منبع : دختر حاجی
با ترانه،
با ثریا و فروزان،
می کنند از من گلایه ...
مهندس برقه میگه: احتمالاً مشکل از مدارها و اتصالاتو سیم کشی هاشه. یکی از اینا یه ایرادی پیدا کرده.
مهندس مکانیکه میگه: نه بابا، مشکل از میل لنگ یا پیستوناشه که بخاطر کار زیاد انحراف پیدا کرده.
مهندس شیمیه میگه: نه، ایراد از روغن موتوره. سر وقت عوض نشده، اون حالت روان کنندگیشو از دست داده.
در اینجا میبینن مهندس کامپیوتره ساکته و هیچ چی نمیگه. بهش میگن: تو چی میگی؟ مشکل از کجاست؟ چیکارش کنیم درست شه؟
مهندس کامپیوتره یه فکری می کنه و میگه: نمیدونم، ولی بنظرم پیاده شیم، سوار شیم شاید درست شده باشه!
منبع : ایمیل همکار بزرگوار - سرکار خانم فروغی از کرج
Four Catholic men and a Catholic woman were having coffee.
The first Catholic man tells his friends, "My son is a priest, when he walks into a room, everyone calls him 'Father'."
The second Catholic man chirps, "My son is a Bishop. When he walks into a room people call him 'Your Grace'."
The third Catholic gent says, "My son is a Cardinal. When he enters a room everyone says 'Your Eminence'."
The fourth Catholic man then says, "My son is the Pope. When he walks into a room people call him 'Your Holiness'."
Since the lone Catholic woman was sipping her coffee in silence, the four men give her a subtle, "Well....?"
She proudly replies, "I have a daughter, slim, tall,38D breasts, 24" stomach and 34" hips. When she walks into a room, people say, "Oh My God."
ثبت نام تا پايان اردیبهشت ماه
توجه: به دليل پيچيدگى و مشکلى موضوعات، براى هر کلاس بيش از 8 نفر ثبت نام نمیشود
کلاس ١
چگونه 2.5 متر ماشین رو تو 8 متر جای پارک قرار دهیم؟
برگزارى به صورت مرحله به مرحله همراه با نمايش اسلايد
مدّت: ٤ هفته، دوشنبهها و چهارشنبهها از ساعت ١٩ تا ٢١
کلاس ٢
مسابقه فوتبال یک ورزش است نه فیلم غیر اخلاقی
برگزارى به صورت ميزگرد و بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، شنبهها از ساعت ١٨ تا ٢٠
کلاس ٣
آيا میتوان با آمادگی قبلی برای رفتن به مراسم عروسی همزمان با آقایان حاضر شد؟
برگزارى به صورت کار عملى و گروهى
مدّت: ٤ هفته، يکشنبهها از ساعت ١٩ تا ٢١
کلاس ٤
نحوه گرفتن صحیح فرمان اتومبیل (بطور ثابت و در حال دور زدن)
برگزارى به صورت نمايش فيلم با توضيحات تکميلى
مدّت: ٣ هفته، پنجشنبهها از ساعت ١٤ تا ١٦
کلاس ٥
نحوه تشخیص تاریخ انقضاء مواد خوراکی از روی بسته آنها هنگام خرید
برگزارى به صورت نمايش ويديويى
مدت: ٤ هفته، سهشنبه و پنجشنبهها از ساعت ١٩ تا ٢١
کلاس ٦
عدم ترس از نازل پمپ بنزین و استفاده از آن
برگزارى به صورت کارگاه آموزشى همراه با گروههاى پشتيبان
مدت: ٤ هفته، چهارشنبهها و پنجشنبهها از ساعت ١٩ تا ٢١
کلاس 7
چطور می توان با تلفن زیر 30 دقیقه صحبت کرد؟
برگزارى به صورت ميزگرد و بحث آزاد
مدّت: حداقل ٦ ماه، سهشنبهها از ١٨ تا ٢٠
کلاس ١١
تفاوتهاى بنيادى بين شوهر و آرنولد شوارتزنگر ، براد پیت و بیل گیتس
برگزارى به صورت آنلاين و نقش بازى کردن
مدّت: نامحدود، سهشنبهها از ساعت ١٩ تا ٢٢
کلاس ١٢
رد نشدن از جلوی تلویزیون با جارو به هنگام پخش فینال جام باشگاه های اروپا
برگزارى به صورت تمرينات مديتيشن و روشهاى تنفسى
مدّت: ٤ هفته، شنبهها و سهشنبهها از ١٧ تا ٢٠
* پس از پايان دوره، به کسانى که امتحانات را با موفقيت بگذرانند ديپلم افتخار داده خواهد شد. *
منبع : ایمیل دوستم - رضا امیری
کلاسهاى پائيزه براى آقايان
ثبت نام تا پايان شهريور ماه
توجه: به دليل پيچيدگى و مشکلى موضوعات، براى هر کلاس بيش از ٨ نفر ثبت نام نمیشود
کلاس ١
چگونه جايخى را پر میکنند؟
برگزارى به صورت مرحله به مرحله همراه با نمايش اسلايد
مدّت: ٤ هفته، دوشنبهها و چهارشنبهها از ساعت ١٩ تا ٢١
کلاس ٢
آيا دستمال توالت خود به خود عوض میشود؟
برگزارى به صورت ميزگرد و بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، شنبهها از ساعت ١٨ تا ٢٠
کلاس ٣ مسئوليت پذيري در قبال سطل زباله بردن يا نبردن ؟ برگزارى به صورت کار عملى و گروهى
مدّت: ٤ هفته، يکشنبهها از ساعت ١٩ تا ٢١
کلاس ٤
تفاوتهاى بنيادى بين سبد لباسهاى کثيف و کف زمين
برگزارى به صورت نمايش فيلم با توضيحات تکميلى
مدّت: ٣ هفته، پنجشنبهها از ساعت ١٤ تا ١٦
کلاس ٥
آيا ظرفهاى غذا میتوانند خودشان پرواز کنند و در سينک آشپزخانه فرود آيند؟
برگزارى به صورت نمايش ويديويى
مدّت: ٤ هفته، سهشنبه و پنجشنبهها از ساعت ١٩ تا ٢١
کلاس ٦
گم کردن ريموت کنترل و از دست دادن هويت
برگزارى به صورت کارگاه آموزشى همراه با گروههاى پشتيبان
مدّت: ٤ هفته، چهارشنبهها و پنجشنبهها از ساعت ١٩ تا ٢١
کلاس ٧
يادگيرى چگونگى پيدا کردن چيزها ..... ابتدا نگاه کردن به سرجايش و بعد زير و رو کردن خانه
برگزارى به صورت بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، دوشنبهها از ساعت١٨ تا ٢٠
کلاس ٨
حفظ سلامتى ... گل آوردن براى همسر سلامتى شمارا به خطر نمیاندازد
برگزارى به صورت نمايش اسلايد همراه با نوار صوتى
مدّت: سه شب، يکشنبه، سهشنبه و پنجشنبه از ساعت ١٩ تا ٢١
کلاس ٩
مرد واقعى هنگامى که راه را گم کرد از يکنفر سوال میکند
برگزارى به صورت ميزگرد و بحث آزاد
مدّت: حداقل ٦ ماه، سهشنبهها از ١٨ تا ٢٠
کلاس ١٠
آيا از لحاظ ژنتيکى غيرممکن است که به هنگام پارک کردن ماشين توسط همسرتان ساکت بنشينيد؟
برگزارى به صورت شبيهسازى کامپيوترى
مدّت: ٤ هفته پنجشنبهها از ساعت ١٢ تا ١٤
کلاس ١١
تفاوتهاى بنيادى بين مادر و همسر
برگزارى به صورت آنلاين و نقش بازى کردن
مدّت: نامحدود، سهشنبهها از ساعت ١٩ تا ٢٢
کلاس ١٢
حفظ آرامش به هنگام خريد کردن همسر
برگزارى به صورت تمرينات مديتيشن و روشهاى تنفسى
مدّت: ٤ هفته، شنبهها و سهشنبهها از ١٧ تا ٢٠
کلاس ١٣
مبارزه با فراموشى ... به يادآوردن روز تولد، سالگردها و ساير تاريخهاى مهم
برگزارى به صورت جلسات شوک درمانى
مدّت: سه شب، يکشنبه و سهشنبه و پنجشنبه از ساعت ١٩ تا ٢١
کلاس ١٤
اجاق گاز: چيست و چگونه استفاده میشود؟
برگزارى به صورت نمايش زنده
سهشنبهها از ساعت ١٨ تا ٢٠
منبع : ایمیل دوست بزرگوارم رضا امیری
CTRL + A
CTRL + C
CTRL + V
CTRL + P
- مادربزرگم شبها توی قفسهی کتابخانه میخوابد.
