تبليغاتX
☻☺یادداشت های وبی☻☺
مطالب خوانده شده روزانه در فضای مجازی


نمیدونم چرا بعضی وقتا اینجوری میشه؟

مجبوری کارایی انجام بدی که دوس نداری

مثلا جایی میری که دلت نمیخواد اما ................

لباسی میپوشی که باب سلیقه ات نیست اما................

وقت میزاری در صورتیکه کاملا بی حوصله ای

با کسی هم صحبت میشی که ازش بیزاری

میدونی داری دروغ میشنوی اما الکی سرت رو بعنوان تایید تکون میدی

میدونی ادم بدیه اما ازش تعریف میکنی

چاپلوسی میکنه اما تحمل میکنی

فرصت طلبه بازم سعی میکنی نفهمه که میدونی

 و مثلا تو دنیای مجازی :پستشو کامل نخوندی اما کامنت میذاری و اظهار نظر میکنی

نشناختیش اما  اعتماد میکنی

داری اما میگی ندارم

خوابت میاد اما نمیخوابی و مثل الان من هذیون میگی

راستی چرا بعضی وقتا اینجوریه؟


منبع : http://woman2008.blogfa.com/post-94.aspx

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 11:37 | لینک  | 

1-با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند.
2- با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند .
3- از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود .
4-تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم.

منبع :servanaz209@yahoo.com از گروه همترانه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 10:48 | لینک  | 

آيا ميدانستيد که در يك قطره آب يك ميليارد اتم وجود دارد

آيا ميدانستيد که از بزاق يک نوع خفاش خون آشام داروي ساخته اند که جلوی سکته مغزی را ميگيرد

آيا ميدانستيد که در سيبري هوا به حدي سرد است كه بخار دهان انسان در هوا يخ ميزند و به زمين ميريزد

آيا ميدانستيد که ركورد گرفتن انگور با دهان كه از ارتفاعي معادل صد متر پرتاب شده بود توسط پل تاويلا اهل آمريكا در سال نود و يک ميلادی شكسته شد

آيا ميدانستيد که هرچه از مركز زمين فاصله بگيريم نيروي جاذبه كمتر مي شود، در نتيجه وزن كاهش مي يابد ، وزن فردي که در خط استوا ايستاده از وزن همين شخص در قطب شمال و جنوب كمتر است زيرا در خط استوا زمين بر آمده تر و در قطب هموارتر است اين تفاوت وزن حدود پنج درصد است

آيا ميدانستيد که ظروف پلاستيكي تقريبا پنجاه هزار سال در برابر تجزيه و فساد مقاومند

آيا ميدانستيد که تقريبا 300 متر مكعب گاز هليم ميتواند يك انسان را از روي زمين بلند كند

آيا ميدانستيد در صورت نبودن غذا تمساح قوي همنوع ضعيفتر از خود را مي خورد

آيا ميدانستيد که كرمهاي ابريشم در پنجاه وشش روز هشتاد و شش هزار برابر خود غذا ميخورند

آيا ميدانستيد که تيز پروازترين حيوانات جهان پرندگاني اند كه «پرستوك» ناميده ميشوند پرستوك دم خاردار كه در آسيا زندگي ميكند ، قادر است با سرعتي بيش از صد و شصت كيلومتر در ساعت پرواز كند و با بالاترين ميزان سرعت يك قطار سريع السير رقابت كند

آيا ميدانستيد که كره مريخ با سرعت 240 كيلومتر درساعت به دور خورشيد ميچرخد

آيا ميدانستيد كوچكترين سگ جهان ، داركيده پيترزبورگ با 600 گرم وزن مي باشد

آيا ميدانستيد که پنگوئن نر در طول دو ماه محافظت از تنها تخم پنگوئن ماده چيزي نمي خورد و چهل درصد وزن خود را از دست ميدهد


آيا ميدانستيد که روغن ساعت گرانبها ترين محصول نفت خام است

آيا مي دانستيد که اولين عمل جراحي ثبت شده در تاريخ پزشكي درسال 1136 ميلادي توسط جراح نظامي پادشاه انگلستان «ژرژ دوم» با موفقيت انجام شد

