرگز نظيري ندارد. از مال خود با قطعيت تعريف كردن.
* جهنم هم به اين گرمي نيست: در جواب دروغ شاخدار استعمال ميشود. دروغي بگو كه در عقل بگنجد!


حرف چ:
* چراغ از بهر تاريكي نگهدار: معادل پل‌هاي پشت سرت را خراب نكن.
* چشم فلاني هزار كار ميكند كه ابروش نمي فهمد: چنان در نهانكاري ورزيده است كه هيچكس سر از كارش درنمي‌آورد.
* چكش خورش خوب است: براي گرفتن تعليم آمادگي دارد. اطلاح‌پذير است.


حرف ح:
* حاجي مُرد و شتر خلاص
* حالا كه تالان تالان است(صد تومن زير پالان است): معمولا اين ضرب المثل در اوج دعواي لفظي و قبل از اعتراف به عملي كه شنيدن آن موجب رنجش بسيار طرف مقابل مي‌شود بيان ميگردد. مثلا به اين تكه از دعواي زن و شوهري دقت كنيد:- حالا كه تالان تالان است بگذار بگم كه منم هيچوقت از پدرت خوشم نمي‌اومد!
* حرفهايت مفت، كفشهايت جفت: با كسي كه ياوه‌گويي ميكند كاري ندارم بفرما برو.
* حكم بچه از حكم شاه روانتر است: خواهش بچه شيرين را نمي شود رد كرد، اگر شده با گريه و زاري حرف خود را پيش مي‌برد.
* حكيم باشي را دراز كردن: بجاي مريض دكتر را مداوا كردن.


حرف خ:
* خر رو به طويله تند مي دود: در مورد آدم بي خيري استفاده مي شود كه براي انجام كاري كه به سودش است فعال و مشتاق مي باشد.
* خر كريم را نعل كردن: سبيل كسي را چرب كردن
*خروار نمك است مثقال هم نمك: تاييد و قبول نعمت است چه كم چه زياد
* خم رنگرزي كه نيست بزني و دربياوري: كار ساده و آساني نيست كه بشود بسرعت انجام داد.
* خواهي عزيز شوي يا كور شو يا دور شو: اگر به توجه و محبت كسي احتاج داري از بازگو كردن عيب و خطايش خودداري كن تا از تو نرنجد.

 
منبع : گروه همترانه ۱۸ بهمن

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 0:46 | لینک  | 

همه مردم را «بعضی مواقع» می‌توان فريفت و بعضی از مردم را برای «همه عمر». ليکن نميتوان همه مردم را برای همه عمر فريب داد .

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 0:43 | لینک  | 

کتاب الکترونیکی را به طور ساده می‌توان این گونه تعریف کرد: " دخیره اطلاعات یک کتاب در قالب دیجیتال به صورتی که بتوان آن را بر روی صفحه کامپیوتر مشاهده کرد." کتابهای الکترونیکی را می‌توان روی محملهای دیجیتالی نظیر "دیسک فشرده"، "دیسک فشرده دیجیتالی"، شبکه جهانی وب، و جز آن منتشر کرد.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 12:35 | لینک  | 

 
در هنگام گرفتن عكس دسته جمعي، عكس همه را از كله به بالا و يا از سر به پايين مي گيرد.
در هنگام سلام عليك، ‌بجاي دست دادن مي گويد يك بچه اينقدري نديدي؟
هنگامي كه در خيابان قدم مي زند با شنيدن صداي بوق ماشينها مي گويد: قربونت، پياده مي روم.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 12:33 | لینک  | 

مردی به همسرش این گونه نوشت:
عزیزم این ماه حقوقم را نمی توانم برایت بفرستم به جایش 100 بوسه برایت فرستادم.
عشق تو
همسرش بعد از چند روز اینگونه جواب داد:
عزیزم از اینکه 100 بوسه برای من فرستادی نهایت تشکر را می کنم.ریز هزینه ها:
1.با شیر فروش به 2 بوس به توافق رسیدیم.
2.معلم مدرسه بچه ها با 7 بوس به توافق رسیدیم.
3.صاحب خانه هر روز می اید و 2-3 بوس از من می گیرد.
4.با سوپر مارکتی فقط با بوس به توافق نرسیدیم بنابرین من ایتم های دیگری به او دادم.
5.سایر موارد 40 بوس.
نگران من نباش...هنوز 35 بوس دیگر برایم باقی مانده که امیدوارم بتوانم تا اخر این ماه با ان به سر کنم.
ایا می توانم برنامه بصورت فوق برای ماه بعد تنظیم کنم؟ لطفا من را راهنمایی کنید

