تبليغاتX
☻☺یادداشت های وبی☻☺
مطالب خوانده شده روزانه در فضای مجازی

چرچيل(نخست وزير سابق بريتانيا) روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر BBC برای مصاحبه می‌رفت. هنگامی که به آن جا رسيد به راننده گفت آقا لطفاً نيم ساعت صبر کنيد تا من برگردم. راننده گفت: "نه آقا! من می خواهم سريعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچيل را از راديو گوش دهم" چرچيل از علاقه‌ی اين فرد به خودش خوشحال و ذوق‌زده شد و يک اسکناس ده پوندی به او داد. راننده با ديدن اسکناس گفت: "گور بابای چرچيل! اگر بخواهيد، تا فردا هم اين‌جا منتظر می‌مانم!"

منبع : http://bezanbezan.blogspot.com/2009/11/blog-post_11.html

 

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 8:42 | لینک  | 

لعنت به برنامه‌هایی که مراحل ساخت و به اصطلاح پشت صحنه‌ی فیلم‌ها را نمایش می‌دهند. ظرف ده دقیقه گند می‌زنند به همه‌ی رویاهایی که با دیدن آن فیلم‌ها داشته‌ای. انگار می‌خواهند به ریشت بخندند که بدانی بازی خورده‌ای و اینها “فقط در فیلم‌ها رخ می‌دهد” و زندگی واقعی از این خبرها نیست.

متنفرم از همه‌ی پشت صحنه‌ها. متنفرم از مصاحبه با عوامل فیلم و کادرهای مسخره‌ای که دو عاشق و معشوق ِ فیلم را در حالی نشان می‌دهد که کمترین احساسی در چهره‌شان دیده نمی‌شود. متنفرم از فرش قرمز‌هایی که قهرمان ِ کشته شده‌ی آخر فیلم، با کروات و کت شلواری براق بر رویش قدم می‌زند. از آن فلاش دوربین‌ها متنفرم.

فیلم را باید زندگی کرد، باید وقتی eternal sunshine of the spotless mind را می‌بینی بروی در کالبد جول و آنجا که تلاش می‌کند جلوی پاک شدن کلمنتاین از خاطراتش را بگیرد همراهش بدوی و فرار کنی در لابلای خاطره‌ها. باید وقتی Memento را می‌بینی لئونارد باشی و ماشه را به روی قاتل همسرت بچکانی و با خونسردی از او عکس بگیری و بروی سراغ قاتل بعدی.  باید در Eyes wide shot دکتر هارفورد باشی و بخزی روی تختخوابی که در آن همسرت آلیس خیانتش را تعریف می‌کند و بعد بروی بیرون و دیوانه بازی در بیاوری. باید در “خوب، بد، زشت” توکو باشی و در آن دوئل سه نفره اسلحه‌ات را خالی بیابی و قلبت بایستد از ترس.

پشت صحنه‌ها ساخته شده‌اند تا احساست را به مسخره بگیرند، دور بریزید همه‌شان را. فیلم را باید زندگی کرد.

منبع : http://www.3pand.com/1388/08/09/post_1141.html

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 11:44 | لینک  | 


To fall in love
عاشق شدن

To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

To find mails by the thousands when you return from a vacation
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری

To go for a vacation to some pretty place
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری

To listen to your favorite song in the radio
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

To go to bed and to listen while it rains outside
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حوله ات گرمه

To clear your last exam
آخرین امتحانت رو پاس کنی

To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to
کسی که معمولا زیاد نمیبینیش ولی دلت میخواد ببینیش بهت تلفن کنه

To find money in a pant that you haven't used since last year
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمیکردی پول پیدا کنی

To laugh at yourself looking at mirror, making faces
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی

Calls at midnight that last for hours
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه

To laugh without a reason
بدون دلیل بخندی

To accidentally hear somebody say something good about you
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف میکنه

To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم میتونی بخوابی

To hear a song that makes you remember a special person
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما میاره

To be part of a team
عضو یک تیم باشی

To watch the sunset from the hill top
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی

To make new friends
دوستای جدید پیدا کنی

To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person
وقتی اونو میبینی دلت هری بریزه پایین

To pass time with your best friends
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی

To see people that you like, feeling happy
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی

See an old friend again and to feel that the things have not changed
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینی و ببینی که فرقی نکرده

To take an evening walk along the beach
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی

To have somebody tell you that he/she loves you
یکی رو داشته باشی که بدونی دوستت داره

remembering stupid things done with stupid friends. To laugh, laugh, and ... laugh
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ... باز هم بخندی

These are the best moments of life
اینها بهترین لحظههای زندگی هستند

Let us learn to cherish them
قدرشون رو بدونیم

"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کرد بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد"

منبع : ایمیل یکی از همکاران محترم

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 9:34 | لینک  | 

فعل “دمب خروسی کردن” تنها یک بار توسط فردی موسوم به هاجر، تازه‌عروس، ساکن شهرری از توابع استان تهران استفاده شده. از سرنوشت هاجر و چگونگی دمب خروسی کردن اطلاعی در دست نیست و این فعل بی‌خود جایی را در دستور زبان فارسی اشغال کرده.

منبع : http://zebelkhan.wordpress.com/2009/10/19/%d8%ac%d9%8e%d9%80%d8%b1%d8%ac%d9%8e%d9%80%d8%b1/

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 8:53 | لینک  | 

بيست و پنجم سپتامبر (به وقت شرق روسيه 26 سپتامبر) سال 1983 دستگاه هشدار دهنده ارتش شوروي (ارلي وارنينگ) زنگ خطر حمله اتمي به شوروي را به صدا در آورد و علامت داد كه رادار بزرگ مستقر در سيبري حركت موشكهاي آمريكا به سوي خاك شوروي را ثبت كرده است. طبق دستور العملي كه در اختيار ارتش بود، قرار بود كه به محض به صدا در آمدن چنين زنگ خطري، موشكهاي اتمي شوروي كه بر روي سكوها قرار داشتند و به سوي آمريكا و پايگاههاي نظامي آن در گوشه و كنار جهان از انگلستان تا آلمان و ايتاليا و كره جنوبي و ژاپن نشانه گيري شده بودند پرتاب شوند و متعاقب آن بمب افكنهاي دور پرواز حامل بمب اتمي به سوي هدفهايشان به حركت درآيند و زيردريايي هاي شوروي كشتي هاي آمريكا و پايگاههاي آنها را موشك باران كنند. همه چيز براي شروع حمله متقابل آماده بود و تنها نياز به تماس سرهنگ «ستانيسلاو پتروفStanislav Petrov» با كاخ كرملين داشت و مقرر بود كه در صورت تاخير دريافت پاسخ، بيش از 3 دقيقه، به مسئوليت خود دستور حمله متقابل را بدهد كه سرهنگ پتروف در آخرين لحظه پيش از تماس با كرملين، نسبت به دقت زنگ خطر و آغاز حمله در آن شرايط كه روابط دو ابر قدرت چندان وخيم نبود ترديد كرد و دستور كسب اطلاع مجدد و تاييد حركت موشكهاي آمريكا را داد كه خبر رسيد، دستگاه «ارلي وارنينگ» دچار اختلال شده بود و پس از نخستين زنگ، موشك در حال حركت ديده نشده است. در نتيجه، همه چيز به حالت عادي باز گشت.
    اين موضوع تا سال 1998 به مدت 15 سال محرمانه نگهداشته شده بود. در اين سال پس از افشاء قضيه، تازه جهانيان متوجه شدند كه اگر سرهنگ پتروف در آن شب ترديد نكرده بود كره زمين با همه موجوداتش منهدم شده بود زيرا كه در همان ساعت اول نزديك به شش هزار سلاح اتمي بكار مي رفت كه 500 تاي آن براي انهدام كره زمين كافي است. سرهنگ پتروف كه اينك دوران بازنشستگي را مي گذراند در چند مصاحبه، چگونگي قضيه را بيان كرده و گفته است كه در آن دقايق چه بر او گذشت زيرا كه تنها چند دقيقه وقت تصميم گيري داشت.

منبع : http://www.iranianshistoryonthisday.com/FARSI.ASP?u=&I1.x=25&I1.y=6&HD=3&HM=7

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 9:20 | لینک  | 

دعاهای زیر از کتاب  سومین جشنواره بین‌المللی "دستهای کوچک دعا" است. این جشنواره سه سال است که در تبریز برگزار می‌شود و دعاهای بچه‌های دنیا را جمع ‌آوری می‌کند و برگزیدگان را به تبریز دعوت و به آنها جایزه می‌دهد. دعاهایی که می‌خوانید از بچه‌های ایران است. لطفاً آمین بگوئید:


آرزو دارم سر آمپول‌ها نرم باشد! (تاده نظر‌بیگیان / ۵ ساله)

خدای مهربانم! من در سال جدید از شما می‌خواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی! (نسیم حبیبی / ۷ ساله)

ای خدای مهربان! پدر من آرایشگاه دارد. من همیشه برای سلامت بودن او دعا می‌کنم. از تو می‌خواهم بازار آرایشگاه او و همه آرایشگاه‌ها را خوب کنی تا بتوانم پول عضویت کانون را از او بگیرم چون وقتی از او پول عضویت کانون را می‌خواهم می‌گوید بازار آرایشگاه خوب نیست! (فرشته جبار نژاد ملکی / 11 ساله)

خدای عزیزم! من تا حالا هیچ دعایی نکردم. میتونی لیستت رو نگاه کنی. خدایا ازت میخوام صدای گریه برادر کوچیکم رو کم کنی! (سوسن خاطری / 9 ساله)

خدایا! یک جوری کن یک روز پدرم من را به مسجد ببرد. (کیانمهر ره‌گوی / 7 ساله)

خدای عزیزم! در سال جدید کمک کن تا مادربزرگم دوباره دندان دربیاورد آخر او دندان مصنوعی دارد! (الناز جهانگیری / 10 ساله)

آرزوی من این است که ای کاش مامان و بابام عیدی من را از من نگیرند. آنها هر سال عیدی‌هایی را که من جمع می‌کنم از من می‌گیرند و به بچه‌ آنهایی می‌دهند که به من عیدی می‌دهند! (سحر آذریان / ۹ ساله)

بسم الله الرحمن الرحیم. خدایا! از تو می‌خواهم که برادرم به سربازی برود و آن را تمام کند. آخه او سرباز فراری است. مادرم هی غصه می‌خورد و می‌گوید کی کارت پایان خدمت می‌گیری؟ (حسن ترک / 8 ساله)

 ای خدا! کاش همه مادرها مثل قدیم خودشان نان بپزند من مجبور نباشم در صف نان بایستم! (شاهین روحی / 11 ساله)

خدایا! کاری کن وقتی آدم‌ها می‌خوان دروغ بگن یادشون بره! (پویا گلپر / 10 ساله)

خدا جون! تو که اینقدر بزرگ هستی چطوری میای خونه ما؟ دعا می‌کنم در سال جدید به این سؤالم جواب بدی! (پیمان زارعی / 10 ساله)

خدایا! یک برادر تپل به من بده!! (زهره صبورنژاد / 7 ساله)

ای خدا! کاری کن که دزدان کور شوند ممنونم! (صادق بیگ زاده / 11 ساله)

خدایا! در این لحظه زیبا و عزیز از تو می‌خواهم که به پدر و مادر همه بچه‌های تالاسمی پول عطا کنی تا همه ما بتوانیم داروی "اکس جید" را بخیریم و از درد و عذاب سوزن در شبها رها شویم و در خواب شبانه‌یمان مانند بچه‌های سالم پروانه بگیریم و از کابوس سوزن رها شویم... (مهسا فرجی / 11 ساله)

دلم می‌خواهد حتی اگر شوهر کنم خمیر دندان ژله‌ای بزنم! (روشنک روزبهانی / 8 ساله)

خدایا! شفای مریض‌ها را بده هم چنین شفای من را نیز بده تا مثل همه بازی کنم و هیچ‌کس نگران من نباشد و برای قبول شدن دعا 600 عدد صلوات گفتم ان شاء الله خدا حوصله داشته باشد و شفای همه ما را بدهد. الهی آمین. (مهدی اصلانی / 11 ساله)

خدایا! دست شما درد نکند ما شما را خیلی دوست داریم! (مینا امیری / 8 ساله)

خدایا! تمام بچه‌های کلاسمان زن داداش دارند از تو می‌خواهم مرا زن دادش دار کنی! (زهرا فراهانی / 11 ساله)

ای خدای مهربان! من سالهاست آرزو دارم که پدرم یک توپ برایم بخرد اما پدرم بدلیل مشکلات نتوانسته بخرد. مطمئن هستم من امسال به آرزوی خودم می‌رسم. خدایا دعای مرا قبول کن... (رضا رضائی طومار آغاج / 13 ساله)

ای خدای مهربان! من رستم دستان را خیلی دوست دارم از تو خواهش می‌کنم کاری کنی که شبی او را در خواب ببینم! (شایان نوری / 9 ساله)

خدایا ماهی مرا زنده نگه دار و اگر مرد پیش خودت نگه دار و ایشالله من بتوانم خدا را بوس کنم و معلم‌مان هم مرا بوس کند!! (امیرحسام سلیمی / 6 ساله)

خدیا! دعا می‌کنم که در دنیا یک جاروبرقی بزرگ اختراع شود تا دیگر رفتگران خسته نشوند! (فاطمه یارمحمدی / 11 ساله)

ای خدا! من بعضی وقت‌ها یادم می‌رود به یاد تو باشم ولی خدایا کاش تو همیشه به یاد من بیوفتی و یادت نرود! (شقایق شوقی / 9 ساله)

خدای عزیزم! سلام. من پارسال با دوستم در خونه‌ها را می‌زدیم و فرار می‌کردیم. خدایا منو ببخش و اگه مُردم بخاطر این کار منو به جهنم نبر چون من امسال دیگه این کار رو نمی‌کنم! (دلنیا عبدی‌پور / 10 ساله)

