تبليغاتX
☻☺یادداشت های وبی☻☺
مطالب خوانده شده روزانه در فضای مجازی

ايده اصلي ايجاد سيستم ارتباطی یکپارچه بین وسایل الکترونیکی با یک استاندارد کلی در سال ۱۹۹۴ توسط شركت موبايل Ericsson ارائه شد. جالب است بدانید ریاست این پروژه انقلابی را زنی ایرانی به نام ماریا خورسند بر عهده داشت. ماریا خورسند، یكی از مدیران مشهور صنعت IT جهان است.
ماریا خورسند در زمان مدیریت خود در شركت اریكسون سوئد، مدیریت این پروژه را به عهده گرفت و به او لقب مادر معنوی تكنولوژی بلوتوث داده شد.
ماریا خورسند در سال 1957 (1336) در شهر ساری، مركز استان مازندران، متولد شد. او در سال 1975 به لس‌آنجلس مهاجرت كرد و فوق‌لیسانس كامپیوتر خود را از دانشگاه فولرتون (Fullerton) كالیفرنیا گرفت و در دهه 80 نیز مقیم سوئد شد.
پنج شرکت Ericsson ، Intel ، Nokia ، IBM و Toshiba توانستند گروهی را تشکیل دهند به نام Bluetooth (Special Interest Group) SIG با تشکیل این گروه موفق به پایه‌گذاری استاندارد مورد نیاز بین وسایل الکترونیک شدند. تکنولوژی بلوتوث هم مانند هر تکنولوژی دیگری رفته رفته توسعه پیدا کرده است،
شرح کاملی از این رشد و توسعه را با هم مطالعه می‌کنیم:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 8:37 | لینک  | 

قانون صف:

اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.

 قانون تلفن:

اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.

 قانون تعمیر:

بعد از این که دست‌تان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.

 قانون کارگاه:

اگر چیزی از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترین گوشه ممکن خواهد خزید.

 قانون معذوریت:

اگر بهانه‌تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشین‌تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین‌تان، دیرتان خواهد شد.

 قانون حمام:

وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.

 قانون روبرو شدن:

احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می‌یابد.

 قانون نتیجه:

وقتی می‌خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی‌کند، کار خواهد کرد.

 قانون بیومکانیک:

نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.

 قانون تئاتر:

کسانی که صندلی آنها از راه‌روها دورتر است دیرتر می‌آیند.

 قانون قهوه:

قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیس‌تان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید.

 

منبع : گروه روزنه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 17:24 | لینک  | 

روزي دو مرد عازم ماهيگيري شدند، يكي از آنها، ماهيگيري بسيار كاركشته و متبحر بود و ديگري سررشته اي از اين كار نداشت. هر بار كه ماهيگير كاركشته ماهي بزرگي را صيد مي كرد، بلافاصله آن را در يك ظرف پر از يخ مي انداخت تا تر و تازه بماند و فاسد نشود. اما هر بار كه ماهيگير بي تجربه يك ماهي بزرگ صيد مي كرد، دوباره آن را به آب مي انداخت.

ماهيگير متبحر تا هنگام شب شاهد اين ماجرا بود، از اين كه مي ديد دوستش تمام مدت وقتش را تلف مي كند سرانجام كاسه صبرش لبريز شد و پرسيد: چرا هر چي ماهي بزرگ صيد مي كني دوباره توي آب مي اندازي؟

ماهيگير بي تجربه جواب داد: خوب معلومه، براي اينكه من فقط يه تابه كوچك دارم!

 گاهي اوقات، ما نيز مثل اين ماهيگير نقشه هاي بزرگ، روياهاي بزرگ، مشاغل بزرگ و فرصت هاي بزرگي را كه خداوند در اختيارمان قرار مي دهد باز پس مي دهيم. زيرا ايمانمان بسيار كم است. ما آن ماهيگير را به تمسخر مي گيريم، زيرا او نمي داند تنها چيزي كه احتياج دارد تهيه يك تابه بزرگ تر است. با اين همه، آيا مي دانيد خودمان تا چه اندازه آمادگي داريم كه ايمانمان را گسترده كنيم؟ فراموش نكنيد كه:

خداوند هرگز نعمتي به شما نمي بخشد كه نتوانيد از عهده اداره آن برآييد.

