منبع :اطلاعات 80 سال - جلد اول (1357- 1304)، صفحهء 556. ۱۳۱۱/۹/۷
منبع : نیم نما
حالا ما اینجا درس می خونیم، که بریم خارج کار کنیم…
منبع : http://opium.ir/1388/07/%d8%ad%d8%aa%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%84%d8%b2%db%8c/
مردي که در استان فارس با آتش زدن عمدي يک رأس الاغ زنده را کشته بود با حکم جالب دادگاه مواجه شد.
به گزارش مهر، چندي قبل کشاورز 53 سالهاي در استان فارس الاغي بلاصاحب که وارد مزرعه کاهو وي شده و به مزرعه خسارت زده بود را با ريختن بنزين به آتش کشيد و در پي آن يکي از شعب دادگاههاي استان فارس که حسب کيفر خواست دادستان به پرونده رسيدگي مي کرد او را مجرم شناخت و حکم بر محکوميت وي به تحمل 50 ضربه شلاق صادر کرد.
در ادامه دادگاه نيز به لحاظ وضعيت خاص و فقدان پيشينه کيفري و سوابق مثبت محکوم عليه از اجراي حکم شلاق خودداري و محکوميت وي را با شرايط ديگري معلق شد تا در صورت اجراي آنها محکوميت شلاق اجرا نشود.
در راي دادگاه آمده: "محکوم عليه مکلف است به جاي تحمل شلاق و به عنوان مجازات جايگزين اولا نسبت به فراگيري 20 حديث از معصومين (ع) با مضامين مهرباني با حيوانات و رفتار شايسته با حيوانات اقدام کند، ثانياً به مدت يکسال از کاشتن کاهو در مزرعه خود خودداري کند و ثالثاً يک رأس الاغ بلاصاحب را به مدت سه ماه نگهداري و تغذيه وي را به عهده گيرد".
مجرم نيز با پذيرش حکم دادگاه نسبت به راي صادره اعتراضي نکرده و مفاد حکم صادره به وسيله اجراي احکام دادسرا اجرا شده است.
منبع : http://rajanews.com/Detail.asp?id=38043
در میان رقصهای فلوکلور ایرانی، رقص باباکرم از رقصهای ایرانی است که ویژگیهای خاصی دارد. در بابا کرم از رقص شانه و کمر استفاده میشود و رقاص لباس سیاه و سفید جاهلی بر تن میکند و معمولا لنگی را بر گردن آویزان کرده و از آن در طول اجرای رقص استفاده میکند.
داستان رقص باباکرم به سالهای دهه ۲۰ باز میگردد. در آن دوران، یکی از شازده خانمهای تهران، باغبان مسنی داشته به نام بابا کرم. هر وقت خانم به باغ میرفتهاست باغبان رو صدا میکرده: بابا کرم چطوری؟ این باغبان به تدریج عاشق این خانم میشود و بعد از مدتی که خانم به فرنگ سفر میکند، بابا کرم از عشق وی میمیرد. در آن زمان بابا کرم در اذهان مردم به عنوان یک مرد عاشق میماند و این رقص هم در آن زمان نشان دهنده حرکات یک مرد عاشق بودهاست. در واقع بابا کرم از نمادهای نشان دهنده عشق مرد ایرانی به معشوقه اش است. این آهنگ برای اولین بار با صدای حسین همدانیان اجرا شد که از آهنگهای فلوکلور ایرانی به حساب میآید
منبع : ویکی پدیا
سید خندان نام ایستگاه اتوبوسی در جاده قدیم شمیران بوده است. سیدخندان پیرمردی دانا بوده که پیش گوییهای او زبانزده مردم در سی یا چهل سال پیش بوده است. دلیل نامگذاری این منطقه نیز احترام به این پیرمرد بوده است.