آرزو دارم بجای این که من به مدرسه بروم مادر و پدرم به مدرسه بروند. آن وقت آنها هم می‌فهمیدند که مدرسه رفتن چقدر سخت است و این قدر ایراد نمی‌گرفتند! (هدیه مصدری / 12 ساله)

خدایا مهدکودک از خانه ما آنقدر دور باشد که هر چه برویم، نرسیم. بعد برگردیم خانه با مامان و کیف چاشتم. پاهای من یک دعا دارند آنها کفش پاشنه بلند تلق تلوقی (!) می‌خوان دعا می‌کنند بزرگ شوند که قدشان دراز شود! (باران خوارزمیان / 4 ساله)

خدایا! برام یک عروسک بده. خدایا! برای داداشم یک ماشین پلیس بده! (مریم علیزاده / 6 ساله)

خدایا! می‌خورم بزرگ نمیشم! کمکم کن تا خیلی خیلی بزرگ شوم! (محمد حسین اوستادی / 7 ساله)

خدایا! من دعا می‌کنم که گاو باشم (!) و شیر بدهم تا از شیر، کره، پنیر و ماست برای خوراک مردم بسازم! (سالار یوسفی / 11 ساله)

من دعا می‌کنم که خودمان نه، همه مردم جهان در روز قیامت به بهشت بروند. (المیرا بدلی / 11 ساله)

خدای قشنگ سلام! خدایا چرا حیوانات درس نمی‌خواننداما ما باید هر روز درس بخوانیم؟ در سال جدید دعا می‌کنم آنها درس بخوانند و ما مثل آنها استراحت کنیم! (نیشتمان وازه / 10 ساله)

اگر دل درد گرفتیم نسل دکترها که آمپول می‌زنند منقرض شود تا هیچ دکتری نتواند به من آمپول بزند! (عاطفه صفری / 11 ساله)

خدای مهربان! من یک جفت کفش می‌خواهم بنفش باشد و موقع راه رفتن تق تق کند مرسی خدایا! (رویا میرزاده / 7 ساله)

خدایا! من یک دوستی دارم که پدرش کار نمی‌کند فقط می‌خوابد و همین طور تریاکی است! خدایا کمک کن که از این کار بدش دست بردارد. خدایا ظهور آقا امام زمان را زود عنایت فرما.. (لیلا احسانی فر / 11 ساله)

در یادداشت دبیر جشنواره در ابتدای کتاب نوشته شده:

"هزاران نفر برای باریدن باران دعا می‌کنند غافل از آنکه خداوند با کودکی است که چکمه‌هایش سوراخ است."

منبع :حرفهای خودمونی ( بلاگفا اجازه نداد لینکش رو درج کنم )

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:30 | لینک  | 

چیپس در آمریکا متولد شد . اما پدری داشت به نام سیب زمینی سرخ شده که اولین بار دراواخر قرن ۱۸ به وسیله شخصی به نام توماس جفرسون در آمریکا معرفی شد؛

در اوایل قرن ۱۹ ، سیب زمینی سرخ شده به تدریج محبوبیت پیدا کرد تا جایی که وارد فهرست غذایی رستوران ها شد.

یکی از شبهای زمستان سال ۱۸۵۳ در رستوران دریاچه ماه در ساراتوگای ایالت نیویورک شخصی همراه شام، سیب زمینی سرخ شده سفارش داد. پس از دریافت غذا این شخص که ظاهراً کوریلیوس وندربیلت نام داشت؛ با اعتراض به این که سیب زمینی ها خوب سرخ نشده اند و چندان ترد نیستند آنها را به آشپزخانه پس فرستاد.

جورج کرام، سرآشپز رستوران که از این انتفاد حسابی عصبانی شده بود برای تمسخر ، سیب زمینی ها را به نازکی کاغذ برید به شدت به آنها نمک زده، دوباره سرخشان کرد و محصول را به این خیال که غیرقابل خوردن است سر میز وندربیلت برد؛ اما دستپخت کرام به جای یک غذای بی مصرف، یک شاهکار از آب درآمد و به همین راحتی، چیپس اختراع شد.

صاحب رستوران دریاچه ماه به زودی این خوراکی را وارد فهرست غذای خود کرد . چندی بعد کرام برای خود رستورانی باز کرد که سیب زمینی نازک سرخ شده را به شهرت رساند. کرام اسم این اختراع را به یاد رستوران اول چیپس ساراتوگا گذاشت( چیپس Chips جمع Chip به معنی ورقه و لایه نازک است) به این ترتیب نام چیپس به طور رسمی وارد ادبیات غذایی شد و به زودی رستوران های دیگر نیز شروع به عرضه آن کردند.

اما این ویلیام تاپندون از اهالی اوهایو بود که برای اولین بار چیپس سیب زمینی را از رستوران به مغازه های خواربار فروشی برد . در سال ۱۸۹۵ او فروش چیپس را به خواربار فروشی های محل شروع کرد و وقتی کارش گرفت، طویله اش را به اولین کارخانه چیپس سیب زمینی دنیا تبدیل کرد . کم کم مصرف چیپس آنقدر زیاد شد که در اولین سالهای قرن بیستم چند شرکت و کارخانه بزرگ، برای تولید انبوه آن بنا کردند. امروزه چیپس سیب زمینی در شکلها، مزه ها و مارکهای مختلفی تولید و عرضه می شود که بعضی از آنها به جای ورقه های سیب زمینی از قطعه های ریز به هم پیوسته آن استفاده می کنند.

راستی فکر می کنید اگر در آن شب سرد ، کورپلیوس وندربیلت مشکل پسند، هوس سیب زمینی سرخ کرده نمی کرد، یا جورج کرام آشپز انتقاد پذیری نبود، جهان چند سال دیگر در انتظار چیپس باقی می ماند؟!

منبع : http://www.aftab.ir/lifestyle/view.php?id=82417

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 12:24 | لینک  | 

مردي خري ديد به گل در نشسته و صاحب خر از بيرون كشيدن آن درمانده.
مساعدت را ( براي كمك كردن ) دست در دُم خر زده، قُوَت كرد( زور زد). دُم
از جاي كنده آمد. فغان از صاحب خر برخاست كه « تاوان بده»!.
مرد به قصد فرار به كوچه‌اي دويد، بن بست يافت. خود را به خانه‌اي
درافگند. زني آنجا كنار حوض خانه چيزي مي‌شست و بار حمل داشت (حامله
بود). از آن هياهو و آواز در بترسيد، بار بگذاشت (سقط كرد). خانه خدا
)صاحبِ خانه) نيز با صاحب خر هم آواز شد.
مردِ گريزان بر بام خانه دويد. راهي نيافت، از بام به كوچه‌اي فروجست كه
در آن طبيبي خانه داشت. مگر جواني پدر بيمارش را به انتظار نوبت در سايۀ
ديوار خوابانده بود؛ مرد بر آن پير بيمار فرود آمد، چنان كه بيمار در جاي
بمُرد. «پدر مُرده» نيز به خانه خداي و صاحب خر پيوست!.
مَرد، همچنان گريزان، در سر پيچ كوچه با يهودي رهگذر سينه به سينه شد و
بر زمينش افگند. پاره چوبي در چشم يهودي رفت و كورش كرد. او نيز نالان و
خونريزان به جمع متعاقبان پيوست!.
مرد گريزان، به ستوه از اين همه، خود را به خانۀ قاضي افگند كه «دخيلم»
)پناهم ده)؛ مگر قاضي در آن ساعت با زن شاكيه خلوت كرده بود. چون رازش
فاش ديد، چارۀ رسوايي را در جانبداري از او يافت: و چون از حال و حكايت
او آگاه شد، مدعيان را به درون خواند.
نخست از يهودي پرسيد. گفت: اين مسلمان يك چشم مرا نابينا كرده است. قصاص
طلب ميكنم. قاضي گفت : دَيتِ مسلمان بر يهودي نيمه بيش نيست. بايد آن چشم
ديگرت را نيز نابينا كند تا بتوان از او يك چشم بركند! و چون يهودي سود
خود را در انصراف از شكايت ديد، به پنجاه دينار جريمه محكومش كرد!.
جوانِ پدر مرده را پيش خواند. گفت: اين مرد از بام بلند بر پدر بيمار من
افتاد، هلاكش كرده است. به طلب قصاص او آمده‌ام. قاضي گفت: پدرت بيمار
بوده است، و ارزش حيات بيمار نيمي از ارزش شخص سالم است. حكم عادلانه اين
است كه پدر او را زير همان ديوار بنشانيم و تو بر او فرودآيي، چنان كه يك
نيمهء جانش را بستاني!. و جوانك را نيز كه صلاح در گذشت ديده بود، به
تأديۀ سي دينار جريمۀ شكايت بي‌مورد محكوم كرد!.
چون نوبت به شوي آن زن رسيد كه از وحشت بار افكنده بود، گفت : قصاص
شرعاً هنگامي جايز است كه راهِ جبران مافات بسته باشد. حالي مي‌توان آن
زن را به حلال در فراش (عقد ازدواج) اين مرد كرد تا كودكِ از دست رفته را
جبران كند. طلاق را آماده باش!. مردك فغان برآورد و با قاضي جدال مي‌كرد،
كه ناگاه صاحب خر برخاست و به جانب در دويد. قاضي آواز داد :هي! به‌ايست
كه اكنون نوبت توست!. صاحب خر همچنان كه مي‌دوید فرياد كرد: مرا شكايتي
نيست. محكم كاري را، به آوردن مرداني مي‌روم كه شهادت دهند خر مرا از کره‌گي
دُم نبوده است .

منبع : http://mogavem.wordpress.com/

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 9:49 | لینک  | 

 