 

منبع : گروه روزنه نویسنده: پریسا بهرامی

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:38 | لینک  | 

 مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند

قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند

لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند

لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها

قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند

عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند

مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند

حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن  به دنيا مي آيند

تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است

اينكه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان!

 
منبع : گروه همترانه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 15:22 | لینک  | 

توحید شیطان
خدا خودش رو زد به مریضی همه ملائک رفتن عیادتش به جز ابلیس فقط ابلیس بود که ایمان داشت خدا هیچ وقت مریض نمیشه..!

 
پازل
هر زن یه نیمه گمشده داره که اون شوهرشه.. ولی مرد چند تیکه گمشده داره که میشن همسراش..! حالا این رو میشه گفت که زنها به خاطر کوچیک بودنشون باید چند تا باشن تا یه نیمه گمشده رو  شکیل بدن..! یا مردها انقدر کوچیکن که باید با چهار تیکه کامل بشن..!

 
آخر الزمان
کبوتر با کبوتر باز با غاز..!

 
 
banouyemashreghi@yahoo.com
همترانه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 14:5 | لینک  | 

کشيشى يک پسر نوجوان داشت و کم‌کم وقتش رسيده بود که فکرى در مورد شغل آينده‌اش بکند . پسر هم مثل تقريباً بقيه هم‌سن و سالانش واقعاً نمی‌دانست که چه چيزى از زندگى می‌خواهد و ظاهراً خيلى هم اين موضوع برايش اهميت نداشت .

يک روز که پسر به مدرسه رفته بود ، پدرش تصميم گرفت آزمايشى براى او ترتيب دهد . به اتاق پسرش رفت و سه چيز را روى ميز او قرار داد : يک کتاب مقدس، يک سکه طلا و يک بطرى مشروب .
 
کشيش پيش خود گفت : « من پشت در پنهان می‌شوم تا پسرم از مدرسه برگردد و به اتاقش بيايد . آنگاه خواهم ديد کداميک از اين سه چيز را از روى ميز بر می‌دارد . اگر کتاب مقدس را بردارد معنيش اين است که مثل خودم کشيش خواهد شد که اين خيلى عاليست . اگر سکه را بردارد يعنى دنبال کسب و کار خواهد رفت که آنهم بد نيست . امّا اگر بطرى مشروب را بردارد يعنى آدم دائم‌الخمر و به درد نخوری خواهد شد که جاى شرمسارى دارد .»


 
مدتى نگذشت که پسر از مدرسه بازگشت . در خانه را باز کرد و در حالى که سوت می‌زد کاپشن و کفشش را به گوشه‌اى پرت کرد و يک راست راهى اتاقش شد . کيفش را روى تخت انداخت و در حالى که می‌خواست از اتاق خارج شود چشمش به اشياء روى ميز افتاد . با کنجکاوى به ميز نزديک شد و آن‌ها را از نظر گذراند .
 
کارى که نهايتاً کرد اين بود که کتاب مقدس را برداشت و آن را زير بغل زد . سکه طلا را توى جيبش انداخت و در بطرى مشروب را باز کرد و يک جرعه بزرگ از آن خورد . . .
 
کشيش که از پشت در ناظر اين ماجرا بود زير لب گفت : « خداى من! چه فاجعه بزرگی ! پسرم سياستمدار خواهد شد !  »

 
 منبع :  mhta2020@yahoo.com از گروه همترانه
 

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 13:41 | لینک  | 

در اینجا معنی نام کشورهای جهان در جلوی نام آنها آمده و زبانی که ریشه این نام در اصل از آن گرفته شده در میان کمانک آورده شده است :