آيا ميدانستيد قلب گنجشك 100 بار در دقيقه مي زند ، درضمن ميدانستي که گنجشکها روي زمين راه نمي روند بلكه مي پرند

آيا ميدانستيد که اگر يخهاي قطب جنوب آب شود ، آب اقيانوسها 70 متر بالا ميايد و يك چهارم خشكيها زير آب ميرود
آيا ميدانستيد که همه سياره هاي منظومه شمسي از غرب به شرق ميچرخند به جز سياره ناهيد كه از شرق به غرب ميچرخد

آيا ميدانستيد که مار ميتواند تا نيم ساعت بعد از قطع شدن سرش نيش بزند

آيا ميدانستيد که نميشود روی فلز چدن حکاکي کرد


آيا ميدانستيد که در سال 47 ميلادی فقط صد و هفتاد هزار نفر در جهان تلويزيون داشتند

آيا ميدانستيد که کوير لوت چهاردهمين کوير وسيع دنيا ميباشد مساحت آن به بيش از نود وپنج هزار کيلومتر مربع ميرسد يعني بيشتر از دو برابر مساحت کشور سوئيس

آيا ميدانستيد که زنبورهای عسل کندوی خود را با دقت يک دهم ميليمتر مي سازند ، آن از کرکهای لامسه خود بعنوان وسيله اندازه گيری استفاده ميکنند

آيا ميدانستيد که پنگوئنها جوجه های خود را از روی صدايشان تشخيص ميدهند

 منبع : گروه همترانه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 10:40 | لینک  | 

آيا ميدانستيد بزرگترين عامل چربي خون کشيدن سيگار ميباشد

آيا ميدانستيد برج ايفل 1792 پله دارد

آيا ميدانستيد که افزايش ميزان فسفر در خون ميتواند باعث جدا شدن کلسيم از استخوان ها شود که در نهايت باعث ضعيف شدن استخوانها و شکسته شدن آنها ميشود

آيا ميدانستيد که دو کشور چين و آمريکا بيشترين توليد کننده سيــــر ميباشند

آيا ميدانستيد که مطالعات جديد نشان ميدهد مصرف همزمان ويتامين هاي «ای و سي» ممكن است در كاهش ابتلا افراد به بيماري آلزايمر موثر باشد

ميدانستيد که هر 186 هزار سال يکبار ، کره زمين کاملا" به زير آب ميرود و تمامي زمين پوشيده از آب ميشود و دوباره بعد از مدتي سر از آب بيرون ميآورد

آيا ميدانستيد که يك بررسي نشان داده خانواده‌هايي كه در آنها مصرف روزانه يك ليوان شير به صورت عادت درآمده است، فرزنداني شاداب و باهوش دارند

آيا ميدانستيد که عسل به كمك دياستازهايش چربي‌هاي اطراف قلب را آب مي‌كند به همين دليل مصرف آن به سالخوردگان و بيماران قلبي توصيه مي‌شود

آيا ميدانستيد که بزرگترين دستبرد به بانک در سال 1976 ميلادی ، در طول نا آرامي هاي داخلي در بيروت ، گروهي نظامي به بريتيش بانك خاور ميانه حمله كردند و گاوصندوق هائي كه در هر يك بين نه تا بيست و دو ميليون دلار بود را بسرقت بردند

آيا ميدانستيد که طولاني ترين كلمه در ديكشنري آكسفورد از چهل و پنج حرف تشكيل شده است

آيا ميدانستيد که رودخانه گنگ براي هندوها بسيار مقدس است و هر سال مردم زيادي براي پاک شدن و تطهير خود را در آن مي شويند ، در حالي که فاضلاب صد شهر و روستا و ميليونها تن مواد سمي و زايد کارخانه ها به طور مستقيم وارد اين رودخانه مي شود

آيا ميدانستيد که تابلوي موناليزا گرانبهاترين اثر هنري است كه تاكنون دزديده شده است اين تابلو در بيست و يک آگست سال هزارونصدويازده از موزه لوور پاريس بسرقت رفت و در سال هزارونصدوسيزده در ايتاليا پيدا شد

آيا ميدانستيد که قطب شمال كمترين دماي جهان را دارد ميانگين دماي هوا در آنجا پنجاه و هشت درجه سانتيگراد زير صفر است بعضي روزها حتي سردتر هم ميشود