امروز چه باحاله!
براي ثبت در تاريخ

منبع ! : http://riznevesht.blogspot.com/2009/09/090909.html

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 8:21 | لینک  | 

در اين دنياي عجيب و غريب از ديدن خيلي از چيزها انسان هاج و واج مي ماند و دچار شگفتي ميشود و اين در حاليست كه نميشود خيلي از چيزها رو باور نكرد !
آيا ميدانستيد كه يك سوسك حمام مي‌تواند 9 روز بدون سر زندگي كند تا اينكه از گرسنگي بميرد.
آيا ميدانستيد كه يك كوروكوديل نمي‌تواند زبانش را بيرون بياورد.
آيا ميدانستيد كه حلزون مي‌تواند 3 سال بخوابد.
آيا ميدانستيد كه به طور ميانگين مردم از عنكبوت بيشتر مي‌ترسند تا از مرگ!
آيا ميدانستيد كه اگر جمعيت چين به شكل يك صف از مقابل شما راه بروند، اين صف به خاطر سرعت توليد مثل هيچ‌ وقت تمام نخواهد شد.
آيا ميدانستيد كه خطوط هوايي آمريكا با كم كردن فقط يك زيتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفه‌جويي كند.
آيا ميدانستيد كه ملت آمريكا بطور ميانگين روزانه 73000 متر مربع پيتزا مي‌خورند.
آيا ميدانستيد كه چشم‌هاي شترمرغ از مغزش بزرگتر است.
آيا ميدانستيد كه بچه‌ها بدون كشكك زانو متولد ميشوند. كشكك‌ها در سن 2 تا 6 سالگي ظاهر مي‌شوند.
آيا ميدانستيد كه كوبيدن سر به ديوار 150 كالري در ساعت مصرف مي‌كند.
آيا ميدانستيد كه پروانه‌ها با پاهايشان مي‌چشند.
آيا ميدانستيد كه گربه‌‌ها مي‌توانند بيش از يكصد صدا با حنجره خود توليد كنند در حاليكه سگ‌ها كمتر از 10 تا!
آيا ميدانستيد كه تعداد چيني‌هايي كه انگليسي بلدند، از تعداد آمريكايي‌هايي كه انگليسي بلدند، بيشتر است!!
آيا ميدانستيد كه دوئل كردن در پاراگوئه آزاد است به شرطي كه طرفين خون خود را بر گردن بگيرند.
آيا ميدانستيد كه فيل‌ها تنها حيواناتي هستند كه نمي‌توانند بپرند.
آيا ميدانستيد كه هر بار كه يك تمبر را ميليسيد 10/1 كالري انرژي مصرف مي‌كنيد.
آيا ميدانستيد كه فوريه 1865 تنها زماني بود كه ماه كامل نشد.
آيا ميدانستيد كه كوتاهترين جمله كامل در زبان انگليسي I am است.
آيا ميدانستيد كه اگر عروسك باربي را زنده تصور كنيد سايزش 33-23-39 و قدش 2 متر و 15 سانتي‌متر خواهد بود با گردني 2 برابر بلندتر از يك انسان نرمال.
آيا ميدانستيد كه تمام خرسهاي قطبي، چپ دست هستند.
آيا ميدانستيد كه اگر يك ماهي قرمز را در يك اتاق تاريك قرار دهيد، كم كم رنگش سفيد مي‌شود.
آيا ميدانستيد كه اگر به صورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فرياد بزنيد، انرژي صوتي لازم براي گرم كردن يك فنجان قهوه را توليد كرده‌ايد.
آيا ميدانستيد كه در مصر باستان افراد روحاني تمام موهاي بدن خود را مي‌كندند حتي ابروها و مژه‌ها.
آيا ميدانستيد كه كوتاه‌ترين جنگ در تاريخ در سال 1896 بين زانزيبار و انگلستان رخ داد كه 38 دقيقه طول كشيد.
آيا ميدانستيد كه در 4000 سال گذشته هيچ حيوان جديدي رام نشده است.
آيا ميدانستيد كه هيچوقت نميتواني با چشمان باز عطسه كني.
آيا ميدانستيد كه تعداد انسان‌هايي كه به وسيله خر كشته مي‌شوند، از انسان‌هايي كه در سانحه هوايي مي‌ميرند بيشتر است.
آيا ميدانستيد كه چشم‌هاي ما از بدو تولد همين اندازه بوده‌اند، اما رشد دماغ و گوش ما هيچ‌وقت متوقف نمي‌شوند.
آيا ميدانستيد كه هر تكه كاغذ را نمي‌توان بيش از 9 بار تا كرد.
آيا ميدانستيد كه در هرم خئوپوس در مصر كه 2600 سال قبل از مبلاد ساخته شده است، به اندازه‌اي سنگ به كار رفته كه مي‌توان با آن ديواري آجري به ارتفاع 50 سانتي‌متر دور دنيا ساخت.
آيا ميدانستيد كه اگرتمام رگ‌هاي خوني را در يك خط بگذاريم، تقريبا 97000 كيلومتر مي‌شود.
آيا ميدانستيد كه وقتي مگس بر روي يك ميله فولادي مي‌نشيند، ميله فولادي به اندازه دو ميليونيم ميليمتر خم مي‌شود.
آيا ميدانستيد كه آمريكا تا 50 ميليون سال ديگر دو نيم خواهد شد.
آيا ميدانستيد كه عدد 2520 را مي‌توان بر اعداد 1 تا 10 تقسيم نمود، بدون آن‌كه خارج قسمت كسري داشته باشد.
آيا ميدانستيد كه 30 برابر مردمي كه امروزه بر سطح زمين زندگي مي‌كنند، در زير خاك مدفون شده‌اند.
آيا ميدانستيد كه تنها حيواني كه نمي‌تواند شنا كند، شتر است.
آيا ميدانستيد كه شيشه در ظاهر جامد به نظر مي‌رسد ولي در واقع مايعي است كه بسيار كند حركت مي‌كند.
آيا ميدانستيد كه در هر ثانيه بيش از 5000 بيليون بيليون الكترون به صفحه تلويزيون برخورد مي‌كند و تصويري را كه شما تماشا مي‌كنيد، بوجود مي‌آورد.
آيا ميدانستيد كه شانس شبيه بودن دو اثر انگشت، يك به 64 ميليارد است.
آيا ميدانستيد كه يك ليتر سركه در زمستان سنگين‌تر از تابستان است.
آيا ميدانستيد كه قد انسان تا 20، 25 سالگي و گاها 40 سالگي بلند مي‌شود و از چهل سالگي به بعد، قد انسان هر دو سال حدود 6 ميلي‌متر كوتاه مي‌شود.
آيا ميدانستيد كه فقط با از دست دادن يك درصد از آب بدن، احساس تشنگي مي‌كنيم!
آيا ميدانستيد كه دهان انسان روزانه يك ليتر بزاق توليد مي‌كند.
آيا ميدانستيد كه چيتا يا يوزپلنگ سريع‌ترين حيوان خشكي است. او در عرض فقط 3 ثانيه 100 كيلومتر در ساعت سرعت مي‌گيرد. ركوردي كه حتي سريع‌ترين خودروهاي فراري هم نتوانسته‌اند بشكنند.
آيا ميدانستيد كه كرم‌هاي ابرشيم در 56 روز، 86 هزار برابر خود غذا مي‌خورند.
آيا ميدانستيد كه تنها قسمت بدن كه خون ندارد، قرينه چشم است.
آيا ميدانستيد كه شتر در 3 دقيقه 95 ليتر آب مي‌خورد.
آيا ميدانستيد كه بلندترین بادگیر جهان در یزد به ارتفاع ۳۴ متر قرار دارد.
آيا ميدانستيد كه جویدن آدامس هنگام خرد کردن پیاز مانع از اشک ریزی شما می شود.
آيا ميدانستيد كه يک نوع پشه وجود دارد که در ثاتيه هزار بار بال ميزند.
آيا ميدانستيد كه اثر لب و زبان هر کس همانند اثر انگشت آن منحصر به فرد است.
آيا ميدانستيد كه رشد کودک در بهار بیشتر است.
آيا ميدانستيد كه بلندي شترمرغ به دو متر و نيم و وزنش به ۹۰ کيلو ميرسد.
آيا ميدانستيد كه ۸ دقیقه و ۱۷ ثانیه طول می کشد تا نور خورشید به زمین برسد.
آيا ميدانستيد كه ظروف پلاستیکی تقریباً ۵۰۰۰۰ سال در برابر تجزیه مقاومند.
آيا ميدانستيد كه تنها قسمتی از بدن که خون ندارد قرنیه چشم است.
آيا ميدانستيد كه شترمرغ در ۳ دقیقه ۹۵ لیتر آب می خورد.
آيا ميدانستيد كه حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند.
آيا ميدانستيد كه کرم های ابریشم در ۵۶ روز ۸۶ برابر خود غذا می خورند.
آيا ميدانستيد كه زمان بارداری فیل به دو سال می رسد.
آيا ميدانستيد كه در یک سانتی متری پوست شما ۱۲ متر عصب و ۴ متر رگ و مویرگ است.
آيا ميدانستيد كه بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب است.
آيا ميدانستيد كه انسان امروزی به طور متوسط ۶ سال از عمر خود را تلویزیون نگاه می کند و ۶ سال را صرف غذا خوردن می کند و یک سوم را می خوابد.
آيا ميدانستيد كه موش دو پای آفریقایی از میدان دید ۳۶۰ درجه برخوردار است.
آيا ميدانستيد كه مغز انسان تنها ۲ درصد از وزن انسان را تشکیل می دهد ولی ۲۵ درصد اکسیژن دریافتی بدن را به تنهایی مصرف می کند.
آيا ميدانستيد كه سرعت عطسه یك انسان برابر است با 160 كیلومتر در ساعت.
آيا ميدانستيد كه آب دریا بهترین ماسك صورت است.
آيا ميدانستيد كه چشم انسان معادل یك دوربین 135 مگا پیكسل عمل می كند.
آيا ميدانستيد كه 90% سم مار از پروتئین تشكیل شده است.
آيا ميدانستيد كه مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی است كه تلویزیون می بینید.
آيا ميدانستيد كه جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند.
آيا ميدانستيد كه قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است.
آيا ميدانستيد كه ۱،۲۶۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰ ليتر آب بروي كره زمين وجود دارد كه اين مقدار در چرخه آب در گردش است.
آيا ميدانستيد كه چين اولين توليد کننده برنج در دنيا مي باشد.
آيا ميدانستيد كه ایرانیان در ۲۵۰۰ سال پیش در تخت جمشید دارای صفحات پخش موسیقی بوده اند.
آيا ميدانستيد كه کنه حشره اي ريز است و ميتواند يک سال تمام بدون غذا زنده بماند.
آيا ميدانستيد كه دود سيگار موجود در محيط بيشتر از مصرف مواد قندي در پوسيدگي دندانهاي کودکان نقش دارد .

 منبع : hassanbayat54 از خوانندگان مبین 1110

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 12:2 | لینک  | 

پسر كوچكي وارد مغازه اي شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روي جعبه رفت تا دستش به دكمه هاي تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره. مغازه دار متوجه پسر بود و به مكالماتش گوش مي داد.
پسرك پرسيد: «خانم، مي توانم خواهش كنم كوتاه كردن چمن هاي حياط خانه تان را به من بسپاريد؟»
زن پاسخ داد: «كسي هست كه اين كار را برايم انجام مي دهد.»
پسرك گفت: «خانم، من اين كار را با نصف قيمتي كه او مي دهد انجام خواهم داد.»
زن در جوابش گفت كه از كار اين فرد كاملا راضي است.
پسرك بيشتر اصرار كرد و پيشنهاد داد: «خانم، من پياده رو و جدول جلوي خانه را هم برايتان جارو مي كنم. در اين صورت شما در يكشنبه زيباترين چمن را در كل شهر خواهيد داشت.» مجددا زن پاسخش منفي بود.
پسرك در حالي كه لبخندي بر لب داشت، گوشي را گذاشت. مغازه دار كه به صحبت هاي او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: «پسر...، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اينكه روحيه خاص و خوبي داري دوست دارم كاري به تو بدهم.»
پسر جوان جواب داد: «نه ممنون، من فقط داشتم عملكردم را مي سنجيدم. من همان كسي هستم كه براي اين خانم كار مي كند.»


منبع : گروه روزنه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 12:43 | لینک  | 

درباره كيفيت محصولات و استانداردهاي كيفيت در ژاپن بسيار شنيده ايد. اين داستان هم كه در مورد شركت آي بي ام اتفاق افتاده در نوع خود شنيدني است. چند سال پيش، آي بي ام تصميم گرفت كه توليد يكي از قطعات كامپيوترهايش را به ژاپنيها بسپارد. در مشخصات توليد محصول نوشته بود: سه قطعه معيوب در هر 10000
قطعه اي كه توليد مي شود قابل قبول است. هنگاميكه قطعات توليد شدند و براي آي بي ام فرستاده شدند، نامه اي همراه آنها بود با اين مضمون «مفتخريم كه سفارش  شما را سر وقت آماده كرده و تحويل مي دهيم. براي آن سه قطعه معيوبي هم كه خواسته بوديد خط توليد جداگانه اي درست كرديم و آنها را هم ساختيم. اميدواريم
اين كار رضايت شما را فراهم سازد.»

منبع : گروه روزنه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 12:41 | لینک  | 

سینه

چندی پیش در روزنامه ها ، طی بخشنامه ای اعلام شده بود که پزشکان می بایست از این به بعد به جای کلمه «سرطان پستان» از عنوان «سرطان سینه» استفاده نمایند . پزشک محترمی نیز طی مقاله ای در همان روزنامه معترض شده بود که در علم آناتومی ، «پستان» و «سینه» دو مقوله ی جدا از هم هستند . سینه قسمتی از بدن است که ریه و قلب زیر آن قرار دارد و پستان روی آن . بنابر این نمی توان به جای «پستان» گفت «سینه» و در نهایت هم به ریش مبتکر این واژه گزینی خندیده بود .

یادم نیست این بخشنامه را وزارت بهداری صادر کرده یا پیشنهاد فرهنگستان زبان بود . کاری هم به این نداریم که آن آقای دکتر تا چه حد راست می گفت یا نه ، ولی این را می دانم که این مقوله سر دراز دارد و ابعاد آن خیلی گسترده تر از این حرف هاست .

مثلا معلوم نیست تکلیف واژه های دیگری که ترکیب مشترک دارند چیست . می پرسید یعنی چه ؟ حالا توضیح می دهم :

از این به بعد به «پستانک» چه باید گفت ؟ «سینه اََک»؟ یا واژه ی دیگری پیشنهاد می شود . یا لغاتی که مشابه و نزدیک به آن هستند ، مثل «پیستون» یا «پسته». چون اگر معتقد باشیم که «ان» آخر پستان ،«ان» تثنیه است ، بنابر این پسته که مفرد آن است را چه باید نامید ؟

از پسته بگذریم ، ما جزو داروهای گیاهی ، گیاهی داریم به نام «سه پستان» که معمولا ً با عناب تجویز و مصرف می شود . آیا از این پس وقتی به عطاری می رویم ، باید سراغ «عناب سه سینه» را بگیریم ؟ اگر جناب عطار در جریان این بخشنامه نباشد تکلیف چیست ؟

از آن بالاتر ، تکلیف گروه پستانداران در علم جانور شناسی چه می شود ؟ آیا «سینه داران» جایگزین مناسبی است یا «شیردان داران» را باید پیشنهاد کرد؟ مثلا ً تصور کنید گوساله که از اول خلقتش تا حالا برای خوردن شیر مادر به سراغ پستان گاو در بین پاهای عقب رفته ، حال باید به سراغ سینه ی گاو در بین پاهای جلو برود . تازه چی گیرش می آید که بخورد؟

بعد می رسیم به لغات هم عرض ، مثلاً در صنعت ما واشری داریم به نام «ممه یی» که به سر شیلنگ یا لوله وصل می شود . آیا ممه یی نیز ممنوع است یا اشکالی ندارد ؟

از همه ی این ها که بگذریم ، تاثیر چنین بخشنامه ای در ادبیات بسیار مشکل آفرین است . تصور کنید دیوان تمام شاعران باید بازخوانی و باز نویسی شود .

مثلا ً باید بگوییم :

گویند مرا چو زاد مادر / سینه به دهان گرفتن آموخت

 

به همین ترتیب بسیاری از اشعار فورکلور باید اصلاح شود . از جمله باید خواند :

اتل متل توتوله

گاو حسن چه جوره

نه شیر داره نه سینه

شیرشو بردن به گینه

حالا اگر در هندوستان قحطی شیر هم شد که شد .

هکذا ضرب المثلهای زیادی که باید اصلاح شوند که فعلاً با آن ها کاری نداریم .

اما مشکل بعدی ، بعد از اصلاح شعر شعرا ، در نسل بعدی ظاهر می شود . یعنی جوان های نسل آینده که بچه های کنونی ما باشند ، وقتی به واژه ی تبدیلی اصلاح شده (یعنی سینه) بر می خورند نمی دانند واقعا منظور شاعر همان سینه است یا این سینه قبلا پستان بوده است . مثلاً وقتی شاعر می گوید :

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق

یا می گوید :

خدایا سینه ای ده آتش افروز

واقعاً منظور اولیه ی شاعر همان سینه بوده است یا چیز دیگری .

همچنین واژه هایی مثل : سینه ریز ، سینه خیز رفتن، سینه سپر کردن ، سینه چاک و قس علی هذا. _ قس علی هذایش این است که اگر در رستوران گارسون پرسید : ران مرغ می خورید یا سینه ی مرغ ؟ معلوم نیست حرف بدی دارد می زند یا بیچاره منظوری ندارد .

توجه دارید که در چنین شرایطی آدم به همه چیز شک می کند . مثلاً وقتی مترجمی «انشراح صدر» را «فراخی سینه» ترجمه کرده است ، معلوم نیست این بخشنامه دست و پای او را در ترجمه بسته یا این که واقعاً فراخی این سینه ، فراخی سینه بوده است نه فراخی ... .