آذربایجان :آتورپاتکان{نگهدار آتش}(فارسی/ دری)
آرژانتین :سرزمین نقره(اسپانیایی)
آفریقای جنوبی :سرزمین بدون سرما(آفتابی) جنوبی(لاتین،یونانی)
آفریقای مرکزی :سرزمین بدون سرما(آفتابی) مرکزی(لاتین،یونانی)
آلبانی: سرزمین کوهنشینان
آلمان :سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن(فرانسوی – ژرمنی)
آنتیگوا و باربودا :
آندورا :
آنگولا :از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود
اتریش : شاهنشاهی شرق (ژرمنی)
اتیوپی : سرزمین چهره سوختگان (یونانی)
اردن :
ارمنستان : سرزمین فرزندان ارمن،نام نبیره ی نوح"ع"(فارسی/ دری)
اریتره :
ازبکستان : سرزمین خودسالارها (سغدی-ترکی-فارسی/ دری)
اسپانیا : سرزمین خرگوش کوهی (فنیقی)
استرالیا : سرزمین جنوبی (از لاتین)
استونی : راه شرقی (ژرمنی)
اسرائیل : جنگیده با خدا (عبری)
اسکاتلند :سرزمین اسکات ها{در لاتین قوم گائل را گویند}(لاتین)
اسلوواکی :
اسلوونی :
افغانستان :سرزمین قوم افغان(دری فارسی)
اکوادور :خط استوا (اسپانیایی)
الجزایر :جزیره ها(عربی)
السالوادور :رهایی بخش مقدس(اسپانیایی)
امارات متحده عربی :شاهزاده نشین های یکپارچه عربی(عربی)
اندونزی :مجمع الجزایر هند(فرانسوی)
انگلیس :سرزمین قوم آنگل(ژرمنی)
اوروگوئه :شرقی
اوکراین :منطقه مرزی(اسلاوی)
اوگاندا :
ایالات متحده امریکا :از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی
ایتالیا : شاید به معنی ایزد گوساله (یونانی)
ایران : سرزمین نجیب زادگان (آریاییان) (فارسی دری)
ایرلند : سرزمین قوم ایر (شاید هم معنی با آریا) (انگلیسی)
ایسلند : سرزمین یخ (ایسلندی)
باربادوس :
باهاما : دریای کم عمق یا ریشدارها(اسپانیایی)
بحرین : دو دریا (عربی)
برزیل : چوب قرمز
برونئی :
بریتانیا : سرزمین نقاشی شدگان(لاتین)
بلژیک : سرزمین قوم بلژ (از اقوام سلتی)، واژه بلژ احتمالاً معنی زهدان و کیسه میداده.
بلغارستان :
بلیز : یا از نام دزدی دریایی به نام والاس یا از واژهای بومی به معنای آب گل آلود
بنگلادش : ملت بنگال (بنگلادشی)
بنین :
بوتان : تبتی تبار
بوتسوانا : سرزمین قوم تسوانا
بورکینافاسو : سرزمین مردم درستکار (از زبانهای موره –دیولا)
بوروندی :
بوسنی و هرزگوین :
بولیوی : از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین
پاپوا گینه نو :
پاراگوئه : این سوی رودخانه
پاکستان : سرزمین پاکان
پالائو :
پاناما :جای پر از ماهی(زبان کوئِوا )
پرتغال : بندر قوم گال (از اقوام سلتی) (لاتین)
پرو :
پورتوریکو : بندر ثروتمند (اسپانیایی)
تاجیکستان :
تانزانیا :این نام از همامیزی تانگانیگا(سرزمین دریاچه تانگا) + زنگبار است
تایلند :سرزمین قوم تای
تایوان :
ترکمنستان : سرزمین ترک مانندها
ترکیه : سرزمین قویها (ترکی با پسوند عربی)
ترینیداد و توباگو :
توگو :
تونس :
تونگا :
تووالو :
جامائیکا : سرزمین بهاران
جیبوتی : شاید به پادری بافته از الیاف نخل می گفتند(زبان آفار)
چاد : دریاچه ( زبان بورنو)
چک :
چین :سرزمین مرکزی(چینی)
دانمارک : مرز قوم "دان "
دومینیکا :
دومینیکن : کشور دومینیک مقدس (اسپانیایی)
روآندا :
روسیه : کشور روشن ها، سپیدان (شاید از ریشه سکایی"راؤش" )
روسیه سفید (بلاروس ):درخشنده(روس) سفید(روسی)
رومانی : سرزمین رومی ها
زامبیا :
زئیر :
زلاند نو :زلاند جدید(زلاند نام یکی از استان های هلند به معنای دریاست)
زیمبابوه :
ژاپن : سرزمین خورشید تابان(ژاپنی)
سائوتومه و پرنسیپ :
ساحل عاج :ساحل عاج
ساموآ :
سان مارینو :
سریلانکا : جزیره باشکوه (سنسکریت)
سلیمان جزایر :از نام حضرت سلیمان
    