آيا ميدانستيد انسان در روز بطور متوسط پانزده هزار بار پلک ميزند

آيا ميدانستيد که آقايون در روز چهل تار مو و خانمها هفتاد تار مو از دست ميدهند ، البته بيشتر آنها دوباره جايگزين ميشوند

آيا ميدانستيد که 30 برابر جمعيتي که امروز بر سطح کره زمين زندگي ميکنند ، در زير خاک مدفون شده اند

آيا ميدانستيد تنها قسمت بدن که در آن خون جريان ندارد قرينه چشم است

آيا ميدانستيد که با يک مداد ميشود خطي به طول پنجاه و هشت کيلومتر کشيد

آيا ميدانستيد که شبيه بودن دو اثر انگشت به يگديگر ، يک به شصت و چهار ميليارد ميباشد

آيا ميدانستيد که عقربها تنها موجوداتي هستند که اشعه راديو اکتيويته تاثيری به آنها ندارد و جالب تر اينکه عقربها دو دشمن دارند يکي از آنها يک نوع سار است و ديگری مگس

مهرباني در گفتار موجب اعتماد ميشود ، مهرباني در فکر محبت را عميق ميکند و مهرباني به صورت بخشش عشق مي آفريند

آيا ميدانستيد که شيشه به ظاهر جامد بنظر ميرسد ولي در واقع مايعي است که بسيار کند حرکت ميکند

آيا ميدانستيد بزرگترين فرودگاه ، فرودگاه بين المللي رياض در كشور عربستان است كه در سال هشتاد و سه ميلادی با هزينه اي معادل دو ميليارد و يكصد ميليون پوند بمساحت دويست و بيست و پنج كيلومتر مربع ساخته شد

آيا ميدانستيد که مار «اناکوندا» تنها نمونه افعي است که بچه مي زايد

آيا ميدانستيد که در حدود يک سوم سرطانهايي که در نهايت منجر به مرگ ميشوند با آنچه که ميخوريم در ارتباط هستند

آيا ميدانستيد که فقط با از دست دادن يک در صد از آب بدن ، احساس تشنگي ميکنيم

آيا ميدانستيد که ناخنهای دست چهار برابر ، سريعتر از ناخن های پا رشد ميکنند

آيا ميدانستي که دهان انسان روزانه يک ليتر بزاق توليد ميکند

ادامه دارد...

منبع (راست و دروغش گردن): گروه همترانه ها

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 11:46 | لینک  | 

روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي گذشت.
ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد.پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد .
مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد كه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت تا او را به سختي تنبيه كند.
پسرك گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند.
پسرك گفت:"اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند. هر چه منتظر ايستادم و از رانندگان كمك خواستم كسي توجه نكرد. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم.
"براي اينكه شما را متوقف كتم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم ".
مرد متاثر شد و به فكر فرو رفت... برادر پسرك را روي صندلي اش نشاند، سوار ماشينش شد و به راه افتاد ....
در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيد كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند!
خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف مي زند.
اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور مي شود پاره آجري به سمت ما پرتاب كند.
اين انتخاب خودمان است كه گوش كنيم يا نه!