ادامه مطلب
به راستی برای چه ؟ چرا برای ما ایرانی ها این تکه آب تا این میزان اهمیت دارد؟ برای ما که در مقابل ویرانی ها و خرابی های میراث فرهنگی و معنوی خود در داخل ایران سکوت می کنیم و در مقابل ترک بودن مولانا حرف نمی زنیم و نگاه می کنیم که ابوعلی سینا و ابوریحان بیرونی را عرب خطاب کنند. چرا در خصوص خلیج فارس این همه داستان و شلوغ کاری می کنیم؟
ادامه مطلب
ادامه مطلب
صدای محرم می آید . صدای کارناوالهای عزاداری . صدای مداحی های همراه با گیتار برقی . صدای گریه می آید صدای خنده می آید .
دوباره محرم آمد ؛ ماه پیروزی خون بر شمشیر. ماه آزادی جماعت نسوان از بند خانه . دیگر دختری از بیرون ماندن در خیابان تا نیمه های شب خجالت زده نیست .
محرم آمد و پرچمهای سیاه ، خیمه های سیاه و ماتیکهای سیاه
دوباره صدای گوشخراش مداحی ها در جنوب شهر و صدای مطرب انگیز مداحان شمال شهر می آید.
اینجا واقعه عاشورا را با لیزر می خوانند. اینجا شمایل امام حسین و ابالفضل را در جای جای خیابان خواهید دید چهرهایی چون هنرپیشه های سینمای هند با بازوانی پیچیده به سبک آرنولد . اینجا دیگر کسی به یاد عاشورا و شهادت نمی افتد.
دیگر کسی به فکر لب تشنه و ایثار و حماسه نیست در ذهن این جماعت فقط سراغ از شربت و غذای نذری بگیرید
اینجا غوغایی نه بر سر امام حسین بلکه بر سر قابلمه غذا برپاست.
شهر من هزاران تکیه دارد و هزاران آدم بی تکیه گاه. شهر من گرسنگان زیادی دارد گرسنگانی که در این ده روز همه به برکت حاتم بخشی های حاجی بازاری ها غذایی می خورند غذایی که شاید جوابگوی نیاز یکسال تمام گرسنگان باشد.
شهر من به برکت شهرداری هزاران تکیه دارد اما شهر من خیلی چیزها ندارد شهر من بیمارستان ندارد شهر من به تعداد کافی اتوبوس ندارد و از همه مهمتر شهر من دستشویی ندارد اما مهم نیست شهر من تکیه دارد برای عزاداری و این می ارزد به تمام بدبختی های یک شهر .
کارناوال عزا داری می آید با علمهای رنگاوارنگ. در رنگ پرها غرق می شوی و میخکوب شاخه شانه کشیدن جوانان در نشان دادن زور و بازوی خود
دسته زنجیر زنی را می بینی. چشمکها و خنده ها را می بینی. جنگ بر سر طبل و سنج را می بینی.
چقدر این مداحی آشناست به گوش.
روضه خوان روضه می خواند تو مشمئز از این روضه طلب هوای تازه می کنی. آری هزار چهارصد سال گذشته اگر هر ده سال یک دروغ خوانده شود باید واقعه عاشورا را در جای دیگر جست.
صدای محرم می آید: آهای خوشگل عاشق آهای عمر دقایق
آریانا : متعلق به نسل آریا
آریارمن : نیای داریوش بزرگ , به معنی رامش دهنده ایرانیان
آرتاباز : یکی از فرماندهان کورش بزرگ ، نام فرمانده ارشد گردونه هاي کورش بزرگ
آرش : نام قهرمان وطن پرست ملی ایران
آراد : نام فرشته
ادامه مطلب
آمیتریس : ( نام دختر داریوش دوم و همسر خشایارشا ه )
آموتیا : ( نام دوشیزه در زمان زندیه )
آناهیتا :( نام فرشتگان اهورامزدا )
ادامه مطلب
در ايران با ستان يعنی۷۰۰۰ سال پيش از امروز که از چين تا يونان بوده است در طولانی ترين شب سا ل دردامنه کوههای پامير( حضرت ميترا) چشم به جهان گشودوآن شب را (به سبب تولدحضرت ميترا) يلدانامگذاردند.