سنت کیتس ونویس:
سنت لوسیا:
سنت وینسنت و گرنادین:
سنگاپور:
سنگال:
سوئد: سرزمین قوم "سوی"
سوازیلند:سرزمین قوم سوازی
سوئیس: سرزمین مرداب
سودان: سیاهان(عربی)
سورینام:
سوریه: سرزمین آشور (سامی)
سومالی:
سیرالئون: کوه شیر
سیشل:
شیلی: پایان خشکی- برف (از زبان بومی آنجا)
صحرا:بیابان(عربی)
صربستان:سرزمین قوم صرب(یوگسلاوی: سرزمین اسلاو های جنوب)
عراق: شاید ازایراک به معنای ایران کوچک(فارسی)
عربستان سعودی: سرزمین بیابانگردان در تملک خاندان خوشبخت. واژه عرب به معنی گذرنده و بیابانگرد است. سعود یعنی خوشبخت.
عمان:
غنا:
فرانسه: سرزمین قوم فرانک (از اقوام سلتی)
فلسطین: یکی از اسامی قدیم رود اردن
فنلاند:سرزمین قوم "فن"
فیجی:
فیلیپین:از نام پادشاهی اسپانیایی به نام فیلیپ
قبرس:
قرقیزستان: سرزمین چهل قبیله (قرقیزی)
قزاقستان: سرزمین کوچگران (قزاقی)
قطر:شاید به معنای بارانی(عربی)
کاستاریکا:ساحل غنی(اسپانیایی)
کامبوج:
کامرون:
کانادا: دهکده (زبان سرخپوستی"ایروکوئی")
کرواسی:
کره جنوبی:
کره شمالی:
کلمبیا:سرزمین کلمب(کریستف کلمب)(اسپانیایی)
کنگو :
کنیا: کوه سپیدی (زبان کیکویو)
کوبا:
کومور:
کویت: دژ کوچک (هندی-عربی)
کیپ ورد:
کیریباسی:
گابون:
گامبیا:
گرجستان:سرزمین کشاورزان(یونانی)
گرنادا:
گواتمالا:
گینه:
گینه استوایی:
گینه بیسائو:
لائوس:
لتونی:(لاتویا)
لبنان:سفید(عبری)
لسوتو:
لوگزامبورگ:
لهستان: سرزمین قوم "له"
لیبریا: سرزمین آزادی
لیبی:
لیتوانی:
لیختن اشتاین:
ماداگاسکار:
مارشال جزایر:
مالاوی:
مالت:
مالدیو:
مالزی:
مالی:
مجارستان:سرزمین قوم مجار (مجاری)
مراکش:(مغرب)
مصر: شهر - آبادی
مغولستان:
مقدونیه: سرزمین کوه نشین ها، بلندنشین‌ها (یونانی)
مکزیک:اسپانیای جدید(اسپانیایی)
موریتانی: سرزمین قوم مور (لاتین)
موریس:
موزامبیک:
مولداوی:
موناکو:
مونته نگرو:
میانمار:(برمه)
میکرونزی:مجمع الجزایر کوچک(فراسوی)
نائورو:
نامیبیا:
نپال:
نروژ: راه شمال
نیجر: سیاه (لاتین)
نیجریه: سرزمین سیاه (لاتین)
نیکاراگوئهدریای نیکارائو (نام مردم آن منطقه) - آگوئه (اسپانیایی)
واتیکان: گرفته شده از نام تپه‌ای به نام واتیکان (اتروسکی)
وانواتو:
ونزوئلا: ونیز کوچک
ویتنام: اقوام "ویت" جنوبی(ویتنامی)
ویلز:بیگانگان(ژرمنی)
هائیتی:
هلند: سرزمین چوب (آلمانی)
هند:پر آب (فارسی باستان)
هندوراس: ژرفناها (اسپانیایی)
یمن: خوشبخت
یونان: سرزمین قوم "یون"


منبع : http://forum.p30world.com/showthread.php?t=156492

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 13:36 | لینک  | 

1) سعي كنيد هنگام تردد در راهروهاي اداره هميشه پرونده زير بغل داشته باشيد:
اين ترتيب به نظر كارمند سخت كوشي ميرسيد كه قرار است در جلسه مهمي شركت كند. كساني كه دستخالي اين طرف و آن طرف ميروند عاطل و باطل به نظر ميرسند و تصور عموم از كساني كه "روزنامه" زير بغل دارند اين است كه زير كار در ميروند و به جاي آن وقت خود را صرف خواندن روزنامه و حل جداولش ميكنند.