ملاحظه می فرمایید یک سرطان پسـ... ببخشید ، سرطان سینه ی ناقابل ، چه الم شنگه ها ممکن است به دنبال داشته باشد ؟

سینه سوخته ی همه ی شما ، هالو (محمدرضا عالی پیام)

 
منبع : گروه روزنه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 17:34 | لینک  | 

هر سال، براي حل مكعبی رنگي به اسم مكعب روبيك (Rubik's Cube) مسابقه ای جهاني برگزار مي شود و امسال بيست و ششمين سال برگزاری این مسابقه است. بد نیست بدانید که تاکنون بيليونها راه براي حل اين مكعب كشف شده است.

جايزه اين مسابقه براي نفر اول 19 هزار دلار است. حد نصاب جهاني براي حل آن هم با چشم بسته يك دقيقه و  58.32 ثانيه و با چشم باز 11.75  ثانيه بوده است.
 
هدف: يكرنگ كردن تمام سطح ديواره در هر طرف اين مكعب.
 برای اولين بار، در سال 1353، پروفسور انرو روبيك (Erno Rubik) از بلغارستان اين مكعب را اختراع كرد؛ اما از سال 1359 شهرت جهاني پيدا كرد و به اسم خودش يعني  Rubik معروف شد و در تاریخ جهان، با 300 ميليون مكعب فروخته شده، تاکنون پرفروش ترين هديه بوده است.

 اينترنت هم بشدت به جذب علاقه مندان به اين بازي كمك كرده است. اين هم وب سايت رسمي اين بازي:

http://www.rubiks.com

منبع : http://teletext.irib.ir/UserPages/tabid/55/ContentId/3533/Default.aspx

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 14:57 | لینک  | 

The advantage of a bad memory is that one enjoys several times the same good thing for the first time.

مزیت یک حافظه بد در آنست که می توان چندین بار از یک چیز خوب برای نخستین بار لذت برد.



منبع : http://pestonak.blogfa.com/post-48.aspx

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:8 | لینک  | 

گفتگویی که واقعا روی فرکانس اضطراری کشتیرانی، روی کانال ۱۰۶ سواحل (Finisterra (Galicia میان اسپانیایی ها و آمرییکایی ها در ۱۶ اکتبر ۱۹۹۷ضبط شده است.

اسپانیایی ها (با سر و صدای متن ) : A-853 با شما صحبت می کند. لطفا ۱۵ درجه به جنوب بچرخید تا از تصادف اجتناب کنید. شما دارید مستقیما به طرف ما می آیید . فاصله ۲۵ گره دریایی.

آمرییکایی ها (با سر و صدای متن) :ما به شما پیشنهاد می کنیم ۱۵درجه به شمال بچرخید تا با ما تصادف نکنید.

اسپانیایی ها : منفی. تکرار می کنیم ۱۵ درجه به جنوب بچرخید تا تصادف نکنید .

آمرییکایی ها (یک صدای دیگر): کاپیتان یک کشتی ایالات متحده آمریکا با شما صحبت می کند. به شما اخطار می کنیم ۱۵ درجه بشمال بچرخید تا تصادف نشود.

اسپانیایی ها: این پیشنهاد نه عملی است و نه مقرون به صرفه. به شما پیشنهاد می کنیم ۱۵ درجه به جنوب بچرخید تا با ما تصادف نکنید.

آمریکایی ها (با صدای عصبانی ): کاپیتان ریچارد جیمس هاوارد، فرمانده ی ناو هواپیمابر یو اس اس لینکلن با شما صحبت می کند . ۲رزم ناو ، ۵ ناو منهدم کننده، ۴ناوشکن، ۶ زیردریایی و تعداد زیادی کشتیهای پشتیبانی ما را اسکورت می کنند. به شما پیشنهاد نمی کنم، به شما دستورمی دهم راهتان را ۱۵درجه به شمال عوض کنید. در غیر اینصورت مجبور هستیماقدامات لازمی برای تضمین امنیت این ناو اتخاذ کنیم .. لطفا بلافاصله اطاعت کنید و از سر راه ما کنار روید !

اسپانیایی ها : خو آن مانوئلسالاس آلکانتارا با شما صحبت می کند. ما دو نفر هستیم و یک سگ، ۲ وعده غذا، ۲ قوطی آبجو و یک قناری که فعلا خوابیده ما را اسکورت می کنند . پشتیبانی ما ایستگاه رادیویی زنجیره ی دیال ده لا کورونیا و کانال ۱۰۶اضطراری دریایی است. ما به هیچ طرفی نمی رویم زیرا ما روی زمین قرار داریم و در ساختمان فانوس دریایی A-853 Finisterra روی سواحل سنگی گالیسیا هستیم و هیچ تصوری هم نداریم که این چراغ دریایی در کدام سلسله مراتب از چراغ های دریایی اسپانیا قرار دارد . شما می توانید هر اقدامی که به صلاحتان باشد را اتخاذ کنید و هر غلطی که می خواهید بکنید تا امنیت کشتی کثافتتان را که بزودی روی صخره ها متلاشی می شود تضمین کنید . بنابراین بازهم اصرار می کنیم و به شما پیشنهاد می کنیم عاقلانه ترین کار را بکنید و راه خودتان را ۱۵ درجه ی جنوبی تغییر دهید تا از تصادف اجتناب کنید.

آمریکایی ها: آها. باشه. گرفتیم. ممنون .



منبع : ali_mmohamadian@yahoo.com گروه همترانه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 12:52 | لینک  | 

خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد.
قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم.
خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت؛ نذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم. هر آرزویی که برایت برآورده کردم، ۱۰ برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم!
خانم کمی تامل کرد و گفت؛ مشکلی ندارد.
آرزوی اول خود را گفت؛ من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم.
قورباغه به او گفت؛ اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو زیباتر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر بدنبالش بیافتد و تو او را از دست دهی.
خانم گفت؛ مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در چشم او بجز من نخواهم ماند. پس آرزویش برآورده شد.
بعد گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم. قورباغه به او گفت شوهرت ۱۰ برابر ثروتمند تر می شود و ممکن است به زندگی تان لطمه بزند.
خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند شد.
آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی برآورده کرد.
خانم گفت؛ می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم!
نکته اخلاقی: خانم ها خیلی باهوش هستند. پس باهاشون درگیر نشین.
قابل توجه خواننده های مونث؛ اینجا پایان این داستان بود. لطفاً صفحه را ببندید و برید حالشو ببرید.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
مرد دچار حمله قلبی ۱۰ برابر خفیف تر از همسرش شد

 
 
منبع : cs_ahmad@yahoo.com گروه مبین شماره ۱۰۲۸

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 13:11 | لینک  | 

مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار مهمی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید:
ببخشید آقا ؛ من قرار مهمی دارم ، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟
مرد روی زمین : بله، شما در ارتفاع حدودا ً ۶ متری در طول جغرافیایی "۱٨'۲۴   ۸۷ و عرض جغرافیایی "۴۱'۲۱   ۳۷ هستید.
مرد بالن سوار : شما باید مهندس باشید.
مرد روی زمین : بله، از کجا فهمیدید؟
مرد بالن سوار : چون اطلاعاتی که شما به من دادید اگر چه کاملا ً دقیق بود به درد من نمی خورد و من هنوز نمی دانم کجا هستم و به موقع به قرارم می رسم یا نه؟
مرد روی زمین : شما باید مدیر باشید.
مرد بالن سوار : بله، از کجا فهمیدید؟
مرد روی زمین : چون شما نمی دانید کجا هستید و به کجا می خواهید بروید. قولی داده اید و نمی دانید چگونه به آن عمل کنید و انتظار دارید مسئولیت آن را دیگران بپذیرند.

 
منبع : گروه همترانه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 9:35 | لینک  | 


 
  • آيا ميدانستي ساليانه چهار ميليون نفر در آمريکا مورد حمله سگهاى خانگي قرار ميگيرند که بيشترين اين افراد را بچه ها تشکيل ميدهند.
  • آيا ميدانستي که بعضي از پرندگان چنان درجه حرارت بدنشان بالاست که مجبورند براى حفظ اين گرما ، غذاى زيادى بخورند. بطوريکه اگر شما بخواهيد باندازه اين نوع پرندگان غذا بخوريد بايد در هر وعده غذا حداقل ده کيلو غذا بخوريد.
  • آيا ميدانستي که در بعضي از قطعات الکترونيکي، پلاستيکهاى بخصوصي استفاده ميشود که گرانتر از طلاي هم وزن خودش هست.
  • آيا ميدانستي که شمار کروموزوم ها در هر سلول انسان چهل و شش عدد مي باشد در صورتي که در اسب شصت عدد و در سگ پنجاه و دو عدد ميباشد.
  • آيا ميدانستي که چينها اولين مليتي بودند که هزار سال قبل از ميلاد داراى پرچم به شکل امروزى بودند.

 منبع : گروه مبین ۱۰۱۲به نقل از  bimaze2006@yahoo.com

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 13:30 | لینک  | 

شمايی که هر روز بدتر از من در اينترنت ويلون و سيلون هستيد، احتمالاً روزی دهها و شايد صدها بار علامت @ رو در سايتهای مختلف ميبينيد و خودتون هم اون رو تايپ ميکنيد. اما آيا ميدونيد معنی و مفهوم و ريشهء اين علامت چيه؟
چگونگی پيدايش علامت @ مثل خيلی چيزهای ديگه صد در صد روشن نيست. اينقدر معلومه که ريشهء لاتين داره و قديمها مثل & و § روی شصتيهای ماشين تحرير در کنار اونها قرار داشت. همونطور که & ترکيب حروف e و t است و et در لاتين «و» معنی ميده، @ از ترکيب حروف a و d و تبديلشون به ad ساخته شده، به معنای «اما»، يعنی اين دو علامت & و @ ناقض همديگه هستند. & استدلال رو تشديد ميکنه، @ تضعيف.
علامت @ از قديم در مسائل تجاری و بازرگانی به کار ميرفته و تا امروز هم در انگليسی بهش ميگن commercial at. تجار انگليسی از اون به جای à در فرانسه استفاده ميکردند به معنی «هر کدام»، مثلاً ۱۰ عدد سيب به قرار هر کدام ۵ پنس، ۱۰ سيب @ ۵ پنس. بعدها در زبانهای کامپيوتری BASIC و dBASE هم کاربرد داشت. در سال ۱۹۷۲ که ری تاميلسن ايميل رو اختراع کرد، در جستجوی يک علامت با کاربرد کم برای جدا کردن اسم کاربر و آدرس اينترنتی به فکر استفاده از @ افتاد. از اونجايی که اسم علامت at بود که در انگيلسی معنی «در» ميده، از نظر محتوايی هم برای منظور تاميلسن مناسب بود. اينجوری شد که اين علامت همراه گسترش ايميل در دنيا معروف شد و چون در بعضی از کشورها قبلش کاربرد چندانی نداشت، يواش يواش تبديل شد به سمبل ايميل و حتی اينترنت.
شايد براتون جالب باشه که بدونيد اسم علامت @ در زبانهای مختلف چيه:
آلمان: ميمون گيره (اسم يک نوع ميمون هم هست) يا گوش ميمون يا تاب ميمون يا الف.
دانمارک: اسنابل آ - خرطوم فيل
اسرائيل (عبری): شَبلول - حلزون يا اشترودل، اسم آلمانی يک نوع شيرينی (گرداب).
هلند: آپن​استارتيه يعنی دم ميمون، يا آپن​کلوتيه، اونجای ميمون!
ايتاليا: کيوچولا - حلزون
چين (ماندارين): کسياو لائو شو - موش کوچولو
روسيه: سباچکا - سگ کوچک
تايلند: آی توا ييوکيو - کرمی که می​لولد
مجارستان: کوکاچ - کرم
در کشورهای اسپانيايی​زبان مثل اسپانيا و مکزيک و همينطور پرتغال و برزيل: به معنی يک چهارم هم هست، برای همين بهش ميگن آروب که از عرب گرفته شده.
فرانسه: اونجا هم همينطور، arrobase
نروژ: کرول آلفا - آلفای مارپيچی
بوسنی هرزگووين: لودو آ - الف ديوانه
يونان: پاپاکی - اردک کوچولو

منبع: اطلاعات عمومی، Erst denken, dann senden، اثر David Shipley و Will Schwalbe

منبع : meherdad_kazemi@yahoo.com از مبین ۹۷۱

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 9:25 | لینک  | 

در 9 بخش زیر یک پارادایم شکل میگیرد.
1) گروهی از دانشمندان 5 میمون را در قفسی قرار دادند. دروسط قفس یک نردبان و بالای نردبان یک موز گذاشتند.
2) هرزمانی که میمونی بالای نردبان میرفت دانشمندان برروی سایر میمونها آب سرد میپاشیدند.
3) پس از مدتی، هروقت که میمونی بالای نردبان میرفت سایرین اورا کتک میزدند.
4) پس از مدتی دیگر هیچ میمونی علیرغم وسوسه ای که داشت جرات بالارفتن از نردبان را به خود نمیداد.
5) دانشمندان تصمیم گرفتند که یکی از میمونهارا جایگزین کنند. اولین کاری که این میمون جدید انجام داد این بود که بالای نردبان برود که بلافاصله توسط سایرین مورد ضرب و شتم قرار گرفت. پس از چندبار کتک خوردن، میمون جدید بااینکه نمیدانست چرا، اما یاد گرفت که بالای نردبان نرود.
6) میمون دومی جایگزین گردید و همان اتفاق تکرار شد. سومین میمون هم جایگزین شد و دوباره همان اتفاق(کتک خوردن) تکرار گردید. بهمین ترتیب چهارمین و پنجمین میمون نیز عوض شدند.
7) آن چیزی که باقی مانده بود گروهی متشکل از 5 میمون بود که با اینکه هیچگاه آب سردی برروی آنها پاشیده نشده بود، میمونی را که بالای نردبان میرفت را کتک میزدند.

اگر امکان داشت که از میمونها بپرسند که چرا میمونی که بالای نردبان میرود را کتک میزنند، شرط خواهیم بست که جواب آنها این خواهد بود:
"من نمیدانم ... این اتفاقی است که اطرافمان میافتد!"... این جواب به نظر آشنا نمی آید؟....


