تبليغاتX
☻☺یادداشت های وبی☻☺
مطالب خوانده شده روزانه در فضای مجازی

مردی هر روز در بازار گدايی می‌کرد و مردم هم حماقت او را دست می‌انداختند. دو سکه به او نشان می‌دادند که يکی از طلا بود و يکی از نقره. اما مرد گدا هميشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد.
اين داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند و دو سکه به او نشان می‌دادند و مرد گدا هميشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد.
تا اينکه مرد مهربانی از راه رسيد و از اينکه مرد گدا را آنطور دست می‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. اينطوری هم پول بيشتری گيرت می‌آيد و هم ديگر دستت نمی‌اندازند.
مرد پاسخ داد: حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نمی‌دهند تا ثابت کنند که من از آنها احمق‌ترم. شما نمی‌دانيد تا حالا با اين کلک چقدر پول گير آورده‌ام.

پ.ن. اگر کاری که می‌کنی٬ هوشمندانه باشد٬ هيچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند

 منبع : http://blog.360.yahoo.com/blog-RYcwKI8iRLECxXTN2Rdt0uQ-?cq=1&p=289

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 10:43 | لینک  | 

روزی مرد ماهیگیری  در ساحل زیبای رودخانه ای آرام لم داده بود و در حالیکه مثل خمیر وا رفته بود و به امواج آرامش بخش خیره شده بود، می خواست تا دیر نشده  از گرمای آفتاب  غروب لذت ببرد.
او چو ب ماهیگیری اش را محکم در شن های ساحل فرو کرده بود و منتظر بود قلاب تکانی بخورد تا بلند شود وماهی به دام افتاده را صید کند. در همین موقع سر و کله مردی تاجری پیدا شد. او آمده بود از آرامش ساحل رودخانه استفاده کند و کمی گرفتاری هایش را فراموش کند.
مرد تاجر که متوجه ماهیگیر شده بود، شاخک هایش حساس شد و از خود پرسید:" چرا این مرد اینقدر بی خیال لم داده و بلند نمی شود تلاش کند و ماهی بیشتری بگیرد ؟"
برا ی همین به ماهیگیر نزدیک شد و گفت: گمان نمی کنی فقط با فرو کردن چوب در شن ها ماهی زیادی بگیری ! بهتر نیست چوب را  بیرون بکشی و بیش تر فعالیت کنی ؟"
مرد ماهیگیر لبخندی زد و گفت: " چوب را بیرون بکشم که چی؟"
-          کوفت که چی! اگر چوب رو بیرون بکشی  و بیش تر عرق بریزی، می توانی تور بزرگی بخری و ماهی های زیادی بگیری .
مردماهیگیر دوباره با لبخند تکرار کرد:" که چی بشود؟"
مردتاجر جواب داد:" می توانی با فروش ماهی زیاد، پول زیادتری کاسب شوی و یک قایق بخری تا با آن ماهی های بیشتری صید کنی.  اگر هم حال قایق سواری نداری ، اقلا می توانی چوب ها ی بیشتری بخری و در همه جای ساحل فرو کنی."
ماهیگیر دوباره پرسید:" بالاخره که چی؟"
 مردتاجر که رفته رفته عصبانی می شد ، گفت:" آخر چرا نمی فهمی ؟ فکرش را بکن. اگر یک قایق بخری کم کم  وضعت توپ می شود و می توانی چوب ها و قایق ها ی بیشتری  بخری و برا ی خودت کارگر استخدام کنی تا با چو بها و قایق هایت کارکنند و تا دلت  بخواهد ماهی بگیرند."
مردماهیگیر با همان لحن آرام و لبخندی که از لبش محو نمی شد ، برای چندمین بار تکرار کرد:" فرض کن که قایق ها ی بسیاری خریدم و چو بهای زیادی  در همه جا ی ساحل فرو کردم . آخرش چی؟"
مردتاجر که از کوره در رفته بود و رنگش سرخ شده بود، فریاد زد: " چه جوری به تو حالی کنم ؟ اگر مثل بچه آدم  حرف گوش کنی ، آنقدر پولدار می شو ی که به یک میلیارد بگویی تتمه حساب و مجبور نشوی برا ی امرار معاش  کار کنی . آن وقت می توانی بقیه عمرت را در این ساحل زیبا لم بدهی و بی خیال دنیا ، غروب خورشید را تماشا کنی و تا دیر نشده ، از زندگی لذت ببری!"
مرد ماهیگیر که هنوز لبخند می زد، گفت: " فکر می کنی الان دارم چه کار می کنم؟!
 