- آب کتری اصلاً جوش نمیآید.
- گربههای کوچهمان برای هم چس کلاس میگذارند.
- پنجرهی اتاقم به اتاق برادرم باز میشود و برای خارج شدن از اتاق باید از در کمد بیرون بروم.
- سگ دوستم علاقهاش به جفتگیری با همه را از دست داده و شبها آواز سنتی تمرین میکند.
- توی آینه که لبخند میزنم یکی برایم سر تکان میدهد؛ یکی دیگر دم.
- مادرم هنگام دنبال کردن سریال مورد علاقهاش پشت به تلویزیون مینشیند؛ چون هفتهی پیش که سریال مورد علاقهاش را دنبال میکرده زمین خورده.
- اکثر دوستانم طلاق گرفتهاند اما هنوز زیر گوش هم پچپچ میکنند و به من میگویند: «زن بگیر!»
- گوشی همراهم نسبت به آنتن بیتفاوت شده ولی کاملاً سلیقهای گاهی جواب بعضیها را میدهد.
- پدرم هر شب به خواب پسر همسایهمان میرود و از او عذرخواهی میکند.
- مورچه همهجا را برداشته اما به علت آرتروز کمر سریع زمین گذاشته.
- برادرم روزی چندبار از دیدن انیمیشنهای خارجی پشمهاش میریزد و مجبوریم اتاقش را جارو برقی بکشیم.
- پیرزن همسایه هر روز به من پیشنهاد ازدواج میدهد.
- سرایدارمان دم در آپارتمان مهمانهایمان را چِخ میکند و میایستد به خندیدن.
- از آن بالا دائما کفتر میآید.
- کلاغهای کوچهمان جلو چشم همه با هم کشتی میگیرند.
- نه من و نه هیچیک از کسانی که میشناسم دیگر نمیتوانیم هولاهوپ بزنیم.
- نسکافهمان تمام شده.
- پیرمردی آفتابه به دست از میان هال خانهمان میگذرد اما جزمن کسی نمیبیندش.
- ارواح خبیث سرگردان و جنهای بو داده و بو نداده مرا که میبینند جیغ میکشند و یکدیگر را خیس میکنند.
- نمایشهای پانتومیم دیالوگ محور شدهاند.
- بچه خردههای کوچه برایم موچ میکشند.
- موشهای خیابان سم توی غذای کارگران شهرداری میریزند.
- پنلوپه کروز، نیکول کیدمن، مونیکا بلوچی و اسکارلت جوهانسون سر «من» گیس و گیس کشیها دارند.
- میخواهند زورکی به من جایزهی نوبل بدهند در حالی که پرینتر لازم دارم.
- بیشتر کفترها به پشت پرواز میکنند.
و بسیاری مشکلات دیگر، اما خدا را شکر ماهوارهمان همهی کانالها را میگیرد!
بوش گفت: ما نقشهٔ جنگ جهانی سوم را میکشیم.
مرد گفت: واقعاً؟ میخواین توی اون جنگ چی کار کنین؟
بوش گفت: این بار میخواهیم ۱۴۰ میلیون مسلمان را بکشیم به اضافهٔ آنجلینا جولی ...
مرد گفت: آنجلینا جولی؟ حالا چرا آنجلینا جولی؟
بوش رو به اوباما کرد و گفت: میبینی؟ نگفتم؟ هیچ کس نگران اون ۱۴۰ میلیون مسلمان نمیشه.
منبع : http://crypticuniverse.blogspot.com/2009/10/blog-post_06.html
فرشته پاسخ داد؛ ببخشید، وقتی داشتی از خیابون رد می شدی نشناختمت!
آلیس شوهر کرده. دو تا بچه ام داره و یه زندگی حقیر توی یه آپارتمان 50 متری ساده
آن شرلی آرایشگر معروفی شده تو جردن و چند تا محله بالا شهر شعبه زده. حسابی جیب مردم و خالی میکنه به اسم گریم و رنگ موهای عالی.
ای کیو سان کراکی شده و مخش تعطیل تعطیله!
بامزی یه خرس بزرگ شد و شکارش کردن!
شلمان هنوزم خوابه!
پت پستچی بازنشسته شده و الانم تو خونه سالمندان منتظر مرگشه!
بنر رو یادته؟ پوستشو تو خیابون منوچهری 30 تومن می فروختن!
بالتازار و زبل خان آلزایمر گرفتن.
تام سایر حسابی با کلاس شده و موهاشو مدل جوجه تیغی درس میکنه!
تام و جری دوتا دوست صمیمی شدن!
تن تن تو یه روزنامه خبرنگار بود، الان تو زندانه!
میگن خاله ریزه حاج خانوم شده, تو مجالس زنونه روضه می خونه و خرج زندگی خودشو شوهر معلولشو ازین راه در می آره! قاشق سحر آمیز و جنگلی ام دیگه تو کار نیست!
جیمبو رو از رده خارج کردن(اینو دقیقن نمی دونم, شایدم اجاره دادنش به ایران ایر!!)
چوبین خیلی وقته که مادرش و پیدا کرده و دنبال یه وامه تا ازدواج کنه!
حنا خانوم دکتر شده, مادرشم از آلمان برگشته کنارش!
خپل رو از باغ گلها انداختنش بیرون، اونجا یه برج 1000 طبقه ساختن! (چند روز پیش کنار یه سطل آشغال دیدمش - خیلی لاغر شده!)
خانواده دکتر ارنست همسایه مونن. هر سه تا بچه اش رفتن، زن دکتر خیلی مریضه!