فرصت ارسال این رابرای اطرافیانتان از دست ندهید، چون ممکن است از خودشان بپرسند که چرا ما همیشه به کاری که انجام میدهیم ادامه داده ... علیرغم اینکه راه دیگری نیز وجود دارد.


تنها برای دو چیز حد و پایانی نمیتوان تصور نمود؛ جهان و حماقت بشر. البته در خصوص مورد اول زیاد مطمئن نیستم. آلبرت اینشتین

 
 
منبع : poorchesta@gmail.com از گروه مبین شماره ۹۱۱

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:5 | لینک  | 


سبيل:
بعضي از مردان مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد.

اسامي مستعار:
اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.

پرداخت صورتحساب ميز:
وقتي صورتحساب را مي آورند، با اينكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روي ميز ميگذارند. وقتي دختران صورتحساب را دريافت ميكنند، ماشين حسابهاي جيبي خود را بيرون مي آورند.

پول:
يك مرد 2000 هزار تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يك زن 1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد.

بگو مگوها:
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان ميزنند. هر چيزي كه يك مرد بعد از آن بگويد، شروع يك بگو مگوي ديگر خواهد بود

آينده:
يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود.

موفقيت:
يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است كه بتواند چنين مردي را پيدا كند.

ازدواج:
يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج ميكند،ولي تغيير نميكند. يك مــرد به اين اميد با همسرش ازدواج ميكند كه تغيير نكند، ولي تغيير ميكند.

روابط:
اول از همه، يك مرد يك رابطه را يك رابطه بحساب نمي آورد. وقتي رابطه اي تمام ميشود، زن شروع به گريه نموده و سفره دلش را براي دوستان دخترش ميگشايد و نيز شعري با عنوان "همه مردها نادانند" مي سرايد. سپس به ادامه زندگيش ميپردازد. مرد هنگام جدايي اندكي مشكلاتش بيشتر است. 6 ماه پس از جدايي ساعت 3 نيمه شب يك پنجشنبه، تلفن ميزند و ميگويد: "فقط ميخواستم بدوني كه زندگيمو از بين بردي، هيچوت نمي بخشمت، ازت متنفرم، تو يه ديوانه اي، ولي ميخوام بدوني باز هم يه فرصتي برامون باقي مونده." نام اين كار تماس تلفني "ازت متنفرم/عاشقتم" است كه 99 درصد مردان حداقل يك بار آنرا انجام ميدهند. برخي كلاسهاي مشاوره اي مخصوص مردان براي رها شدن از اين نياز تشكيل ميشود كه معمولا تاثيري در بر ندارند.

بلوغ:
زنان بسيار سريعتر از مردان بالغ ميشوند. اغلب دختران 17 ساله ميتوانند مانند يك انسان بالغ رفتار كنند. اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم كودكانه بسر برده و رفتارهاي ناپخته دارند. به همين دليل است كه اكثر دوستي هاي دوران دبيرستان به ندرت سرانجام پيدا ميكنند.

 
فيلم كمدي:
فرض كنيد چند زن و مرد در اتاقي نشته اند و ناگهان سريال نقطه چين شروع مي شود. مردها فورا هيجان زده شده و شروع به خنده و همهمه ميكنند، و حتي ممكن است اداي بامشاد را نيز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكايت منتظر تمام شدنش ميشوند.

دست خط:
مردها زياد به دكوراسيون دست خطشان اهميت نميدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده ميكنند. زنان از قلم هاي خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به "ي" ها و "ن" ها قوس زيبايي ميدهند. خواندن متني كه توسط يك زن نوشته شده، رنجي شاهانه است. حتي وقتي مي خواهد تركتان كند، در انتهاي يادداشت يك شكلك در انتها آن ميكشد.

حمام:
يك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود دارد - مسواك، خمير دندان، خمير اصلاح، خود تراش، يك قالب صابون و يك حوله. در حمام متعلق به يك زن معمولي بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. يك مرد قادر نخواهد بود اغلب اين اقلام را شناسايي كند.

خواروبار:
يك زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه ميرود. يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب زميني ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسر مي خرد.

بيرون رفتن:
وقتي مردي ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني براي بيرون رفتن حاضر است. وقتي زني ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني 4 ساعت بعد وقتي آرايشش تمام شد، آماده خواهد بود.

گربه:
زنان عاشق گربه هستند. مردان ميگويند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بيرون پرتاب ميكنند.

آينه:
مردها خودبين و مغرور هستند، آنها خودشان را در آينه چك ميكنند. زنان بامزه اند، آنها تصوير خود را در هر سطح صيقلي بازديد ميكنند -- آينه، قاشق، پنجره هاي فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقاي زلفيان...

تلفن:
مردان تلفن را به عنوان يك وسيله ارتباطي براي ارسال پيامهاي كوتاه و ضروري به ديگران در نظر ميگيرند. يك زن و دوستش مي توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسيدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت ديگر با هم شروع به صحبت كنند.

آدرس يابي:
وقتي يك زن در حال رانندگي احساس ميكند كه راه را گم كرده، كنار يك فروشگاه توقف كرده و از كسي كه وارد است آدرس صحيح را ميپرسد. مردان اين را به نشانه ضعف ميدانند. آنها هرگز براي پرسيدن آدرس نمي ايستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان ميچرخند و چيزهايي شبيه اين ميگويند: "فكر كنم يه راه بهتر پيدا كردم،" و "ميدونم كه بايد همين نزديكي باشه، اون مغازه طلا فروشي رو ميشناسم."

پذيرش اشتباه:
زنان بعضي اوقات قبول ميكنند كه اشتباه كردند. آخرين مردي كه اشتباهش را پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است.

فرزند:
يك زن همه چيز را در مورد فرزندش مي داند: قرارهاي دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزديك و صميمي، قرارهاي رمانتيك، غذاهاي مورد علاقه، اسرار، آرزوها و روياها. يك مرد بطور سربسته و مبهم فقط ميداند برخي افراد كم سن و سال هم در خانه زندگي ميكنند.

لباس شيك پوشيدن:
يك زن براي رفتن به خريد، آب دادن به گلهاي باغچه، بيرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستي لباس شيك مي پوشد. يك مرد فقط هنگام رفتن به عروسي و يا مراسم ترحيم لباس رسمي برتن ميكند.

شستن لباسها:
زنان هر چند روز يك بار لباسهايشان را ميشويند. مردها تك تك لباس هاي موجود در كمد، حتي روپوش و اونيفرم جراحي هشت سال پيش خود را مي پوشند و هنگاميكه لباس تميزي باقي نماند، يك لباس كثيف بر تن نموده و كوه ايجاد شده از لباسهاي چرك خود را با آژانس به خشك شويي منتقل ميكنند.

عروسي:
هنگام ياد كردن از عروسي ها، زنان در مورد "مراسم جشن" صحبت ميكنند، مردان درباره "ميهماني هاي دوران مجردي."

اسباب بازي:
دختران كوچك عاشق عروسك بازي هستند و وقتي به سن 11 يا 12 سالگي ميرسند علاقه شان را از دست ميدهند. مردان هيچگاه از فكر اسباب بازي رها نميشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازي هايشان نيز گران قيمت تر و پيچيده تر ميشوند. نمونه هاي از اسباب بازيهاي مردان: تلويزيون هاي مينياتوري و كوچك، تلفنهاي اتومبيل، مخلوط كن و آب ميوه گيري، اكولايزرهاي گرافيكي، آدم آهني هاي كنترلي، گيمهاي ويدئويي، هر چيزي كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل براي كار كردن به شش باتري نياز داشته باشد.

گل و گياه:
يك زن از شوهرش ميخواهد وقتي مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب ميدهد. زن پنج روز بعد به خانه اي پر از گلها و گياهان پژمرده برميگردد. كسي نميداند چرا اين اتفاق افتاده است

 منبع : jaberk2004@yahoo.com  از همترانه ها

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 13:22 | لینک  | 


نمیدونم چرا بعضی وقتا اینجوری میشه؟

مجبوری کارایی انجام بدی که دوس نداری

مثلا جایی میری که دلت نمیخواد اما ................

لباسی میپوشی که باب سلیقه ات نیست اما................

وقت میزاری در صورتیکه کاملا بی حوصله ای

با کسی هم صحبت میشی که ازش بیزاری

میدونی داری دروغ میشنوی اما الکی سرت رو بعنوان تایید تکون میدی

میدونی ادم بدیه اما ازش تعریف میکنی

چاپلوسی میکنه اما تحمل میکنی

فرصت طلبه بازم سعی میکنی نفهمه که میدونی

 و مثلا تو دنیای مجازی :پستشو کامل نخوندی اما کامنت میذاری و اظهار نظر میکنی

نشناختیش اما  اعتماد میکنی

داری اما میگی ندارم

خوابت میاد اما نمیخوابی و مثل الان من هذیون میگی

راستی چرا بعضی وقتا اینجوریه؟


منبع : http://woman2008.blogfa.com/post-94.aspx

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 11:37 | لینک  | 

آيا ميدانستيد که در يك قطره آب يك ميليارد اتم وجود دارد

آيا ميدانستيد که از بزاق يک نوع خفاش خون آشام داروي ساخته اند که جلوی سکته مغزی را ميگيرد

آيا ميدانستيد که در سيبري هوا به حدي سرد است كه بخار دهان انسان در هوا يخ ميزند و به زمين ميريزد

آيا ميدانستيد که ركورد گرفتن انگور با دهان كه از ارتفاعي معادل صد متر پرتاب شده بود توسط پل تاويلا اهل آمريكا در سال نود و يک ميلادی شكسته شد

آيا ميدانستيد که هرچه از مركز زمين فاصله بگيريم نيروي جاذبه كمتر مي شود، در نتيجه وزن كاهش مي يابد ، وزن فردي که در خط استوا ايستاده از وزن همين شخص در قطب شمال و جنوب كمتر است زيرا در خط استوا زمين بر آمده تر و در قطب هموارتر است اين تفاوت وزن حدود پنج درصد است

آيا ميدانستيد که ظروف پلاستيكي تقريبا پنجاه هزار سال در برابر تجزيه و فساد مقاومند

آيا ميدانستيد که تقريبا 300 متر مكعب گاز هليم ميتواند يك انسان را از روي زمين بلند كند

آيا ميدانستيد در صورت نبودن غذا تمساح قوي همنوع ضعيفتر از خود را مي خورد

آيا ميدانستيد که كرمهاي ابريشم در پنجاه وشش روز هشتاد و شش هزار برابر خود غذا ميخورند

آيا ميدانستيد که تيز پروازترين حيوانات جهان پرندگاني اند كه «پرستوك» ناميده ميشوند پرستوك دم خاردار كه در آسيا زندگي ميكند ، قادر است با سرعتي بيش از صد و شصت كيلومتر در ساعت پرواز كند و با بالاترين ميزان سرعت يك قطار سريع السير رقابت كند

آيا ميدانستيد که كره مريخ با سرعت 240 كيلومتر درساعت به دور خورشيد ميچرخد

آيا ميدانستيد كوچكترين سگ جهان ، داركيده پيترزبورگ با 600 گرم وزن مي باشد

آيا ميدانستيد که پنگوئن نر در طول دو ماه محافظت از تنها تخم پنگوئن ماده چيزي نمي خورد و چهل درصد وزن خود را از دست ميدهد


آيا ميدانستيد که روغن ساعت گرانبها ترين محصول نفت خام است

آيا مي دانستيد که اولين عمل جراحي ثبت شده در تاريخ پزشكي درسال 1136 ميلادي توسط جراح نظامي پادشاه انگلستان «ژرژ دوم» با موفقيت انجام شد

آيا ميدانستيد قلب گنجشك 100 بار در دقيقه مي زند ، درضمن ميدانستي که گنجشکها روي زمين راه نمي روند بلكه مي پرند

آيا ميدانستيد که اگر يخهاي قطب جنوب آب شود ، آب اقيانوسها 70 متر بالا ميايد و يك چهارم خشكيها زير آب ميرود
آيا ميدانستيد که همه سياره هاي منظومه شمسي از غرب به شرق ميچرخند به جز سياره ناهيد كه از شرق به غرب ميچرخد

آيا ميدانستيد که مار ميتواند تا نيم ساعت بعد از قطع شدن سرش نيش بزند

آيا ميدانستيد که نميشود روی فلز چدن حکاکي کرد


آيا ميدانستيد که در سال 47 ميلادی فقط صد و هفتاد هزار نفر در جهان تلويزيون داشتند

آيا ميدانستيد که کوير لوت چهاردهمين کوير وسيع دنيا ميباشد مساحت آن به بيش از نود وپنج هزار کيلومتر مربع ميرسد يعني بيشتر از دو برابر مساحت کشور سوئيس

آيا ميدانستيد که زنبورهای عسل کندوی خود را با دقت يک دهم ميليمتر مي سازند ، آن از کرکهای لامسه خود بعنوان وسيله اندازه گيری استفاده ميکنند

آيا ميدانستيد که پنگوئنها جوجه های خود را از روی صدايشان تشخيص ميدهند

 منبع : گروه همترانه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 10:40 | لینک  | 

آيا ميدانستيد بزرگترين عامل چربي خون کشيدن سيگار ميباشد

آيا ميدانستيد برج ايفل 1792 پله دارد

آيا ميدانستيد که افزايش ميزان فسفر در خون ميتواند باعث جدا شدن کلسيم از استخوان ها شود که در نهايت باعث ضعيف شدن استخوانها و شکسته شدن آنها ميشود

آيا ميدانستيد که دو کشور چين و آمريکا بيشترين توليد کننده سيــــر ميباشند

آيا ميدانستيد که مطالعات جديد نشان ميدهد مصرف همزمان ويتامين هاي «ای و سي» ممكن است در كاهش ابتلا افراد به بيماري آلزايمر موثر باشد

ميدانستيد که هر 186 هزار سال يکبار ، کره زمين کاملا" به زير آب ميرود و تمامي زمين پوشيده از آب ميشود و دوباره بعد از مدتي سر از آب بيرون ميآورد