منبع : http://production86.blogfa.com/post-60.aspx

 

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:49 | لینک  | 

 
سلطان سرزمين کوچکي مدام از خود درباره هدف و معناي زندگي ميپرسيد. اين سوالات به حدي ذهن او را اشغال کرده بود که خور و خواب را از او گرفته بود.
پيشکار مخصوص که نگران حال سلطان بود روزي به او گفت:
_ پادشاها، شما خيلي خسته و گرفته به نظر مي آييد. چه چيزي شما را اين چنين ناراحت کرده است؟
_ من فقط مي خواهم معني زندگي را بفمم و اينکه انسان عمر خود را صرف چه چيزي بايد بکند.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 14:35 | لینک  | 

 

1. این بستگى دارد به... یعنى: جواب سوال شما را نمى دانم!

2. این موضوع پس از روزها تحقیق و بررسى فهمیده شد. یعنى: این موضوع را بطور تصادفى فهمیدم!

3. نحوه عمل سیستم بسیار جالب و دقیق است. یعنى: سیستم کار مى کند و این براى ما تعجب انگیز است!

4. کاملا انجام شده یعنى: تنها راجع به 10 درصد کار برنامه ریزى شده!

5. ما تصحیحاتى روى سیستم انجام دادیم تا آن را ارتقا دهیم. یعنى: تمام طراحى ما اشتباه بوده و ما از اول شروع کرده ایم!

6. پروژه به دلیل بعضى مشکلات دیده نشده، کمى از برنامه ریزى عقب است. یعنى: تاکنون روى پروژه دیگرى کار مى کردیم!

7. ما پیش بینی مى کنیم... یعنى: 90 درصد احتمال خطا مى رود!

8. این موضوع مستند نشده... یعنى: تاکنون کسى از اعضا تیم پروژه به این موضوع فکر نکرده است!

9. پروژه طورى طراحى شده که کاملا سیستم بدون نقص کار مى کند. یعنى: هرگونه مشکلات بعدى ناشى از عملکرد غلط اپراتورها است!

10. تمام انتخاب اولیه به کنار گذاشته شد. یعنى: تنها فردى که این موضوع را مى فهمید از تیم خارج شده است!

11. کل کوشش ما براى این است که مشترى راضى شود. یعنى: ما آنقدر از زمان بندى عقبیم که هر چه که به مشترى بدهیم راضى مى شود!

12. تحویل پروژه براى فصل آخر سال آینده پیش بینى شده است. یعنى: که تا آن زمان ما مى توانیم مقصر تاخیر در اجراى پروژه را کسى از میان تیم کارفرما پیدا کنیم!

13. روى چند انتخاب به طور هم زمان در حال کار هستیم. یعنى: هنوز تصمیم نگرفته ایم چه کنیم!

14. تا چند دقیقه دیگر به این موضوع مى رسیم. یعنى: فراموشش کنید، الان به اندازه کافى مشکل داریم!

15. حالا ما آماده ایم صحبت هاى شما را بشنویم. یعنى: شما هر چه مى خواهید صحبت کنید که البته تاثیرى در کارى که ما انجام خواهیم داد ندارد!

16. به علت اهمیت تئورى و عملى این موضوع... یعنى: به علت علاقه من به این موضوع!

17. سه نمونه جهت مطالعه شما انتخاب شده و آورده شده اند. یعنى: طبیعتا بقیه نمونه ها واجد مشخصاتى که شما باید بعد از مطالعه به آن برسید، نبوده اند!

18. بقیه نتایج در گزارش بعدى ارائه مى شود. یعنى: بقیه نتایج را تا فشار نیاورید نخواهیم داد!

19. ثابت شده که ... یعنى: من فکر می کنم که ...!

20. این صحبت شما تا اندازه اى صحیح است. یعنى: از نظر من صحبت شما مطلقا غلط است!

21. در این مورد طبق استاندارد عمل خواهیم کرد. یعنى: از جزئیات کار اصلا اطلاع ندارید!
 