 منبع :  falah_ghasem@yahoo.cam ( یکی از خوانندگان مبین)

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 11:41 | لینک  | 

این مجموعه قدرتمند باعث شد که در همان زمان بسیاری از برنامه نویسان زبانهای دیگر به Delphi روی بیاورند و این موفقیت بزرگی برای Borland به حساب می آمد. همچنین بسیاری از برنامه نویسان پاسکال دلفی را ابزاری یافتند که توسط آن هم از توانایی و تجربه خود در برنامه نویسی پاسکال استفاده می کردند و هم توانایی کار در ویندوز را به دست آوردند. همچنین زبانی که در آن زمان با نام پاسکال شیئی (ObjectPascal) در دانشگاهها ایجاد شده بود یک زبان بسیار خشک و محدود کننده بود که اصلاً حالت کاربردی پیدا نکرد. ویژگیهای دلفی مثل طراحی ظاهری حساب شده و کاربر پسند آن باعث شد که زبان پاسکال شیئی عملاً از رده خارج شود.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 11:30 | لینک  | 

به نظر شما چه تعداد از وب سایتهای موجود، اصول طراحی حرفه ای را رعایت کرده اند؟ به جرات می توان گفت در بیش از ۷۰ درصد وب سایتها چنین اصولی مورد توجه قرار نگرفته است.
در این مقاله به نکاتی اشاره می شود که توجه به آنها در بالا بردن کیفیت سایتهای اینترنتی نقش بسزایی دارند.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 11:28 | لینک  | 

محبوب شدن لپ‌تاپ‌ها در بین افراد عجیب به نظر می‌رسد.
این حقیقت که لپ‌تاپ‌ها با خواص زیادی که دارند از جهاتی نیز از رایانه‌های رومیزی کم می‌آورند باعث می‌شود که همه افرادی که هر روز با رایانه سر و کار دارند در مورد بهتر بودن آنها نسبت به رایانه‌های رومیزی شک کنند.
درست است که لپ‌تاپ‌ها قابل حمل هستند، باطری کمتری احتیاج دارند و سر و صدای کمتری نسبت به انواع رایانه‌های رومیزی تولید می‌کنند اما از سوی دیگر گفته می‌شود که لپ‌تاپ‌ها معمولا گرافیک و بلندگوهای بسیار ضعیفی دارند.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 11:24 | لینک  | 

1- شوروی
چهار اکتبر 1957
ماهواره: اسپاتنیک 1
موشک: شماره هفت قدیمی
محل پرتاب:مرکز فضایی بایکنور
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 11:17 | لینک  | 

حرف پ:
* پاي ملخ نزد سليمان بردن: هديه ناچيزيست و قابل شما را ندارد.
* پسخوان را به پيشخوان زد و رفت:  1- داد و بيداد كرد و رفت. 2-همه چيز را ول كرد و رفت
* پلو معاويه چربتر است: حق با زورمند است. وقتي استعمال ميشود كه قانون ،جامعه يا شخصي حق را به غلط به طرف قوي تر داده  باشد.
* پول بي زبان را دست آدم زباندار نمي‌دهند: پول خود را به كسي كه نتواني از او بازپس گرفت نسپار
* پول عاشقي به كيسه برنمي گردد: آنچه در راه عشق و هوس هزينه شود به دست انسان برنمي‌گردد.
* پياز فلاني كونه نمي كند: يك جا بند نمي شود. كسي كه دايما تغيير شغل داده و نهايتا هميشه بيكار و عاجز است.