حضرت ميترای پيامبرکه ييامبر مهر است باپوشيدن لباس وکلاهی قرمز( همان کلاه قرمزی که برسرپاپ اعظم امروز می بينيم) به استمداد مستمندان ميشتافت ودرنمی کوفت و هر آنچه که داشت برپشت در خانه مستمندان می نهاد بدون بجای گذاستن هيچ اثری از خودمباداکه آنهااحساس شرمندگی کنند.
به همين جهت مردم آنزمان بر اين پندار بودند که کسی از آسمان ميايد مهرميايد ومهربانی رابرروی زمين گذارده وميرود.
پارسيان از آن پس همواره زادروزاين پيامبر مهر را بمدت يک هفته بزرگ ميداشتند باروشن نمودن چراغهای پی سوزوتزئين کاج سوزنی وشيرينی وتنقلات آنزمان جشن وپای کوبی ميکردند .
اين سنت در بين ايرانيان همچنان ادامه پيدا ميکند تا زمان حضرت زرتشت که ايرانيان به دين زرتشت گرويدندوهمچنان اين آئين راهمواره گرامی داشتند.
درسنهء ۶۰۰ پس از ميلاد مسيح درقستنطنيه يک کشيش والامقام به نام (نيکولاس) وجود داشت که ايشان به ايران سفرهای بسياری کرده بودندکه در اوايل سلطنت انوشيروان عادل بوده است.
نيکلاس پس از باز گشت به قستنطنتنيه برگذاری اين آئين درايران را به آگاهی ديگر کشيشان رساند وچون برای زاد روز عيسی مسيح مبداء تاريخی بخصوصی نداشتند زاد روز( حصرت ميترا ) را برای عيسی مسيح درنظر گرفتند که با همان آئين ميترائی جشن خود را برگذارکردند.
واينکه چطور اين تاريخ از ۲۱ دسامبربه۲۴ منتقل شدلارم به ذکر است چون که در آن رمان گاه شماری وجودنداشته بنابر اين يکروز در اين هفته انتخاب شده است که زياد جای نکوهش باقی نمی ماند
((لازم به ذکر است استناداين مطالب برگرفته شده ازمجله نيمروزسال۱۹۹۱ لندن))
برگرفته از وب لاگ الهه ءمهر
چون این مطلب را برایم فرستاند نتوانستم منبع آنرا به صورت لینک درج کنم.
اين ارتباط نزديك ريشه در نگاره ي زيباي فروهر كه بسيار آن را مشاهده كرده ايم دارد.اما پيش از آن بايد به شرح معاني بسياري كه اين نگاره ي زيبا در خود نهفته دارد بپردازيم.
بررسي نگاره فروهر
اين نگاره كه به شكل شاهين است در بسياري از سنگ نبشته ها و آثار قبل از اسلام مشاهده ميشود. در زمان هخامنشيان مهر سلطنتي بوده و گفته ميشود پس از ورود اسلام به ايران براي حفظ اين نماد نياكان ما به آن رنگ ديني داده اند و آموزش هاي دين زرتشت را به آن نسبت داده اند كه اين آموزش ها و مفاهيم نهفته در اين نگاره به شرح زير است:
1-چهره نيم تنه پيرمرد در اين نگاره نشان از دانش و تجربه است و اشاره به فروغ اهورايي وهومن يا دانش دارد.
2-حلقه ي دايره اي بزرگ كه پيرمرد از آن عبور كرده نشان دهنده ي اين است كه اين جهان خاكي گذرا است و هركس و همه چيز بايد در راستاي نظم طبيعت قرار داشته باشد و در جهت آباداني اين جهان تلاش كند.
3-دو بال برافراشته كه ميگويد آدمي بايد از سقوط به كژي و كاستي پرهيز نمايد و همواره اهورايي زندگي كند.هر بال داراي سه رديف است كه نماينده ي چكيده آموزش اشوزرتشت يعني انديشه نيك(هومت)،گفتارنيك (هوخت)و كردارنيك(هورشت) است.