2) براي اين كه به نظر برسد سرتان شلوغ است:
از كامپيوتر استفاده كنيد. استفاده از از كامپيوتر درنگاه خيلي از كساني كه چشم شان به شما مي افتد مترادف "كار" است در حالي كه شما ميتوانيد فرصت را مغتنم شمرده و ايميل هاي شخصي و دريافت و ارسال نماييد، چت كنيد در مورد موضوعات مورد علاقه خود search كنيد، وبلاگها و سايتهاي مورد علاقه خود را نگاه كنيد و بدون اينكه ذره اي كار انجام داده باشید حسابي خوش بگذرانيد و اگر زماني توسط رييستان گير افتاديد( كه حتما گير مي افتيد) بهترين دفاع اين است كه ادعا كنيد در حال يادگيري نرم افزار جديدي هستيد كه به نوعي به كارتان مرتبط است.

3) ميز كارتان را به هم بريزيد !:
اطراف خودتان را حسابي با اسناد و جزوات و اوراق پركنيد. در نگاه افراد حجم كاري كه ديده ميشود مهم است. اگر ميدانيد قرار است كسي در دفتر كارتان در مورد كارش با شما ديدار داشته باشد اسناد و مدارك مربوط به او را در ميان اوراق خود گم و گور كنيد و بعد در حضور او دنبالشان بگرديد.

4) از منشي تلفني استفاده كنيد و حتي المقدرود به تماس ها پاسخ ندهيد: افراد براي اين كه چيزي به شما بدهند با شما تماس نميگيرند، آن ها تماس ميگيرند تا شما براي آنها كاري انجام دهيد و فقط بلدند براي شما دردسر بسازند و اين منصفانه نيست!!!!

5) ظاهري آشفته و پريشان داشته باشيد !:
ظاهر پريشان شما رييس تان را متقاعد ميكند كه سر شما حسابي شلوغ است

6) كاري كنيد كه به نظر برسد تا ديروقت كار ميكنيد !:
هميشه دير دفتر را ترك كنيد به خصوص زماني كه رييس تان در اداره است. ميتوانيد از اين فرصت براي خواندن مجلات ، كتابها و سرگرمي هاي اين چنيني كه هميشه قصدانجامشان را داشتيد ولي فرصت نكرده ايد استفاده كنيد.

7) آه بكشيد:
زماني كه افراد زيادي اطرافتان هستند وانمود كنيد داريد به سختي كار ميكنيد و بعد با صداي بلند طوري كه همه بشنوند آه بكشيد. تصور حجم بالاي كاري كه داريد انجام ميدهيد آنها را تحت تاثير قرار خواهد داد.

8)از الفاظ قلمبه سلمبه استفاده كنيد:
اگر چنين واژه هايي بلد نيستيد معادل انگليسي كلمات مرتبط با حوزه كاريتان را پيدا كنيد و بخصوص هنگام صحبت كردن با مافوق خود به جاي كلمات فارسي از آن ها در جملاتتان استفاده كنيد. مهم نيست كه او متوجه آن چه مي گوييد مي شود يا خير، مهم اين است كه شما تاثيرگذار به نظر ميرسيد.

 
 
 
منبع : banouyemashreghi@yahoo.com  از گروه همترانه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 13:34 | لینک  | 

خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد.
قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم.
خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت؛ نذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم. هر آرزویی که برایت برآورده کردم، ۱۰ برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم!
خانم کمی تامل کرد و گفت؛ مشکلی ندارد.
آرزوی اول خود را گفت؛ من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم.
قورباغه به او گفت؛ اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو زیباتر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر بدنبالش بیافتد و تو او را از دست دهی.
خانم گفت؛ مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در چشم او بجز من نخواهم ماند. پس آرزویش برآورده شد.
بعد گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم. قورباغه به او گفت شوهرت ۱۰ برابر ثروتمند تر می شود و ممکن است به زندگی تان لطمه بزند.
خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند شد.
آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی برآورده کرد.
خانم گفت؛ می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم!
نکته اخلاقی: خانم ها خیلی باهوش هستند. پس باهاشون درگیر نشین.
قابل توجه خواننده های مونث؛ اینجا پایان این داستان بود. لطفاً صفحه را ببندید و برید حالشو ببرید.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
مرد دچار حمله قلبی ۱۰ برابر خفیف تر از همسرش شد

 
 