منبع : گروه مبین

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 14:32 | لینک  | 

از نظر تئوري به غير از آب كه كالري اش صفر است هر ماده غذائي حاوي كالري و مقداري انرژي است اما امروزه به خاصيتي از مواد غذائي اشاره مي شود كه اثر ترموژنيك گفته مي شود منظور از خاصيت ترموژنيك مواد به مقداري كالري كه بدن براي هضم مواد غذائي صرف ميكند .
بعضي مواد غذائي از جمله سبزيجات كالري بسيار پائيني دارند در حقيقت مقدار كالري كه به بدن مي رسانند كمتر از مقداري است كه بدن براي هضم آنها هزينه مي كند و عملا با كالري منفي تلقي مي شوند و ترموژنيك گفته مي شوند .
كرفس نمونه بارز آنها است كاهو – گل كلم – بروكلي – پياز – فلفل دلمه اي از ديگر سيزيجاتي است كه ترموژنيك هستند ضمنا تند و تيز كردن غذا و افزودن فلفل باعث افزايش سوخت وساز بدن مي شود و نقش كالري سوزي دارد .
همانطور كه در ابتداي مطلب گفتم آب كالري ندارد اما آب يخ (صفر درجه ) ترموژنيك است به دليل اينكه بدن براي رساندن دماي آن به 37 درجه بايد كالري مصرف كند ضمن اينكه به تمام كسانيكه رژيم لاغري مي گيرند توصيه مي شود كه روزي 8 ليوان آب مصرف كنند خصوصا اگر تمرينات ورزشي ائروبيك را هم دنبال مي كنند اگر حداقل 6 ليوان در روز آب سرد يخ مصرف كنيد حدود نيم كيلو در ماه به برنامه كاهش وزن خود كمك كرده ايد !
براي افزايش دماي يك ليتر و نيم آب يخ در روز حدود 3600 كالري در ماه مورد نياز است بد نيست بدانيد نيم ساعت دويدن روي ترد ميل تقريبا 300 كالري مي سوزاند .

منبع :گروه مبین به نقل از  www.getinshape.blogfa.com

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 14:23 | لینک  | 

امروز فکر می کنم برای بار ۷۵۰ هم از طریق یاهو دعوت نامه برای من ارسال شد و درخواست داشت که برای برگرداندن نام خلیج فارسی در گوگل یک نامه اعتراضی را امضاء کنیم. فکر می کنم در حدود ۵۰ تا وب سایت ها طی چند روز گذشته مشاهده کردم که برای این موضوع صفحه اختصاصی درست کرده اند.
به راستی برای چه ؟ چرا برای ما ایرانی ها این تکه آب تا این میزان اهمیت دارد؟
برای ما که در مقابل ویرانی ها و خرابی های میراث فرهنگی و معنوی خود در داخل ایران سکوت می کنیم و در مقابل ترک بودن مولانا حرف نمی زنیم و نگاه می کنیم که ابوعلی سینا و ابوریحان بیرونی را عرب خطاب کنند. چرا در خصوص خلیج فارس این همه داستان و شلوغ کاری می کنیم؟

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 13:47 | لینک  | 

آواتور ! چیزی که هر کدوم از اونهایی که وارد اینترنت میشن باهاش سر و کار دارن ، حالا تحت عنوان اسامیه دیگه مثل شکلک ، اسمایل و ... . مثلا توی یاهو مسنجر ، یا توی وب سایت ها یا وبلاگ هایی که توشون رفت و آمد دارن .
هر آواتوری که توسط اونها انتخاب میشه ، به نوعی با موضوع مورد علاقشون ارتباط داره ، و يه جورايي بيانگر شخصيت و روحيات طرف مقابله  مثلا یکی عکس یه دختر خوشگل  و همینطور یک پسر رو انتخاب میکنه ، یکی دوست داره از تصاویر کارتن ها یا فیلم ها استفاده کنه ، یکی تصاویر عصبانی و وحشتناک رو ترجیح میده ، یکی دوست داره از تصاویری استفاده کنه که تک باشه حالا یا در رابطه با موضوع خاصی باشه یا اینکه نه فرقی نمیکنه چی باشه مهم اینه که چیزی باشه که دیگران رو وادار کنه در موردش نظر بدن ، یکی هم دلش میخواد عکس خودش تو آواتورش باشه  !و خيلي چيزاي ديگه که تو آواتورها مي تونيد ببينيد .

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:30 | لینک  | 

من به اندازه نادیدن تو بیمارم
 و به شوق نگهت شب همه شب بیدارم
ثانیه.روز.زمان.ساعت و من دلتنگم
دیگر از هرچه دروغ است و کلک بیزارم
  خسته از هرچه که بی تو به سرانجام رسید
  خسته از شعر و هر صحبت طوطی وارم
 گرمی وحرم حضورت بدنم را سوزاند
نکند خوابم و یارب نکند تب دارم؟
گرم صحبت شدم و هیچ نمی دانستم
  ساعتی هست که همصحبت این دیوارم

 

این شعر را در ایمیل گروه همرانه خواندم ولی نام شاعر آن مشخص نبود .

اگر کسی می داند به ما هم بگوید.