4-بخش زيرين و دم نگاره كه آن هم سه بخش است و نشانه ي انديشه بد(دژمت)،گفتاربد(دژوخت) و كرداربد(دژورشت) است و انسان بايد با خرد خود همواره از آنها پرهيز كند.
5-دو پاي پرنده نماينده سپنته من و انگره من ميباشد كه به عقيده ي اشوزرتشت هر دو گوهرو همزاد هستند و انسان تنها موجوديست كه با نيروي اراده و اختيار ميتواند سپنته منها و خوبي ها را برگزيند و با همه ي انگره منها مبارزه كند.
6-پيرمرد با دست راست بر افراشته ي خود كه رو به سوي نور (قبله ي زرتشتيان)ايستاده در حال نيايش اهورامزدا،خداي بزرگ هستي بخش است.
7-اما حلقه اي كه در دست چپ نگاره است نماد مهر و پيمان است كه در آيين مهرپرستي كه قبل از آيين اشوزرتشت در ايران رواج داشته است و به دليل زيبا بودن اين رسم زرتشتيان نيز آن را پذيرفتند.
در واقع اين نماد بعدها در تمام جهان گسترده شد و امروز نمونه ي كوچكي از آن كه همان حلقه ي ازدواج است و هريك از دو نفر به هنگاه پيوند زناشويي آن را به دست چپ خود ميكند تا نشاني از وفاي به پيمان و همدلي باشد.
پس چرا با وجود اين چنين فرهنگ پرباري كه تمام جهان در تحير آنند بايد به فرهنگ ديگران روي بياوريم؟
منبع : گروه همترانه ۲۶ آذر
واژهی «آریا» در زبانهای اوستایی، فارسی باستان و سنسکریت به ترتیب به شکلهای «اَیریه»(airya)،«اَریه»(āriya)،«آریه»(arya) به کار رفتهاست. و نیز در زبان سنسکریت «اریه»(ariya) به معنی سَروَر و مهتر و «آریکه»(aryaka) به معنی مَردِ شایستهٔ بزرگداشت و حرمت است و آریایی بهزبان اوستایی «ائیرین»(airyana) و بهزبان پهلوی و فارسی دری «ایر» خوانده میشود و ایرج بهزبان آریایی "airya" است. ایر در واژه بهمعنی «آزاده» و جمع آن «ایران» بهمعنی «آزادگان» است.
منبع و ادامه مطلب : ویکی پدیا (حتما ببینید!)
مناطق شمالی شهر تهران : مناطق : 1،2،3،4،5،7،8،22
کد پلاک : 11
کدهای ذخیره : 44و77
- - -
مناطق مرکزی تهران : مناطق : 2،6،10،11،12
کد پلاک : 22
کدهای ذخیره : 55و88
- - -
مناطق جنوبی تهران : مناطق : 9،13،14،15،16،17،18،20،21
کد پلاک : 33
کد های ذخیره : 66و99
- - -
شهر کرج : کد پلاک : 68
- - -
سایر شهرستان های تهران : کد پلاک : 78
کد ذخیره : 21
. . .
ادامه مطلب
منبع و ادامه مطلب : http://www.rifs.ac.ir/tabriz.aspx
تاریخچه : دریاچه ارومیه که در سفرنامه ها به اسامی متعدد ریما- شیکاسته- چیچسته- چیچست- کلا- کبودان از آن نام برده شده است اشاره شود.
همچنین در اوستا و کتب پهلوی این دریاچه را مقدس دانسته و مولد زرتشت را در گوزن حوالی دریاچه ارومیه دانسته و آتشکده معروف گوزن موسوم به آذرگشسب نیز به همین مناسب مورد توجه و احترام بوده است.
در شاهنامه بجای کلمه چیچست و استرابون یونانی و موسی که از جغرافی نویسان قرن اول و پنجم میلادی هستند از این دریاچه به نام کاپوتا ( کبود ) و علمای اسلام مثل مسعودی و ابن حوقل و ابوریحان کبودان ذکر کرده اند و در حدود العالم چنین نوشته اند، دریای کبودان در ازای 50 فرسنگ است اندر پهنای سی فرسنگ و اندر میان دریا دیهی است که کبودان گویند و این دریا را بدان ده باز خوانند.