آيا ميدانستيد که يك بررسي نشان داده خانواده‌هايي كه در آنها مصرف روزانه يك ليوان شير به صورت عادت درآمده است، فرزنداني شاداب و باهوش دارند

آيا ميدانستيد که عسل به كمك دياستازهايش چربي‌هاي اطراف قلب را آب مي‌كند به همين دليل مصرف آن به سالخوردگان و بيماران قلبي توصيه مي‌شود

آيا ميدانستيد که بزرگترين دستبرد به بانک در سال 1976 ميلادی ، در طول نا آرامي هاي داخلي در بيروت ، گروهي نظامي به بريتيش بانك خاور ميانه حمله كردند و گاوصندوق هائي كه در هر يك بين نه تا بيست و دو ميليون دلار بود را بسرقت بردند

آيا ميدانستيد که طولاني ترين كلمه در ديكشنري آكسفورد از چهل و پنج حرف تشكيل شده است

آيا ميدانستيد که رودخانه گنگ براي هندوها بسيار مقدس است و هر سال مردم زيادي براي پاک شدن و تطهير خود را در آن مي شويند ، در حالي که فاضلاب صد شهر و روستا و ميليونها تن مواد سمي و زايد کارخانه ها به طور مستقيم وارد اين رودخانه مي شود

آيا ميدانستيد که تابلوي موناليزا گرانبهاترين اثر هنري است كه تاكنون دزديده شده است اين تابلو در بيست و يک آگست سال هزارونصدويازده از موزه لوور پاريس بسرقت رفت و در سال هزارونصدوسيزده در ايتاليا پيدا شد

آيا ميدانستيد که قطب شمال كمترين دماي جهان را دارد ميانگين دماي هوا در آنجا پنجاه و هشت درجه سانتيگراد زير صفر است بعضي روزها حتي سردتر هم ميشود

آيا ميدانستيد انسان در روز بطور متوسط پانزده هزار بار پلک ميزند

آيا ميدانستيد که آقايون در روز چهل تار مو و خانمها هفتاد تار مو از دست ميدهند ، البته بيشتر آنها دوباره جايگزين ميشوند

آيا ميدانستيد که 30 برابر جمعيتي که امروز بر سطح کره زمين زندگي ميکنند ، در زير خاک مدفون شده اند

آيا ميدانستيد تنها قسمت بدن که در آن خون جريان ندارد قرينه چشم است

آيا ميدانستيد که با يک مداد ميشود خطي به طول پنجاه و هشت کيلومتر کشيد

آيا ميدانستيد که شبيه بودن دو اثر انگشت به يگديگر ، يک به شصت و چهار ميليارد ميباشد

آيا ميدانستيد که عقربها تنها موجوداتي هستند که اشعه راديو اکتيويته تاثيری به آنها ندارد و جالب تر اينکه عقربها دو دشمن دارند يکي از آنها يک نوع سار است و ديگری مگس

مهرباني در گفتار موجب اعتماد ميشود ، مهرباني در فکر محبت را عميق ميکند و مهرباني به صورت بخشش عشق مي آفريند

آيا ميدانستيد که شيشه به ظاهر جامد بنظر ميرسد ولي در واقع مايعي است که بسيار کند حرکت ميکند

آيا ميدانستيد بزرگترين فرودگاه ، فرودگاه بين المللي رياض در كشور عربستان است كه در سال هشتاد و سه ميلادی با هزينه اي معادل دو ميليارد و يكصد ميليون پوند بمساحت دويست و بيست و پنج كيلومتر مربع ساخته شد

آيا ميدانستيد که مار «اناکوندا» تنها نمونه افعي است که بچه مي زايد

آيا ميدانستيد که در حدود يک سوم سرطانهايي که در نهايت منجر به مرگ ميشوند با آنچه که ميخوريم در ارتباط هستند

آيا ميدانستيد که فقط با از دست دادن يک در صد از آب بدن ، احساس تشنگي ميکنيم

آيا ميدانستيد که ناخنهای دست چهار برابر ، سريعتر از ناخن های پا رشد ميکنند

آيا ميدانستي که دهان انسان روزانه يک ليتر بزاق توليد ميکند

ادامه دارد...

منبع (راست و دروغش گردن): گروه همترانه ها

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 11:46 | لینک  | 

محبت شدیدی که سابقا ابراز میکردم
دروغ وبی اساس بود و در حقیقت نفرت به تو
روز به روز زیادتر میشود و هرچه بیشتر ترا میشناسم
پستی و وقاحت تو بیشتر در نظرم آشکار میگردد
در قلب خود احساس میکنم که ناچارباید
از تو دور باشم و هیچگاه فکر نکرده بودم که
شریک زندگی تو باشم زیرا ملاقاتهاییکه اخیرا با تو کردم
طبیعت و زمانه روح پلیدت را آشکار ساخت و
بسیاری از اخلاق و صفات تو را به من شناساند و میدانم که
خشونت طبع و تند خوئی ترا بدبخت خواهد کرد
اگر عروسی ما سر بگیرد مسلما همه عمر خود را با تو
به پریشانی و بد ختی خواهم گذراند و بدون تو عمر خود را
در نهایت شادکامی طی خواهم کرد در نظر داشته باش که روح من
هیچگاه بتو رام نخواهد شد و نفرت و کینه ام پیوسته
متوجه تواست این نکته را باید در نظر داشته باشی و بدانی که
از تو میخواهم آنچه را که گفته ام شوخی و مسخره نکنی و بدانی که
این نامه را از صمیم قلب مینویسم و چقدر تاسف میخورم اگر
باز هم در صدد دوستی با من باشی با نهایت نفرت از تو میخواهم
که از پاسخ دادن به این نامه خودداری کنی زیرا نامه های تو سراسر
مهمل و دروغ است و نمیتوان گفت که دارای
لطف و حرارت میباشد بطور قطع بدان که همیشه
دشمن تو هستم و از تو بشدت متفنر هستم و نمیتوانم فکر کنم که
دوست صمیمی و وفادار تو هستم

دوست خوبم

اگر می خواهی بدانی که راز این نامه چه بوده است نامه را یک بار دیگر یک خط در میان بخون . 
 

منبع : گروه همترانه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 13:19 | لینک  | 

 ادیسون در سنین پیری پس از کشف چراغ برق یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار می رفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد. این آزمایشگاه بزرگترین عشق پیرمرد بود
هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود
در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا کاری از دست کسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط جلو گیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است
آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود
پسر با خود اندیشید که احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سکته می کند و لذا از بیدار کردن پیرمرد منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با تعجب دید که پیر مرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند.
پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش بسر میبرد
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی می بینی چقدر زیباست!
رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟
حیرت آور است!
من فکر می کنم که آن شعله های بنفش به‌علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است!
وای ! خدای من، خیلی زیباست!
کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید.
کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت.
نظر تو چیه پسرم؟
پسر حیران و گیج جواب داد:
پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی؟
چطـور می توانی؟ من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟
پدر گفت: پسرم از دست من و تو که کاری بر نمی آید.
مامورین هم که تمام تلاششان را می کنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظره ایست که دیگر تکرار نخواهد شد.
در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فکــر می کنیم. الان موقع این کار نیست.
به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت!
توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ظبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع نمود.

منبع : ایمیل mehti_vk91@yahoo.com  به گروه همترانه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:36 | لینک  | 

کشاورزی فقير از اهالی اسکاتلند فلمينگ نام داشت. يک روز، در حالی که به دنبال امرار معاش خانواده‌اش بود، از باتلاقی در آن نزديکی صدای درخواست کمک را شنيد، وسايلش را بر روی زمين انداخت و به سمت باتلاق دويد...
پسری وحشت زده که تا کمر در باتلاق فرو رفته بود، فرياد می‌زد و تلاش می‌کرد تا خودش را آزاد کند.
فارمر فلمينگ او را از مرگی تدريجی و وحشتناک نجات داد...
روز بعد، کالسکه‌ای مجلل به منزل محقر فارمر فلمينگ رسيد.
مرد اشراف‌زاده خود را به عنوان پدر پسری معرفی کرد که فارمر فلمينگ نجاتش داده بود.
اشراف زاده گفت: «می‌خواهم جبران کنم شما زندگی پسرم را نجات دادی.»
کشاورز اسکاتلندی جواب داد: «من نمی‌توانم برای کاری که انجام داده‌ام پولی بگيرم.»
در همين لحظه پسر کشاورز وارد کلبه شد.
اشراف‌زاده پرسيد: «پسر شماست؟»
کشاورز با افتخار جواب داد: «بله»
- با هم معامله می‌کنيم. اجازه بدهيد او را همراه خودم ببرم تا تحصيل کند. اگر شبيه پدرش باشد، به مردی تبديل خواهد شد که تو به او افتخار خواهی کرد...
پسر فارمر فلمينگ از دانشکدة پزشکی سنت ماری در لندن فارغ التحصيل شد و همين طور ادامه داد تا در سراسر جهان به عنوان سِر الکساندر فلمينگ کاشف پنسيلين مشهور شد...
سال‌ها بعد، پسر همان اشراف‌زاده به ذات الريه مبتلا شد.
چه چيزی نجاتش داد؟ پنسيلين

منبع : trash_young2001@yahoo.com از خوانندگان مبین

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 13:11 | لینک  | 

 
سیاستمدار: کسی است که می تواند به شما بگوید به جهنم بروید منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید.

مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند و بعد به شما می گوید ساعت چند است.

حسابدار: کسی است که قیمت هر چیز را می داند ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند.

بانکدار: کسی است هنگامی که هوا آفتابی است چترش را به شما قرض می دهد و درست تا باران شروع می شود آن را می خواهد.

اقتصاددان: کسی است که فردا خواهد فهمید چرا چیزهایی که دیروز پیش بینی کرده بود امروز اتفاق نیفتاد.

روزنامه نگار: کسی است که %50 از وقتش به نگفتن چیزهایی که می داند می گذرد و %50 بقیه وقتش به صحبت کردن در مورد چیزهایی که نمی داند.

ریاضیدان: مرد کوری است که در یک اتاق تاریک بدنبال گربه سیاهیه می گردد که آنجا نیست.

هنرمند مدرن: کسی است که رنگ را بر روی بوم می پاشد و با پارچه ای آن را بهم می زند و سپس پارچه را می فروشد.

فیلسوف: کسی است که برای عده ای که خوابند حرف می زند.

روانشناس: کسی است که از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد که همسرتان مجانی از شما می پرسد.

جامعه شناس: کسی است که وقتی ماشین خوشگلی از خیابان رد می شود و همه مردم به آن نگاه می کنند، او به مردم نگاه می کند.

برنامه نویس: کسی است که مشکلی که از وجودش بی خبر بودید را به روشی که نمی فهمید حل می کند
منبع : گروه همترانه
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:11 | لینک  | 

 نظر شما در مورد رفیق چیست؟

هنگامی که از فیثاغورس پرسیده شد رفیق چیست؟

جواب داد: “کسی که من دیگریست بدان گونه که ۲۲۰ و ۲۸۴ هستند.” مفهوم عبارات بالا از نظر ریاضی چنین است: مقسوم علیه های ۲۸۴ عبارتند از: ۱٬۲٬۴٬۷۱٬۱۴۲ که مجموعشان ۲۲۰ است و از طرف دیگر مقسوم علیه های ۲۲۰ عبارتند از: ۱٬۲٬۴٬۵٬۱۰٬۱۱٬۲۰٬۲۲٬۴۴٬۵۵٬۱۱۰ که مجموع اینها برابر ۲۸۴ است.

فیثاغورسیان چنین اعدادی را اعداد متحابه (دوست دار هم) می نامیدند. با اینکه کشف چنین اعدادی برای یونانیان مشکلات زیادی را به همراه داشت اما کار مورد علاقه یونانیان بود. بهرحال کشف اینگونه اعداد پیشرفت زیادی نداشت و تا بحال سه زوج دیگر از این اعداد کشف شده اند که به قرار زیر می باشند: ۱۷۲۹۶ ٬ ۱۸۴۱۶ که در سال ۱۶۳۶ میلادی توسط فرما شناسایی شد. ۹۴۳۷۰۵۶ ٬ ۹۳۶۳۵۸۴ که توسط دکارت ارایه گردید. ۱۱۸۴ ٬ ۱۲۱۰ که توسط پاگانینی در سال ۱۸۶۷ میلادی معرفی شد. سوالی که تاکنون ذهن ریاضیدانان را به خود مشغول کرده اینست که آیا بینهایت از این زوجها وجود دارد یا خیر؟ البته هندیها اعداد متحابه را قبل از فیثاغورس شناخته بودند. همچنین قسمتهایی از کتاب مقدس را میتوان یافت که نشان می دهد یهودیان چنین اعدادی را مبشر سعادت می دانستند. نکته جالب دیگر داستان مورد تردید یک شاهزاده دوره باستان است که نامش بنا به علم حروف برابر عدد ۲۸۴ بود. این شاهزاده سالهای سال دنبال دختری برای ازدواج میگشت که نامش برابر عدد ۲۲۰ باشد و معتقد بود که این عامل باعث خوشبختی در زندگی او می شود.

منبع : ایمیل یکی از خوانندگان گروه همترانه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:26 | لینک  | 

اولين پل دنيا "فقط" براي اين ساخته شد كه دو نفر رو به هم برسونه.
پل هاي بعدي كه ساخته شدن قضيه يه كم لوث شد .
تكنولوژي كه از راه رسيد همه چيزو خراب كرد.
حالا به هر كي بگي فلسفه ساخته شدن اولين پل چي بوده، هيشكي باور نمي كنه!