حرف ت:
* تا ابله در جهان است مفلس در نمي‌ماند: افراد زيرك از خوش باوري و سادگي اشخاص براي مقاصد خود استفاده مي كنند.
* تا نهال تر است بايد راست كرد: كودكان را بايد در سنين اوليه تربيت و پرورش دهند.
* تا هستم به ريش تو بستم: (به شوخي) تكيه كلام زنها به شوهرشان. من از تو جدا شدني نيستم.
* تره به تخمش ميره حسني به باباش: معادل: از كوزه همان تراود كه در اوست. هر چيز به اصل خود برميگردد.
* تغاري بشكند ماستي بريزد/جهان گردد به كام كاسه‌ليسان:اشخاص بيكاره منتظرند حادثه‌اي رخ دهد و آنها لفت وليسي بكنند.
* تويمان خودمان را مي كشد، بيرونمان مردم را: مردم به ما حسادت مي كنند و حسرت زندگي ما را مي خورند در حاليكه خودمان مشكلات بسياري داريم. 
 

 منبع : گروه همترانه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 11:6 | لینک  | 

يك مربي حيوانات سيرك ميتواند با نيرنگ بسيار ساده اي بر فيل ها غلبه كند:وقتي فيل هنوز كودك است يك پايش را به تنه درختي مي بندد.فيل بچه، هر چه هم كه تقلا كند ،نمي تواند خودش راآزاد كند .اندك اندك به اين تصور عادت مي كند كه تنه درخت از او نيرومندتر است.هنگامي كه بزرگ مي شود و قدرت شگرفي مي يابد،تنها كافي است يك نفر طنابي دور پاي فيل گره بزندو او را به يك نهال ببندد. فيل تلاشي براي آزاد كردن خود نمي كند
همچون فيلها پاهاي ما نيز اغلب اسير بندهاي شكننده اند.اما از آنجا كه هنگام كودكي به قدرت تنه درخت عادت كرديم،شهامت مبارزه را نداريم.بي آنكه بفهميم تنها يك عمل متهورانه ساده براي دست يافتن ما به آزادي كافي است

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 11:3 | لینک  | 

خواستگار (علي حاتمي)

وسواس الدوله (صادق بهرامي) :‌خب ، دفعه‌ي قبل به كجا رسيديم ؟

خاوري (پرويز صياد) : عرض كردم معلم خطم و شما فرموديد به‌به !

 

زير پوست شهر (رخشان بين اعتماد)

طوبا (گلاب آدينه) : آخه اين جاهاي چيتان فيتان چيه آدمو ورمي‌داري مي‌آري ؟

عباس (محمدرضا فروتن) : تو آخه چيتان مني ، همه‌ي فيتان مني ، چيتان فيتان مني .

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 14:40 | لینک  | 

 

حرف ب:
* به آهو مي گويد بدو، به تازي ميگويد بگير: دو طرف را تحريك كرده و به جان هم مي اندازد، نفاق افكني ميكند.
* با اين ريش مي‌خواي بروي تجريش  :مگر آدم عاجزي مثل تو مي‌تواند كار صورت دهد.
* به اسب شاه گفته است يابو:  آدم مغروري را رنجاندن
* براي همه مادر است براي ما زن‌بابا:
* به سفارش حج قبول نمي شود:   پاره اي از كارها را خود شخص بايد انجام دهد.
* بعد از چهل سال گدايي شب جمعه را گم كرده:    با مهارتي كه دارد باز اشتباه ميكند.
* به گربه گفتند فضله‌ات درمان است خاك رويش ريخت:   مضايقه كردن چيز ناقابلي، كسي كه جنبه كاري و خاصيتي نداشته باشد.
* بلبلان خاموش و خر در عرعر است:
* به مرغش نمي‌توان گفت كيش:     مردماني جنجالي و خودخواهند، نمي‌توان گفت بالاي چشمت ابروست.
* بودور كه واردور (تركي: همينه كه هست)
* بيرون نرفتن عروس از بي چادري است:   معادل آب نمي‌بيند والا شناگر ماهري است.

منبع : گروه همترانه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 14:35 | لینک  | 

مبرهن است كه استفاده از ضرب المثل بر غناي زبان مي افزايد. در ادامه سعي شده است ضرب‌المثل‌هايي كه در حال حاضر كم‌تر در جامعه مورد استفاده قرار ميگيرد ارايه شود.