رابین هود رو تو اسلامشهر گرفتنش - به جرم شرارت!- هفته دیگه اعدامش می کنن!
سوباسو و کاکرو قهرمان جهان شدن. خوب که چی؟!
کایوت بالاخره رود رانر رو گرفت ولی از شانس بدش آنفولانزای مرغی گرفت و... اونم مرد!
هیشکی نفهمید گالیور عاشق فلورتیشیاست!
لوک خوش شانس ساقی محله مونه!
مارکو پولو تو میدون راه آهن یه میوه فروشی زده - میگن کارش خیلی گرفته!
گربه سگ عمل کردن و جدا شدن!
ملوان زبل تو کار قاچاق آدمه!
آقای پتیبن تو میدون شوش یه بنکدار کله گندس!
معاون کلانتر ارتقای شغلی پیدا کرده, داره میشه رئیس پلیس!
آقای نجار مرده و از وروجکم خبری نیست!
پت و مت حالا دیگه دوتا آقای مهندسن!
هایدی یه پزشک ماهر شده و چشمای مادر بزرگ و عمل کرد
نل افسردگیش خوب شد و داستان زندگیشو به زودی چاپ میکنه!
راستی بابا لنگ دراز هپاتیت C داره... واسش دعا کنید!
منبع : خیلی از ایمیل ها و سایتها منجمله http://olinda2.blogfa.com/post-136.aspx
يه روز يه خانوم حاجی بازاری خونه ش رو مرتب کرده بود و ديگه می خواست بره حمام که ترگل ورگل بشه برای حاج آقاش. تازه لباس هاش رو در آورده بود و می خواست آب بريزه رو سرش که شنيد زنگ در خونه رو می زنند. تند و سريع لباسش رو می پوشه و می ره دم در و می بينه که حاجی براش توسط يکی از شاگردهاش ميوه فرستاده بوده.
دوباره ميره تو حمام و روز از نو روزی از نو که می بينه باز زنگ در رو زدند. باز لباس می پوشه می ره دم در و می بينه اينبار پستچی اومده و نامه آورده. بار سوم که می ره تو حمام، دستش رو که روی دوش می ذاره ، باز صدای زنگ در رو می شنوه. از پنجره ی حمام نگاه می کنه و می بينه حسن آقا کوره ست.
بنابراين با خيال راحت همون جور لخت و پتی می ره پشت در و در رو برای حسن آقا باز می کنه.حاج خانوم هم خيالش راحت بوده که حسن آقا کوره، در رو باز می کنه که بياد تو چون از راه دور اومده بوده و از آشناهای قديمی حاج آقا و حاج خانوم بوده.
درضمن حاج خانوم می بينه که حسن آقا با يه بسته شيرينی اومده بنده خدا. تعارفش می کنه و راه ميافته جلو و از پله ها می ره بالا و حسن آقا هم به دنبالش. همون طور لخت و عريون ميشينه رو کاناپه و حسن آقا هم روبروش. مي گه: خب خوش اومدی حسن آقا. صفا آوردی!
اين طرفا؟ حسن آقا سرخ و سفيد می شه و جواب می ده: والله حاج خانوم عرض کنم خدمتتون که چشمام رو تازه عمل کردم و اينم شيرينی اش که آوردم خدمتتون .....
منبع : http://democtatori.blogspot.com/2009/08/blog-post_8922.html
ادامه مطلب
توی تهران دو كاج روئیدند
مردم البته از گرفتاری
كاجها را به كُل نمیدیدند
روزی از روزهای پاییزی
حكم تعریض آمد از بالا
راه افتاد شخص پیمانكار
شب كه بودند خلق در لالا!
یكی از كاجها به ایشان گفت:
لطف خود را به بنده شامل كن
چند تا سَرو آنطرف تر هست
ما دو را جون مادرت ول كن!
گفت با طعنه مجری پروژه
كاج بی ریشه از تو بیزارم
از منابعْ طبیعی استان
بنده شخصا مجوزم دارم
سرو چون این شنید گفت: این كاج
به سبیل باباش خندیدهست
بنده فامیل حاجیام، ضمنا
ریشه هایم پر از مونوكسید است!
مجری طرح دید اینطوری
كار تعریض جاده ممكن نیست
گشت عازم مهندس ناظر
تا ببیند كه عیب كار از چیست
شهریاران شبانه با سرعت
راه تكرار بر خطر بستند
سرو و كاج و چنار را یكجا
با لودِر تكه تكه بشكستند
منبع : مبین
من هلاک تو و خاک زیر پاتم، توپولف!
من
زمین خوردۀ اون جعبه سیاتم، توپولف!
کشتهی
تیپ زدن و قـدّ و بالاتم، توپولف!
مردهی ریپ
زدن و ناز و اداتم، توپولف!
قربـون اون
نوسانــات صداتم، توپولف!
یه کلوم ختم کلــوم
بنده فداتم، توپولف!
□
من هواپیما
ندیدم اینجوری ناز و ملــوس
میپری پر می زنی
روی هوا عین خروس!
بذار ایرباس واست عشوه
بیاد- دراز لوس-
بدگِلا چش ندارن ببیننت،
خوشگل روس!
قربون چشات برم، محــو نیگاتم ،
توپولف
یه کلوم ختم کلــوم بنده فداتم،
توپولف!
□
میبری ما رو نقـــاط
دیدنی وقت فرود
گاهی وقتا سر کـــــوه و گاهی
وقتا ته رود
می فرستن همه تا سه روز به روحمون
درود
می خونه مجری سیما واسمون شعر و سرود
چرا ماتم می گیرن، مبهوت و ماتم توپولف!
یه کلــوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!
□
وقتی عشقت میکشه گاهی با کلّه
می شینی
به جـــــای باند فرود، توی محلّه می
شینی
یا میری تــــو ده و رو سر گلّه میشینی
زودی مشهور میشی، رو جلد مجلّه میشینی
پیگیرعکســــــا و تیتر خبراتم توپولف!
یه
کلــوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!
□
می خوام از خدا که یک لحظه نشم از تو جدا
چونکه وقتی باهاتم هی می کنم یـــــاد خدا
بدون نذر و نیـــاز بــــــا تو پریدن ، ابدا!
می کنم بعد فرود تمــــوم نذرامـــــو ادا
واســه جنّت بلیتت گشتــــه براتم، توپولف!
یه کلـــوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!
□
تو که هی رفیقــــای ایرونیتو
یاد می کنی
کی میگه تــــو انبارای روسیه باد
می کنی؟
ما رو پیک نیک می بری، سقوط آزاد می
کنی
خدا شــــادت بکنه ، روحمونو شاد
میکنی
بری تا اون سر اون دونیا(!) باهاتم،
توپولف!
یه کلــوم ختم کلــوم بنده فداتم،
توپولف!
منبع : herpak2003 از خوانندگان مبین
روانپزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب میکنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار میگذاریم و از او میخواهیم که وان را خالى کند.
من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگتر است.
روانپزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر میدارد. شما میخواهید تختتان کنار پنجره باشد؟
منبع : ایمیل دوستم غلامرضا امیری
مهندس کامپیوتر: من کامپیوترم ویروسی شده میتونی ویندوزم رو عوض کنی؟
پزشک عمومی: میتونی برای چهارشنبه که بچهام نرفته مدرسه یه گواهی بنویسی؟
دندونپزشک: بیا این دندون عقل من رو نگاه کن ببین سیاه شده باید بکشمش یا پرش کنم؟
تعمیرکار ماشین: این ماشین من نمیدونم چرا هی صدای اضافی میده، میتونی بیای یه نیگا بهش بندازی؟!
بازیگر: واسه کسایی که میخوان بازیگر بشن چه نصیحتی دارید؟
مدیر یه جایی: میشه واسه این بهرام ما یه کار جور کنی؟
موبایل فروش: آقا این گوشی ۳۳۱۰ مارو میشه با یهN95 عوض کنی؟!
معلم: این حسن ما یه خورده تو ریاضیاش بازیگوشی میکنه میشه این پنجشنبهی قبل از امتحان ریاضیاش شام تشریف بیارین خونه ما سر راه این اتحادارو هم یه بار براش بگین؟!
نماینده مجلس: این شهرام ما خیلی پسر گلیه میخواد زن بگیره میشه کمک کنید معافی این بچهرو بگیریم؟!
کارمند سازمان سنجش: سؤالای کنکور سال بعد رو نداری؟
نویسنده: یه روز بیا سر فرصت قصه زندگیمو برات تعریف کنم کتابش کنی!
معمار: این خونه مون باید کفش سرامیک شه و آشپزخونهاش اُپن، فکر میکنی چند روزه تموم میکنی؟
طلا فروش: الان اوضاع سکه چجوریاس؟
اقتصاددان: بالاخره این بنزین رو میخوان چیکار کنن؟ یه سوال دیگه: میدونی اصلاً درآمد نفتی ایران چقده؟
وکیل: من اگه بخوام حضانت بچهام رو بگیرم چیکار باید بکنم؟
روانشناس: من الان یه چند وقتیه بچهام شبا جاشو خیس میکنه، روزا هم بینبشفعاله، شوهرم هم شیش ماهه خونه نیومده، این اواخر همه موهاشو کنده بود، خودمم فکر کنم افسردگی گرفتم، میخوام طلاق بگیرم، بعدشم خودکشی،سم هم تهیه کردم!!!!حالا چیکار میتونی برام بکنی؟
تایپیست: یه پایان نامه دارم ۹۵۸ صفحه اصلاً وقت ندارم تایپش کنم، نظر تو چیه؟
واقعاً چرا اینجوریه که همیشه با دیدن بقیه یاد درد و مشکلای خودمون میافتیم؟
اگر لباس تنگ و چروک و بیریخت بپوشن :
در مورد پولداره : ایول عجب لباسی معلوم نیست از کجا خریده .... اصل مارک داره .... فکر کنم خودش از خارج خریده
در مورد بی پوله : عجب لباس جیغی .... احتمالا" بهش صدقه دادن شایدم دست دوم خریده
ادامه مطلب
به چند جوان ورزشکار و نیرومند جهت هل دادن خودرو اینجانب نیازمندیم !
( آدرس : میلان دوم ، جنب سبزی فروشی اکبر آقا ، به سمت سربالایی ته کوچه ! )
مژدگانی
کارت سوخت وانت اینجانب مفقود شده است . از یابنده تقاضا می شود که آنرا هر چه سریعتر به دست اینجانب برساند و وانت مذکور را به جای مژدگانی دریافت کند !
( یک پرادو سوار )
نیازمندیم
به یک جوان خوشتیپ و تمیز ، ترجیحا دارای مدرک تحصیلی کارشناسی به بالا در رشته علوم تغذیه و بهداشت جهت کشتن حشرات موذی نیازمندیم !
(ساندویچی سیروس میکروب )
گمشده
همسر اینجانب از دیروز عصر که از خانه بیرون رفته است ، هنوز مراجعت ننموده و هیچگونه خبری هم از او در دست نمی باشد ! از هر کس که از او نشانی دارد یا او را مشاهده کرده تقاضا می شود که شتر دیده ندیده ! بگذارید چند روز یک نفس راحتی بکشم !
( یک همسر مهربان ! )
تبلیغات
آموزشگاه آشپزی کدبانو
ارائه دهنده شیوه پخت انواع ماهی ، خورشت ، حبوبات و .... آماده داخل کنسرو !
( کبری خانوم )
گمشده
کارت پایان خدمت اینجانب مفقود شده ، از یابنده تقاضا می شود که آنرا هر چه زودتر به دست من در پادگان برساند زیرا اینجانب مجبور شدم دوباره به خدمت سربازی بروم !
( سرباز وظیفه شوت ! )
تبلیغات
داربست فلزی غلام
نصب داربست در کنار انواع دیوارها در اسرع وقت فقط با یک تماس
ساعت کار : 2 نیمه شب تا 4 صبح
( غلام دله دزد )
پیدا شده
یک عدد فرم اقتصادی خانوار مربوط به آقای ( س . ت ) از کسبه معتمد بازار پیدا شده است .
شخص فوق می تواند با پرداخت 2 میلیون تومان به عنوان مژدگانی ، آنرا دریافت نماید ، وگرنه فرم مذکور ، در اختیار اداره مالیات قرار خواهد گرفت !
( یک شهروند )
نیازمندیم
هر چه سریعتر به یک عدد قبر جا ، جهت به خاکسپاری یکی از همشهریانمان نیازمندیم !
( قاتلین فراری )
گمشده
یک لنگ از جوراب های اینجانب مفقود شده است . از همسر عزیزم که در خانه پدرش به سر می برد خواهشمندم که چنانچه از این لنگ جوراب خبری در دست دارد نشانی آنرا برایم از طریق پیامک ارسال نماید !
( شوهر شلخته )
منبع : گروه همترانه - jaberk2004@yahoo.com
اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.
قانون تلفن:
اگر شما شمارهای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.
قانون تعمیر:
بعد از این که دستتان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.
قانون کارگاه:
اگر چیزی از دستتان افتاد، قطعاً به پرتترین گوشه ممکن خواهد خزید.
قانون معذوریت:
اگر بهانهتان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشینتان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشینتان، دیرتان خواهد شد.
قانون حمام:
وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.
قانون روبرو شدن:
احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش مییابد.
قانون نتیجه:
وقتی میخواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمیکند، کار خواهد کرد.
قانون بیومکانیک:
نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.
قانون تئاتر:
کسانی که صندلی آنها از راهروها دورتر است دیرتر میآیند.
قانون قهوه:
قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیستان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید.
منبع : گروه روزنه
يک روز که پسر به مدرسه رفته بود ، پدرش تصميم گرفت آزمايشى براى او ترتيب دهد . به اتاق پسرش رفت و سه چيز را روى ميز او قرار داد : يک کتاب مقدس، يک سکه طلا و يک بطرى مشروب .