منبع : shanaz_am@yahoo.com  از گروه مبین شماره ۹۴۶

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 14:38 | لینک  | 

محبت شدیدی که سابقا ابراز میکردم
دروغ وبی اساس بود و در حقیقت نفرت به تو
روز به روز زیادتر میشود و هرچه بیشتر ترا میشناسم
پستی و وقاحت تو بیشتر در نظرم آشکار میگردد
در قلب خود احساس میکنم که ناچارباید
از تو دور باشم و هیچگاه فکر نکرده بودم که
شریک زندگی تو باشم زیرا ملاقاتهاییکه اخیرا با تو کردم
طبیعت و زمانه روح پلیدت را آشکار ساخت و
بسیاری از اخلاق و صفات تو را به من شناساند و میدانم که
خشونت طبع و تند خوئی ترا بدبخت خواهد کرد
اگر عروسی ما سر بگیرد مسلما همه عمر خود را با تو
به پریشانی و بد ختی خواهم گذراند و بدون تو عمر خود را
در نهایت شادکامی طی خواهم کرد در نظر داشته باش که روح من
هیچگاه بتو رام نخواهد شد و نفرت و کینه ام پیوسته
متوجه تواست این نکته را باید در نظر داشته باشی و بدانی که
از تو میخواهم آنچه را که گفته ام شوخی و مسخره نکنی و بدانی که
این نامه را از صمیم قلب مینویسم و چقدر تاسف میخورم اگر
باز هم در صدد دوستی با من باشی با نهایت نفرت از تو میخواهم
که از پاسخ دادن به این نامه خودداری کنی زیرا نامه های تو سراسر
مهمل و دروغ است و نمیتوان گفت که دارای
لطف و حرارت میباشد بطور قطع بدان که همیشه
دشمن تو هستم و از تو بشدت متفنر هستم و نمیتوانم فکر کنم که
دوست صمیمی و وفادار تو هستم

دوست خوبم

اگر می خواهی بدانی که راز این نامه چه بوده است نامه را یک بار دیگر یک خط در میان بخون . 
 

منبع : گروه همترانه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 13:19 | لینک  | 

روزي به مترسكي گفتم :

-       تو بايد از ايستادن در اين مزرعه خاموش خسته شده باشي!

و او گفت :

-  در ترساندن لذتي عميق و به ياد ماندني است كه هرگز از آن خسته نمي شوم.

پس از كمي تامل گفتم :

-       شايد ، اما من لذت آنرا نفهميده ام.

او گفت :

-       فقط كساني آنرا مي فهمند كه با حصير و كاه پر شده باشند.

    در حالي كه نمي دانستم مرا مي ستايد يا تحقير مي كند او را ترك كردم.

 

از زماني كه مترسك ، حقيقتي فيلسوفانه را بيان كرد ، يك سال گذشت ،هنگامي كه دوباره از كنارش عبور مي كردم ، دو كلاغ را ديدم كه زير كلاهش لانه  مي ساختند.

منبع : bahar_dorna@yahoo.com  گروه همترانه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 12:50 | لینک  | 

عشق یعنی قلم از تیشه و دفتر از سنگ

که به عمری نتوان دست در آثارش برد

(( حسین منزوی ))

                      شعر کامل و اطلاعات بیشتر در مورد شاعر در ویکی پدیا  و گزارش

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 8:53 | لینک  | 

 
 روزى شاه عباس به شیخ بهایى گفت : دلم مى‏خواهد ترا قاضى القضات كشور نمایم تا همانطور كه معارف را منظم كردى دادگسترى را هم سر و صورتى بدهی، بلكه احقاق حق مردم بشود.
شیخ بهایى گفت: قربان من یك هفته مهلت مى‏خواهم تا پس از گذشته آن و اتفاقاتى كه پیش آمد خواهد كرد چنانچه باز هم اراده ی ملوكانه بر این نظر باقى باشد دست به كار شوم و الا به همان كار فرهنگ بپردازم.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 8:45 | لینک  | 

 ادیسون در سنین پیری پس از کشف چراغ برق یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار می رفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد. این آزمایشگاه بزرگترین عشق پیرمرد بود
هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود
در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا کاری از دست کسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط جلو گیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است
آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود
پسر با خود اندیشید که احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سکته می کند و لذا از بیدار کردن پیرمرد منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با تعجب دید که پیر مرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند.
پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش بسر میبرد
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی می بینی چقدر زیباست!
رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟
حیرت آور است!
من فکر می کنم که آن شعله های بنفش به‌علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است!
وای ! خدای من، خیلی زیباست!
کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید.
کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت.
نظر تو چیه پسرم؟
پسر حیران و گیج جواب داد:
پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی؟
چطـور می توانی؟ من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟
پدر گفت: پسرم از دست من و تو که کاری بر نمی آید.
مامورین هم که تمام تلاششان را می کنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظره ایست که دیگر تکرار نخواهد شد.
در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فکــر می کنیم. الان موقع این کار نیست.
به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت!
توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ظبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع نمود.