حرف آ
* آدم بي اولاد پادشاه بي‌غم است.
* آدم تنبل عقل چهار وزير را دارد : بيكاره‌ها و تنبل‌ها بجز حرف زدن و نصيحت دادن به ديگران وظيفه‌اي ندارند.
* آدم و يك آه و دم
* آسوده كسي كه خر ندارد (از كاه و جوش خبر ندارد):معادل هركه بامش بيش برفش بيشتر.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 14:13 | لینک  | 

قيصر (مسعود كيميايي)

قيصر (بهروز وثوقي) : احترامت واجبه خان دايي ، اما حرف از مردي و مردونگي نزن كه حالم به هم مي‌خوره ... سه دفعه كه آفتاب بيفته روي اون ديوار ، مردم يادشون مي‌ره كه ما چي بوديم و چي كرديم ، خان دايي ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 0:30 | لینک  | 

اگر وقت و زمان، گرانبهاست، بخاطر ارزشمند بودن انسان است و الا چگونه مي تواند بخودي خود ارزشمند باشد؟ در اين صورت با ما موافق خواهيد بود اگر بگوئيم:
اي انسان! وقت طلا نيست؛
تو گرانبهاتريني ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 9:25 | لینک  | 

به سوی تو
به شوق روی تو
به طرف کوی تو
سپيده دم آيم
مگر تو را جويم
بگو کجايی

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 0:30 | لینک  | 

 
باباي خانم موشه در حالي که قبض تلفن به دست گرفته بود وداشت داد و بيداد مي کرد گفت:پول پنيرتون را بايد بدم يا پول تلفنتون رو .زن آقا موشه هم با قيافه حق به جانب اي ايستاده بود مي گفت: از صبح تا شب توي اين لونه جارو مي کنم ، رخت مي شورم،و هزار تا کار ديگه. حق تلفن زدن هم ندارم.دختر آقا موشه و پسر آقا موشه هم سرشان را پايين انداخته بودند.پدر با عصبانيت مي گفت: تقصيراين دوتا ذليل شده است.يک بار ديگه ببينم توي اينترنت هستيد . کامپيوتر را پرت مي کنم وسط حياط تا خيال همه راحت بشه...
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:4 | لینک  | 

روزی خداوند تصمیم می گیرد که بیاید روی زمین تا ببیند بندگانش چه می گویند و چه می کنند. سوار بر سفینه خود شد و آمد بر زمین تا رسید به بیابانی که اسب سواری گله گاو بزرگی را به چرا برده بود و سخت در تلاش بود که مواظب تمام گاوهایش باشد. خداوند از آن سوارپرسید بنده من تو کیستی و اینجا کجاست؟
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 10:38 | لینک  | 

چهار تا دوست که بیست سال بودهمدیگه رو ندیده بودند توی یه مهمونی همدیگه رو می بینند شروع می کنن در مورد زندگی هاشون برای همدیگه تعریف کنن ...

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 10:34 | لینک  | 

پيرمردي در حال نوشتن نامه اي بود که نوه اش پرسيد:
پدر بزرگ، درباره چه مي نويسيد؟
درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه مي نويسم، مدادي است که با آن مي نويسم. مي خواهم وقتي بزرگ شدي، مثل اين مداد بشوي.
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چيز خاصي در آن نديد:
اما اين هم مثل بقيه مداد هايي است که ديده ام
پدر بزرگ گفت: بستگي دارد چطور به آن نگاه کني، در اين مداد پنج خاصيت هست که اگر به دستشان بياوري ، براي تمام عمرت با دنيا به آرامش مي رسي !
خاصيت اول: مي تواني کارهاي بزرگ کني، اما هرگز نبايد فراموش کني که دستي وجود دارد که هر حرکت تو را هدايت مي کند. اسم اين دست خداست، او هميشه بايد تو را در مسير اراده اش حرکت دهد.
صفت دوم: بايد گاهي از آنچه مي نويسي دست بکشي و از مداد تراش استفاده کني. اين باعث مي شود مداد کمي رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تيز تر مي شود (و اثري که از خود به جا مي گذارد ظريف تر و باريک تر) پس بدان که بايد رنج هايي را تحمل کني، چرا که اين رنج باعث مي شود انسان بهتري شوي.
صفت سوم: مداد هميشه اجازه مي دهد براي پاک کردن يک اشتباه، از پاک کن استفاده کنيم. بدان که تصحيح يک کار خطا، کار بدي نيست، در واقع براي اينکه خودت را در مسير درست نگهداري، مهم است.
صفت چهارم: چوب يا شکل خارجي مداد مهم نيست، زغالي اهميت دارد که داخل چوب است. پس هميشه مراقب باش درونت چه خبر است.
و سر انجام پنجمين خاصيت مداد: هميشه اثري از خود به جا مي گذارد. پس بدان هر کار در زندگي ات مي کني، ردي به جا مي گذارد و سعي کن نسبت به هر کار مي کني، هشيار باشي وبداني چه مي کني.