منبع : cs_ahmad@yahoo.com گروه مبین شماره ۱۰۲۸

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 13:11 | لینک  | 

ماداگاسکار در شرق آفریقا تمام چیزهایش منحصر به فرد است و در جاهای دیگر وجود ندارد . مثل حیوانات -گیاهان -تاریخ زمین شناسی و امثال آن -ولی عجیب ترین مطلب تسلیت گفتن بومیان این کشور است . در این کشور رسم است -شاید همین الان نیز باشد- که بعد از دفن متوفی همسر وی در آستانه کلبه خودش لخت مادرزاد می خوابد و مردان قبیله که می خواهند به او تسلیت بگویند او را در آغوش گرفته و معاشقه کاملی انجام می دهند تا انزال صورت گیرد و تا زمانی که زن بیوه اجازه ندهد باید عشق بازی ادامه داشته باشد . طبق نظر و در خواست بیوه برای شادی روح شوهرش این مراسم بین سه تا چهل روز طول می کشد و اگر زن باردارشد پدر بچه همان شخص متوفی تلقی می شود و قبیله به وی احترام زیادی می گذارد . اگر مردی از این کار خوداری کند توهین به متوفی تلقی می شود . در این چهل روز زن کار نمی کند و دیگران برایش غذا می اورند و یا بچه هایش را نگهداری می کنند . فیلم این مراسم در آرشیو دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران موجود است.

منبع : serlook1975@yahoo.com از گروه مبین شماره ۱۰۲۸
 
 

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 13:9 | لینک  | 

 آلبرت انیشتین :
مرد به این امید با زن ازدواج میکند که زن هیچگاه تغییر نکند ، زن به این امید با مرد ازدواج میکند که روزی مرد تغییر کند و همواره هر دو ناامید میشوند .

ناپلئون بناپارت :
هنگامی که دشمنت در حال اشتباه کردن است ، در کارش وقفه نینداز .

آلبرت انیشتین :
هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت توضیحش بدی!

اسکار وایلد :
همیشه دشمنانت را ببخش ، هیچ چیز بیش از این آنها را ناراحت نمیکند .

آلبرت انیشتین :
دستهایت را برای یک دقیقه بر روی بخاری بگذار ، این یک دقیقه برای تو مانند یک ساعت میگذرد . با یک دختر خوشگل یک ساعت همنشین باش ، این یک ساعت برای تو به سرعت یک دقیقه میگذرد و این همان قانون نسبیت است !

ناپلئون بناپارت :
مذهب چيزي است كه مانع كشته شدن پولدار بدست فقير ميشود .

مارک تواین :
بهتر است دهانت را ببندی و احمق بنظر برسی ، تا اینکه بازش کنی و همه بفهمند که واقعاً احمقی !

آلبرت انیشتین :
تفاوت بین نابغه و کودن بودن در این است که نابغه بودن محدودیت های خودش را دارد .

بيلي كريستال :
زنان براي سكس به دليل نياز دارند ،‌ مردان فقط به جا !

وودی آلن :
زندگی عشقی من واقعاً وحشتناکه ، آخرین باری که درون یک زن بودم زمانی بود که برای بازدید داخل مجسمه آزادی شدم !!!

آلبرت انیشتین :
دو چیز را پایانی نیست : یکی جهان هستی و دیگری حماقت انسان . البته در مورد اولی مطمئن نیستم !

جاني كارسون :
مردي را ميشناختم كه سيگار كشيدن ، مشروب خوردن و سكس را ترك كرد و از آن به بعد تا قبل از خودكشي زندگي سالمي داشت .

ژوزف استالين :
مرگ يك نفر تراژديه ، مرگ يك ميليون نفر آمار !

ماهاتما گاندي :
آنچنان زندگي كن گويي كه فردا خواهي مرد ، آنچنان بياموز گويي كه تا ابد زنده خواهي ماند .

البرت هوبارد :
زندگي رو زياد جدي نگير ، چون هرگز از اون زنده بيرون نميري .

آلبرت انیشتین :
انسانهای باهوش مسائل را حل میکنند ، نوابغ آنها را اثبات میکنند .

ژان كوكتو :
ما بايد به شانس ايمان بياوريم ،‌ تا كي ميتوانيم موفقيت كساني را كه دوستشان نداريم تفسير كنيم .

آيزاك آسيموف :
زندگي لذتبخش است و مرگ آرامش بخش ،‌اين ميان انتقال رنج آور است .