مبنع: http://100gol.blogfa.com/post-9.aspx

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 10:38 | لینک  | 

آواتور ! چیزی که هر کدوم از اونهایی که وارد اینترنت میشن باهاش سر و کار دارن ، حالا تحت عنوان اسامیه دیگه مثل شکلک ، اسمایل و ... . مثلا توی یاهو مسنجر ، یا توی وب سایت ها یا وبلاگ هایی که توشون رفت و آمد دارن .
هر آواتوری که توسط اونها انتخاب میشه ، به نوعی با موضوع مورد علاقشون ارتباط داره ، و يه جورايي بيانگر شخصيت و روحيات طرف مقابله  مثلا یکی عکس یه دختر خوشگل  و همینطور یک پسر رو انتخاب میکنه ، یکی دوست داره از تصاویر کارتن ها یا فیلم ها استفاده کنه ، یکی تصاویر عصبانی و وحشتناک رو ترجیح میده ، یکی دوست داره از تصاویری استفاده کنه که تک باشه حالا یا در رابطه با موضوع خاصی باشه یا اینکه نه فرقی نمیکنه چی باشه مهم اینه که چیزی باشه که دیگران رو وادار کنه در موردش نظر بدن ، یکی هم دلش میخواد عکس خودش تو آواتورش باشه  !و خيلي چيزاي ديگه که تو آواتورها مي تونيد ببينيد .

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:30 | لینک  | 

یک شرکت ژاپنی در اقدامی جالب به کارکنان خود که بر اثر قطع رابطه با شریک زندگی شان دل شکسته شده اند مرخصی همراه با حقوق موسوم به «مرخصی دل شکستگی» می دهد !!!

 
به نقل از رویترز، شرکت بازاریابی «Hime & Co» مستقر در توکیو اعلام کرده است: کارکنانی که روابط خود با همسرشان را قطع کرده اند می توانند از «مرخصی دل شکستگی» این شرکت استفاده کنند!!!
به گفته مقامات شرکت، «مرخصی دل شکستگی» به کارکنان اجازه می دهد در بیرون از محیط کار ناله و زاری کنند و سپس سرحال به سرکار خود بازگردند.
میکی هیرادات مدیرعامل شرکت که در طول فصول خرید سال نیز به کارکنانش مرخصی همراه با حقوق پرداخت می کند در این باره گفت: همه کس احتیاج به مرخصی زایمان ندارند اما وقتی یک فرد دلش می شکند باید به مرخصی برود درست مثل وقتی که شما مریض می شوید!
بنابر اعلام شرکت کارکنانی که ۲۴ سال یا کمتر سن دارند می توانند یک روز در سال از این مرخصی استفاده کنند در حالی که افراد ۲۵ تا ۲۹ ساله دو روز در سال و کارکنان مسن تر نیز سه روز در سال حق استفاده از این مرخصی را دارند!
مدیرعامل شرکت ژاپنی در توجیه این رتبه بندی گفت: زنانی که در دهه دوم عمر خود قرار دارند می توانند راحت تر و سریع تر از آنهایی که در دهه ۳۰ سالگی هستند شریک بعدی خود را پیدا کنند و شکست عشقی برای زنان مسن تر شدیدتر است...
براساس این گزارش کارکنان شرکت مزبور همچنین اجازه دارند که دو روز در سال از یک مرخصی تحت عنوان «مرخصی برای خرید» استفاده کنند.

منبع : گروه همترانه

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 12:8 | لینک  | 

بنا به خبری که نشریه پرتیراژ لیبراسیون منتشر کرده است دختران دانشجو کرایه خانه خود را شخصا [لذت جنسی دادن به صاحبخانه] پرداخت می کنند!
دو تن از نویسندگان این نشریه که در لباس دانشجو به دنبال خانه اجاره ای رفته بودند دریافتند صاحبخانه ها در ازای سک.س به دختران دانشجو منزل اجاره می دهند!
قیمت بالای اجاره بها باعث شده است تا مالکین منازل نهایت استفاده را از این امر ببرند و اجاره منزل در ازای خدمت جنسی اکنون در فرانسه گسترش زیادی یافته است. برخی از فراوان افرادی که در سایت www.missive.info به درج آگهی منزل اجاره ای می پردازند به طور آشکار در آگهی می نویسند که اجاره منزل با خدمت جنسی از سوی مستأجر پرداخت می شود!

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 9:57 | لینک  | 

 
در دنیا شکایات عجیب و غریبی به ثبت می رسند که برخی به فرجام می رسند و برخی نافرجام می مانند. کشور آمریکا نیز شاهد شکایات بسیار جالب و عجیب و غریبی است، این هم برخی از عجیب ترین شکایات مطرح شده در آمریکا:
به گزارش وبلاگ ترجمه اخبار ترکیه به نقل از روزنامه وطن؛ یک مرد اهل سان دیه گوی آمریکا علیه شهرداری شکایتی را به مبلغ 5.4 میلیون دلار مطرح کرد. دلیل شکایت این بود: هنگام اجرای کنسرت در سالن شهرداری یک زن وارد توالت مردانه شده بود و شاکی از لحاظ روحی صدمات جبران ناپذیری دیده بود!

- یک سارق زندانی نیز علیه مسئولان زندان شکایت کرد. چرا که مسئولان زندان به او دئودورانت رایگان نمی دادند!

- یک بیمار سرطانی نیز به دلیل آنکه در مدت زمانی که پزشکان گفته بودند نمرده بود از مسئولان بیمارستان خواستار غرامت شد. چرا که اعتقاد داشت خیلی وقت قبل باید می مرده است!

- پتر ویلز 36 ساله در شکایتش خواستار غرامت از همسرش شد. چرا که معتقد بود زنش به او گفته بود از وسایل پیشگیری از حاملگی استفاده می کند اما به وی دروغ گفته است. وی در شکایتش مدعی شد زنش اسپرم وی را دزدیده است! در نهایت این شکایت به جایی نرسید!

- یک زن که در یک روز برفی با یک موتور برفی تصادف کرده بود راننده موتور برفی را کشت. به دلیل آنکه نمی توانست از مرده شکایت کند علیه زن متوفی به دلیل شوکه شدن شکایت کرد!

- در فلوریدا یک ماهیگیر اسیر طوفان شد و درگذشت. خانواده متوفی علیه یک کانال تلویزیونی به جرم هواشناسی نادرست شکایت کردند و خواستار 10 میلیون دلار غرامت شدند. این دعوا به فرجام نرسید

- به گزارش وبلاگ ترجمه اخبار ترکیه، یک پیرزن 81 ساله به نام استلا لیبک بخاطر آنکه قهوه خریداری شده اش روی بدنش ریخته و باعث سوختگی شده است از شرکت مک دونالد شکایت کرد. دادگاه وی را محق دانست و پیرزن 2.7 میلیون دلار خسارت دریافت کرد. مک دونالد از ترس شکایات مشابه تدابیر لازم را اتخاذ کرد!

- در رستورانی در فیلادلفیا یک خانم مشتری که زمین خورده بود و استخوانش شکسته بود علیه رستوران شکایت می کند و 113 هزار و 500 دلار به دست می آورد. جالب اینکه این مشتری به نام آمبر چارسون در رستوران با معشوقش دعوا کرده بود و روی بطری ای که به سوی معشوقش پرت کرده افتاده و زمین خورده بود!

 

منبع : گروه همترانه

 

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 13:35 | لینک  | 


آيا مي دانستيد كه قد انسان تا ۲۰، ۲۵ و گاهاً تا ۴۰ سالگي بلند مي شود و از چهل سالگي به بعد قد انسان هر دو سال حدود شش ميلي متر كوتاه مي شود.
* آيا مي دانستيد كه ناخنهاي دست چهار برابر سريعتر از ناخن هاي پا رشد مي كنند.
* آيا مي دانستيد كه دهان انسان روزانه يك ليتر بزاق توليد مي كند.
* آيا مي دانستيد كه مغز شما وقتي خواب هستيد فعاليتش بيشتر از وقتي است كه در حال تماشاي تلويزيون هستيد.
* آيا مي دانستيد كه مغولستان بزرگترين كشور جهان است كه به دريا و اقيانوس راه ندارد.
* آيا مي دانستيد كه ملكه موريانه پنجاه بار بزرگتر از جفت مذكر خود مي باشد.
* آيا مي دانستيد چيتا يا يوزپلنگ سريعترين حيوان خشكي است . او در عرض فقط 3 ثانيه تا 100 كيلومتر در ساعت سرعت مي گيرد. ركوردي كه حتي سريعترين خودروهاي فراري هم نتوانسته اند بشكنند.
* طبق آمار صندوق بين المللي پول، ايران از نظر فرار مغزها در بين 91 كشور در حال توسعه و توسعه نيافته جهان در مقام اول قرار دارد.
* آيا مي دانستيد كه برج آزادي كه در بندر نيويورك(ايالات متحده امريكا) قرار دارد 92 متر ارتفاع و هديه اي از طرف فرانسه است. قطعات اين مجسمه كم كم با كشتي از فرانسه به آمريكا اورده شد و در انجا سر هم شد.
* آيا مي دانستيد تشكيل و تولد سياره اي مشابه زمين حداقل به سه ميليون سال زمان نياز دارد.
* آيا مي دانستيد كه در هر شبانه روز تقريباً هيجده هزار ليتر خون در بدن به جريان انداخته مي شود و اين كار عظيم را قلب به تنهايي عهده دار است.
* آيا مي دانستيد كه شمار تلفات جاني در جنگ جهاني دوم كه بين سالهاي 1939 تا 1945 بود، بيش از بيست و شش ميليون نفر بود.
* آيا مي دانستيد كه تقريبا 300 متر مكعب گاز هليم مي تواند يك انسان را از روي زمين بلند كند.
* آيا مي دانستيد كه كرمهاي ابريشم در پنجاه و شش روز، هشتاد و شش هزار برابر خود غذا مي خورند.
* آيا مي دانستيد كه تيزپروازترين حيوانات جهان پرندگاني هستند كه "پرستوك" ناميده مي شوند؟ پرستوك دم خاردار كه در آسيا زندگي مي كند، قادر است با سرعتي بيش از صد و شصت كيلومتر در ساعت پرواز كند.
*در هرم خئوپوس در مصركه 2600 سال قبل از ميلاد ساخته شده است به اندازه اي سنگ بكار رفته كه ميتوان با ان ديواري اجري به ارتفاع 50 cmدر دور دنيا ساخت.
*هر سال از 600/557/31ثانيه تشكيل شده است.
*بزرگترين گل جهان فلوزيا نام دارد.
*اگر تمام رگهاي خوني را در يك خط بگذاريم تقريبا 97000 كيلو متر مي شود.
*سرعت صوت در فولاد 14 بار سريعتر از سرعت آن در هواست.
*نور خورشيد فقط تا عمق 400متري آب دريا نفوذ مي كند.
*امريكا تا 50 ميليون سال ديگر دو نيم خواهد شد.
*طول عمر مردم سوئد و ژاپن از ديگر ملل جهان بيشتر است.
*ابشار آنجل در ونزوئلا، 20 بار بلندتر از آبشار نياگارا است.
*يك ليتر سركه درزمستان سنگين تر از تابستان است.
*30 برابر مردمي كه امروزه بر سطح زمين زندگي مي كنند در زير خاك مدفون شده اند.
*نزديكترين ستاره به زمين بعد از خورشيد، آلفامنچوري است كه فاصله آن تا زمين 3/4سال نوري است.
*تنها حيواني كه نمي تواند شنا كند شتر است.
*فلز اوسميم سنگينترين ماده روي زمين است .
*آيا ميدانيد ۶۰٪ از ماهواره هاي جهان نظامي و ۴۰٪ بقيه غير نظامي است.
*آيا مي دانستيد درجه حرارت بالاترين قسمت يك شعله به 1540 درجه مي رسد در حاليكه پايين ترين قسمت آن فقط 300درجه حرارت دارد.

 منبع : گروه همترانه به نقل از  n3gah3_sangi@yahoo.com

 

(بعضی از این مطالب رو در پست های قبلی نوشته بودم

اما به دلیل رعایت امانت داری دوباره دقیقا نقل می کنم . )

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:54 | لینک  | 

این شعر کاندیدای شعر برگزیده سال 2005 شده توسط یک بچه آفریقایی نوشته شده و استدلال شگفت انگیزی دارد

وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم
وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم
وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم
و تو، آدم سفید
وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی
وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای
وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی
و وقتی می میری، خاکستری ای
و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟


 
 

"When I born, I Black, When I grow up, I Black,
When I go in Sun, I Black, When I scared, I Black,
When I sick, I Black, And when I die, I still black...

And you White fellow,
When you born, you pink, When you grow up, you White,
When you go in Sun, you Red, When you cold, you blue,
When you scared, you yellow, When you sick, you Green,
And when you die, you Gray...
And you call me colored???.. ......."