در منشأات قائم مقام آمده است که زمانی که نایب السلطنه به صاحب اختیاری آذربایجان منصوب شد ملک قاسم میرزا بیست و چهارمین پسر فتحعلی شاه قاجار یکبار در ایام جوانی و بار دوم در سال 1258 هجری قمری به حکومت ارومیه منصوب گردید بعد از فوت محمد شاه در سال 1268 هـ . ق ناصرالدین شاه وی را به حکومت آذربایجان گماردناگفته نماند که در دوره سلطنت فتحعلی شاه شیشوان و اغلب قراء اطراف دریاچه به عنوان قیول به نامبرده واگذار شده بود.
ذکر جمله ای از متن فرمان که به قلم قائم مقام فراهانی سیاست مدار و ادیب دوره قاجار خالی از لطف نیست ( اما شیشوان و سایر جاها که به ملک قاسم میرزا واگذاشتیم باید حکما به او برسد تا صدای او بیرون نیاید ) بدین ترتیب قراد اطراف دریاچه و نتیجتاً خود دریاچه در اختیار وی قرار گرفت این شخص قایقی ساخت و در رودخانه خود دریاچه به سیر و سیاحت و شکار پرداخت.
بعد از درگذشت ملک قاسم میرزا کلیه فرامین به نام فرزند ایشان امام قلی میرزا از طرف ناصرالدین شاه انتقال یافت و همان زمان بود که کشتیرانی دریاچه ارومیه با خرید یک فروند کشتی موتوری توسط نامبرده و با همکاری مسیو نعمان آلمانی آغاز و در سال 1320 (هـ .ق) با کسب امتیاز دو جانبه با بودا اغیانس روسی با خرید دو فروند کشتی موتوری و دو کشتی بارکش یدکی به وضع کشتیرانی دریاچه ارومیه رونق و اعتبار تازه ای بخشید و بعدها به سال 1303 هـ .ش طبق تصویب مجلس شورای ملی وقت کلیه دارایی بودا اغیانس به مبلغ 320 تومان خریداری و در اختیار وزارت فواثر عامه درآمد. 43 سال بعد از تملک شناورها توسط دولت بار دیگر نظرها به دریاجه معطوف گردید این بار نه از جانب اشخاص بلکه از سوی سازمانی که بر حسب قانون و به نام سازمان شکاربانی و نظارت بر صید عهده دار وظیفه خطیر حفاظت از دریاچه شد. این سازمان در سال 1346 دریاچه و کلیه جزایر آنرا به استثناء جزیره اسلامی، منطقه حفاظت شده اعلام و سپس به دلیل ارزشهای بالقوه آن و جهت حراست بیشتر از حیات گیاهی و جانوری محدوده قلبی را به استناد مصوبه شماره 63 مورخ 21/5/54 مندرج در روزنامه شماره 9252 مورخ 10/7/57 به پارک ملی تبدیل و سرانجام نظر به اهمیت خاص آن، برابر تصویب هیئت رئیسه شورای بین المللی هماهنگی انسان و کره زمین این پارک جزء یکی از 59 پارک بین المللی ذخایر طبیعی جهان شناخته شد.
منبع :http://fayazi-85.blogfa.com/post-20.aspx
آنها در ساخت سازه های سنگی و ستون های مجموعه تخت جمشید که دارای اشکال مخروطی است، از این عدد استفاده می کردند.
مهندسان هخامنشی راز استفاده از عدد پی (3.14 ) را دو هزار و 500 سال پیش کشف کرده بودند.
آنها در ساخت سازه های سنگی و ستون های مجموعه تخت جمشید که دارای اشکال مخروطی است، از این عدد استفاده می کردند.
عدد پی ( 3.14)در علم ریاضیات از مجموعه اعداد طبیعی محسوب می شود.