 

منبع : ایمیل همسرم!

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 9:35 | لینک  | 

 
روزی سنگتراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت می کرد ، از نزدیکی خانه ی بازرگانی عبور می کرد. در باز بود و او خانه مجلل ، باغ و نوکران بازرگان را دید و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت : این بازرگان چقدر قدرتمند است! و آرزو کرد که مانند بازرگان باشد.
در یک لحظه ، او تبدیل به بازرگانی با جاه و جلال شد. تا مدت ها فکر می کرد از همه قدرتمند تر است . تا این که یک روز حاکم شهر از آنجا عبور می کرد. او دید که همه مردم به حاکم احترام می گذارند حتی بازرگانان .
مرد با خودش فکر کرد : کاش من هم یک حاکم بودم ، آن وقت از همه قویتر می شدم !
در همان لحظه ، او تبدیل به حاکم مقتدر شهر شد. در حال که روی تختی روان نشسته بود ، مردم همه به او تعظیم می کردند. احساس کرد که نور خورشید او را می آزارد و با خودش فکر کرد که خورشید چقدر قدرتمند است.
او آرزو کرد که خورشید باشد و تبدیل به خورشید شد و با تمام نیرو سعی کرد که به زمین بتابد و آن را گرم کند.
پس از مدتی ابری بزرگ و سیاه آمد و جلوی تابش او را گرفت. پس با خود فکر کرد که نیروی ابر از خورشید بیشتر است و تبدیل به ابری بزرگ شد.
کمی نگذشته بود که بادی آمد و او را به این طرف و آن طرف هل داد. آین بار آرزو کرد که باد شود و تبدیل به باد شد.ولی وقتی به نزدیکی صخره ای رسید ، دیگر قدرت تکان دادن صخره را نداشت. با خود گفت که پس صخره قوی ترین چیز در دنیاست و تبدیل به آن شد . همان طور که با غرور ایستاده بود ، ناگهان صدایی شنید و احساس کرد که دارد خرد می شود. نگاهی به پایین انداخت و سنگتراشی را دید که با چکش و قلم به جان او افتاده است!

منبع: گروه همترانه ها ۱۱ بهمن

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 9:30 | لینک  | 


 
 
 
نرم افزار ويژه آموزش حك(لطفا املا هک را دقت کنيد!!) به همراه فايل تصويري سنگ قبرنويسي (1 كليك)
 
كليپ خفن از تجاوز يك مرد به منشي گوشي موبايل خود (195068563212566 كليك)
 
چگونه بدون داشتن هرگونه ظرافت خدادادي، ديگران را مجذوب چهره خود كنيم؟(فتوشاپ+ قرص توهم زا)
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 9:51 | لینک  | 

سیستم مکان یابی جهانی (Global Positioning SysteM) یک سیستم هدایت (ناوبری) ماهواره ای اســت شـامل شبکه ای از ۲۴ ماهواره درگردش که درفاصله ۱۱ هزارمایلی ودر شش مدارمختلف قراردارند.
در واقع یک سیستم راهبری و مسیریابی ماهواره ای است که از شبکه ای با ۲۴ ماهواره تشکیل شده است و این ماهواره ها به سفارش وزارت دفاع ایالات متحده ساخته و در مدار قرار داده شده اند. این سیستم در ابتدا برای مصارف نظامی تهیه شد ولی از سال ۱۹۸۰ استفاده عمومی آن آزاد و آغاز شد.
 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 8:44 | لینک  | 

در حال حاضر بیش از 6 میلیون اختراع وجود دارد که توماس ادیسون با 1093 اختراع رکورد دار این زمینه است.