کشيش پيش خود گفت : « من پشت در پنهان میشوم تا پسرم از مدرسه برگردد و به اتاقش بيايد . آنگاه خواهم ديد کداميک از اين سه چيز را از روى ميز بر میدارد . اگر کتاب مقدس را بردارد معنيش اين است که مثل خودم کشيش خواهد شد که اين خيلى عاليست . اگر سکه را بردارد يعنى دنبال کسب و کار خواهد رفت که آنهم بد نيست . امّا اگر بطرى مشروب را بردارد يعنى آدم دائمالخمر و به درد نخوری خواهد شد که جاى شرمسارى دارد .»
مدتى نگذشت که پسر از مدرسه بازگشت . در خانه را باز کرد و در حالى که سوت میزد کاپشن و کفشش را به گوشهاى پرت کرد و يک راست راهى اتاقش شد . کيفش را روى تخت انداخت و در حالى که میخواست از اتاق خارج شود چشمش به اشياء روى ميز افتاد . با کنجکاوى به ميز نزديک شد و آنها را از نظر گذراند .
کارى که نهايتاً کرد اين بود که کتاب مقدس را برداشت و آن را زير بغل زد . سکه طلا را توى جيبش انداخت و در بطرى مشروب را باز کرد و يک جرعه بزرگ از آن خورد . . .
کشيش که از پشت در ناظر اين ماجرا بود زير لب گفت : « خداى من! چه فاجعه بزرگی ! پسرم سياستمدار خواهد شد ! »
منبع : mhta2020@yahoo.com از گروه همترانه
اين ترتيب به نظر كارمند سخت كوشي ميرسيد كه قرار است در جلسه مهمي شركت كند. كساني كه دستخالي اين طرف و آن طرف ميروند عاطل و باطل به نظر ميرسند و تصور عموم از كساني كه "روزنامه" زير بغل دارند اين است كه زير كار در ميروند و به جاي آن وقت خود را صرف خواندن روزنامه و حل جداولش ميكنند.
2) براي اين كه به نظر برسد سرتان شلوغ است:
از كامپيوتر استفاده كنيد. استفاده از از كامپيوتر درنگاه خيلي از كساني كه چشم شان به شما مي افتد مترادف "كار" است در حالي كه شما ميتوانيد فرصت را مغتنم شمرده و ايميل هاي شخصي و دريافت و ارسال نماييد، چت كنيد در مورد موضوعات مورد علاقه خود search كنيد، وبلاگها و سايتهاي مورد علاقه خود را نگاه كنيد و بدون اينكه ذره اي كار انجام داده باشید حسابي خوش بگذرانيد و اگر زماني توسط رييستان گير افتاديد( كه حتما گير مي افتيد) بهترين دفاع اين است كه ادعا كنيد در حال يادگيري نرم افزار جديدي هستيد كه به نوعي به كارتان مرتبط است.
3) ميز كارتان را به هم بريزيد !:
اطراف خودتان را حسابي با اسناد و جزوات و اوراق پركنيد. در نگاه افراد حجم كاري كه ديده ميشود مهم است. اگر ميدانيد قرار است كسي در دفتر كارتان در مورد كارش با شما ديدار داشته باشد اسناد و مدارك مربوط به او را در ميان اوراق خود گم و گور كنيد و بعد در حضور او دنبالشان بگرديد.
4) از منشي تلفني استفاده كنيد و حتي المقدرود به تماس ها پاسخ ندهيد: افراد براي اين كه چيزي به شما بدهند با شما تماس نميگيرند، آن ها تماس ميگيرند تا شما براي آنها كاري انجام دهيد و فقط بلدند براي شما دردسر بسازند و اين منصفانه نيست!!!!
5) ظاهري آشفته و پريشان داشته باشيد !:
ظاهر پريشان شما رييس تان را متقاعد ميكند كه سر شما حسابي شلوغ است
6) كاري كنيد كه به نظر برسد تا ديروقت كار ميكنيد !:
هميشه دير دفتر را ترك كنيد به خصوص زماني كه رييس تان در اداره است. ميتوانيد از اين فرصت براي خواندن مجلات ، كتابها و سرگرمي هاي اين چنيني كه هميشه قصدانجامشان را داشتيد ولي فرصت نكرده ايد استفاده كنيد.
7) آه بكشيد:
زماني كه افراد زيادي اطرافتان هستند وانمود كنيد داريد به سختي كار ميكنيد و بعد با صداي بلند طوري كه همه بشنوند آه بكشيد. تصور حجم بالاي كاري كه داريد انجام ميدهيد آنها را تحت تاثير قرار خواهد داد.
8)از الفاظ قلمبه سلمبه استفاده كنيد:
اگر چنين واژه هايي بلد نيستيد معادل انگليسي كلمات مرتبط با حوزه كاريتان را پيدا كنيد و بخصوص هنگام صحبت كردن با مافوق خود به جاي كلمات فارسي از آن ها در جملاتتان استفاده كنيد. مهم نيست كه او متوجه آن چه مي گوييد مي شود يا خير، مهم اين است كه شما تاثيرگذار به نظر ميرسيد.
منبع : banouyemashreghi@yahoo.com از گروه همترانه
فردا در روزنامه ها مي نويسند : ' يك نيويوركي شجاع ، جان دختر بچه اي را نجات داد '
آن مرد ميگويد : « اما من نيويوركي نيستم »
پس روزنامه هاي صبح مينويسند : ' آمريكايي شجاع جان دختر بچه اي را نجات داد '
آن مرد دوباره ميگويد : « اما من آمريكايي نيستم »
« خوب ، پس تو اهل كجا هستي ؟ »
« من ايراني هستم ! »
فرداي آنروز روزنامه ها اينگونه مي نويسند :
« يك تندروي مسلمان ، سگ بي گناه آمريكايي را كشت ! »
منبع : ایمیل یک دوست
گفت: آقای فوجیما بخت یارتان بوده که از بمباران دو روز پیش هیروشیما جان به در برده اید.
اما حالا توی این بیمارستان در امان هستید.
با صدای ضعیفی پرسیدم: من کجا هستم.
گفت: ناگاساکی!
***
مصرف پفک باعث سرطان، ایدز، تصادف با کامیون و آنفارکتوس میشود. ....
ادامه مطلب
«عجب رسمیه رسم زمونه »
خونه مون عیدا پر مهمونه می رن مهمونا
از اونا فقط آشغالِ میوه به جا می مونه !
کجاست اون کیوی ؟ چی شد نارنگی ؟
کجا رفت اون موز ؟! خدا می دونه !
جعبه خالی ِ شیرینی هنوز گوشه ی طاقچه پیش گلدونه
عطرش پیچیده تا آشپزخونه شیرینیش کجاست ؟ خدا می دونه
می رن مهمونا از اونا فقط جعبه ی خالی به جا می مونه !
از بس خونه رو به هم می ریزن آدم مثل اسب(!) تو گِل می مونه
یکی نیست بگه خداوکیلی جای پوست پسته توی قندونه ؟
ببخشید، شما "شارون استون" نيستين؟
زن با عشوه گفت: نه ... ولي.
و پيش از آنكه ادامه بدهد، مرد گفت: بله، فكر ميكردم. چون... زن حرفش را بريد، ولي همه ميگن خيلي شبيهشم. اينطور نيست؟
مرد قاطع گفت: نه، همه اشتباه ميكنن. به خاطر اينكه "شارون استون"، زن خوشگليه، ولي شما متأسفانه اصلا خوشگل نيستين. به همين دليل، من فكر كردم شما نبايد "شارون استون" باشين.