این عدد از تقسیم محیط دایره بر قطر آن به دست می آید.
کشف عدد پی جزو مهمترین کشفیات در ریاضیات است.
کارشناسان ریاضی هنوز نتوانسته اند زمان مشخصی برای شروع استفاده از این عدد پیش بینی کنند.
عده زیادی، مصریان و برخی دیگر، یونانیان باستان را کاشفان این عدد می دانستند اما بررسی های جدید نشان می دهد هخامنشیان هم با این عدد آشنا بودند.
«عبدالعظیم شاه کرمی» متخصص سازه و ژئوفیزیک و مسئول بررسی های مهندسی در مجموعه تخت جمشید در این باره، گفت: «بررسی های کارشناسی که روی سازه های تخت جمشید به ویژه روی ستون های تخت جمشید و اشکال مخروطی انجام گرفته؛ نشان می دهد که هخامنشیان دو هزار و 500 سال پیش از دانشمندان ریاضی دان استفاده می کردند که به خوبی با ریاضیات محض و مهندسی آشنا بودند.
آنان برای ساخت حجم های مخروطی راز عدد پی را شناسایی کرده بودند.
» دقت و ظرافت در ساخت ستون های دایره ای تخت جمشید نشان می دهد که مهندسان این سازه عدد پی را تا چندین رقم اعشار محاسبه کرده بودند.
شاه کرمی در این باره گفت: «مهندسان هخامنشی ابتدا مقاطع دایره ای را به چندین بخش مساوی تقسیم می کردند.
سپس در داخل هر قسمت تقسیم شده، هلالی معکوس را رسم می کردند.
این کار آنها را قادر می ساخت که مقاطع بسیار دقیق ستون های دایره ای را به دست بیاورند.
محاسبات اخیر، مهندسان سازه تخت جمشید را در محاسبه ارتفاع ستون ها، نحوه ساخت آنها، فشاری که باید ستون ها تحمل کنند و توزیع تنش در مقاطع ستون ها یاری می کرد.
این مهندسان برای به دست آوردن مقاطع دقیق ستون ها مجبور بودند عدد پی را تا چند رقم اعشار محاسبه کنند.
» هم اکنون دانشمندان در بزرگ ترین مراکز علمی و مهندسی جهان چون «ناسا» برای ساخت فضاپیماها و استفاده از اشکال مخروطی توانسته اند عدد پی را تا چند صد رقم اعشار حساب کنند.
بر اساس متون تاریخ و ریاضیات نخستین کسی که توانست به طور دقیق عدد پی را محاسبه کند، «غیاث الدین محمد کاشانی» بود.
این دانشمند اسلامی عدد پی را تا چند رقم اعشاری محاسبه کرد.
پس از او دانشمندانی چون پاسکال به محاسبه دقیق تر این عدد پرداختند.
هم اکنون دانشمندان با استفاده از رایانه های بسیار پیشرفته به محاسبه این عدد می پردازند.
شاه کرمی با اشاره به این موضوع که در بخش های مختلف سازه تخت جمشید، مقاطع مخروطی شامل دایره، بیضی، و سهمی دیده می شود، گفت: «به دست آوردن مساحت، محیط و ساخت سازه هایی با این اشکال هندسی بدون شناسایی راز عددپی و طرز استفاده از آن غیرممکن است.
» داریوش هخامنشی بنیان گذار تخت جمشید در سال 521 پیش از میلاد دستور ساخت تخت جمشید را می دهد و تا سال 486 بسیاری از بناهای تخت جمشید را طرح ریزی یا بنیان گذاری می کند.
این مجموعه باستانی شامل حصارها، کاخ ها، بخش های خدماتی و مسکونی، نظام های مختلف آبرسانی و بخش های مختلف دیگری است.
مجموعه تخت جمشید مهمترین پایتخت مقاومت هخامنشی در استان فارس و در نزدیکی شهر شیراز جای گرفته است
منبع : گروه همترانه ۶ آذر
براي مثال كشور مصر بيش از 3000 سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است!