- نور می تواند دور کره زمین (خط استوا) را 7.5 بار در 1 ثانیه طی کند.

- الكترون معنای یونانی كهربا است. كهربا ماده ای است كه در هنگام سایش به پارچه پشمی باردار شده و خرده های كوچك كاه را جذب می كند. این ربایش به علت نیرویی مرموز اتفاق می افتد كه یونانیان آن را الكتریسیته نامیده اند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:57 | لینک  | 

- هر چه از استوا به سمت قطب پیش میرویم اندازه موجودات بزرگتر میشود مثل پنگوین ها - روباه - وال.
- گاو نر کور رنگ است و فقط نسبت به حرکات شنلی که گاو باز در مقابل چشمانش تکان میدهد به خشم میاید و دیگر فرقی نمیکند که شنل به چه رنگی باشد.
- وزن کل موریانه های جهان ده برابر وزن کل انسانها است.
- ادرار موش در زیر اشعه ماورا بنفش میدرخشد و همین امر باعث میشود که بازها بتوانند آنها را شکار کنند.
- کانگروها قادر نیستند بسوی عقب راه بروند.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 15:55 | لینک  | 

آنالیز جستجوی ایرانیان در اینترنت

من دیگه حرفی برای گفتن ندارم!

نتیجه را در قسمت ادامه متن ببینید!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 11:27 | لینک  | 

جمله‌ای از پاسکال : زمین سکونت‌گاه حقیقت نیست. حقیقت سرگردان و ناشناس در میان آدمیان می‌گردد.

این جمله هم یادآور فیلم ZODIAC  آخرین ساخته دیوید فینچر شد:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:34 | لینک  | 

آرتور اشي (Arthur Ashe) قهرمان افسانه اي تنيس ويمبلدون به خاطر خون آلوده اي که در جريان يک عمل جراحي در سال 1983 دريافت کرد، به بيماري ايدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد .
او از سراسر دنيا نامه هايي از طرفدارانش دريافت کرد. يکي از طرفدارانش نوشته بود :
« چرا خدا تو را براي چنين بيماري دردناکي انتخاب کرد؟‌»
آرتور در پاسخش نوشت:در دنيا، 50 ميليون کودک بازي تنيس را آغاز مي کنند. 5 ميليون نفر ياد مي گيرند که چگونه تنيس بازي کنند.500 هزار نفر تنيس را در سطح حرفه اي ياد مي گيرند.50 هزار نفر پا به مسابقات مي گذارند. 5 هزار نفر سرشناس مي شوند. 50 نفر به مسابقات ويمبلدون راه پيدا مي کنند، چهار نفر به نيمه نهايي مي رسند و دو نفر به فينال ... و آن هنگام که جام قهرماني را روي دستانم گرفته بودم، هرگز نگفتم " خدايا چرا من ؟" و امروز هم که از اين بيماري رنج مي کشم، نيز نمي گويم "خدايا چرا من؟

منبع : ایمیل دوست خوبم غلامرضا امیری

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:8 | لینک  | 


مجله علمی "نیوساینتیست" فهرستی از "آخرین محلهای" دنیا تهیه کرده که مربوط به مکانهایی از زمین است که پای انسان متمدن تاکنون به آنها نرسیده است. در واقع پایان دنیا اینجاست!

به گزارش خبرگزاری مهر، در مدت یک قرن گذشته جمعیت انسانهای زمین از یک میلیارد نفر به شش میلیارد نفر رسیده است.