منبع : ایمیل mehti_vk91@yahoo.com  به گروه همترانه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:36 | لینک  | 

کشاورزی فقير از اهالی اسکاتلند فلمينگ نام داشت. يک روز، در حالی که به دنبال امرار معاش خانواده‌اش بود، از باتلاقی در آن نزديکی صدای درخواست کمک را شنيد، وسايلش را بر روی زمين انداخت و به سمت باتلاق دويد...
پسری وحشت زده که تا کمر در باتلاق فرو رفته بود، فرياد می‌زد و تلاش می‌کرد تا خودش را آزاد کند.
فارمر فلمينگ او را از مرگی تدريجی و وحشتناک نجات داد...
روز بعد، کالسکه‌ای مجلل به منزل محقر فارمر فلمينگ رسيد.
مرد اشراف‌زاده خود را به عنوان پدر پسری معرفی کرد که فارمر فلمينگ نجاتش داده بود.
اشراف زاده گفت: «می‌خواهم جبران کنم شما زندگی پسرم را نجات دادی.»
کشاورز اسکاتلندی جواب داد: «من نمی‌توانم برای کاری که انجام داده‌ام پولی بگيرم.»
در همين لحظه پسر کشاورز وارد کلبه شد.
اشراف‌زاده پرسيد: «پسر شماست؟»
کشاورز با افتخار جواب داد: «بله»
- با هم معامله می‌کنيم. اجازه بدهيد او را همراه خودم ببرم تا تحصيل کند. اگر شبيه پدرش باشد، به مردی تبديل خواهد شد که تو به او افتخار خواهی کرد...
پسر فارمر فلمينگ از دانشکدة پزشکی سنت ماری در لندن فارغ التحصيل شد و همين طور ادامه داد تا در سراسر جهان به عنوان سِر الکساندر فلمينگ کاشف پنسيلين مشهور شد...
سال‌ها بعد، پسر همان اشراف‌زاده به ذات الريه مبتلا شد.
چه چيزی نجاتش داد؟ پنسيلين

منبع : trash_young2001@yahoo.com از خوانندگان مبین

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 13:11 | لینک  | 

پيرمردي، مفلس و برگشته بخت
روزگاري داشت ناهموار و سخت

هم پسر، هم دخترش بيمار بود
هم بلاي فقر و هم تيمار بود

اين، دوا ميخواستي، آن يک پزشک
اين، غذايش آه بودي، آن سرشک



ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 12:13 | لینک  | 

 

دهقان فداکارپيرشده،چوپان دروغگو عزيزشده، شنگول و منگول گرگ شدن، کوکب حوصلهء مهمون رو نداره، کبرا تصميم گرفته دماغشو عمل کنه، روبا و کلاغ دستشون توي يک کاسه است،حسنک گوسفنداشو ول کرده وتوي يک شرکت آبدارچي شده،آرش کمانگيرمعتاد شده، شيرين،خسرو و فرهادو پيچونده و با دوست پسرش رفته اسکي، رستم و اسفندياراسباشونو فروختن و باموتور ميرن کيف قاپي!راستي سر ما ايرانيها چه آمده

منبع : کامنت یکی از دوستان عزیز در چند پست قبل تر و پیامک یک دوست دیگر !

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 12:10 | لینک  | 

بلای جان مطالعه آنلاین: سرسری‌خوانی و اسکن کردن ذهنی نوشته‌ها

این حقیقت را باید قبول کرد که اینترنت عرصه را بر مطالعه آفلاین یعنی خواندن معمول روزنامه‌ها و مجله‌ها و کتاب‌ها، تنگ کرده است. اما این هم همه مشکل نیست! مطالعه آنلاین مطالب به خاطر ماهیت محیط اینترنت غالبا به دقت مطالعه آفلاین صورت نمی‌گیرد.
وبلاگ Read Write Web در دو مقاله جدا (+ و +)  به قلم «سارا پرز» به بررسی همین موضوع پرداخته است. به برداشت آزادی از این دو مقاله توجه کنید:
هنگامی که آمازون ابزار خوانش کتاب‌های الکترونیکی به نام کیندل Kindle را عرضه کرد، استیو جابز در شرایطی که این محصول با استقبال خوب صنایع چاپ و نشر کتاب مواجه شده بود، اظهار نظر جالبی کرد:
«مهم نیست که این محصول چقدر خوب یا بد باشد، حقیقت این است که مردم اصولا دیگر مطالعه نمی‌کنند.»