اما كشورهاي جديدي مانند كانادا، نيوزيلند، استراليا كه 150 سال پيش وضعيت قابل توجهي نداشتند، اكنون كشورهايي توسعهيافته و ثروتمند هستند.
تفاوت كشورهاي فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعي قابل استحصال آنها هم نيست.
ژاپن كشوري است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه 80 درصد آن كوههايي است كه مناسب كشاورزي و دامداري نيست اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناوري ميباشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر ميكند.
مثال بعدي سويس است.
كشوري كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نميآيد اما بهترين شكلاتهاي جهان را توليد و صادر ميكند. در سرزمين كوچك و سرد سويس كه تنها در چهار ماه سال ميتوان كشاورزي و دامداري انجام داد، بهترين لبنيات (پنير) دنيا توليد ميشود.
سويس كشوري است كه به امنيت، نظم و سختكوشي مشهور است و به همين خاطر به گاوصندوق دنيا مشهور شدهاست (بانكهاي سويس)
افراد تحصيلکردهاي كه از كشورهاي ثروتمند با همتايان خود در كشورهاي فقير برخورد دارند براي ما مشخص ميكنند كه سطح هوش و فهم نيز تفاوت قابل توجهي در اين ميان ندارد.
نژاد و رنگ پوست نيز مهم نيستند. زيرا مهاجراني كه در كشور خود برچسب تنبلي ميگيرند، در كشورهاي اروپايي به نيروهاي مولد تبديل ميشوند.
پس تفاوت در چيست؟
تفاوت در رفتارهاي است كه در طول سالها فرهنگ و دانش نام گرفته است.
وقتي كه رفتارهاي مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل ميكنيم، متوجه ميشويم كه اكثريت غالب آنها از اصول زير در زندگي خود پيروي ميكنند:
* اخلاق به عنوان اصل پايه
* وحدت
* مسئوليت پذيري
* احترام به قانون و مقررات
* احترام به حقوق شهروندان ديگر
* عشق به كار
* تحمل سختيها به منظور سرمايهگذاري روي آينده
* ميل به ارائه كارهاي برتر و فوقالعاده
* نظمپذيري
اما در كشورهاي فقير تنها عده قليلي از مردم از اين اصول پيروي ميكنند.
به گفته وي اين منطقه همچنين پستترين منطقه داخلي ايران نيز محسوب ميشود و اين موضوع نيز از ديگر دلايل گرماي شديد آن است.
كردواني معتقد است كه در گندم بريان، در منطقهاي بهطول 200 كيلومتر و عرض 150 كيلومتر هيچ موجود زندهاي زندگي نميكند و شرايط بهگونهاي است كه امكان زيست هيچ گياه يا حيواني وجود ندارد.
گواه كردواني بر اين موضوع اين است كه در تحقيقات خود مشاهدهكرده است كه گاو و گوسفند مردهاي كه توسط كاميونهاي عبوري در گندم بريان رها شده بودند تجزيه نشده و نگنديده بودند بلكه فقط در اثر حرارت خورشيد خشك شده بودند.
به گفته وي اين موضوع نشان ميدهد كه در اين منطقه حتي باكتري هم امكان حيات ندارد.
كردواني اضافه كرد: در نزديكي گندم بريان پديدههاي طبيعي بسيار زيبايي ازجمله كلوتهاي بيابان لوت قرار دارد. اين كلوتها رشته دالانهاي موازي هستند كه بر اثر باران و باد شديد به مرور زمان ايجاد شده است و ارتفاع ديوارههاي آنها به 200 متر ميرسد.
دكتر كردواني گفت: پيش از اعلام ميزان گرماي گندم بريان گمان ميشد صحراي ليبي در شمال صحراي آفريقا با 7/57 درجه سانتيگراد حرارت، گرمترين منطقه كره زمين باشد اما امروز مشخص شده است كه گندم بريان در بيابان لوت با دمايي بيش از 67 درجه سانتيگراد در سايه ،گرمترين نقطه كره خاكي است.
منبع : همشهری