ناپلئون :
اگر با دشمني زياد بجنگي ،‌ بعد از مدتي تمام استراتژي هاي تو را فرا ميگيرد .

وينستون چرچيل :
پيروزي يعني توانايي رفتن از يك شكست به شكست ديگر بدون از دست دادن اشتياق .

 
منبع : p_e_67@yahoo.com از گروه مبین شماره ۱۰۲۸

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 13:8 | لینک  | 

سعدی  :

«سعدی به روزگاران،مهری نشسته بر دل/بیرون نمی توان کرد الا به روزگاران»

شفیعی کدکنی  :

«جانا به لحظه ای چند،مهری نشسته بر دل/بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران»


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 12:50 | لینک  | 

 

گناهان کبیره در واقع هفت تا نبودند، هشت تا بودند. گناهان کبیره را در آغاز مسیحیت، راهبی یونانی به نام اواگریو دُ پونتو  تدوین کرد تا تمایلات منفی اصلی انسان را تعریف کند (عجیب است که در فهرست اواگریو، شدیدترین گناه، شکم‌پرستی است...). ارتکاب هرکدام از این گناهان، می‌توانست کار ما را به دوزخ بکشاند. در قرن شانزدهم، پاپ گرگوری اولین تغییرات را در این فهرست ایجاد کرد؛ «حسد» را به فهرست اضافه کرد، اما «غرور» و «بطالت» را با هم ادغام کرد. در قرن هفدهم، این فهرست را دوباره نوشتند و در فهرست جدید، «اندوه» دیگر گناه محسوب نمی‌شد و جایش را به «تنبلی» داد. فهرست امروزی را مبنای هفت بخش آینده قرار می‌دهیم. بنا به تعاریف مختلف، درباره‌ی هرکدام از این گناهان می‌نویسم.

هفت گناه کبیره


گناه اول: غرور


گناه دوم: آز

گناه سوم: شهوت

گناه چهارم: خشم

گناه پنجم: شکم پرستی

گناه ششم: حسد

گناه هفتم: تنبلی

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 10:12 | لینک  | 

روزي از يك تعميركار معروف براي تعمير ديگ بخار فرسوده يك كشتي دعوت كردند. او چند سوال از مسوول كشتي پرسيد،‌ نگاهي به لوله هاي زنگ زده انداخت و به صداي سوت مانندي كه از دستگاه بر مي خاست، خوب گوش داد. سپس چكشي به دست گرفت و چند ضربه كوتاه به قسمت هايي از آن زد. دستگاه شروع به كار كرد. تعميركار آسوده از اين موضوع‌، محل را ترك كرد.
او صورت حسابي به مبلغ يك هزار دلار براي صاحب كشتي فرستاد. صاحب كشتي بسيار عصباني شد و براي تعميركار پيغام فرستاد كه تو فقط 15 دقيقه اين جا بودي. بهتر است شرح خدمات انجام شده را براي من بفرستي.
اين بود آن چه تعميركار براي صاحب كشتي فرستاد:
بابت چكش كاري قسمت مربوطه: 50 سنت
بابت تشخيص درست و دقيق: 50/999 دلار
جمع: 1000 دلار

منبع :  گروه روزنه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 10:9 | لینک  | 

فقط تصور كنيد كه بتوانيم سن زمين را كه غير قابل تصور است، فشرده كنيم و هر صد ميليون سال آن را يك سال در نظر بگيريم!
در اينصورت كره زمين مانند فردی 46 ساله خواهد بود! که هيچ اطلاعي در مورد هفت سال اول اين فرد وجود ندارد و در باره‌ي سال‌هاي مياني زندگي او نيز اطلاعات كم و بيش پراكنده‌اي داريم!
اما اين را مي‌دانيم كه در سن 42 سالگي، گياهان و جنگل‌ها پديدار شده و شروع به رشد و نمو كرده‌اند.
اثري از دايناسورها و خزندگان عظيم الجثه تا همين يكسال پيش نبود! يعني زمين آن‌ها را در سن 45 سالگي به چشم خود ديد و تقريبا 8 ماه پيش پستانداران را به دنيا آورد.
در اوايل هفته‌ي پيش ميمون‌هاي آدم‌نما به آدم‌هاي ميمون‌نما تبديل شدند!
و آخر هفته گذشته دوران يخ سراسر زمين را فرا گرفت.
انسان جديد فقط حدود 4 ساعت روي زمين بوده و طي همين يك ساعت گذشته كشاورزي را كشف كرده است !
بيش از يك دقيقه از عمر انقلاب صنعتي نمي‌گذرد و حال ببينيد انسان در اين يك دقيقه چه بلائي بر سر اين بيچاره‌ي 46 ساله آورده است
او طي 40 دقيقه‌ي بيولوژيكي، از اين بهشت يك آشغالداني كامل ساخته است
او خودش را به نسبت‌هاي سرسام‌آوري زياد كرده، و نسل 500 خانواده از جانداران را منقرض كرده است
سوخت‌هاي اين سياره را مال خود كرده و همه را به يغما برده است
و الان مثل كودكي معصوم و بي تقصير! ايستاده و به اين حمله‌ي برق آسا نگاه مي‌كند.