به طوری که اعتقاد بر این است دنیا هرگز به این شلوغی نبوده و در هیچ زمانی به اندازه امروز نقاط مختلف آن شناخته نشده بوده است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 14:58 | لینک  | 

در کنج دلم عشق کسي خانه ندارد

کس جاي در اين خانه ويرانه ندارد

دل را به کف هر که دهم باز پس آرد

کس تاب نگهداري ديوانه ندارد

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 14:29 | لینک  | 

 

ميگن جواب يک دانشجوی دانشگاه واشينگتن به يک سؤال امتحان شيمی آنچنان جامع و کامل
 

. بوده که توسط پروفسورش در شبکهء جهانی اينترنت پخش شده و دست به دست ميگرده خوندنش سرگرم‌کننده است ..
 
پرسش: آيا جهنم اگزوترم (دفع‌کنندهء گرما) است يا اندوترم (جذب‌کنندهء گرما)؟
 
اکثر دانشجويان برای ارائهء پاسخ خود به قانون بويل-ماريوت متوسل شده بودند که می‌گويد حجم مقدار معينی از هر گاز در دمای ثابت، به طور معکوس با فشاری که بر آن گاز وارد می‌شود متناسب است. يا به عبارت ساده‌تر در يک سيستم بسته، حجم و فشار گازها با هم رابطهء مستقيم دارند. 
 
اما يکی از آنها چنين نوشت:
 
اول بايد بفهميم که حجم جهنم چگونه در اثر گذشت زمان تغيير می‌کند. برای اين کار احتياج به تعداد ارواحی داريم که به جهنم فرستاده می‌شوند. گمان کنم همه قبول داشته باشيم که يک روح وقتی وارد جهنم شد، آن را دوباره ترک نمی‌کند. 
پس روشن است که تعداد ارواحی که جهنم را ترک می‌کنند برابر است با صفر.
برای مشخص کردن تعداد ارواحی که به جهنم فرستاده می‌شوند، نگاهی به انواع و اقسام اديان رايج در جهان می‌کنيم. بعضی از اين اديان می‌گويند اگر کسی از پيروان آنها نباشد، به جهنم می‌رود. از آن جايی که بيشتر از يک مذهب چنين عقيده‌ای را ترويج می‌کند، و هيچکس به بيشتر از يک مذهب باور ندارد، می‌توان استنباط کرد که همهء ارواح به جهنم فرستاده می‌شوند. 
با در نظر گرفتن آمار تولد نوزادان و مرگ و مير مردم در جهان متوجه می‌شويم که تعداد ارواح در جهنم مرتب بيشتر می‌شود. حالا می‌توانيم تغيير حجم در جهنم را بررسی کنيم: طبق قانون بويل-ماريوت بايد تحت فشار و دمای ثابت با ورود هر روح به جهنم حجم آن افزايش بيابد. اينجا دو موقعيت ممکن وجود دارد: 
 
۱) اگر جهنم آهسته‌تر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدريج بالا خواهند رفت تا جهنم منفجر شود.
۲) اگر جهنم سريعتر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدريج پايين خواهند آمد تا جهنم يخ بزند. 
 
اما راه‌حل نهايی را می‌توان در گفتهء همکلاسی من ترزا يافت که می‌گويد: «مگه جهنم يخ بزنه که با تو ازدواج كنم!» از آن جايی که تا امروز اين افتخار نصيب من نشده است (و احتمالاً هرگز نخواهد شد)، نظريهء شمارهء ۲ اشتباه است: جهنم هرگز يخ نخواهد زد و اگزوترم است. 
 
تنها جوابی که نمرهء کامل را دريافت کرد، همين بود
 
منبع : گروه همترانه 3 دی

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 14:21 | لینک  | 

ليست‌اصلی‌:
 

۱- خوش‌قيافه‌باشه ... ۲- جذاب‌باشه ... ۳- موقعيت‌شغلی‌خوبی داشته باشه ... ۴- شنونده ی‌خوبی‌باشه ... ۵- شوخ‌و بذله‌گو باشه ... ۶- قامت‌برازنده‌ای داشته‌باشه ... ۷- خوش ‌لباس‌باشه ... ۸- قدرشناس‌باشه ... ۹- توی ذهنش‌انديشه‌های‌شگفت‌آور داشته‌باشه ... ۱۰- عاشق‌خوبی‌باشه و اهل‌خيالپردازی‌باشه ...


ليست‌بازنويسی‌شده‌در ۳۵ سالگی‌:

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 8:55 | لینک  |