ادامه مطلب
منبع : گروه همترانه
این مطلب رو به خاطر اینکه فقط آپ دیت کرده باشم زدم
محض خالی نبودن عریضه (شاید هم خالی نبودن طویله!)
خر کیف یعنی کلاستو دو در کنی و همون روز استاد حضورغیاب نکنه!
خر كبف يعني اينكه يه لپ تاپ مي گيري دستت اما 2 قرون سواد نداري بهت بگن آقاي مهندس!•
خر کیف یعنی راننده تاکسی باشی و دانشجوی پزشکی رو سوار کنی اونوقت وقتی می خواد پیاده شه بر حسب عادت به محیط دانشگاه بگه: مرسی آقای دکتر!
خر کیف یعنی زنگ موبایلت حسابی جلب توجه کنه!
خر کیف یعنی کسب بالاترین نمره میان ترم فقط از راه تقلب و امدادهای غیبی!
خر کیف یعنی فکر کنی کارتت تموم شده ولی در کمال ناامیدی کانکت شی و ساعتها تو اینترنت چرخی!
خر کیف یعنی بابات قبض موبایلت رو پرداخت کنه و اصلا نپرسه که چرا اینقدر رقمش نجومی شده!
خر کیف یعنی استادت بگه نگران نباش! نمی افتی!
خر کیف یعنی با دوستات بری تریا، دوست اصفهانیت حساب کنه!
خر کیف یعنی توی یک مجلس بزرگ همه چشمشون دنبال مدل لباست باشه!
خر کیف یعنی دانشجو نباشی ولی از سایت دانشگاه، مفتکی استفاده کنی!
خر کیف یعنی پشت چراغ قرمز از ماشین بغلی یه چیزی پرت شه تو ماشینت (مثل شماره تلفن و یا حتی گوشی طرف!)
خر کیف یعنی تو دانشگاه همراه دوستت داری میری ولی پسر همکلاسیت فقط به تو سلام میکنه!
خر کیف یعنی یه جا با یه نفر همصحبت شی و رمانتیک بگه: "از قیافه تون معلومه که دانشجویین!"
خر کیف یعنی توی مهمونی باشی و یکی از خانومای باکلاس و کار درست فامیل صدات کنه: خوشگل خانوم!
خر کیف یعنی یک منشی با مدیر عامل شرکت ازدواج کنه!
خر کیف یعنی بین کلاس 12 تا 2 و کلاس 2 تا 4 خودتو به یک آدم اهل رو درواسی بچسبونی و بری باهاش ناهار بخوری!
خر کیف یعنی موقع امتحان عملی استاد بره بیرون از کلاس و در رو هم ببنده!
خر کیف یعنی هیچی نخونده باشی و همه رو از رو دست بغلیت بنویسی بعد نمره ت از اون بیشتر شه!
خر کیف یعنی استاد یک سوال قلمبه بپرسه هیچکش جز تو نتونه جواب بده!
خر کیف یعنی وقتی مهمونای شهرستانیتون می رن بچه شون قشنگترین عروسکشو جا بذاره
منبع : گروه همترانه arezoo_loop@yahoo.com

1. این بستگى دارد به... یعنى: جواب سوال شما را نمى دانم!
2. این موضوع پس از روزها تحقیق و بررسى فهمیده شد. یعنى: این موضوع را بطور تصادفى فهمیدم!
3. نحوه عمل سیستم بسیار جالب و دقیق است. یعنى: سیستم کار مى کند و این براى ما تعجب انگیز است!
4. کاملا انجام شده یعنى: تنها راجع به 10 درصد کار برنامه ریزى شده!
5. ما تصحیحاتى روى سیستم انجام دادیم تا آن را ارتقا دهیم. یعنى: تمام طراحى ما اشتباه بوده و ما از اول شروع کرده ایم!
6. پروژه به دلیل بعضى مشکلات دیده نشده، کمى از برنامه ریزى عقب است. یعنى: تاکنون روى پروژه دیگرى کار مى کردیم!
7. ما پیش بینی مى کنیم... یعنى: 90 درصد احتمال خطا مى رود!
8. این موضوع مستند نشده... یعنى: تاکنون کسى از اعضا تیم پروژه به این موضوع فکر نکرده است!
9. پروژه طورى طراحى شده که کاملا سیستم بدون نقص کار مى کند. یعنى: هرگونه مشکلات بعدى ناشى از عملکرد غلط اپراتورها است!
10. تمام انتخاب اولیه به کنار گذاشته شد. یعنى: تنها فردى که این موضوع را مى فهمید از تیم خارج شده است!
11. کل کوشش ما براى این است که مشترى راضى شود. یعنى: ما آنقدر از زمان بندى عقبیم که هر چه که به مشترى بدهیم راضى مى شود!
12. تحویل پروژه براى فصل آخر سال آینده پیش بینى شده است. یعنى: که تا آن زمان ما مى توانیم مقصر تاخیر در اجراى پروژه را کسى از میان تیم کارفرما پیدا کنیم!
13. روى چند انتخاب به طور هم زمان در حال کار هستیم. یعنى: هنوز تصمیم نگرفته ایم چه کنیم!
14. تا چند دقیقه دیگر به این موضوع مى رسیم. یعنى: فراموشش کنید، الان به اندازه کافى مشکل داریم!
15. حالا ما آماده ایم صحبت هاى شما را بشنویم. یعنى: شما هر چه مى خواهید صحبت کنید که البته تاثیرى در کارى که ما انجام خواهیم داد ندارد!
16. به علت اهمیت تئورى و عملى این موضوع... یعنى: به علت علاقه من به این موضوع!
17. سه نمونه جهت مطالعه شما انتخاب شده و آورده شده اند. یعنى: طبیعتا بقیه نمونه ها واجد مشخصاتى که شما باید بعد از مطالعه به آن برسید، نبوده اند!
18. بقیه نتایج در گزارش بعدى ارائه مى شود. یعنى: بقیه نتایج را تا فشار نیاورید نخواهیم داد!
19. ثابت شده که ... یعنى: من فکر می کنم که ...!
20. این صحبت شما تا اندازه اى صحیح است. یعنى: از نظر من صحبت شما مطلقا غلط است!
21. در این مورد طبق استاندارد عمل خواهیم کرد. یعنى: از جزئیات کار اصلا اطلاع ندارید!
منبع : گروه مبین
میدانستید برای ایرانیها جوک هم ساختهاند؟
در شهری در آمریکا، آرایشگری زندگی میکرد که سالها بچهدار نمیشد. او نذر کرد که اگر بچهدار شود، تا یک ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح کند. بالاخره خدا خواست و او بچهدار شد!
روز اول یک شیرینی فروش وارد مغازه شد. پس از پایان کار، هنگامی که قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازهاش را باز کند، یک جعبه بزرگ شیرینی و یک کارت تبریک و تشکر از طرف قناد دم در بود.
روز دوم یک گل فروش به او مراجعه کرد و هنگامی که خواست حساب کند،آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازهاش را باز کند، یک دسته گل بزرگ و یک کارت تبریک و تشکر از طرف گل فروش دم در بود.