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 14:11 | لینک  | 

می‌دانستید برای ایرانیها جوک هم ساخته‌اند؟

در شهری در آمریکا، آرایشگری زندگی می‌کرد که سالها بچه‌دار نمی‌شد. او نذر کرد که اگر بچه‌دار شود، تا یک ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح کند. بالاخره خدا خواست و او بچه‌دار شد! 

روز اول یک شیرینی فروش وارد مغازه شد. پس از پایان کار، هنگامی که قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز کند، یک جعبه بزرگ شیرینی و یک کارت تبریک و تشکر از طرف قناد دم در بود.

روز دوم یک گل فروش به او مراجعه کرد و هنگامی که خواست حساب کند،آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز کند، یک دسته گل بزرگ و یک کارت تبریک و تشکر از طرف گل فروش دم در بود.

روز سوم یک مهندس ایرانی به او مراجعه کرد. در پایان آرایشگر ماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع کرد.  حدس بزنید فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز کند، با چه نظره‌ای روبرو شد؟ ××× فکرکنید. شما هم یک ایرانی هستید.. . . چهل تا ایرانی، همه سوار بر آخرین مدل ماشین، دم در سلمانی صف کشیده بودند و غر می‌زدند که پس این مردک چرا مغازه‌اش را باز نمی‌کند!

 

منبع : گروه همترانه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 17:23 | لینک  | 


روزي پادشاهي سالخورده که دو پسرش را در جنگ با دشمن از دست داده بود، تصميم گرفت براي خود جانشيني انتخاب کند.
پادشاه تمام جوانان شهر را جمع کرد و به هر کدام دانه ي گياهي داد و از آنها خواست، دانه را در يک گلدان بکارند و گياه رشد کرده را در روز معيني نزد او بياورند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 17:19 | لینک  | 

 
وقتي من يك كاري را دير تمام مي‌كنم، من كند هستم.

وقتي رئيسم كار را طول دهد، او دقيق و كامل است.

-
وقتي من كاري را انجام ندهم، من تنبل هستم.

وقتي رئيسم كاري را انجام ندهد، او مشغول است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 17:16 | لینک  | 

یک شرکت ژاپنی در اقدامی جالب به کارکنان خود که بر اثر قطع رابطه با شریک زندگی شان دل شکسته شده اند مرخصی همراه با حقوق موسوم به «مرخصی دل شکستگی» می دهد !!!

 
به نقل از رویترز، شرکت بازاریابی «Hime & Co» مستقر در توکیو اعلام کرده است: کارکنانی که روابط خود با همسرشان را قطع کرده اند می توانند از «مرخصی دل شکستگی» این شرکت استفاده کنند!!!
به گفته مقامات شرکت، «مرخصی دل شکستگی» به کارکنان اجازه می دهد در بیرون از محیط کار ناله و زاری کنند و سپس سرحال به سرکار خود بازگردند.
میکی هیرادات مدیرعامل شرکت که در طول فصول خرید سال نیز به کارکنانش مرخصی همراه با حقوق پرداخت می کند در این باره گفت: همه کس احتیاج به مرخصی زایمان ندارند اما وقتی یک فرد دلش می شکند باید به مرخصی برود درست مثل وقتی که شما مریض می شوید!
بنابر اعلام شرکت کارکنانی که ۲۴ سال یا کمتر سن دارند می توانند یک روز در سال از این مرخصی استفاده کنند در حالی که افراد ۲۵ تا ۲۹ ساله دو روز در سال و کارکنان مسن تر نیز سه روز در سال حق استفاده از این مرخصی را دارند!
مدیرعامل شرکت ژاپنی در توجیه این رتبه بندی گفت: زنانی که در دهه دوم عمر خود قرار دارند می توانند راحت تر و سریع تر از آنهایی که در دهه ۳۰ سالگی هستند شریک بعدی خود را پیدا کنند و شکست عشقی برای زنان مسن تر شدیدتر است...
براساس این گزارش کارکنان شرکت مزبور همچنین اجازه دارند که دو روز در سال از یک مرخصی تحت عنوان «مرخصی برای خرید» استفاده کنند.

منبع : گروه همترانه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 12:8 | لینک  | 

چندين سال پيش يکي از زنان نماينده حزب کارگر در مجلس انگلستان نخست وزير وقت وينستون چرچيل را مورد استيضاح قرار داد و در ضمن سخنان خود با لحن تند و زننده اي به چرچيل گفت: اگر من زن شما بودم قهوه زهرآلودي به شما مي خوراندم. چرچيل بي درنگ جواب داد: اگر من هم شوهر شما بودم آن را مي خوردم!