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 10:8 | لینک  | 

بابا نان نداد... بابا نمیتونه که واسه بچه هاش نان بیاره... بابا از بچه هاش خجالت کشید...
 

امین از اکرم جدا شد... امین نامردی کرد زد زیر قولش... اکرم تنها شد...
 

کبری بالاخره تصمیمشو گرفت... تصمیم گرفت واسه اینکه دیگه گشنه نمونه بره پیش امیرای دبی... کبری رفت... کبری دیگه برنگشت...مامانش سکته کرد مرد
 

حسنک همه ی گاو و گوسفنداشو فروخت تا خرج دوا دکتر مامانشو جور کنه... حسنک دیگه گاو و گوسفندی نداره که براش ما ما و بع بع کنن... حالا حسنک مونده و یه مادر پیر و مریض...
 

کوکب خانم ماست و کره و پنیر نداشت که بذاره رو سفره... کوکب خانم خونه ایی نداره که هرروز اونو تمیزکنه...
 

آن مرد زیر باران نیامد... آن مرد خیلی وقته که معتاد شده و افتاده گوشه ی خونه...
 

چوپان دروغگو خیلی وقته که دیگه دروغ نمیگه اما هیشکی باور نمیکنه... اینجا کسی نمیگه که آدما میتونن خوب بشن که آدما میتونن عوض بشن... هیشکی نمیخواد قبول کنه که چوپان دروغگو دیگه دروغ نمیگه...
 

دهقان فداکار رفت جنگ... رفت که از مملکتش دفاع کنه...رفت که غیرتشو نشون بده رفت و دیگه برنگشت...
 

منبع : http://dream2007.blogfa.com/post-109.aspx به نقل از گروه مارشال

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 8:49 | لینک  | 

 
سیاستمدار: کسی است که می تواند به شما بگوید به جهنم بروید منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید.

مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند و بعد به شما می گوید ساعت چند است.

حسابدار: کسی است که قیمت هر چیز را می داند ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند.

بانکدار: کسی است هنگامی که هوا آفتابی است چترش را به شما قرض می دهد و درست تا باران شروع می شود آن را می خواهد.

اقتصاددان: کسی است که فردا خواهد فهمید چرا چیزهایی که دیروز پیش بینی کرده بود امروز اتفاق نیفتاد.

روزنامه نگار: کسی است که %50 از وقتش به نگفتن چیزهایی که می داند می گذرد و %50 بقیه وقتش به صحبت کردن در مورد چیزهایی که نمی داند.

ریاضیدان: مرد کوری است که در یک اتاق تاریک بدنبال گربه سیاهیه می گردد که آنجا نیست.

هنرمند مدرن: کسی است که رنگ را بر روی بوم می پاشد و با پارچه ای آن را بهم می زند و سپس پارچه را می فروشد.

فیلسوف: کسی است که برای عده ای که خوابند حرف می زند.

روانشناس: کسی است که از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد که همسرتان مجانی از شما می پرسد.

جامعه شناس: کسی است که وقتی ماشین خوشگلی از خیابان رد می شود و همه مردم به آن نگاه می کنند، او به مردم نگاه می کند.

برنامه نویس: کسی است که مشکلی که از وجودش بی خبر بودید را به روشی که نمی فهمید حل می کند
منبع : گروه همترانه
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:11 | لینک  | 

مرد از زن که به شدت احساس زيبايي مي‌كرد، پرسيد:
ببخشید، شما "شارون استون" نيستين؟
زن با عشوه گفت: نه ... ولي.
و پيش از آن‌كه ادامه بدهد، مرد گفت: بله، فكر مي‌كردم. چون... زن حرفش را بريد، ولي همه مي‌گن خيلي شبيهشم. اينطور نيست؟

مرد قاطع گفت: نه، همه اشتباه مي‌‌كنن. به خاطر اين‌كه "شارون استون"، زن خوشگليه، ولي شما متأسفانه اصلا خوشگل نيستين. به همين دليل، من فكر كردم شما نبايد "شارون استون" باشين.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 15:54 | لینک  |