روز سوم یک مهندس ایرانی به او مراجعه کرد. در پایان آرایشگر ماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع کرد. حدس بزنید فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازهاش را باز کند، با چه نظرهای روبرو شد؟ ××× فکرکنید. شما هم یک ایرانی هستید.. . . چهل تا ایرانی، همه سوار بر آخرین مدل ماشین، دم در سلمانی صف کشیده بودند و غر میزدند که پس این مردک چرا مغازهاش را باز نمیکند!
منبع : گروه همترانه
وقتي رئيسم كار را طول دهد، او دقيق و كامل است.
-
وقتي من كاري را انجام ندهم، من تنبل هستم.
وقتي رئيسم كاري را انجام ندهد، او مشغول است.
ادامه مطلب
چهار هفته بعد رئيس شرکت به آنها سر زد و گفت: "مي دانم که شما خيلي سخت کار ميکنيد. من از همه شما راضي هستم. امّا يكي از نظافت چي هاي ما ناپديد شده است. کسي از شما ميداند که چه اتفاقي براي او افتاده است؟ " آدمخوارها اظهار بي اطلاعي کردند."
بعد از اينكه رئيس شرکت رفت ، رهبر آدمخوارها از بقيه پرسيد: "کدوم يك از شما نادونا اون نظافت چي رو خورده ؟ " يكي از آدمخوارها با اکراه دستش را بالا آورد. رهبر آدمخوارها گفت: "اي احمق !طي اين چهار هفته ما مديران، مسئولان و مديران پروژه ها را خورديم و هيچ کس چيزي نفهميد و حالا تو اون آقا را خوردي و رئيس متوجه شد! از اين به بعد لطفاً افرادي را که کار ميکنند نخوريد ".
منبع : گروه همترانه ۱۸ اسفند
مادر داماد: ببخشين، كبريت دارين؟
ادامه مطلب
1. وظيفه اوليه يك مهندس طراح ساخت سيستمي است كه براي سازنده، ساختن آن سخت وبراي تعميركار، تعمير آن ناممكن باشد.
2. در طراحي هر سيستم لااقل بايد يك قطعه از رده خارج ،2 قطعه دست نايافتني و 3 قطعه هنوز در مرحله طراحي وجود داشته باشد.
3. هيچ چيز نبايد طبق زمان بندي و بودجه كارفرما ساخته شود.
4. هيچ عيبي در طراحي نبايد ديده شود ، مگر در بازرسي نهايي محصول.
ادامه مطلب
نامه رییس کار گزینی یک اداره به یک کارمند خانم از همان اداره
به: ژولیت
شماره نامه: 1238765
موضوع : درخواست عشق
خانم ژولیت عزیز،
بسیار خرسندم که به آگاهی شما برسانم که اینجانب از تاریخ شنبه 14 اکتبر به عشق شما گرفتار شده ام
پیرو ملاقاتی که با هم در تاریخ 13 اکتبر در ساعت 3 بعد از ظهر داشتیم... من خودم را به عنوان یک عاشق سینه چاک به شما تقدیم می نمایم.
این علاقه نخست به مدت سه ماه به طور آزمایشی خواهد بود و به شرط سازش و تفاهم به صورت عشق دائم در خواهد آمد.
البته پس از تکمیل دوره آزمایشی،. به صورت کارآموزی قابل ادامه خواهد بود و انجام و ارائه ارزیابی این طرح منوط به ترفیع مقام از عاشق بودن به همسر بودن می باشد.
تمامی هزینه های متحمل شده برای خوردن قهوه و رفتن به گردش از ابتدا به طور مساوی به عهده هر دو طرف می باشد .
لهذا بسته به حسن خلق شما، شاید من سهم بیشتری از هزینه ها را به عهده بگیرم و مسلما من به اندازه کافی بلند نظر خواهم بود که بخشی از مخارجی که به حساب شما است را تامین کنم.
بدین وسیله تقاضا می کنم ظرف مدت 30 روز از دریافت این نامه نسبت به ارسال پاسخ مقتضی اقدام فرمایید. در غیر این صورت این درخواست خود به خود و بدون اخطار لغو خواهد گردید و اینجانب شخص دیگری را مد نظر قرار خواهم داد.
بسیار مشعوف خواهم شد در صورتی که خود مایل به قبول این پیشنهاد نیستید این نامه را برای خواهر خود ارسال نمایید.
با بهترین آرزوها برای شما
پیشاپیش از شما سپاسگزارم
ارادتمند
رومئو، مدیر کار گزینی
منبع : گروه مبین
باعشق : روبرت
دختر جوان رنجیده خاطر از رفتار مرد از همه دوستان و همكارانش میخواهد كه عكسی از برادر؛ نامزد ؛ پسرعمو ؛ پسردایی ...خودشان به او قرض دهند. و همه آن عكس ها را كه ۵۶ تا بودند با عكس روبرت نامزد بی وفایش در یك پاكت گذاشته و همراه با یادداشتی برایش پست می كند به این مضمون: لطفا عكس خودت را از میان عكس های توی پاكت جدا كن و بقیه را به من برگردان.
روبرت عزیز ؛ مرا ببخش ؛ اما هرچه فكر كردم قیافه تو را به یاد نیاوردم.
در هنگام گرفتن عكس دسته جمعي، عكس همه را از كله به بالا و يا از سر به پايين مي گيرد.
در هنگام سلام عليك، بجاي دست دادن مي گويد يك بچه اينقدري نديدي؟
هنگامي كه در خيابان قدم مي زند با شنيدن صداي بوق ماشينها مي گويد: قربونت، پياده مي روم.
ادامه مطلب
عزیزم این ماه حقوقم را نمی توانم برایت بفرستم به جایش 100 بوسه برایت فرستادم.
عشق تو
همسرش بعد از چند روز اینگونه جواب داد:
عزیزم از اینکه 100 بوسه برای من فرستادی نهایت تشکر را می کنم.ریز هزینه ها:
1.با شیر فروش به 2 بوس به توافق رسیدیم.
2.معلم مدرسه بچه ها با 7 بوس به توافق رسیدیم.
3.صاحب خانه هر روز می اید و 2-3 بوس از من می گیرد.
4.با سوپر مارکتی فقط با بوس به توافق نرسیدیم بنابرین من ایتم های دیگری به او دادم.
5.سایر موارد 40 بوس.
نگران من نباش...هنوز 35 بوس دیگر برایم باقی مانده که امیدوارم بتوانم تا اخر این ماه با ان به سر کنم.
ایا می توانم برنامه بصورت فوق برای ماه بعد تنظیم کنم؟ لطفا من را راهنمایی کنید
منبع : falah_ghasem@
باباي خانم موشه در حالي که قبض تلفن به دست گرفته بود وداشت داد و بيداد مي کرد گفت:پول پنيرتون را بايد بدم يا پول تلفنتون رو .زن آقا موشه هم با قيافه حق به جانب اي ايستاده بود مي گفت: از صبح تا شب توي اين لونه جارو مي کنم ، رخت مي شورم،و هزار تا کار ديگه. حق تلفن زدن هم ندارم.دختر آقا موشه و پسر آقا موشه هم سرشان را پايين انداخته بودند.پدر با عصبانيت مي گفت: تقصيراين دوتا ذليل شده است.يک بار ديگه ببينم توي اينترنت هستيد . کامپيوتر را پرت مي کنم وسط حياط تا خيال همه راحت بشه...