منبع : http://t85.blogfa.com/post-272.aspx

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:5 | لینک  | 

درسال 1948 سربازان لهستاني که بهمراه سربازان انگليسي درايران بوده اند خرسي را در تپه ها پيدا ميکنند و اورا پيش خودشان نگه ميدارند . با او دوست ميشوند و درآبجو و سيگارشان اورا شريک ميکنند . وقتي ميخواهند از ايران بروند فرمانده اجازه بردن خرس را نميدهد و چون سربازها اصرار ميکنند قرار براين ميشود که به او يک درجه ارتشي بدهند و اسمي روي او بگذارندو به اين ترتيب اوميشود ووي چک و درجه اش سرباز .
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 21:7 | لینک  | 

«عجيب‌ترين نام‌هاي ايراني» كوششي است از خلاصه‌ي تحقيقات مركز آمار ايران در خصوص نام‌هاي نامتعارف و عجيب و غريب ايرانيان. آنچه كه در اين نوشتار كوتاه بدان پرداخته مي‌شود، نگاهي مصداقي دارد به تركيب نام‌هاي مرد/زن و بازتاب‌هاي جالب آن.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 9:46 | لینک  | 

توی این شهر یه ملیون آدم زیبا و خوش مشرب زندگی می کنن. مردهای شوخ و سرزنده، دخترهای لوند و خوش آب و رنگ. خیلی هاشون شونه ای دارن که می تونی سرتو روشون بذاری و گریه کنی، خیلی هاشون دستی دارن که می تونی بگیری و تو خیابون باهاشون قدم بزنی. خیلی ها جفت چشم پر آبی دارن که می تونی بهشون ذل بزنی و عین دیوونه ها برقصی. خیلی ها لب مرطوبی دارن که تحمل نبوسیدنشون سخته. خیلی ها آغوش گرمی دارن که فراموشی بهت هدیه می دن. خیلی ها رختخواب نرمی دارن که توش رویاهاشون رو با تو شریک می شن. خیلیها چیزایی دارن که فقط تخیلت خبر داره که چقدر بهشون نیازمندی.
ولی یه نفر توی این شهر نیست، که از وقتی رفته نه چشمهات گریه دارن، نه پاهات حوصله خیابون گردی و رقص، نه لبهای خشکت از هم باز می شن برای بوسیدن، نه بدنت هوس گرم شدن می کنه و نه دیگه واقعاً تخیل رویایی برای دیدن برات می مونه.
اگه اون یه نفر هنوز دور و برته، بهش گوش بده.
اگه دوست داره دستت رو تو خیابون بگیره، دستش رو بگیر و از تجریش تا شوش عزیز باهاش قدم بزن، حتی اگه متنفری دستت رو تو خیابون بگیرن.
اگه خواست، وسط میدون شوش باهاش ازدواج کن. حتی اگه آیه عربی اش یادت نبود.
اگه خواست ساکت بشین و هیچی نگو، حتی اگه پر از حرف بودی.
اگه دستش رو دراز کرد حتی با آهنگ لامبادا هم باهاش برقص، حتی اگه از ناف تا زانوت رو گچ گرفتن و تکون نمی خوره.
اگه خواست باهاش برف بازی کن حتی اگه چل درجه تب داشتی.
اگه خواست توی مهمونی اعدام صدام هم برو حتی اگه از صدام و مهمونی و اعدام متنفری.
اگه خواست بمیر، حتی اگه لبالب از زندگی بودی.

برای اینکه هر یه ملیون آدم شهر هم اگه جمع بشن، هیچ کدوم غیر اون نمی فهمن که تو چی می خوای.

منبع : میمون بی مغز

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:58 | لینک  | 

انسان هم میتونه دایره باشه هم یه خط راست. انتخاب با خودت است. تا ابد دور خودت بچرخی  یا تا بی نهایت ادامه بدی


---


کشتی ها در بندرگاه در امانند اما کشتی برای این کار ساخته نشده .

---

 يک روز روباهي کلاغي ديد و گفت به به چه پايي چه سري چه دمي! کلاغ گفت بي ادب خجالت بکش !

مگه خودت خوار و مادر نداری ؟ من اون موقع کلاس اول بودم ولي الان شوهر دارم


---

مرگ از زندگی پرسيد:
" اين چه حكمتي است كه باعث مي شود تو شيرين و من تلخ جلوه كنم ؟! "
زندگي لبخندي زد و گفت :
" دروغ هايي كه در من نهفته است و حقيقت هايي كه تو در وجودت داري !"


---

فرشته اي از سنگ پرسيد :
چرا مانند خاک از خدا نمي خواهي که از تو انسان بسازد ؟
سنگ تبسمي کرد و گفت : هنوز آنقدر سخت نشده ام که مستحق چنين خواسته اي باشم .

منبع : مجله سرگرمی گروه روزنه شماره 42

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:36 | لینک  | 

1- شوروی
چهار اکتبر 1957
ماهواره: اسپاتنیک 1
موشک: شماره هفت قدیمی
محل پرتاب:مرکز فضایی بایکنور
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 11:17 | لینک  | 

قيصر (مسعود كيميايي)

قيصر (بهروز وثوقي) : احترامت واجبه خان دايي ، اما حرف از مردي و مردونگي نزن كه حالم به هم مي‌خوره ... سه دفعه كه آفتاب بيفته روي اون ديوار ، مردم يادشون مي‌ره كه ما چي بوديم و چي كرديم ، خان دايي ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 0:30 | لینک  | 

در حال حاضر بیش از 6 میلیون اختراع وجود دارد که توماس ادیسون با 1093 اختراع رکورد دار این زمینه است.

- نور می تواند دور کره زمین (خط استوا) را 7.5 بار در 1 ثانیه طی کند.

- الكترون معنای یونانی كهربا است. كهربا ماده ای است كه در هنگام سایش به پارچه پشمی باردار شده و خرده های كوچك كاه را جذب می كند. این ربایش به علت نیرویی مرموز اتفاق می افتد كه یونانیان آن را الكتریسیته نامیده اند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:57 | لینک  | 

- هر چه از استوا به سمت قطب پیش میرویم اندازه موجودات بزرگتر میشود مثل پنگوین ها - روباه - وال.
- گاو نر کور رنگ است و فقط نسبت به حرکات شنلی که گاو باز در مقابل چشمانش تکان میدهد به خشم میاید و دیگر فرقی نمیکند که شنل به چه رنگی باشد.
- وزن کل موریانه های جهان ده برابر وزن کل انسانها است.
- ادرار موش در زیر اشعه ماورا بنفش میدرخشد و همین امر باعث میشود که بازها بتوانند آنها را شکار کنند.
- کانگروها قادر نیستند بسوی عقب راه بروند.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 15:55 | لینک  | 

آنالیز جستجوی ایرانیان در اینترنت

من دیگه حرفی برای گفتن ندارم!

نتیجه را در قسمت ادامه متن ببینید!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 11:27 | لینک  | 

جمله‌ای از پاسکال : زمین سکونت‌گاه حقیقت نیست. حقیقت سرگردان و ناشناس در میان آدمیان می‌گردد.

این جمله هم یادآور فیلم ZODIAC  آخرین ساخته دیوید فینچر شد:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:34 | لینک  | 


مجله علمی "نیوساینتیست" فهرستی از "آخرین محلهای" دنیا تهیه کرده که مربوط به مکانهایی از زمین است که پای انسان متمدن تاکنون به آنها نرسیده است. در واقع پایان دنیا اینجاست!

به گزارش خبرگزاری مهر، در مدت یک قرن گذشته جمعیت انسانهای زمین از یک میلیارد نفر به شش میلیارد نفر رسیده است.

به طوری که اعتقاد بر این است دنیا هرگز به این شلوغی نبوده و در هیچ زمانی به اندازه امروز نقاط مختلف آن شناخته نشده بوده است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 14:58 | لینک  | 

 

ميگن جواب يک دانشجوی دانشگاه واشينگتن به يک سؤال امتحان شيمی آنچنان جامع و کامل
 

. بوده که توسط پروفسورش در شبکهء جهانی اينترنت پخش شده و دست به دست ميگرده خوندنش سرگرم‌کننده است ..
 
پرسش: آيا جهنم اگزوترم (دفع‌کنندهء گرما) است يا اندوترم (جذب‌کنندهء گرما)؟
 
اکثر دانشجويان برای ارائهء پاسخ خود به قانون بويل-ماريوت متوسل شده بودند که می‌گويد حجم مقدار معينی از هر گاز در دمای ثابت، به طور معکوس با فشاری که بر آن گاز وارد می‌شود متناسب است. يا به عبارت ساده‌تر در يک سيستم بسته، حجم و فشار گازها با هم رابطهء مستقيم دارند. 
 
اما يکی از آنها چنين نوشت:
 
اول بايد بفهميم که حجم جهنم چگونه در اثر گذشت زمان تغيير می‌کند. برای اين کار احتياج به تعداد ارواحی داريم که به جهنم فرستاده می‌شوند. گمان کنم همه قبول داشته باشيم که يک روح وقتی وارد جهنم شد، آن را دوباره ترک نمی‌کند. 
پس روشن است که تعداد ارواحی که جهنم را ترک می‌کنند برابر است با صفر.
برای مشخص کردن تعداد ارواحی که به جهنم فرستاده می‌شوند، نگاهی به انواع و اقسام اديان رايج در جهان می‌کنيم. بعضی از اين اديان می‌گويند اگر کسی از پيروان آنها نباشد، به جهنم می‌رود. از آن جايی که بيشتر از يک مذهب چنين عقيده‌ای را ترويج می‌کند، و هيچکس به بيشتر از يک مذهب باور ندارد، می‌توان استنباط کرد که همهء ارواح به جهنم فرستاده می‌شوند. 
با در نظر گرفتن آمار تولد نوزادان و مرگ و مير مردم در جهان متوجه می‌شويم که تعداد ارواح در جهنم مرتب بيشتر می‌شود. حالا می‌توانيم تغيير حجم در جهنم را بررسی کنيم: طبق قانون بويل-ماريوت بايد تحت فشار و دمای ثابت با ورود هر روح به جهنم حجم آن افزايش بيابد. اينجا دو موقعيت ممکن وجود دارد: 
 
۱) اگر جهنم آهسته‌تر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدريج بالا خواهند رفت تا جهنم منفجر شود.
۲) اگر جهنم سريعتر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدريج پايين خواهند آمد تا جهنم يخ بزند. 
 
اما راه‌حل نهايی را می‌توان در گفتهء همکلاسی من ترزا يافت که می‌گويد: «مگه جهنم يخ بزنه که با تو ازدواج كنم!» از آن جايی که تا امروز اين افتخار نصيب من نشده است (و احتمالاً هرگز نخواهد شد)، نظريهء شمارهء ۲ اشتباه است: جهنم هرگز يخ نخواهد زد و اگزوترم است. 
 
تنها جوابی که نمرهء کامل را دريافت کرد، همين بود
 
منبع : گروه همترانه 3 دی

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 14:21 | لینک  | 


 
بعضی معتقدند نوشیدن روزانه هشت لیوان آب به سلامتی فرد کمک می کند و یا مطالعه در نور ضعیف به بینایی او صدمه می زند.
عده ای هم هستند که می گویند انسان تنها 10 درصد از توانایی مغز خود را به کار می گیرد و یا تراشیدن موی پا باعث ضخیم تر شدن موهای دوباره رشد کرده می شود.
با این همه بررسی های محققان آمریکایی درباره شواهد موجود پیرامون هفت باور عمومی حاکی از نادرستی آنها بوده است.
آنگونه که نشریه پزشکی بریتانیا منتشر کرده پاره ای از این باورها یا افسانه های علمی کاملا اشتباه بوده اند و برای اثبات درستی پاره ای دیگر نیز هیچ دلیلی به دست نیامده است.

محققان دانشکده پزشکی دانشگاه ایندیانا در ایندیناپلیس برای بررسی صحت یا سقم هر یک از این باورها بررسی های جداگانه ای کرده اند.

بر اساس این بررسی ها، محققان هیچ دلیلی برای اثبات صحت نظریه نوشیدن روزانه هشت لیوان آب نیافته اند.

افسانه های علمی

در حقیقت، بررسی های انجام شده حکایت از آن دارد که نوشیدن بیش از حد آب می تواند خطرناک باشد.

نظریه دیگری که حاکی از استفاده تنها 8 درصد از توانایی مغز است کاملا اشتباه از آب درآمده است.

مطالعات انجام شده بر بیمارانی که دچار آسیب مغزی شده اند نشان می دهد که هرگونه آسیبی به هر نقطه از مغز می تواند تاثیر همیشگی و خاص خود را بر توانایی های ذهنی، نباتی و رفتاری فرد داشته باشد.

مطالعه تصاویر مغزی نیز نشان می دهد که هیچ نقطه ای از مغز غیرفعال و یا ساکت نیست.

باور دیگری که دال بر رشد مو و ناخن انسان پس از مرگ است نیز براساس تحقیقات این گروه ناشی از خطای دیدی است که به دلیل جمع وخشک شدن پوست انسان پس از مرگ پیش می آید.

بر این اساس رشد مو و ناخن نیاز به فعالیت های پیچیده هورمونی دارد که پس از مرگ متوقف می شود.

ریچل وریمن، نویسنده این گزارش علمی در نشریه پزشکی بریتانیا به بی بی سی گفت باور به اینکه تراشیدن موی پا به سریع تر شدن رویش آن و رشد موهایی تیره تر و ضخیمتر منجر می شود، تنها توهم و خطای دید است.

به گفته او نوک موهای تازه رشد کرده به دلیل تراشیده شدن، برشی خشن دارد که به ضخیم تروتیره تر دیده شدن آن کمک می کند.

باور متخصصان بر این است که مطالعه در نور ضعیف به بینایی آسیبی نمی زند.

دلایل و مستندات چندانی نیز برای حمایت از لزوم خاموش کردن تلفن موبایل در بیمارستان ها به دلیل تداخل امواج الکترومغناطیس به دست نیامده است.

و باور آخر، که می گوید خوردن بوقلمون، به دلیل تریپتوفان آمینو اسید آن فرد را خواب آلوده می کند نیز بی اساس است.

درحقیقت بوقلمون، مرغ و گوشت چرخ کرده گاو همگی به یک مقدار دارای تریپتوفان هستند.

محققان می گویند: " هر وعده بزرگ غذایی می تواندبه خواب آلودگی فرد بیانجامد چرا که گردش خون و رساندن خون به مغز را کاهش می دهد و غذاهای غنی از پروتئین یا نشاسته می توانند به خواب آلودگی فرد منجر شوند. شراب نیز نقشی مشابه ایفا می کند."

دکتر دیوید توی، سردبیرنشریه شواهد بالینی می گوید: " مشکل این است که اغلب رد کردن یک نظریه کار دشواری است. شواهد قابل استناد زمانی مهم می شوند که به مردم در تصمیم گیری های دشوار درخصوص مضرات و خطرهای پیرامونشان کمک کنند."

به گفته وی " باید در نظر داشت که نبود دلیل و مدرک لزوما به معنای نبود تاثیر نیست. بسیاری از افسانه های علمی بی ضررند با این همه ما همواره با شواهدی روبرو می شویم که با باورهای جاری و توقعات ما مغایرت دارند."

منبع : گروه همترانه 6 دی 86

نوشته شده توسط مهدی طلایی در ساعت 16:13 | لینک  |