منبع : گروه روزنه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 10:27 | لینک  | 

بنا به خبری که نشریه پرتیراژ لیبراسیون منتشر کرده است دختران دانشجو کرایه خانه خود را شخصا [لذت جنسی دادن به صاحبخانه] پرداخت می کنند!
دو تن از نویسندگان این نشریه که در لباس دانشجو به دنبال خانه اجاره ای رفته بودند دریافتند صاحبخانه ها در ازای سک.س به دختران دانشجو منزل اجاره می دهند!
قیمت بالای اجاره بها باعث شده است تا مالکین منازل نهایت استفاده را از این امر ببرند و اجاره منزل در ازای خدمت جنسی اکنون در فرانسه گسترش زیادی یافته است. برخی از فراوان افرادی که در سایت www.missive.info به درج آگهی منزل اجاره ای می پردازند به طور آشکار در آگهی می نویسند که اجاره منزل با خدمت جنسی از سوی مستأجر پرداخت می شود!

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 9:57 | لینک  | 

"بعضی دخترها در سن ۱۶ سالگی جلوی آینه می نشینند و آرایش می کنند تا بیست ساله به نظر برسند. در سن چهل سالگی... باز هم همین کار را می کنند!"

منبع : http://anidalton.blogfa.com/post-255.aspx

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:29 | لینک  | 

 
در دنیا شکایات عجیب و غریبی به ثبت می رسند که برخی به فرجام می رسند و برخی نافرجام می مانند. کشور آمریکا نیز شاهد شکایات بسیار جالب و عجیب و غریبی است، این هم برخی از عجیب ترین شکایات مطرح شده در آمریکا:
به گزارش وبلاگ ترجمه اخبار ترکیه به نقل از روزنامه وطن؛ یک مرد اهل سان دیه گوی آمریکا علیه شهرداری شکایتی را به مبلغ 5.4 میلیون دلار مطرح کرد. دلیل شکایت این بود: هنگام اجرای کنسرت در سالن شهرداری یک زن وارد توالت مردانه شده بود و شاکی از لحاظ روحی صدمات جبران ناپذیری دیده بود!

- یک سارق زندانی نیز علیه مسئولان زندان شکایت کرد. چرا که مسئولان زندان به او دئودورانت رایگان نمی دادند!

- یک بیمار سرطانی نیز به دلیل آنکه در مدت زمانی که پزشکان گفته بودند نمرده بود از مسئولان بیمارستان خواستار غرامت شد. چرا که اعتقاد داشت خیلی وقت قبل باید می مرده است!

- پتر ویلز 36 ساله در شکایتش خواستار غرامت از همسرش شد. چرا که معتقد بود زنش به او گفته بود از وسایل پیشگیری از حاملگی استفاده می کند اما به وی دروغ گفته است. وی در شکایتش مدعی شد زنش اسپرم وی را دزدیده است! در نهایت این شکایت به جایی نرسید!

- یک زن که در یک روز برفی با یک موتور برفی تصادف کرده بود راننده موتور برفی را کشت. به دلیل آنکه نمی توانست از مرده شکایت کند علیه زن متوفی به دلیل شوکه شدن شکایت کرد!

- در فلوریدا یک ماهیگیر اسیر طوفان شد و درگذشت. خانواده متوفی علیه یک کانال تلویزیونی به جرم هواشناسی نادرست شکایت کردند و خواستار 10 میلیون دلار غرامت شدند. این دعوا به فرجام نرسید

- به گزارش وبلاگ ترجمه اخبار ترکیه، یک پیرزن 81 ساله به نام استلا لیبک بخاطر آنکه قهوه خریداری شده اش روی بدنش ریخته و باعث سوختگی شده است از شرکت مک دونالد شکایت کرد. دادگاه وی را محق دانست و پیرزن 2.7 میلیون دلار خسارت دریافت کرد. مک دونالد از ترس شکایات مشابه تدابیر لازم را اتخاذ کرد!

- در رستورانی در فیلادلفیا یک خانم مشتری که زمین خورده بود و استخوانش شکسته بود علیه رستوران شکایت می کند و 113 هزار و 500 دلار به دست می آورد. جالب اینکه این مشتری به نام آمبر چارسون در رستوران با معشوقش دعوا کرده بود و روی بطری ای که به سوی معشوقش پرت کرده افتاده و زمین خورده بود!

 

منبع : گروه همترانه

 

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 13:35 | لینک  | 

كوچيك كه بوديم تنها كفشامون رو اشتباه مي پوشيديم  ، اما حالا چي؟
 
حالا كه بزرگ شديم تنها كار درستمون پوشيدن كفشامونه !
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 13:18 | لینک  |