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
نرم افزار ويژه آموزش حك(لطفا املا هک را دقت کنيد!!) به همراه فايل تصويري سنگ قبرنويسي (1 كليك)
كليپ خفن از تجاوز يك مرد به منشي گوشي موبايل خود (195068563212566 كليك)
چگونه بدون داشتن هرگونه ظرافت خدادادي، ديگران را مجذوب چهره خود كنيم؟(فتوشاپ+ قرص توهم زا)
ادامه مطلب
ادامه مطلب
آهان راستي جايي نبوديم همين الان اومديم!
خب... دوربين من کدوومه؟! اوووهووووم!
با عرض سلام به همه و بقيه!
همانطور که ميدانيد اين روزها همهجا صحبت از اشتغال بانوان در اجتماع است و چنين موضوعي نقل همه مجالس است (البته همکاران اشاره ميکنند چرا خالي ميبندم. اين روزها هيچجا راجع به اين مسئله صحبت نشده!)
خيلي خب! حالا چرا ميزنين. خودمون اين مسئله رو بحث روزش ميکنيم!
همانطوري که ميدانيد اشتغال بانوان در اجتماع به سه دسته نامساوي تقسيمبندي ميشود!
دسته اول، دسته دوم و از همه مهمتر دسته سوم!
دسته اول شغلهايي هستند که خانمها به خوبي و بهتر از آقايان از عهده آن برميآيند مثل زبونم لال گلاب به روتون خانهداري و نگهداري و تربيت فرزندان و آشپزي و ... (دور از جون شما البته!)
دسته دوم شغلهايي هستند که به طور مشترک هم آقايان وخانمها از عهده آن برميآيند؛ که البته بنا به دلايلي نامعلوم و ناشناخته! معمولا در اين شغلها خانمها به آقايان ترجيح داده ميشوند.
دسته سوم هم شغلهايي هستند که عمرنات پتاسيم! خانمها از پس آن برنميآيند؛ مثل قصاب و راننده کاميون! و... (به دليل نياز مبرمي که اين دسته مشاغل به سبيل دارند!)
البته راننده تاکسي از اين مسئله مستثني است و خانمهاي زيادي در اجتماع هستند که به اين شغل شريف مشغولند که از جمله آنها دنيا خانم ميباشد! بزرگي در اين زمينه ميگويد: "وايسا دنيا! وايسا دنيا! من ميخوام پياده شم"! (فک کنم منظورش از بزرگ رضا صادقي باشه!)
البته فعاليت خانمها فقط در همين سه جبهه خلاصه نميشود. بلکه محل اصلي عرض اندام و به عبارت صحيحتر پوززني اين قشر آسيبپذير و مظلوم! از آقايان، عرصه علم و دانش و کنکور و دانشگاه و از اينجور حرفها است. به طوري که پيشبيني ميشود در آينده نه چندان دور نسل پسرهاي تحصيل کرده منقرض گردد.
ده سال بعد...
.
.
.
.
پسر در مراسم خواستگاري: من بيکارم، سواد هم ندارم، هيچيام ندارم ولي در عوض عاشق دخترتونم(خانم دکتر و ميگه!) و به هر قيمتي که شده ميخواهم باهاش ازدواج کنم. هر سنگي هم که بندازين جلوي پام اونو بر ميدارم!
بووووووومب!
(به دليل دلخرلش بودن ما وقع! از نشان دادن اين صحنه معذوريم!)
پسر: بابا جون گفتم سنگ رو بندازين جلو پام نه رو سرم!
پنج سال بعد از ده سال بعد...
.
.
.
گزارشگر: چيه آقا پسر چقدر خوشحالي؟ ميبينم که هووورا ميکشي!
آقا پسر: آخه نتايج کنکور اعلام شده و من در بين همهي پسرها رتبه اول رو کسب کردم!
گزارشگر: جدي! آفرين! تبريک ميگم. حالا رتبهتون چند شده؟
آقا پسر: پنجاه و سه هزار! فقط حيف که برا انتخاب رشته غير مجاز شدم!
راستي تا يادم نرفته! عرصه ورزش را هم نبايد فراموش کرد. خانمها ماشاالله در اين عرصه نيز حرفهاي زيادي براي گفتن دارند. (البته کلا هميشه خانمها حرف واسه گفتن زياد دارند!)
در همين راستا در خدمت يکي از بانوان ورزشکار و موفق اجتماع در رشته تيراندازي هستيم.
- سلام خانم! ضمن عرض تبريک به خاطر کسب مقام قهرماني در رشته تيراندازي. شما به عنوان يک زن ورزشکار موفق چه پيامي براي هم سن و سالاي خودتون دارين!
- بله! با عرض سلام، من پيام خاصي ندارم فقط همين جا از فرصت استفاده ميکنم و اين مدال رو تقديم ميکنم به پدر و مادر عزيزم. بقيه تيرهام رو هم تقديم ميکنم به خواهر شوهرم!
شايد يکي ديگر از مسايلي که باعث افزايش اشتغال بانوان در اجتماع شده است مسئله سربازي آقايون باشه و اين که خانمها با چنين مشکلي روبهرو نيستند. البته با کمي تفکر اين مشکل نيز قابل حل ميباشد. به طور مثال بنده در همين جا از فرصت استفاده ميکنم و براي حل اين مشکل از مسئولين محترم و عليالخصوص دکتر جاسبي! تقاضا مينمايم دوران خدمت سربازي را رايگان اعلام کنند! تا جوانان اين مرز و بوم راحتتر بتوانند اين دوران مقدس را سپري کنند!
بله ميفرموديم...
هم چنين تحقيقات دانشمندان نشان داده است که با زياد شدن فعاليت زن در اجتماع آمار مرگ و مير مردها به شدت افزايش خواهد يافت. چرا که مردان بيشتر تنها ميشوند و از خوشحالي سکته خواهند کرد! ضمن اين که همين دانشمندان بيکار در زمينه اشتغال زنان در اجتماع تحقيقات وسيع ديگري نيز انجام دادهاند. منتهي هنوز به نتيجهاي دست نيافتهاند!
نيازمنديهاي ... (ضميمه رايگان)!
به يک منشي مسلط به زرنگار و فوتوشاپ نيازمنديم. (ترجيحا خانم، ترجيحا با قد متوسط و چشمهاي عسلي!!)
به يک ترجيحا" خانم نيازمنديم!
به يک سوپر مارکت، جهت استخدام يک منشي خانم نيازمنديم!
خانمي هستم زيبا، جذاب، پولدار و موقر و حسابي خانوم! البته من دنبال همسر نميگردم! فقط آگهي دادم دلتون بسوزه!
آب انگور با طعم سيب رسيد!
به يک دوست ايرانسلدار نيازمنديم! ترجيحا جنس مخالف! ترجيحا طرح قرمز فعال!
منبع : گروه مبین ۸۵۷