 

منبع : گروه همترانه
 

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 9:51 | لینک  | 

مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار مهمی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید:
ببخشید آقا ؛ من قرار مهمی دارم ، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟
مرد روی زمین : بله، شما در ارتفاع حدودا ً ۶ متری در طول جغرافیایی "۱٨'۲۴   ۸۷ و عرض جغرافیایی "۴۱'۲۱   ۳۷ هستید.
مرد بالن سوار : شما باید مهندس باشید.
مرد روی زمین : بله، از کجا فهمیدید؟
مرد بالن سوار : چون اطلاعاتی که شما به من دادید اگر چه کاملا ً دقیق بود به درد من نمی خورد و من هنوز نمی دانم کجا هستم و به موقع به قرارم می رسم یا نه؟
مرد روی زمین : شما باید مدیر باشید.
مرد بالن سوار : بله، از کجا فهمیدید؟
مرد روی زمین : چون شما نمی دانید کجا هستید و به کجا می خواهید بروید. قولی داده اید و نمی دانید چگونه به آن عمل کنید و انتظار دارید مسئولیت آن را دیگران بپذیرند.

 
منبع : گروه همترانه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 9:35 | لینک  | 

استاد رياضي در انتهاي كلاس يك مساله را بر روي تخته سياه نوشت و به دانشجويان گفت:
"اين مساله رياضي به مدت چند دهه، لاينحل باقي مانده است و كسي نتوانسته به جواب آن دست پيدا كند. اگر شخصي چنين مساله‌اي را به شما ارائه داد و خواست تا آن را حل كنيد، احتمالا" قصد مزاح داشته و خواسته تا شما را اذيت كند. چون رسيدن به جواب اين مساله، غير ممكن است."
يكي از دانشجويان به خواب رفته بود و اين صحبت‌ها را نشنيد. وقتي از خواب بيدار شد همه رفته بودند. ناگهان چشمش به صورت مساله بر روي تخته سياه افتاد. ولي چون صحبت‌هاي استاد را نشنيده بود تصور كرد كه بايستي آن را حل نمايد. لذا صورت مساله را يادداشت و در منزل تا صبح براي حل آن تلاش نمود و سرانجام جواب مساله را پيدا كرد.
آن دانشجو در اولين جلسه درس رياضي جواب مساله را به استاد نشان داد. استاد با حيرت به راه حل نگاه مي‌كرد و براي آزمايش صحت آن خودش هم چند بار مساله را حل كرد و متوجه شد كه راه حل آن دانشجو  درست است. لذا روش كار را از دانشجوي خوش خواب پرسيد و او نيز ماجرا را توضيح داد. وقتي كه صحبت‌هاي او را شنيد، به ساير دانشجويان گفت:

" اين دانشجو، چون به خواب رفته بود و نمي‌دانست كه چنين مساله‌اي سال‌ها بدون جواب و لاينحل است لذا توانست جواب مساله را پيدا كند. اگر بيدار مانده بود و صحبت‌هاي من را مي‌شنيد هيچ گاه به جواب دست نمي يافت. 
پس: تمام امور (( غير ممكن )) در فكر ما غير ممكن و نشدني هستند و هيچ چيزي محال نيست.

منبع : سایت داخلی همکاران سیستم

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 9:10 | لینک  | 

جرات پدران ما در زدن سبیل بیش از جرات پسران امروز در برداشتن ابرو بوده است!

منبع : به نقل مضمون از فیس بوک یکی از دوستان که آدرسش را حفظ نیستم

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 11:25 | لینک  |