حرف د:
* دختر سعدي بودن (فلاني دختر سعدي است): همه جا هست جز خانه خودش. زني كه بيشتر در خانه دوست و آشناست تا خانه خودش.
* درازي شاه خانم به پهناي ماه خانم: اين به آن در.
* در تاريكي رقصيدن: در پشت سر كسي دور برداشتن و ادعاي بيجا كردن.
* در خانه مور شبنمي توفان است: براي مردم بينوا و فقير زيان كم هم قابل تحمل نيست.
* درخت پربار سنگ مي خورد: آدم دانا از سوي عوام بيشتر دچار گرفتاري و دردسر مي شود.
* دروغگو را تا در خانه‌اش: با چنين آدمي هرگز نبايد معاشرت و رفت و آمد داشت.
* دزدِ نگرفته پادشاه است
* دلاكها كه بيكار مي‌شوند سرهم را مي‌تراشند: دوستان هواي يكديگر را دارند.
* دوغ و دوشاب را يكي انگاشتن: ميان خوب و بد فرقي قايل نشدن.
* دو لنگه در را كه پهلوي هم مي گذارند براي آنست كه به درد هم بخورند: وجود دوستان بايد براي يكديگر اثر و فايده اي داشته باشد.
* دهن فلاني آستر دارد: توانايي خوردن غذاهاي داغ را دارد.
* دهن سگ هميشه باز است: آدمي تند و بد دهن، كارش همواره غيبت كردن از اين و آن است.


حرف ر:
* رو كه بدهي آستر هم مي‌خواهد: از خوشرويي سوء‌استفاده كردن.


حرف ز:
* زبان خر را خلج مي داند: (به شوخي) اين دو نفر بهتر به حال و احوال يكديگر آشنايند. 
* زبان در دهان پاسبان سر است
* ز يبماري بتر بيمارداري است
* زر بر سر پولاد نهي، نرم شود: با تكيه به قدرت پول و ثروت هر مشكلي براي انسان آسان مي‌گردد.
* زني كه جهاز ندارد اينهمه ناز ندارد: معادل جيب خالي پز عالي

 
منبع : گروه همترانه ۲۰ بهمن